ده‌نمکی پیشنهاد بازی «آنجلینا جولی» در فیلمش را نپذیرفت

مسعود دهنمکی

گروسی-سینماتوگراف:«مسعود ده‌نمکی» پیشنهاد «علی سرتیپی» برای بازی «آنجلینا جولی» در فیلم جدیدش را نپذیرفت. در پی درج اخباری در رسانه‌ها مبنی بر مذاکرات «علی سرتیپی» با مدیر برنامه‌های «آنجلینا جولی» برای حضور در ایران و بازی در یکی از فیلم‌های سینمایی، خبرنگار سینمایی فارس مطلع شد از چندی پیش اسپانسرهایی برای تامین هزینه‌های این حضور اعلام تمایل کرده بودند. این در حالی است که سرتیپی خبر این مذاکرات را بدون نام بردن از فیلمی عنوان کرده بود.بر اساس این گزارش، «علی سرتیپی» -تهیه‌کننده سینما - پیشنهاد این حضور را برای فیلم سینمایی «رسوایی» - که به تازگی به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مسعود ده‌نمکی پروانه ساخت دریافت کرده – با عوامل فیلم در میان گذاشت که ده‌نمکی با این حضور موافقت نکرد.اما در این میان، نکته جالب توجه ذوق‌زدگی برخی سینماگران و اصحاب رسانه بود که با استقبال از این خبر، حضور «آنجلینا جولی» در ایران را افتخار دانسته و برخی هم حضور این بازیگر در برخی فیلم‌ها را قطعی اعلام کردند.اما طی تماس خبرنگار سینمایی فارس با «مسعود ده‌نمکی»، وی ضمن تایید خبر ارائه شدن این پیشنهاد، گفت: در همان ابتدای امر به آقای سرتیپی عدم تمایل خودم را اعلام کردم تا به اسپانسرها منتقل کند.
 

افشگری فراستی در برنامه جمع ما:تهدید با چاقو و زیرگرفتن با ماشین برای پس گرفتن نقد!

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:«در این برنامه که از شبکه ۲ سیما پخش می شود، مجری تلویزیون از فراستی پرسید آیا تاکنون پیش آمده است که سینماگران از نقد شما ناراحت شوند؟ فراستی بدون معطلی پاسخ داد، خیلی؛ بسیاری از آنان از نقدهای من عصبانی شده اند و حتی دست به تهدید زده اند.
او با بیان اینکه "مردم از روشنفکران ، اهالی سینما و سیاسیون نقد پذیرترند"، عنوان کرد: در دو سالی که از اجرای برنامه "هفت" می گذرد جرات نکرده ام سینماگران را نقد کنم.
به گفته او "سینماگران مانند سایر روشنفکران و بسیاری از سیاسیون در کشور ما نقد پذیر نیستند و به همین دلیل در تلویزیون تنها آثار هنری را نقد می کنیم نه سینماگران را."
این منتقد سینما با ذکر چند نمونه از تهدیدات سینماگران پس از نقد آثارشان، گفت: در چند موارد تهدید تلفنی و حتی با چاقو تهدید شده ام. یکی از سینماگران هم که در تلویزیون نقد تندی درباره یکی از آثارش داشتم تهدیدم کرد در خیابان با ماشین مرا زیر می کند. 
وی درباره پاسخ به این سوال که عکس العمل شما به این تهدیدات چه بود، اظهار داشت: من گفتم که من فقط کار خودم را می کنم.
"شما در نقدهایت واقعا قصد اذیت سینماگران را نداشته‌ای؟" این هم سوال دیگر مجری بود که فراستی در جواب آن گفت: من به هیچ عنوان قصد اذیت نداشتم و تنها اثر آنان را نقد کرده ام.
آنچنان که فراستی عنوان کرد در طول دو سالی که برنامه هفت از تلویزیون پخش شده، تنها ۲ کارگردان با نقد آثارشان کنار آمده اند.
مجری برنامه هم در ادامه با بیان اینکه مردم می فهمند انتقاد یعنی چه؟، تاکید کرد سینماگران ما ظرفیت و طاقت نقد را ندارند.
قسمت جالب دیگر برنامه،‌ پخش بخشی از طنز "خنده بازار" در حضور فراستی بود که او را واداشت بگوید: از پخش برنامه های طنز این چنینی در مورد خودم ناراحت نیستم اما امیدوارم این برنامه به سوی طنزهای نازل و فیلم فارسی پیش نرود.
خنده بازار یکی از برنامه های شبکه سوم سیماست که انتقاد طنزآلود از برنامه هفت و آقای فراستی یکی از بخش های آن است.
فراستی این موضوع را که سازندگان این طنز از او اجازه گرفته اند رد و عنوان کرد: از من که اجازه ای گرفته نشد و اصولا صداوسیما از کسی اجازه نمی گیرد.
این منتقد سینما در پایان "طلا و مس" را بهترین فیلم ۲ سال اخیر سینما و "بچه های آسمان" و "شب های روشن" را بهترین فیلم های ۲۰ سال اخیر سینمای ایران دانست.
گرچه‌ گفته می شود سینماگران از قشرهای روشنفکر جامعه هستند اما باوجود تصویری که از آنان به نمایش در آمده است،‌ تحمل نقد اثرشان و نه حتی خودشان را ندارند

فیلم سینمایی «حرمان هور» به کارگردانی بهرام توکلی ساخته می‌شود

www.cinematogeraf.tkبهرام توکلی کارگردان
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:تهیه کننده فیلم سینمایی «حرمان هور» ، از پایان نگارش فیلمنامه این اثر تا اواخر آذر خبر داد. سعید سعدی، تهیه کننده سینمای ایران در تشریح این مطلب  گفت : در حال حاضر حدود یک ماه است که نگارش فیلمنامه «حرمان هور» توسط بهرام توکلی کارگردان جوان و خوش قریحه سینمای ایران آغاز شده است و پروژه به صورت تحقیق و نگارش پیش می رود .
وی افزود : هر قسمت از فیلمنامه طی برگزاری جلساتی ، با خانواده دکتر احدی ،‌راوی کتاب هماهنگ شده و نواقص و نارسایی های احتمالی آن برطرف می گردد .
وی عنوان کرد :‌ مرحله تحقیق و نگارش تا اواخر آذر ماه به اتمام می رسد و پس از آن با اندکی فاصله و استراحت، پروژه به کارگردانی بهرام توکلی از اواسط دی ماه 1390 کلید می خورد .
سعدی در ادامه افزود: پرداختن به آثار ارزشی از جمله ژانر دفاع مقدس و یا مسائل اجتماعی نیاز امروز جامعه ما است که نباید به راحتی از آن بگذریم و به گمان من یکی از اصلی ترین اهداف حوزه هنری نیز پرداختن به این مقوله مهم است .
وی در ادامه به کیفیت فیلم هایی که با محوریت آثار ارزشی تولید می شود اشاره کرد و افزود: به نظر من اگر تحقیق و پژوهش در زمینه ساخت آثار ارزشی درست صورت بگیرد و علاوه بر آن فیلمنامه های خوبی نوشته شود و بر روی این فیلمنامه ها سرمایه گذاری درستی انجام شود که در نهایت با آثار خوبی روبرو شویم کاری بسیار ارزشمند است که حوزه هنری با توانی که دارد به خوبی از پس آن بر می آید.
این تهیه کننده سینما در پایان گفت : از آنجایی که حوزه هنری رغبت بسیار زیادی به ساخت این فیلم با توجه به درون مایه جالب آن دارد ،‌ و تا کنون از هیچ حمایتی فروگذار نکرده است ، پیش بینی می شود که «حرمان هور» به اثری فاخر و ماندگار تبدیل گردد .

تلویزیون کابلی در راه است

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:معاون توسعه و فناوری رسانه سازمان صدا و سیما گفت: با پایان یافتن آزمایش میدانی ایجاد شبکه کابلی پیشرفته در تهران بزودی شبکه کابلی( IPTV ) به مردم تقدیم خواهد شد.آقای علی عسکری در حاشیه بازدید از نمایشگاه فناوری دیجیتال افزود: درچهار پنج سال گذشته روی این فناوری کار کردیم و اخیرا به نقطه ای رسیده ایم که خوشبختانه با همکاری مشترک مخابرات ایران ازمایش میدانی آن را داریم انجام می دهیم.وی با بیان اینکه امروز، عصر ارتباطات و رسانه است و رقابت سنگینی بین رسانه ها جریان دارد و فناوری دیجیتال رسانه های جهان را متحول کرده است گفت: حوزه فنی سازمان صدا و سیما تمام جنبه های مختلف تحولات فناوری را رصد و تحقیق و تحلیل و سعی می کند خود را همپای تحولات دنیا جلو ببرد و در این نمایشگاه هم با چند نوآوری شرکت کرده است.آقای عسکری افزود: چند پلت فرم اساسی درجهان وجود دارد، یکی پلت فرم تلویزیون زمینی است که از سال گذشته انتشار این شیوه را آغاز کرده ایم و بیستمین مرکز استان چند روز پیش افتتاح شد و بیش از 33 میلیون نفر از هموطنان می توانند از آن استفاده کنند، این تکنولوژی است که در سال گذشته به عنوان یک نوآوری به طور نمونه در این نمایشگاه مطرح شده بود اما امسال شاهد بهره برداری از آن هستیم.معاون توسعه و فناوری رسانه ملی گفت: یکی دیگر از فناوری ها موضوع انتشار از طریق ماهواره است که به علت ممنوعیت ماهواره درحال حاضر انتشار برای مردم را نداریم اما در بالاترین سطوح ما بر تکنولوژی و فناوری دیجیتال ماهواره ای تسلط داریم و از آن در سیگنال رسانه ای خود استفاده می کنیم و شاید بیشترین حجم استعداد ملی ما در زمینه ماهواره ها در صدا و سیما امروز وجود دارد و ما داریم از آن استفاده و با بیش از 12 شبکه و ساختار ماهواره ای جهان همکاری می کنیم.آقای عسکری افزود: همه شبکه های رادیویی در تهران که حدود 20 شبکه هستند از آنالوگ به دیجیتال کوچ کرده اند.وی گفت: معاونت صدا رسانه ملی یکی از پیشرفته ترین و وسیع ترین ساختارهای رادیویی جهان را داراست و تمام آن به دیجیتال تبدیل شده و حتی آرشیو دیجیتال آن هم راه اندازی شده است و علاوه بر آن پخش رادیوها در 30 استان و شبکه های رادیویی برون مرزی از آنالوگ به دیجیتال تغییر یافته است.معاون توسعه و فناوری سازمان صداو سیما افزود: در زمینه ایجاد شبکه های رادیو تلویزیون روی اینترنت هم اقداماتی شده که هم ایران صدا را داریم که یک وب کست و در واقع رادیو بر بستر اینترنت است وهمچنین شبکه هایی مانند لبیک و قدس در اینترنت داریم.

مهرجويي «نارنجی پوش» را در دو فاز جلوي دوربين مي‌برد

خبرگزاری فارس: مهرجويي «نارنجی پوش» را در دو فاز جلوي دوربين مي‌برد

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:پیش تولید جدیدترین ساخته «داریوش مهرجویی» با نام «نارنجی پوش» آغاز شد، فیلم در دو فاز مستند و داستانی فیلمبرداری خواهد شد و نیمه مهرماه جلوی دوربین می‌رود.

رضا درمیشیان مجری طرح در گفت و گوئی گفت: آغاز پروژه جدید «داریوش مهرجویی» گفت: یکی از ویژگی‌های فیلم سینمایی «نارنجی‌پوش» که آقای مهرجویی به آن توجه خاصی دارد بافت شهری تهران است. فیلم در لوکیشن‌های پراکنده فیلمبرداری خواهد شد و پراکندگی لوکیشن‌ها به‌گونه‌ای است که از شمالی‌ترین نقاط شهر تهران تا جنوبی‌ترین خیابان‌های شهر را در برمی‌گیرد.
وی در ادامه افزود : دو هفته است که پیش تولید «نارنجی پوش» را آغاز کرده‌ایم. فیلمبرداری این فیلم دو فاز دارد. فاز اول مربوط به بخش مستند آن است که از هفته آینده آغاز خواهد شد. فاز دوم هم که بخش داستانی است از نیمه مهرماه شروع می شود.
درمیشیان در ادامه با اشاره به مضمون اجتماعی فیلم گفت: «نارنجی پوش» نوشته مشترک آقای مهرجویی و خانم وحیده محمدی‌فر بر اساس طرحی از وحیده محمدی‌فر است. داستان تحول یک عکاس که تلاش دارد با پاکیزگی محیط اطراف، به تطهیر روح و روان خود بپردازد و به پاکیزگی روح دست یابد، را روایت می‌کند.
وی در خاتمه افزود: از آنجا که «نارنجی پوش» یک فیلم شهری است، بخش اعظم لوکیشن‌های آن خارجی و در خیابان‌های مختلف شهر تهران فیلمبرداری می‌شود. درصد کمی از «نارنجی‌پوش» هم در شمال کشور فیلمبرداری خواهد شد.
«داریوش مهرجویی» با ساخت فیلم تحسین شده «آسمان محبوب» سال گذشته در جشنواره فیلم فجر شرکت کرد و توانست جوایزی را از دو بخش بین‌المللی و داخلی جشنواره از آن خود سازد.

نيوشا ضيغمي: بازيگران مراقب رفتار خود باشند/ما مديون شهدا هستيم

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:نيوشا ضيغمي بازيگر سينما و تلويزيون گفت: برای ادای دین به همراه همکارانم به مزار گلزار شهدای یزد رفتم. نیوشا ضیغمی بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگو با باشگاه خبرنگاران افزود: به مناسبت هفته دفاع مقدس من به همراه همکارانم پنج شنبه شب هفته گذشته به گلزار شهدای یزد رفته و با عشقی که از شهدا و نسبت به آن ها داشتم، دیدار آن ها را کمترین کار دانستم.
وی افزود: همزمان با حضور ما در گلزار شهدای یزد، خانواده های این عزیزان نیز آنجا حضور داشتند و ما با آنها دیدار داشتیم.

ضيغمي ضمن بیان این مطلب که آرامش امروز جامعه را همگی مدیون شهدای عزیزمان هستیم، اظهار داشت: آن هایی که عکس هایی از من و همکارانم بر مزار شهدا مونتاژ و منتشر كردند، بدانند که با روح بزرگ خانواده های این عزیزان بازی کردند.

ضیغمی بیان کرد: اگر این یک مسئله شخصی بود از آن می گذشتم ولی این ها حق شوخی با خانواده های بزرگوار شهدا را نداشتند.

این هنرمند ادامه داد: ما بازیگران هر لحظه باید مراقب رفتار و حرکات خود در اجتماع باشیم و نمی دانم چرا برخی از نشریات زرد برای فروش خود دست به این کارها می زنند.

ضیغمی با بیان اینکه من انجام هرگونه اقدام توهين آميز در مزار شهدا و عکسهاي مربوط به آن را تکذیب می کنم، تصریح کرد: هر کدام از این خانواده ها چندین شهید داده و متاسفم که عده ای آمده و با حریم خصوصی ما بازی کردند و این آسیب را وارد جامعه و در اصل اینها به شهدای ما توهین کردند.

وی خاطرنشان کرد: وظیفه رسانه صداقت و آگاهی است و متاسفم برای اینکه بعضی ها به دنبال ایجاد جریان های مثبت نبوده و به خاطر پول، شرافت و دین خود را می فروشند.

ده‌نمكي «اخراجي‌ها۴» را قطعاً مي‌سازد

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:«مسعود ده‌نمكي» قصددارد جديدترين فيلم سينمايي خود را با يكي از دو نام «اخراجي‌ها۴» ويا «رسوايي» بسازد.

به گزارش فارس،‌ «مسعود ده‌نمكي» قصد دارد جديدترين فيلم سينمايي خود را پس از دريافت پروانه ساخت بسازد.

بر اساس اين گزارش، اين فيلم كه با دو نام «اخراجي‌ها۴» و «رسوايي» در بانك فيلم‌نامه ثبت شده است، طي روزهاي آينده براي دريافت پروانه ساخت به شوراي صدور پروانه ساخت ارائه مي‌شود.

ده‌نمكي با نظرسنجي كه اخيراً مطرح كرده، يكي از دو نام «اخراجي‌ها۴» و يا «رسوايي» را براي فيلمش انتخاب مي‌كند.
هم‌اكنون فيلم‌نامه اين فيلم كه مضموني اجتماعي دارد، آماده است.

مسعود ده‌نمكي ساخت سه‌گانه سينمايي اخراجي‌ها و سريال «دارا و ندار» را در كارنامه هنري خود به ثبت رسانده است.

«اخراجي‌ها۳» آخرين فيلم ده‌نمكي هم‌اكنون در شبكه نمايش خانگي با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده است.

سلسله ای از اتفاقات غیرقابل درک«زندگی با چشمان بسته» ساخته رسول صدرعاملی

ترانه علیدوستی-سینماتوگراف

مجتبی گروسی-سینماتوگراف«زندگی با چشمان بسته» فیلم تلخی است و تصویرگر روابط سرد و بی روح و غیر اخلاقی میان آدمهاست. صدرعاملی نگاه مأیوس و ناامید خود به جامعه ای که به زعم او در سراشیبی انحطاط است را در فیلمی که می توانست فیلم خوبی باشد بازتاب می دهد. «زندگی با چشمان بسته» از آن فیلمهایی است که اگر کاستی های فیلمنامه اش برطرف می شد توانایی ماندگاری در تاریخ سینمای ایران را داشت. اما ضعف در اصلی ترین عنصر تشکیل دهنده یک فیلم یعنی فیلمنامه مانع این اتفاق شده است . داستان فیلم سوژه جالب و بدیعی است. خواهر و برادری به دلیل سفر کاری درازمدت برادر از هم دور می شوند و خواهر به سبب تنهایی و خلأ ایجاد شده ناشی از فقدان برادر و اخراج از دانشگاه(محدودیت جامعه) و مانع شدن پدراز ادامه تحصیل او(محدودیت از سوی خانواده) پیامدهای ناخوشایندی را تجربه می کند.فضای فیلم صدر عاملی به شدت تیره و تاریک است و حس ناامیدی از آینده و تجسمی از یک برزخ زمینی را القاء می کند. فیلم هر قدر که جلوتر میرود روند تباهی جامعه و خانواده نمود بیشتری می یابد. مادر، پدر، دختر بدون پشتوانه و زمینه چینی قبلی و بدون اینکه دلیل مشخصی بر آن اقامه شود در سراشیبی زوال و انحطاط نشان داده می شوند.فیلمنامه محمود اربابی گرچه از جذابیت ها و قابلیتهای زیادی در طرح اولیه و داستان برخوردار است اما بازبینی ها و جرح و تعدیلهای متعدد، منافذ و گره های ساختاری و دراماتیک ذاتی فیلم را شدت بخشیده که از قوام و قدرت خیره کننده کارگردان در تولید این اثر می کاهد. صدرعاملی همچنان از دغدغه خود که همانا چرخه زندگی دختران جوان جامعه ماست دور نشده و پس از سه گانه های خود اینبار در «زندگی با چشمان بسته» هم نگاهی جامعه شناسانه و موشکافانه به جریان زیست نسلی دارد که به عقیده او با بی بصیرتی های نسل گذشته ظلمی بزرگ به آنها روا داشته شده.تماشاگر سینما به عنوان مخاطب اثر از ابتدا به دنبال این است که بداند داستان از چه قرار است اما گذر سریع و بی منطق فیلم از اخراج پرستو از دانشگاه سبب ساز ابهامات فراوانی است. شاید نماهای اولیه فیلم از پرستو و دوستش که نشان از بازیگوشی ذاتی او دارد ارجاعی برای دلیل ناسازگازی او و اخراجش از دانشگاه محسوب شود اما گذر اینگونه از مقطع حساسی از داستان تماشاگر را گیج می کند انگار که تقطیعی در داستان ایجاد شده که فیلم نمی بایست از آن بی دلیل گذر می کرد. تماشاگر بارها با روند پرداخت نشده داستان اذیت می شود. شخصیتهای متعددی که پشت سر هم می آیند و معرفی درستی نمی شوند مثل زنان مقدم که یکی از مرض وسواس رنج می برد و ربط آن با قصه مشخص نیست و دیگری که پرداخت مناسب تری دارد اما باز هم آمد و رفت های گاه و بیگاهش در فیلم در خدمت داستان به نظر نمی رسد. مقدم نیز حضوری گاه به گاه همچون روحی سرگردان دارد و معلوم نیست چرا یکی از مهمترین کاراکترهای فیلم که نقش مهمی می تواند در بروز دراماتیک داستان داشته باشد از شخصیت پردازی کمرنگ و بی اثری برخوردار است.«زندگی با چشمان بسته» داستان دختری است که در گرداب بد اخلاقی های جامعه گرفتار می شود اما فیلم می کوشد در پایان او را برخلاف آنچه مخاطب در طول فیلم شاهد آنست غسل تعمید دهد. پرستو در فرآیندی فداکارانه به خاطر دوستش که در پی فرزندی است که دو سال از تولد آن می گذرد به عقد موقت «مقدم» در می آید. عملی که برای مخاطب اصلاً توجیه پذیر نیست. فیلم پر است از اتفاقات غیر قابل درک اینچنینی مثل "اخراج بی دلیل پرستو از دانشگاه" "ممانعت عجیب پدرش از ادامه تحصیل او" در حالی که شخصیتی که از مادر و پدر در فیلم نشان داده می شود آدمهایی آرام و منطقی هستند که هیچ افراطی در برخوردشان ن با پرستو رادر فیلم شاهد نیستسم. صحنه ای هم که پدر به قصد کشتن دخترش در تردید است بازهم با شخصیت پدر و مادر همخوانی ندارد. انفعال پدر و مادر در تمام لحظات فیلم بر خلاف شخصیتی که از آنها ترسیم می شود و آنها را انسانهای خوب ، آرام و مذهبی به تصویر می کشد تماشاچی را آزار می دهد.تنها فعل پدر در برار دخترش در فیلم تصمیم افراط گونه و هیسترک او برای کشتن پرستواست که بعدا در دیالوگی رو به پسرش از توافق مادر با این عمل خبر می دهد. پدر و مادر پرستو از هیچگونه تعامل منفی در برخورد با دخترشان برخوردار نیستند و اینکه چرا پدر مانع ادامه تحصیل دخترش شده در فیلم جا نمی افتد.بزرگترین سؤال فیلم در رویه روسپی گونه دختر و آمد و شدهای شبانه اش با مردان متعدد برای مخاطب ایجاد می شود. اصولا دلیل این رویکرد پرستو چه چیزی می تواند باشد؟ لجاجت با پدر به خاطر مانع تراشی برای ادامه تحصیلش دلیل قانع کننده ای برای تظاهر به روسپی گری یک دختر ایرانی در یک خانواده سنتی ایده آل از طبقه متوسط شهری نیست. با استثناها کار نداریم اما حتی محیط محله ای هم که پرستو در آن زندگی می کند زمینه چنین رویکردی را نشان نمی دهد. تظاهر به روسپیگری پرستو چه در حد ادا و اطوار و از روی لجاجت با پدر باشد و جه از روی روحیه بازیگوشش و چه به دلیل ذات لذت جوی او پایه عقلی محکمی ندارد. پرستو نه دختری فراری است و نه دلایل رویکردی اینچنینی برایش در فیلم به تصویر درآمده.
بهترین و معقولترین شخصیت در فیلم «زندگی با چشمان بسته» برادر «پرستو» است و اتفاقا دقیقترین صحنه ها و سکانسها هم متعلق به حضور اوست. «علی» ورودش در فیلم به موقع است و به روند دراماتیک فیلم بسیار کمک می کند. اتفاقا از زمان ورود او تماشاگر نفس راحتی می کشد برای اینکه انتظار می رود داستان با ورود علی روند درست و بسامانی بگیرد.عکس العمل علی در قبال خواهرش برخلاف رویه پدر و مادر منفعلانه نیست. صبر و متانت او در مواجهه با واقعیت خواهرش برای مخاطب قابل درک است و شخصیت، قابلیت همذات پنداری تماشاگر با خود را دارد. سلوک علی در مواجهه با مسئله خواهرش تا پایان فیلم که مرگ او رقم می خورد فرازهایی قابل دفاع از فیلم «صدر عاملی» است.
دیالوگها در «زندگی با چشمان بسته» در برخی مواقع به فیلمهای مسعود کیمیایی پهلو می زند و حضور پولاد کیمیایی نیز به این تداعی مدد می رساند هرچند پولاد بر خلاف فیلمهای پدرش بازی قابل قبولی در فیلم صدرعاملی از خود نشان می دهد و پس از کاراکتر علی اوست که از شخصیت پرداخت شده تر و شناخته شده تری در فیلم برخوردار است.اصلاحات فیلم نیز به گنگی و ابهام فیلمنامه افزوده است. همایون ارشادی فقط چند ثانیه از فیلم دیده می شود و بریده شدن بعضی از نماها در فیلم بر گنگی فیلمنامه می افزاید.
کارگردانی قوی و قابل دفاع رسول صدر عاملی هم نتوانسته پوششی بر ضعفهای فیلمنامه باشد ودر نهایت فقط یک ایده خوب با پرداختی نامناسب در کنار نکات فنی قابل دفاع فیلم مثل نور و فیلمبرداری می ماند که از «زندگی با چشمان بسته» به رقم تمام ظرفیت هایش فیلمی متوسط ساخته است.

تقدير از رضا ميركريمي و داوري چهره‌هاي سرشناس سينمايي در جشنواره فيلم رويش

 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:كارگردان فيلم سينمايي «يه حبه قند» در هفتمين دوره جشنواره فيلم‌هاي ديني رويش تقدير خواهد شد و همچنين چهره‌هاي سرشناس سينمايي در جمع داوران اين جشنواره حضور پيدا مي‌كنند

به گزارش روابط عمومی هفتمين دوره جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ديني رويش، نشست خبري اين جشنواره صبح دوشنبه 21 شهريورماه همزمان با روز ملي سينما در حوزه هنري برگزار شد. سهيل جهان‌بيگلري دبير جشنواره و رئيس سازمان سينمايي سوره، سيدجواد رفایی مدير حوزه هنري استان خراسان رضوي، حبيب ايل‌بيگي مدير کل روابط عمومي حوزه هنري و فريد فرخنده‌كيش مدير اجرايي جشنواره در اين نشست خبري حاضر شدند و توضيحاتي را ارائه كردند.ايل‌بيگي: مسئوليت برپايي جشنواره به سازمان سينمايي سوره واگذار شدحبيب ايل‌بيگي مدير کل روابط عمومي حوزه هنري در ابتداي نشست خبري هفتمين جشنواره فيلم كوتاه ديني رويش با تبريك روز ملي سينما گفت: «روز ملي سينما را به اهالي سينما و خبرنگاراني كه براي سينما زحمت مي‌كشند تبريك مي‌گويم و اميدوار هستم مسئولان سينمايي هم به نقش خبرنگاران در سينما توجه داشته باشند و در روز ملي سينما از اين گروه تقدير كنند.»

او با اشاره به جشنواره رويش گفت: «اين جشنواره، تنها جشنواره فيلم‌هاي ديني در كشور است كه در تاريخ تعيين شده در مشهد مقدس برگزار خواهد شد.»
ايل‌بيگي ادامه داد: «در سال‌هاي گذشته اين جشنواره در حوزه اداره كل امور استان‌ها برگزار مي‌شد و دبيري آن برعهده مجيد مصلحي بود. اما با توجه به سياست‌هاي جديد حوزه هنري و حضور سهيل جهان‌بيگلري در سازمان سينمايي سوره برگزاري جشنواره به اين سازمان واگذار شده است.»
 
بيگلري: 60 فيلم از 10 كشور در بخش بيداري اسلامي حضور دارد
 
دبير هفتمين دوره جشنواره رويش در ابتداي سخنان خود با اشاره به تاريخ برگزاري جشنواره گفت: «هفتمين جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ديني رويش از 29 مهرماه تا دوم آبان‌ماه در مشهد برگزار خواهد شد. سالن سينماي آفريقا به همراه سالن يكي از دانشگاه‌هاي مشهد محل برگزاري جشنواره خواهد بود. برگزاركنندگان شش دوره جشنواره تلاش بسيار زيادي در اين سال‌ها متحمل شده‌اند. اين جشنواره زمينه‌اي براي پرداخت بهتر به موضوعات ديني را در فيلم كوتاه فراهم كرده است.»
او درباره بخش‌هاي مختلف جشنواره گفت: «قسمت مسابقه جشنواره داراي سه بخش داستاني، مستند و پويانمايي است. براي هر بخش چهار جايزه در نظر گرفته‌ايم كه سه جايزه به بخش تخصصي سينمايي و مضموني اختصاص يافته كه شامل لوح و دو و نيم ميليون تومان جايزه نقدي ست و جايزه ديگر اين بخش جايزه بهترين فيلم است كه تنديس و لوح جشنواره و چهار ميليون تومان را شامل مي‌شود.»
جهان‌بيگلري ادامه داد: «دو جايزه ديگر هم وجود دارد كه جايزه ويژه هيات داوران را شامل مي‌شود و مبلغ نقدي آن دو و نيم ميليون تومان است. جايزه ديگر به موضوع جهاد اقتصادي بازمي‌گردد، در اين بخش هم جايزه نقدي دو و نيم ميليون توماني و لوح اهدا خواهد شد.»
او با اشاره به بخش ويژه بيداري اسلامي گفت: «با توجه به بيداري اسلامي كه در كشورهاي منطقه اتفاق افتاده، بخشي هم به فيلم‌هايي با اين موضوع اختصاص يافته است. وظيفه ما بازگويي مسائلي بود كه در اين مدت در كشورهاي عربي رخ داد. استقبال بسيار خوبي از اين بخش صورت گرفت و 60 فيلم از 10 كشور جهان شامل مصر، تركيه، بحرين، لبنان، فلسطين، فرانسه، آمريكا، سوئد، افغانستان و عراق دريافت كرده‌ايم. از ايران هم آثار خوبي داريم كه بنا به قوانين جشنواره فيلم‌هاي ايراني مي‌تواند يك سوم آثار ديگر كشورها باشد.»
 
تقدير از ميركريمي
 
دبير جشنواره رويش درباره تقدير از سينماگران و داوران اين دوره از جشنواره گفت: «يكي از برنامه‌هاي ما در جشنواره رويش تقدير از شخصيت ارزشمندي ست كه از آثار كوتاه خود تا فيلم‌هاي سينمايي‌اش موضوعات ديني را مورد توجه قرار داده و امسال سيدرضا ميركريمي به عنوان فيلمسازي كه آثارش اين ويژگي‌ها را در خود دارد انتخاب شده است.»
او ادامه داد: «هيئت داوران اين دوره از جشنواره شامل مجتبي راعي، سيدرضا ميركريمي، حسن برزيده، محمدرضا سكوت و سعيد توكليان است.اسامي دو تن ديگر از اعضاي هيات داوري به زودی اعلام مي شود.»
جهان‌بيگلري گفت: «در حاشيه نمايش فيلم‌ها و در جريان برگزاري جشنواره نشست‌هاي نقد و بررسي فيلم‌ها برگزار خواهد شد و به اين ترتيب ارتباطي میان فيلمسازان بخش تجربي و مسابقه به وجود مي‌آيد. امسال تلاش مي‌كنيم غير از كارگردانان آثاري كه پذيرفته شده‌اند زمينه حضور ديگر عوامل فيلم‌ها نيز در مشهد به وجود آيد.»
او درباره برگزاري جشنواره در شهرستان‌ها گفت: «در سال‌‌هاي گذشته همزمان با برپايي جشنواره در مشهد ساير استان‌ها نيز ميزبان آثار بودند كه امسال براساس برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته بعد از پايان كار جشنواره در شهر مقدس مشهد هفته‌هاي نمايش فيلم جشنواره در شهرها و استان‌هاي مختلف خواهيم داشت.»
 
رفایی: نگاه به موضوعات ديني در فيلم كوتاه عميق‌تر شده است
 
سيدجواد رفایی مدير حوزه هنري استان خراسان رضوي درباره برگزاري جشنواره فيلم رويش در مشهد گفت: «مشهد مقدس پايتخت معنوي ايران اسلامي است و حرم امام رضا(ع) منبع الهام براي هنرمندان و به خصوص فيلمسازاني ست كه در آن جا حضور پيدا مي‌كنند. شهر مشهد خاستگاه جشنواره رويش بوده است و در شش دوره‌اي كه جشنواره در مشهد برگزار شده همه امكانات حوزه هنري اين استان و مجموعه‌هاي فرهنگي در اختيار جشنواره قرار داشته است.»
او با نگاهي به كيفيت فيلم‌هاي جشنواره گفت: «در اين شش سال شاهد رشد كيفي قابل توجه آثار در جشنواره بوده‌ايم. در اين شش دوره چندین پژوهش عميق در مورد سينماي ديني صورت گرفته و كتاب‌هايي با اين موضوع منتشر شده است. اكنون شاهد عميق‌تر شدن نگاه فيلمسازان در جريان توليد آثار ديني هستيم.»
رفایی افزود: «فيلم‌هايي كه در جشنواره رويش جايزه دريافت كرده‌اند اغلب در جشنواره‌هاي مختلف ايراني و خارجي نيز مورد توجه قرار گرفته‌اند كه از آن جمله مي‌توان به فيلم «شير تلخ» اشاره كرد، اين فيلم در جشن اخير فيلم كوتاه خانه سينما جايزه كارگرداني گرفت و در جشنواره فيلم كيش نيز موفقيت به دست آورد.»
مدير حوزه هنري خراسان رضوي گفت: «جشنواره فيلم رويش حركتي در سينماي ديني ايران به وجود آورده است و اميدواريم در سال‌‌هاي آينده شاهد برگزاري بين‌المللي آن باشيم.» او همچنين خبر از انتشار كتابي با عنوان «مناسبات قدرت در سينما» كه به نقش سازمان‌هاي مختلف در توليدات سينمايي مي‌پردازد، اشاره كرد.
 
فرخنده‌كيش:493 اثر به دبيرخانه جشنواره ارائه شده است
 
مديراجرايي جشنواره در مورد فيلم‌هايي كه به هفتمين دوره اين رويداد سينمايي ارائه شده است، گفت: «در دوره‌هاي قبل برگزاركنندگان جشنواره زحمات زيادي كشيده‌اند تا به دوره هفتم رسيديم. تاكنون 493 فيلم كوتاه ديني به دبيرخانه جشنواره رسيده است كه 10 درصدآثار شامل 50 اثر پويانمايي، 40 درصد، شامل 197 اثر مستند و 50 درصد،شامل 246 فيلم داستاني ست.»
او گفت: «به دليل زمان كوتاهي كه براي ارائه آثار وجود داشت و درخواست فيلمسازان براي تمديد اين مهلت، زمان ارائه آثار تا 30 شهريورماه تمديد شده است. هيئت انتخاب جشنواره از اوايل هفته آينده كار بررسي فيلم‌ها را آغاز مي‌كنند و در تاريخ نهم مهرماه اسامي آثار پذيرفته شده اعلام خواهد شد.»
فرخنده‌كيش گفت: «دو كتاب با موضوع جشنواره منتشر خواهد. يكي از اهداف جشنواره فيلم رويش پژوهش بوده است كه امسال هم تلاش شده اين نگاه ادامه پيدا كند و دو كتاب قابل استفاده به مجموعه كتاب‌هاي سينمايي اضافه شود.»
او گفت:‌ »از آنجا كه حيات هر جشنواره به توليداتي كه با موضوع آن صورت مي‌گيرد وابسته است، پيشنهاد راه‌اندازي صندوقي حمايتي از آثار كوتاه ديني مطرح شده است كه اميدواريم به اين واسطه شاهد استمرار توليدات با اين موضوع باشيم.»
 
بيگلري: جشنواره سال بعد بين‌المللي مي‌شود
 
دبير جشنواره فيلم كوتاه ديني رويش در پاسخ به سئوالي درباره تعريفي كه از سينماي ديني وجود دارد، گفت: «در حوزه سينما از توليدات ديني تعاريف زيادي وجود دارد. با توجه به روندي كه جشنواره فيلم رويش به عنوان تنها جشنواره موضوعي ديني كشور و حتي منطقه داشته نگاه‌ها به فيلم‌‌هاي ديني عميق‌تر شده است و فيلمسازان تجربيات خود را از حوزه دين و مذهب نمودار مي‌كنند. فيلم ديني در تعريف كلي ترويج خوبي شايسته ها و تقبيح بدي،پليدي و ناشايسته ها و روايتگر سفر معنوي فيلمساز و شرح روايت اوليا الله است.»
او گفت: «ما به دنبال نگاهي به فيلم‌هاي ديني هستيم كه از سطح اين تعاريف گذشته و عميق‌تر به موضوعات بپردازد.»
جهان‌بيگلري درباره سئوالي كه به تقدير از رضا ميركريمي اشاره داشت، گفت: «امور جشنواره‌هاي وزارت ارشاد بايد دقت‌نظر بيشتري در مورد جشنواره‌ها داشته باشد تا شاهد تداخل زماني نشويم. امسال شروع جشنواره رويش با پايان كار جشنواره فيلم كوتاه تهران همزمان شده و از آنجا كه فراخوان جشنواره از مدت‌ها قبل منتشر شده بود امكان تغيير اين زمان وجود نداشت.»
او افزود: «نگاه به تقدير از آقاي ميركريمي به آثار ديني ايشان بازمي‌گردد و نوع تقدير ما متفاوت از ساير جشنواره‌هاست.»
او در پاسخ به سوال ديگري در مورد تغييرات جشنواره پس از واگذاري به سازمان سينمايي سوره گفت: «تلاش ما بر اين بوده به قوانين جشنواره پايبند باشيم و تغييري در اين زمينه به وجود نياوريم، اما تغييراتي اصلي‌تر را در دوره بعدي جشنواره شاهد خواهيم بود. يكي از اين تغييرات حضور گسترده‌تر رسانه‌ها در اين دوره از جشنواره است.»
دبير جشنواره یادآورشد: «شوراي سياست‌گذاري جشنواره در تلاش است براساس برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته زمينه برگزاري بين‌المللي جشنواره را به وجود آورد. با توجه به تجربه‌اي كه در زمينه آثار بيداري اسلامي داشتيم، توليداتي از ساير كشورها با موضوع فيلم‌‌هاي كوتاه ديني خواهيم داشت.»
او در پایان تاکید کرد: «توليد فيلم با موضوع ديني نيازمند حمايت است، همان طور كه 20 اثر در زمينه خرمشهر در دست ساخت داريم، به توليدات فيلم‌هاي كوتاه ديني نيز توجه مي‌كنيم. همچنين شبكه اول سيما همواره همراه جشنواره رويش بوده و لازم است از اين همراهي تقدير كنيم.»
رئيس سازمان سينمايي سوره همچنين اظهار اميدواري كرد در دوره بعدي جشنواره فيلم فجر دو فيلم از توليدات حوزه هنري حضور داشته باشند.

«جدایی نادر از سیمین» در صدر نامزدهای آسیاپاسیفیک قرار گرفت

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:  اسامی نامزدهای جوایز جشنواره امسال آسیا پاسیفیک، در حالی اعلام شده که فیلم به گزارش سایت سینمایی اسکرین دیلی، برگزارکنندگان جشنواره امسال آسیا پاسیفیک نامزدهای این دوره از رقابت‌ها را در حالی اعلام کرده‌اند که دو فیلم ایرانی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی «اصغر فرهادی» و «خداحافظ» به کارگردانی «محمد رسول‌اف» با نامزدی در بیشترین بخش‌ها، در صدر دیگر نامزدها ایستاده‌اند.
اسامی کامل نامزدهای جشنواره امسال به شرح زیر است:
در بخش بهترین فیلم سال:
فیلم ایرانی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی «اصغر فرهادی»
فیلم «به گلوله‌های اجازه پرواز بده» به کارگردانی «ما که»، «آلبرت لی»، «یین هومبر»، «باربی تانگ» و ژائو هایچنگ» محصول مشترک هنگ‌کنگ و چین
فیلم ایرانی «خداحافظ» به کارگردانی «محمد رسولف»
فیلم «روزی روزگاری در آناتولی» به کارگردانی «زینب اوزباتور آتاکان»، «میرسد پوریواتارا»، «عدی آریکان»، «ابراهیم شاهین»،؛ «موگه کولات»، «مورات آکدیلک» و «نوری بیلگه سیلان» محصول مشترک ترکیه، بوسنی و هرزگوین
فیلم هندی «طراحان ازدواج» به کارگردانی «آیدین چوپرا»
 در بخش بهترین کارگردانی:
فیلم ایرانی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی «اصغر فرهادی»
فیلم «روزی روزگاری در آناتولی» به کارگردانی «نوری بیلگه سیلان» محصول ترکیه، بوسنی و هرزگوین
فیلم ایرانی «خداحافظ» به کارگردانی «محمد رسولف»
فیلم «به گلوله‌های اجازه پرواز بده» به کارگردانی «ما که»، «آلبرت لی»، «یین هومبر»، «باربی تانگ» و ژائو هایچنگ» محصول مشترک هنگ‌کنگ و چین
فیلم کره‌ای «دریای زرد» به کارگردانی «نا هونگ-جین»
در بخش بهترین بازیگر نقش اول زن:
«جودی دیویس» برای بازی در فیلم استرالیایی «چشم طوفان»
«ناهید الصبای» برای بازی در فیلم مصری «قاهره ۶۷۸»
«نادژدا مارکینا» برای بازی در فیلم روسی «النا»
«لیلا زارغ» برای بازی در فیلم ایرانی «خداحافظ»
«شایسته ایرانی» برای بازی در فیلم ایرانی «آیینه‌های روبرو»
در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد:
«پیمان معاندی» برای بازی در فیلم ایرانی «جدایی نادر از سیمین»
«ونگ بائوکیانگ» برای بازی در فیلم چینی «آقای درخت»
«ساسون گابای» برای بازی در فیلم اسرائیلی «استرداد»
«فا آفیائولا ساگوته» برای بازی در فیلم نیوزیلندی «سخنران»
«دنیل کونورز» برای بازی در فیلم استرالیایی «توملا»
در بخش بهترین فیلمنامه:
 «یون سونگ_هیون» برای فیلم کره‌ای «شب پراز غم»
«دنیس اوسوکین» برای فیلم روسی «ارواح خاموش» 
«الکسی بالابانکوف» برای فیلم روسی «استوکر»
«اصغر فرهادی» برای فیلم ایرانی «جدایی نادر از سیمین»
«ایرکان کسال»، «ایبرو سیلان» و «نوری بیلگه سیلان» برای فیلم «روزی روزگاری در آناتولی» از کشورهای ترکیه و بوسنی و هرزگوین
 در بخش بهترین فیلمبرداری:
«ولدمیر باشتا» برای فیلم روسی «سنگر برست»
«یوری کلیمنکو» برای فیلم روسی «حاشیه»
«مارک لی پینگ بین» برای فیلم ژاپنی «جنگل نروژی»
«سونتار گیال» برای فیلم چینی تبتی «سگ پیر»
«گوخان تیریاکی» برای فیلم «روزی روزگاری در آناتولی» از ترکیه و بوسنی هرزگوین
در بخش بهترین مستند سینمایی:
فیلم «امین» به کارگردانی «شاهین پرهامی» محصول مشترک کشورهای ایران، کره، کانادا و اکراین
فیلم «باخمارو» به کارگردانی «آنا دیزیاپشیپا» و «هینو دکرت» محصول مشترک کشورهای گرجستان و آلمان
فیلم «من ۵۰ گوسفند داشتم» به کارگردانی «مریم ابراهیمی» محصول مشترک کشورهای سوئد، ژاپن و آمریکا
فیلم «پسر ماراتون» به کارگردانی «گما آتوال» و «مت نورمن» محصول مشترک هند و بریتانیا
فیلم «ساری صورتی» به کارگردانی «آمبر لطیف» محصول مشترک کشورهای هند و بریتانیا

آلزايمر؛ دوگانه عشق و واقعیت

 
  مجتبی گروسی-سینماتوگراف1- "آلزایمر" روایت زندگی زنی به نام آسیه است که از 20 سال پیش، هنوز مرگ شوهرش امیر قاسم در یک واقعه انفجار را باور نکرده. پس از آن واقعه آقا نعمت، برادر شوهرش او را به عقد خود در آورده بود ولی آسیه که مرگ همسرش را باور نکرده، خود را به دیوانگی زده و به آسایشگاه بیماران روانی رفته بود.

حالا پس از 20 سال در حالی که خانواده هنوز می‏خواهد برای امیرقاسم، سالگرد ترحیم برگزار کند، آسیه تصمیم می‏گیرد آگهی گمشده برای شوهرش در روزنامه درج کند و این موجب می‏شود سر و کله فردی دچار بیماری "آلزایمر" پیدا شود که می‏گوید دوستانش به او گفته‎اند او همان شوهر آسیه است.

کلانتری وارد تحقیق در صحت و سقم این ادعا می‏شود و علی‌رغم مخالفت شدید خانواده، آسیه ایمان دارد که این مرد خُل‎وضع همان امیرقاسم است. استمرار قصه، همین تحقیق بر سر نسبت زن و شوهری میان این دو و مقاومت آقا نعیم و محمود (برادر آسیه) است.

2- معتمدی کارگردانی است که علوم اجتماعی خوانده و فلسفه سینما می‏داند و مشخصه اصلی کارهایش، طرح نگرش‌های فلسفی در دل روایت داستان است. او پس از "هبوط" به مرور روندی را طی کرده که از طرح‎های فلسفی و دیالوگ‏های ثقیل و بازیگران کم سابقه به سمت داستان‎گویی روان‎تر و استفاده از ستاره‎ها برود.

در "زشت و زیبا" تا حد زیادی از روایت فلسفی "هبوط" دست می‏کشد اما در "دیوانه از قفس پرید"، معانی درونی فیلمش را از مسیر دیالوگ‏های پرتکلف به رخ مخاطب می‏کشد و در این مسیر "آلزایمر" را باید ارجاعی به "زشت و زیبا" دانست.

در بحث از معتمدی، باید گفت "جهان فیلم‌ساز"، بر کارهایش غلبه دارد و راهی به کشف لایه‏های درونی آنهاست. او دوست دارد در یک جمله طلایی در میان دیالوگ‏ها، طرح داستان را به مخاطبش منتقل کند. در "دیوانه از قفس پرید" جمله طلایی روزبه در پاسخ به گم شدن پرونده‎ها این بود که "حقيقت که گم نشده؛ تكه تكه شده به اسم معرفت، افتاده دست يه مشت آدم بي معرفت."

کل داستان حکایت این یک جمله بود. اما او در "آلزایمر" با دیالوگ‏های بی تکلف و داستانی روان‌تر به سراغ مخاطب آمده. شاید یکی از مهم‌ترین دیالوگ‎های فیلم همان است که حاج میرزا می‏گوید؛ آنجا که شب هنگام به سفارش آسیه به خانه‎شان آمده تا آقا نعیم از شکایتش منصرف شود و امیرقاسم را از بند برهاند: «کاش این‌قدر که این زن به شوهرش ایمان دارد، ما هم به خدا ایمان داشتیم تا خودمان را دریابیم.»(نقل به مضمون) این جمله که بدوا عادی به‌نظر می‏رسد، در ادامه داستان، اهمیت خودش را نشان می‏دهد و حتی پس از پایان فیلم، راه فرار مخاطب برای جمع بندی بن‏بست داستانی است. یا بهتر بگوییم، جواب منفی آزمایش خون امیرقاسم که دیگر رسیدن این دو نفر به یکدیگر را غیرممکن کرده، پایان متفاوت فیلم را قابل پیش بینی می‏کند و مخاطب را در اندیشه می‏برد که غرض فیلم‌ساز از این همه چیست؟ اگر قرار بود ظاهر قصه به سرانجامی برسد، فی المثل بهتر بود داستان با رفتن آسیه و امیرقاسم به یک آسایشگاه روانی تمام شود تا آن دو، تا آخر عمر در کنار هم باشند ولو اینکه امیرقاسم نداند که آسیه چقدر عاشق اوست. اما کارگردان اصرار دارد که ما را با تلخکامی پایانی تنها بگذارد؛ پایانی که بسته نیست و تأویل مخاطب را برمی‌تابد و او را به حال خودش رها نمی کند. پس باید گفت آقای معتمدی در لایه دوم فیلمش، روایتی فلسفی را در سر پرورانده که مخاطب عام سینما به راحتی از آن سردرنیاورد!

در واقع در لحظات پایانی فیلم، وقتی که آسیه هم مثل امیرقاسم برای خودش شعبده باز می‏شود، معجزه ایمان رخ می‏نماید. یعنی حالا که وصال ممکن نشد، این ایمان است که بر واقعیت علمی (جواب آزمایش خون) غلبه می‏کند و وحدت عاشق را با معشوقش در عالم حقیقت، ممکن می‏کند؛ آن‌هم در شرایطی که سایر شخصیت‏های داستان دچار "نسیان عشق" شده‎اند. (دیالوگ آسیه را پس از شنیدن جواب آزمایش به یاد بیاورید که "سند به درد کسی می‏خورد که شک دارد")

ظاهرا معنای اصلی فیلم همین است اما آیا آقای کارگردان در القای این معنا به ذهن مخاطب عام موفق بوده؟ تاحد زیادی نه! حتی دیالوگ‏های کوتاه، طنز رقیق و غیرمبتذل، شوک‏های داستانی معتدل و لوکیشن‎های سنجیده و میزانسن پرداخت شده و بی‎زمانی و بی‎مکانی قصه، هم نتوانسته کارگردان را به غرضش برساند.

فارغ از ضرباهنگ کُند وقایع و برخی پلان‎های ملال آور و کش‌دار، موانع دیگری نیز در القای پیام وجود دارد. شخصیت حاج میرزا به عنوان همراه‎ترین کاراکتر با آسیه، جا نیفتاده. شخصیت تخت و ساده و بدون عمق او، میزانسن پلان‏هایی را که وی در آن حضور دارد، به‌هم ریخته.

علاوه بر بازی ضعیف وی، مشکل تاحدی بر عهده فیلمنامه است. شاید کارگردان بخشی از بار انتقال این پیام را برعهده شعبده بازی امیرقاسم و آسیه انداخته، اما شعبده بازی نیز عمداً شکسته بسته است. اگرچه آلزایمر یکی از خوش ساخت ترین آثار معتمدی است اما بعید است بتواند مخاطب عام را با خود همراه و همدل کند.

روایت فلسفی فیلم اما ابعاد دیگری نیز دارد، تا آنجا كه نگاه کارگردان به جنون را باید نگاهی فوکویی دانست كه شرح این نکته، در حوصله این نقد نوشته نیست.

برخی ضعف‏های حاشیه‎ای فیلم نیز از این قرارند: آن درگیری‎های داخل کارگاه و اینکه به‌خاطر حال نامساعد آقا نعیم، وضع کارگاه افت و خیز پیدا می‏کند، خوب نتوانسته در روند قصه‎گویی خودش را توجیه کند و بی دلیل وقت گرفته. جانب‌داری کلانتری از آسیه نیز در قصه بی وجه به نظر می‏آید. درکنار بازی تحسین برانگیز فرامرز قریبیان، مهران احمدی و مهتاب کرامتی، بازی دختر آسیه ضعیف است و حضور کودکان در خانه نیز دلیل خاصی ندارد.

3- معتمدی به‌عنوان نویسنده و کارگردان اصرار داشته جهان داستانی، روابط شخصیت‏ها و لوکیشن‎ها به‌کلی ایرانی و واقعی باشد: یک محله نسبتا قدیمی با میدان‌چه‎ای که کارگردان دوست دارد چند بار از نمای بالا مرکزیت آن را بهتر نشان بدهد؛ خانه‎ای با حیاط وسیع و مفروش از آجرسفالی که دور تا دورش خانواده‎های یک فامیل زندگی می‏کنند با آن دالان ورودی و پرده دم درش و حوض آبی رنگ و تخت‎های دور و برش؛ روحانی مسجد محل یعنی حاج میرزا که در حل مشکلات خانوادگی پادرمیانی می‏کند؛ کلانتری محل که از کوچه پس کوچه‎های تنگ به آن می‏رسیم و به خوبی اعضای محل و خانواده را می‏شناسد؛ زن‏های محل که برای پختن غذای سالگرد ختم، یک اکیپ هماهنگ‎اند و مقبره امیرقاسم که در قبرستان محل است.

در واقع فیلم در بافت قدیمی یک شهر و در خانواده‏ای سنتی رخ می‎دهد که کارگاهی سنتی دارند و سروصدایی از زندگی ماشینی جدید در آن نیست. در نمایی از فیلم، محمود برادر کوچک آسیه آن‌قدر غیرتی می‏شود که سیلی به گوش خواهرش می‏زند تا او به مردی که مدعی است که امیرقاسم است، روی خوش نشان ندهد.

اما این غیرتی شدن انگار بیش از آنکه برآمده از غیرت دینی باشد، ضایع شدن حقوق زن در ساختار زندگی سنتی را به رخ ما می‎کشد. شخصیت اول داستان به‌کلی از رسیدن به حقوقش در این جهان ناکام است، دلش به ازدواج با برادر شوهرش نبوده، تن به تیمارستان داده و وقتی در پایان فیلم نمی‏تواند نسبت شوهری امیرقاسم با خودش را اثبات کند، نهاد دین -یعنی روحانی محل- تنها تا این اندازه به داد او می‏رسد که بتواند امیرقاسم را از بند برهاند و آسیه سپس باز می‏گردد به همان تیمارستان.

پس بی‌راه نیست اگر بگوییم کارگردان در سراسر فیلم -خواسته یا ناخواسته- کوتاه بودن دیوار زن در زندگی سنتی ایرانی را برجسته می‏سازد و این تحلیل هیچ مثال نقضی در فیلم نمی‎یابد. منظور از زندگی سنتی ایرانی، زندگی دینی نیست، چون روحانی -به عنوان نماد دین- روندی را طی می‎کند، به همراهی با آسیه می‏انجامد. در واقع همه افراد این فیلم دچار نوعی نسیان و فراموشی نسبت به عشق هستند و اگرچه کارگردان سعی کرده در دیالوگ‎ها این را "نسیان ایمان" بنامد، اما حقیقت آن است که آسیه فقط عاشق شوهرش هست.

آغاز اکران عمومی «یه‌حبه‌ قند»، «شکارچی شنبه» و «سعادت‌آباد»

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: اکران فیلم‌های سینمایی «یه حبه‌ قند»، «شکارچی شنبه» و «سعادت‌آباد» از چهارشنبه این هفته در سینماهای کشور آغاز می‌شود.«حبیب کاوش» سخنگوی شورای صنفی نمایش درخصوص مصوبات جلسه امروز این شورا به خبرنگار سینمایی فارس گفت: فیلم سینمایی «یه حبه قند» ساخته «رضا میرکریمی» از چهارشنبه 20 مهرماه در گروه استقلال جایگزین فیلم سینمایی «زندگی با چشمان بسته» می‌شود.وی افزود: فیلم سینمایی «زنان ونوسی، مردان مریخی» بر اساس ماده 44 آیین‌نامه به دلیل افزایش فروش در پردیس‌های سینمایی می‌تواند تا یک هفته دیگر در گروه آفریقا بماند.کاوش ادامه داد: «شکارچی شنبه» به کارگردانی «پرویز شیخ‌طادی» هم از چهارشنبه 20 مهرماه در گروه سینمایی آزاد اکران می‌شود؛ ضمن اینکه «سعادت‌آباد» ساخته مازیار میری می‌تواند از چهارشنبه این هفته بدون سرگروه، اکران خود را در گروه آزاد آغاز کند.

چرا باید فیلم اصغر فرهادی را یک فیلم دولتي دانست؟

 

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:دیروز فیلم "جدایی نادر از سیمین" از طرف معاونت سینمایی به‌عنوان نماینده ایران در اسکار تعیین شد و دوباره این پرسش خودنمایی کرد که نسبت فیلم فرهادی با حاکمیت جمهوری اسلامی چیست؟ البته حکومتی بودن صفت بدی نیست اما همه هنرمندان مایل هستند ژست مستقل بگیرند؛ به‌ويژه روشنفکرها.دوگانه تقابلی "جدایی نادر..." و "اخراجی‌ها" دو گانه ای تام و تمام نیست که به خوبی از دو جریان روشنفکری و انقلابی در سینمای ایران نمایندگی کند. یعنی فرم و محتوای این دو فیلم، به‌طور کامل از دو قطب فرهنگی جامعه ما نمایندگی نمی کند. هرچند شاید بتوان دست‌کم این را پذیرفت که از حیث "مضمون"، فیلم فرهادی، آینه تمایلات و مطالبات طبقه متوسط تهرانی بوده و سه گانه "اخراجی‌ها" -ونه اخراجی‌های3- مجموعا آینه مطالبات و گرایش‌های توده های انقلابی جامعه ایران.به هر حال با آغاز سال 90، در چیدمان رسانه ای جزئیات این تقابل، هر روز بر این انگاره دامن زده شد که فیلم ده‌نمکی فیلم حکومت است و فیلم فرهادی، فیلم منتقدان حکومت. اما با مروری بر وقایع شش ماه گذشته روشن است که ماجرا کاملاً برعکس است.بی تردید حمایت‌هایی که فرهادی از سوی دولت دریافت کرده آن اندازه استثنایی و منحصر به‌فرد است که مجموع آنها به سختی نصیب فیلم دیگری در تاریخ انقلاب شده باشد؛ از جوایز مهم جشنواره تا نمایندگی اسکار، مسیر طولانی‌ای از این حمایت‌هاست.

1- ماجرا از اینجا شروع می شود که پس از سخنان سیاسی فرهادی و لغو موقت پروانه ساخت فیلمش، خیلی زود این تصمیم ملغی و کان لم یکن می شود تا تولید فیلم به موقع تمام شده و به جشنواره برسد. شب اختتامیه جشنواره بیست و نهم فیلم فجر است و همه نگران اینکه جایزه ها چگونه تقسیم می شود. اتفاقی که حدس زده می شد، می افتد. بهترین جایزه های جشنواره بیست و نهم فیلم فجر یعنی "جایزه بهترین کارگردانی" و "جایزه بهترین فیلمنامه" به فیلم فرهادی اهدا می شود.

جالب‌تر اینکه، رئیس بنیاد فارابی حقیرانه روی سن اختتامیه جشنواره، سعی می کند اولین کسی باشد که این گزارش را با موبایلش به فرهادی در برلین گزارش کند. بالاخره پس از یکی دو بار قطع و وصل موبایل، موفق می شود و پس از تبریک، گوشی را به سمت سالن می گیرد تا جیغ شادی هواداران فرهادی در سالن را یک‌سره به برلین منتقل کند.

استقبال رييس بنياد فارابي از عوامل فيلم جدايي نادر از سيمين در فرودگاه امام(ره)

2- میرعلایی، یعنی همین رئیس بنیاد فارابی، چند شب بعد، جزو محدود کسانی است که نیمه شب به استقبال فرهادی و بازیگران فیلم "جدایی نادر از سیمین" در فرودگاه امام خمینی(ره) می رود و بنا به نقل شایع بین سینمایی ها، بخش بزرگی از هزینه فیلم بعدی او را برایش تضمین می کند. امکانی که به سختی، نصیب حکومتی ترین کارگردان‌ها هم نمی شود.

3- فیلم به راحتی سهمیه اکران نوروزی پیدا می کند و کسی نمی پرسد که با حمایت کدام گروه و چگونه سهمیه اکران نوروزی -که یا برای پرفروش‌هاست و یا برای صاحب نفوذها- در رقابت نفس گیر امسال به فرهادی هم می رسد؟ خصوصا که سهمیه سالن‌های این فیلم هم خیلی زود با سهیمه سالن‎های پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ما -اخراجی‌ها- برابر لحاظ می شود.

بنا بر گزارش شاهدان عینی در حین اکران، برخی سالن‌های سینماهای بالای شهر، از پیش به‌طور کامل فروش رفته، اما تماشاگر در آن حضور ندارد! احتمالا فرهادی هوادارانی داشته که حاضر بوده اند برای حمایت از او در وانفسای رقابت با اخراجی‌ها، نه صندلی صندلی، که سالن سالن، بلیتش را پیش فروش کنند.

4- روزهای عید است و حاتمی کیا به ویژه برنامه های عیدانه برنامه "راز" آمده. برنامه زنده نیست. بنا به نقل طالب زاده، حاتمی کیا صلاح می بیند که وسط بحث، نقدهایی به فرهادی و فیلمش داشته باشد. اما در نسخه ای که روی آنتن می رود، بخش‌هایی از صحبت‌های حاتمی کیا سانسور شده. یعنی دقیقا همان جایی که حاتمی کیا صراحتاً به پر و پای فرهادی و فیلمش پیچیده. البته بخش‌هایی از انتقادها که تلویحا به فیلم او برمی‌گشته، باقی می ماند و با هوشمندی خبرنگارهای یک سایت، اصل این خبر که مقصود از انتقادات تلویحی حاتمی کیا، فرهادی و فیلمش بوده، روی اینترنت می پیچد. حالا چه مدیران شبکه چهار و چه ریاست صداوسیما، بالاخره ملاحظه فرهادی می شود؛ حتی به قیمت سانسور حاتمی کیا! این ملاحظه کاریها، برای حکومتی ترین کارگردانها هم اتفاق نیفتاده. می شود مطمئن بود که اگر همین انتقادها نثار ده‌نمکی شده بود، کسی نبود دست بجنباند و غیرت نشان دهد!

5- تنها برنامه سینمایی تلویزیون یعنی هفت، در طول چند هفته اکران "جدایی..." آن‌قدر که برای این فیلم سنگ تمام می گذارد و گزارش و رپرتاژ و آگهی و آمار می رود، برای هیچ فیلمی نمی رود. در این مسیر حتی از گزارش بی آبرویی برخي از کاربران ایرانی درimdb هم صرف نظر نمی کند تا چیزی به جیب این فیلم بیفزاید.

6- در برنامه نظرسنجی انتخاب بهترین فیلم تاریخ سینما در سیمای دارابی و صداوسیمای ضرغامی، یک کارشناس سینما برای اینکه مردم را قانع کند به "جدایی..." رای بدهند این فرصت را می یابد که این فیلم را بهترین فیلم تاریخ سینمای پس از انقلاب اعلام کند. دراین رقابت 24 ساعته و نفس گیر، چنین رانتی نصیب هیچ فیلم دیگر از تاریخ سینمای انقلاب نمی شود! اما نتیجه باز کاملاً خلاف خواست مدیران صداوسیما می شود و همان فیلمی اول می شود که باب طبع آقایان نیست.

7- از چند هفته پیش، دعوا برسر این است که کدام فیلم به نمایندگی از ایران به اسکار برود، با وجود گزینه های شایسته تری مانند آلزایمر، به اتفاق آرا، "جدایی نادر از سیمین" می شود نماینده جمهوری اسلامی ایران در اسکار! اخراجی‌ها و فیلم‌هایی از این دست حتی به‌عنوان گزینه هم مورد بررسی قرار نمی گیرند.

8- حالا تصور کنید درصورتی که فیلم فرهادی در بخش غیرانگلیسی اسکار، جایزه بیاورد و باز هم آقای رئیس بنیاد فارابی مجبور بشود که نیمه شب برود فرودگاه امام خمینی(ره). این بار چه حمایت و تجلیلی از وی صورت خواهد گرفت!

9- آن‌طرف ماجرا هم جالب است اما محل بحث ما نیست. گذرا می‌توان اشاره هایی داشت: سجادپور در اولین مصاحبه پس از جشنواره، اخراجی‌ها را با عبارات تندی مورد نقد قرار می دهد/ همانطور که انتظار می رود به‌واسطه کسب موفق‌ترین تجربه فروش تاریخ سینمای ایران به اکران نوروزی راه می یابد، اما به زودی نسخه کپی آن به‌صورت رایگان پخش می شود. با گذشت شش ماه هنوز شکایت کارگردان از عوامل این ماجرا هنوز به جایی نمی رسد/ اخراجی‌ها با همه سوابق فروشش، سهمیه ای کم و بیش مساوی از نظر تعداد سالن‌ها نسبت به رقیبش به‌دست می آورد/ فیلم هیچ جایزه حکومتی دریافت نمی کند/ در برنامه تلویزیونی هفت مفصلا نواخته می شود/ در نظر سنجی سراسری تلویزیون با فاصله بسیار زیادی حدود 40 درصد آرا را به خود اختصاص می دهد. بهتر است بگوییم ده‌نمکی از جیب خودش و بدون حمایت دولت، فیلمش را ساخت و روی خوشی ندید اما همین دولت، فرهادی و فیلمش را روی دست بلند کرد و به نشانه هواداری از او امضای یادگاری گرفت.

حالا باید منفصفانه قضاوت کرد که کدام فیلم تنها متکی به مردم است و کدام فیلم متکی به دولت؟

امیر نادری و داریوش مهرجویی رییس هیئت داوران و داوردو جشنواره جهانی شدند

www.cinematogeraf.tk-امیرنادری

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:دو فیلمساز شاخص و قدیمی ایرانی ریاست هیئت داوران و داوری بخش مسابقه دو جشنواره بین‌المللی را برعهده دارند. امیر نادری ریاست هیئت داوران دوازدهمین دوره توکیو فیلمکس را به عهده دارد که 19 تا 27 نوامبر برگزار می‌شود.  فیلم ژاپنی‌زبان «برش» به کارگردانی امیر نادری اخیرا در جشنواره‌های ونیز و تورنتو روی پرده رفت و در این دوره توکیو فیلمکس نمایش ویژه خواهد داشت.
امیر نادری که دو دهه است در نیویورک زندگی می‌کند، سازنده فیلم‌هایی چون «خداحافظ رفیق»، «تنگنا»، «سازدهنی»، «تنگسیر»، «ساخت ایران»، «دونده» و «آب، باد، خاک» است.

سینماتوگرافwww.cinematogeraf.tk


بنا به این گزارش، ششمين جشنواره‌ي فيلم‌هاي «باتومي» گرجستان هم با داوري‌ داريوش مهرجويي  از 26 شهريور تا دو مهردر گرجستان برپاست. اين كارگردان سينما كه به‌عنوان يكي از اعضاء هيات داوران دعوت شده، قرار است تا جايزه يك عمر دستاورد هنري را هم از اين جشنواره دريافت كند. دو فيلم «ليلا» و «درخت گلابي» مهرجويي هم در جشنواره‌ي «باتومي» گرجستان به نمايش درخواهند آمد.

فيلم «گلچهره» به كارگرداني وحيد موسائيان در اولين حضور بين‌المللي‌اش در بخش مسابقه‌ي اين رويداد هنري به نمايش درمي‌آيد.فيلم «گم وگور» ساخته‌ي محمدرضا فرزاد در بخش‌ فيلم‌هاي مسابقه كوتاه به نمايش درمي‌آيد و محمد اطبايي هم در اين بخش به عنوان يكي از اعضاي هيات داوران فيلم كوتاه حضور دارد.

وحيد موسائيان‌، هومن بهمنش‌، فريدون شهبازيان از دست‌اندركاران فيلم «گلچهره» راهي‌گرجستان مي‌شوند.

انتقاد كيانيان از غربت امام رضا(ع) در سينما

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون گفت: الآن وضع سينماهاي شهر مشهد، و وضعيت فيلم سازي درباره فرهنگ رضوي در شأن غربت حضرت امام رضا(ع) است. زائراني كه به زيارت امام رضا(ع) مي آيند، اگر بدانند سينماهاي خوبي در اين شهر وجود دارد، قطعا به تماشاي فيلم ها مي نشينند.
وي درباره ميزان علاقه اش براي حضور و بازي در فيلمي با محوريت مضموني امام رضا(ع)، گفت: اصلا بچه امام رضا(ع) هستم و اسمم هم رضا است و پدر و مادرم من را با نذر از امام رضا(ع) درخواست كرده اند.
اين بازيگر در بخش پاياني سخنانش عنوان كرد: جشنواره فيلم رضوي در صورتي در شأن ولايت حضرت امام رضا(ع) است كه يك جشنواره معتبر بين المللي شود. وقتي كه فيلم براي جشنواره رضوي انتخاب مي شود، حتما نبايد درباره زندگي حضرت باشد. هر فيلمي كه درباره نيكي ها، خوبي ها، كمالات و زيبايي ها باشد، در فرهنگ رضوي مي گنجد.
گفتني است، ششمين دوره جشنواره فيلم رضوي، در راستاي تكريم و ترويج فرهنگ رضوي و طي روزهاي ۱۱ تا ۱۴ مهر، در شهر تهران برگزار خواهد شد

جدایی نادر از سیمین" بهترین گزینه برای اين اسکار است!

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: از همان سال 56 که داستان معرفی نماینده‌ی ایران به مراسم اسکار با فیلم "دایره‌ مینا" داریوش مهرجويی آغاز  شد تا به امروز، این ماجرا تبدیل شده است به یک بهانه‌ی مناسب برای ایجاد حاشیه‌های مختلف و بحث و جدل‌های سالانه در فضای سینمایی کشور. همچنین در این چند سالی که از دولت اصولگرا می‌گذرد، این حاشیه‌ها و بحث‌ها، موجب ایجاد فضا برای تقابل هرچه بیشتر جریان‌هاي روشنفکری با تفکرهاي منتسب به حاکميت شده است.

اما امسال ظاهرا این حاشیه‌ها و بحث و جدل‌ها گرم‌تر و داغ‌تر از هر زمان دیگری، از طرف رسانه‌های جریان موسوم به روشنفکري در حال پیگیری است و تقريباً روزی نیست که شاهد برگزاری انواع نظرسنجی در این رسانه‌ها، یا انتشار نامه و بیانیه‌ای از طرف هنرمندان مختلف، در تايید فیلم متعلق به این جریان نباشیم.

ولی مسئله‌ای که در این بین بیش از همیشه جلب توجه می‌کند، ضعف مدیریت معاونت سینمایی در حل‌کردن سریع‌تر و بهتر این ماجراست. قطعا این نوع رفتار  از طیف روشنفکر سینمای ایران بعید نبوده و نیست. اسکار مهم‌ترین جایزه‌ی سینمایی جهان است و روشنفکران غرب‌زده‌ی ایران، قله‌ی آرزوهاشان دیده شدن در مجامع فرهنگی و هنری غرب، اما نکته‌ی سوال‌برانگیز در این ماجرا، بازی کردن معاونت سینمايی در اين زمین است و در این داستان بیش از اینکه به روشنفکران نقد وارد باشد به مدیران دولتی سینما نقد وارد است.

امروز حتی خود روشنفکران هم به این مسئله معترف هستند که ملاک دیده شدن در جشنواره‌های معتبر جهان، به‌ويژه جشنواره‌هايی مثل کن و یا مراسم اسکار، بیشتر از اینکه به مسائل فنی و هنری مربوط باشد، به همسويی با سیاست‌های آنان مربوط است و ابهام در اینجاست که با وجود چنین پیش‌فرضی دیده شدن در مراسمی مثل اسکار چرا باید برای معاونت سینمایی به ظاهر ارزشی دولت اصولگرا مهم باشد؟ مگر معیار پیشرفت و یا پسرفت سینمای ایران دیده شدن و بردن جایزه در این جشنواره‌هاست که مسئولین معاونت سینمایی هرسال باعث ایجاد چنین حاشیه‌هايی برای دولت می‌شوند؟ مگر داوري بردن به طاغوت (يعني هر جرياني كه مبناي آن غيرالهي باشد)، در قرآن و منابع ديني ما به صراحت تقبيح نشده است كه اكنون بايد براي آن سر و دست شكست؟

درباره‌ی امیدهای امسال

از مهم بودن یا نبودن اسکار که بگذریم، می‌رسیم به چند فیلمی که تا به این لحظه از بیشترین امید برای معرفی به آکادمی اسکار برخوردارند. تا به امروز در رسانه‌های مختلف و محافل گوناگون فرهنگی و هنری از فیلم‌های "جدایی نادر از سیمین" اصغر فرهادی، "آلزایمر" احمد رضا معتمدی و "مرهم" عليرضا داودنژاد به عنوان شانس‌های اصلی حضور در اسکار یادشده كه در بین این سه فیلم "مرهم" از شانس بسیار کمتری برخوردار است. در بین دو فیلم دیگر هم، "جدایی..." نماینده‌ی جریان روشنفکری است و "آلزایمر" مورد تائید بیشتر دولتی‌ها. اما با تمام این مسائل و حواشی و بحث‌ها و جنگ و جدل‌ها، باید گفت "جدایی نادر از سیمین" قطعا بهترین گزینه برای معرفی به اين اسکار است و به اين مراسم مي‌آيد؛ به چند دلیل:

1- فرض کنید از نظر دوستان معاونت سینمایی گرفتن جایزه‌ی اسکار معیار پیشرفت سینمای ایران باشد و به‌دست آوردن آن مهم، خب در این مواقع عقل حکم می‌کند فیلمی به آکادمی اسکار معرفی شود که هم‌خوانی بیشتری با مناسبات حاکم بر آنجا داشته باشد، تا شانس دیده شدن را تا حد ممکن بالاتر ببرد.

طبق تجربه‌ی سال‌هاي گذشته و نظر کارشناسان مختلف، فیلمی در اسکار از امید بیشتری برای دیده شدن برخوردار است که؛ اولاً با سیاست‌ها و تفکرات غرب تطابق بیشتری داشته باشد، دوماً از یک پخش‌کننده‌ی معتبر جهانی برخوردار باشد، سوماً اکران پرفروش‌تری در خارج از کشور داشته باشد و ديگر اينكه حرف و حدیث‌ها و حاشیه‌های بیشتری را در محافل سینمایی جهان به راه انداخته باشد، پس واضح است که با این شرایط این "جدایی..." است که باید به اسکار معرفی شود نه آثاری مثل "آلزایمر" و یا شبیه آن.

اما در یک تناقض آشکار در چند سال گذشته، دوستان معاونت سینمایی علی رغم تمام اظهارنظرها و گفت‌و‌گوها و عملکردشان، که از اشتیاق‎شان در دیده شدن و جایزه گرفتن در چنین جشنواره‌ها و مراسم‌هایی خبر می‌داد، همواره نماینده‌ای به اسکار معرفی کرده‌اند که از قبل دیده‌نشدنش برای همه واضح بوده، به این علت که مثلاً فیلم مواضع ضد استکباری و ضد آمریکايی داشته و یا فیلمی به شدت ایرانی و ایرانی‌فهم بوده که قطعا باعث دیده‌نشدنش در خارج مرزهای ایران می‌شده. چنین تناقض آشکاری بالاخره چه روزی باید به پایان برسد؟

2- فرض کنید دوستان معاونت سینمایی ارزشی برای اسکار قائل نیستند و به فکر داشتن سینمایی کاملاً اسلامی و ایرانی‌اند. خب در چنین شرایطی چرا باید برای چنین موضوع بی‌اهمیتی چنین حاشیه‌ها و هزینه‌هایی را برای دولت ایجاد كرد؟ آن هم به دلیل انتقادها -استثنا این بار درست- اکثر فعالان سینمای کشور. در چنین موضوع کم‌اهمیتی بهتر نیست انتخاب نماینده‌ی ایران در اسکار را به دست خود روشنفکران سینمای ایران بسپاریم و با بخشيدن عطايش به لقايش، از ایجاد حاشیه‌های بیشتر که باعث روی زمین ماندن کارهای واجب‌تر می‌شود، جلوگیری کنیم؟ در چنین شرایطی باید گفت بازهم "جدایی..." انتخاب مناسب‌تری است نسبت به "آلزایمر".

کلام آخر

وارد شدن معاونت سینمایی در چنین جنجال‌های بی‌ثمری علاوه بر اینکه پایگاه مدیران دولتی را در میان هنرمندان سست می‌کند، این مدیران را از انجام کارهای اساسی‌تر و بااهمیت‌تر نیز باز‌می‌دارد، و همچنین مصداق بارز حاشیه‌سازی برای مهم‌ترین معاونت وزارت فرنگ و ارشاد اسلامی است، که در درازمدت به ضرر دولت تمام خواهد شد.

جعفر پناهي كي باشه؟ همه جاي دنيا با متخلف برخورد مي‌كنند

 

مجتبی گروسی-سینماتوگرافشان استون پسر اليور استون كارگردان مشهور امريكايي كه مستندساز پشت‌پرده‌هاي كارهاي سينمايي پدرش است، روز پنج‌شنبه نشست خبري‌اش را پس از ممانعت مسئولان برج ميلاد در دفتر فيلمسازي شاه حاتمي برگزار كرد و در مورد برنامه‌هايش در ايران توضيح داد. شان استون با اتومبيل نادر طالب‌زاده به محل نشست خبري آمده بود و اظهاراتش را طالب‌زاده براي خبرنگاران ترجمه مي‌كرد. در قسمتي از اين نشست، يكي از خبرنگاران نظر او را در مورد جعفر پناهي جويا شد كه استون پاسخ تحقير كننده‌اي داد.

وي كه در اين نشست از سينماي ايران و استقلال آن تعريف كرده بود، در واكنش به اين سؤال گفت اصلاً جعفر پناهي را نمي‌شناسد.

استون تأكيد كرد كه هر جاي دنيا كسي خلاف كند، با او برخورد مي‌كنند، مثلاً سال‌ها است كه رومن پولانسكي كارگردان مشهور جهان به‌دليل تخلفي كه كرده، تحت تعقيب قرار دارد.

نكته قابل توجه اينكه اين بخش از اظهارات شان استون در تمام رسانه‌ها به‌طور هماهنگ سانسور شده و حتي به سؤال و جواب در مورد پناهي اشاره هم نكرده‌اند.

جعفر پناهي از متهمان حوادث پس از انتخابات است كه به‌دليل فعاليت در زمينه ساخت يك فيلم با مضمون شكنجه در زندان‌هاي ايران در خانه خود در حالي كه مشغول فيلم‌برداري صحنه‌هايي از اين فيلم بود، بازداشت شد و در دادگاه بدوي به شش سال حبس تعزیری و 20 سال محرومیت از ساختن فیلم، نوشتن هر نوع فیلمنامه و مسافرت به خارج از كشور محكوم شد. در عين حال، جريان سينمايي فتنه تلاش مي‌كند از وي يك نماد بسازد و در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي به‌طور ويژه از او تجليل كند.

فيلم‌هاي روشنفكري در آفسايد، سينماي فاخر دفاع مقدس در صدر

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:برگزاری یک نظرسنجی پیامکی برای انتخاب بهترین فیلم سینمای پس از انقلاب در برنامه زنده تلویزیونی "پارک ملت" با تهیه کنندگی و اجرای محمدرضا شهیدی‌فر تبدیل به یک دردسر تازه برای طیف روشنفکر سینمای ایران شد، به نحوی که با وجود اظهارنظرهای جالب توجه برخی میهمان هفته گذشته این برنامه درباره سینمای بعد از انقلاب و تبلیغ  تلویحی فیلم‌های جریان روشنفکری، باز هم اخراجی‌ها، فیلم مغضوب این روزهای جریان روشنفکری سینمای ایران توانست بیش از یک سوم آراي مردم شرکت کننده در این نظرسنجی پیامکی را به خود اختصاص دهد تا بار دیگر این حقیقت ثابت شود که جریان روشنفکری ایرانی، همچنان زبان مردم کشور خود را نمی‌فهمد. در این نظرسنجی که گزینه‌های موجود در آن نیز به انتخاب بینندگان برنامه پیشنهاد شده بود، از میان فیلم‌های آژانس شیشه ای، اخراجی ها، از کرخه تا راین، جدایی نادر از سیمین، درباره الی،  لیلی با من است، رنگ خدا، طلا و مس، مادر، اخراجی‌ها توانست با کسب 39 درصد، بیشترین آراي مردم را از آن خود کند.این در حالی بود که آژانس شیشه‌ای و مادر با اختلاف زیاد فیلم‌های دوم و سوم شدند و جدایی نادر از سیمین که چند شب پیش حسین معززی نیا سردبیر همشهری 24 از مردم خواست به آن رأی دهند و این روزها در حاشیه پروپاگاندای سنگین جریان روشنفکری به اکران‌های خارجی هم دست پیدا کرده است، نتیجه‌ای بهتر از جایگاه پنجمی را آن‌هم بعد از فیلم طلا و مس کسب نکرد.هر چند به دلیل تعداد شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی و بسیاری نکات دیگر، نمی‌توان این نتایج را نتایجی قطعی و حقیقی دانست ولی رویکرد مخاطبین محدود سیما به فیلم‌های سینمایی پس از انقلاب و بهت و حیرت مجری و کارشناسان از این نتایج نکاتی نیست که بتوان براحتی از کنار آن گذشت.در اين زمینه، وحید یامین پور با ارسال یادداشتی به رجانیوز به برخی نکات در حاشیه این نظر سنجی پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:دو شب پيش همان چند ثانيه اي كه از نظرسنجي پيامكي برنامه "پارك ملت" به چشمم خورد، بهانه اي براي تماشاي آن پيدا كردم. هرچند همان اول حدسم اين بود كه طراحان اين اتفاق چندان درباره پيامدها و يا معناي واقعي اين نظرسنجي نيانديشيده اند و ظاهرا در مسير هميشگي برنامه، براي مشاركت مخاطبان به آن متوسل شده اند.به هرحال اين هم اتفاقي بود كه براي امثال من جالب توجه است. مجري محترم برنامه همان ابتدا با ابروهاي درهم رفته و لحني متعجب از پخش نمودار ابتدايي نتايج نظرسنجي امتناع كرد و گفت نتايج جالب است ولي كمي صبر مي كنيم شايد تغيير كند!كمي بعد معلوم شد علت اين آشفتگي چه بود. "اخراجي‌ها" اول بود؛ با فاصله؛ و برخي فيلم هاي مدنظر كه شب پيش در برنامه براي آنها تبليغ شده بود -به‌ويژه جدايي نادر از سيمين- حتي در سه برگزيده اول هم نبود. اين براي ژست بالا شهري و ديپلمات پسند اين برنامه (و البته كل صدا و سيما) يك فاجعه به حساب مي آمد.براي همين كاملاً قابل پيش بيني بود كه براي تغيير نتايج آرا و يا رفع و رجوع اين فاجعه رسانه اي فرصتي مهيا كنند، لذا نظرسنجي را تمديد كردند تا مجال توضيحات عجيب شب بعد فراهم شود. مجري محترم با پلاتوهاي طولاني ضمن درخواست از مخاطبان براي دقت بيشتر در انتخاب‌شان(!) تلاش كرد دل شكسته جريان روشنفكري و دگرانديش سينما را به‌دست آورد؛ به‌ويژه در تسلاي دل اصغرفرهادي جدّ و جهد بسيار كرد. مهمان محترم برنامه نيز به همين سياق سعي كرد عدالت رسانه اي را حق فيلم هاي انتخاب نشده رعايت كند. او تاكيد كرد كه اگر به رأي مردم بي احترامي نمي شد، مي گفت كه اثر انتخاب شده ي مردم در رديف برخي آثار فاخر ديگر نيست!القصه؛ "اخراجي‌ها" علي‌رغم تلاش هاي تلويزيون و البته ديگر ارگان ها نظير سايت بالاترين، با فاصله‌ي زيادي منتخب نهايي اين نظرسنجي بود. آژانس شيشه اي، نوستالژي 15 ساله‎ي هم نسلي هاي من، دوم شد. اما خوشحال كننده ترين بخش اين اتفاق رسانه اي اين بود كه اثري از آثار متبخترانه، شبه روشنفكرانه و دختر- پسري در انتخاب مردم ديده نشد!در نهايت اينكه به نظرم تامل بر چند نكته براي باقي ماندن اين اتفاق در حافظه فرهنگي و رسانه اي خود و دوستان، بي وجه نيست:
۱. سال هاست كه وقتي گفته اند اثر فاخر، به ما سكانسي از جنس جدل هاي روان‌شناختي "هامون" را يادآوري كرده اند. اثر فاخر براي بالانشينان امر هنر و سينما، مساوي و مساوق با شبيه نبودن به مردم و نافهم بودن و در سطح نوعي خودارضايي ذهني روشنفكرانه دانسته شده است. اين يعني اينكه مردم كوچه و بازار نه هنر را مي فهمند و نه ارج مي‌گذارند. آن روي سكه‌ي اين ادعا، تحقير عناصر ريشه دار فرهنگي و در رأس آنها دين‌داري است؛ اتفاقي كه نشانه هاي آن بي رودربايستي در آثار سينمايي پس از انقلاب فراوان است.
2. در انتخاب مردم، اثري از آثار به اصطلاح روشنفكرانه كه خود را به سينماي آوانگارد فرانسوي آويزان مي كنند وجود ندارد. سينمايي كه منزوي از جامعه حد فاصل فهم چند روشنفكر جدا بافته متولد شده و با مرگي زود هنگام نابود مي شود. آثار داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي، بهرام بيضايي و ديگراني از اين دست در دايره چند ده تايي مردم هم حضور نداشت. اين يعني هيچ خاطره اي را كه توان حيات تاريخي در ذهن و قلب مردم را داشته باشد، دارا نيستند؛ آمده اند و خيلي زود رفته اند. اين آغاز و انجام سينماي جشنواره پسند و بريده از مردم است.

3. هرچند آثار دم دستي و مرتبط با سطحي ترين لايه هاي زندگي اجتماعي شانس بيشتري نسبت به بافته هاي روشنفكرانه داشته اند، اما قصه هاي عوامانه ي كساني چون مسعود كيميايي، تهمينه ميلاني، فريدون جيراني، فرزاد مؤتمن، منيژه حكمت و امثال اين كارگردانان نيز در اين نظرسنجي برگزيده نشدند. شايد اين روشن ترين پيام براي سينماگران گيشه اي و راحت طلب باشد. سينمايي كه طاقت پروژه هاي كمي پيچيده تر را كه نياز به صرف فكر و قصه دارد، ندارند. شيخ طادي، در اين برنامه نكته اي كليدي را به همكاران سينماگر خود گوشزد كرد و آن اينكه متوجه باشند مردم برخلاف تصور متكبرانه و خودپسندانه آنها، سينما را مي شناسند و اين نتايج نشان مي دهد براي جلب نظر آنها بهتر است به سمت سينماي فاخر حركت كنند.

4. نكته جالب توجه اينكه برخي فيلم هاي پرحاشيه كه با حمايت شبكه هاي شناخته شده تبليغاتي، خود را به رسانه ها تحميل مي كردند، در انتخاب مردم جايي نداشتند. "زير پوست شهر"، "شوكران"، "متولد ماه مهر"، "دو زن"، "آتش بس"، "سن پترزبورگ" و "سنتوري" را هيچ‌كس به‌خاطر نياورد.

اين آثار در زمان اكران با حمايت هاي سياسي شبكه هاي خاص تبليغاتي، خود را در پيشاني جريان رسانه اي دگرانديش مي نشاندند، اما به محض اتمام اكران، براي هميشه تمام مي شدند. اين اتفاق بازهم تكرار خواهد شد. اين هم راز بقاي هنر است؛ قاعده اين است كه با پروپاگاندا نمي توان براي يك پديده، شأن هنري جعل كرد.

5. ژانر دفاع مقدس به تنهايي حامل بخش عظيمي از معاني ريشه دار فرهنگي ايراني- اسلامي است. اينكه نيمي از فيلم هاي انتخاب شده از اين جنس‌اند، پيام روشني دارد. اما فراتر از انتخاب اين فيلم ها، بيان روشني در انتخاب نشدن جنس ديگري از فيلم هاي ظاهرا دفاع مقدسي نيز نهفته است. در علاقه دفاع مقدسي مردم، فيلم هايي چون "دوئل"، "به نام پدر"، "دموكراسي در روز روشن"، "اتوبوس شب" و "بيداري رؤياها" جايي ندارند. مخاطبان به‌خوبي ژانر اصيل دفاع مقددس را از مشابه هاي آن (كه گاهي ژانر جنگ گفته مي شود) تشخيص مي دهند. هرچند شايد گذر زمان نام آثار ماندگاري چون "مهاجر"، "هور در آتش" و "ديده بان" را از خاطره ها زدوده باشد.

6. البته اين نكات فقط حاشيه اي بر يك اتفاق نه چندان مهم رسانه اي بود. چه اينكه سقف پيامك‌هاي ارسال شده به اين برنامه چند برابر كمتر از تعداد بليط هاي فروخته شده براي فيلم اخراجي ها بود، بي توجهي و استقبال نكردن مخاطبان از اين نظرسنجي 24 ساعته در شبكه يك -شبكه ملي- اول از همه براي مديران ارجمند سيما پيام دارد.

7. در پايان از اينكه تلويزيون علي‌رغم ژست ها و حساسيت هاي بورژوايي‌اش در نتايج نظرسنجي دخالت نكرد، صميمانه تشكر مي كنيم. (البته انصاف اين است كه برنامه هاي تلويزيوني در سامانه پيامكي‌شان دست نمي برند)

نمایش عشق های هوس آلود از این پس در سیما حرام شد

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: طبق بخشنامه جدید معاون سیما طرح و تصویر مثلث‌های عشقی و مردان نیمه‌برهنه در سیمای جمهوری اسلامی ایران ممنوع اعلام شد.طبق بخش‌نامه جدید معاون سیما که به مدیران شبکه‌ها و مراکز استان‌ها، گروه‌های برنامه‌ساز و مدیران تامین برنامه ابلاغ شده است، طرح ترکیب‌های عشقی هوس آلود و مثلث‌های عشقی مگر به منظور بیان تقبیح آن و در حداقل ممکن ممنوع است.
همچنین باید از اختلاط بی‌مورد زن و مرد در تولیدات تلویزیونی در صحنه‌هایی نظیر عروسی، میهمانی خانوادگی، فضاهای کاری و همچنین جشن‌ها اکیدا خودداری شود.
نمایش مردان نیمه برهنه در تولیدات داخلی و خارجی نیز ممنوع است.
بنا بر این گزارش، پخش برنامه‌هایی که مروج عادی‌سازی روابط محرم و نامحرم و شکستن حریم‌های شرعی میان آنها می‌شود، نیز ممنوع است.

تا «گور به گور» را ننویسم به قسمت دوم «ورود آقایان ممنوع» فکر نمی‌کنم

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:پيمان قاسمخاني این روزها آخرين مراحل نگارش فيلمنامه «طبقه دوم مال منه» را پشت سر مي گذارد. براساس خبرهای رسیده، اين فيلم پاييز کلید می‌خورد و نام آن احتمالاً به «گور به گور» تغییر خواهد کرد. فیلمنامه قاسمخانی داستان مردي است كه به دليل اشتباه در تدفين، طبقه دوم قبر همسرش به فرد ديگري واگذار مي شود و اين سرآغاز ماجراهاي جالبی برای این مرد متعصب است. نقش اصلي اين فيلم را پرويز پرستويي بازي مي كند اما ديگر بازيگران فيلم هنوز مشخص نشده اند. پيش توليد اين فيلم به محض دريافت پروانه ساخت  آغاز مي شود.قاسمخانی در اين باره گفت: امسال نویسندگی فیلمی به کارگردانی کمال تبریزی را انجام می دهم که احتمالا «گور به گور» نام دارد و تا به حال بازی پرویز پرستویی در این فیلم قطعی شده است. او درباره ی «ورود آقایان ممنوع 2» افزود: در این باره با برادرم مهراب صحبت هایی کرده ام ولی تا زمانی که کار «گور به گور» تمام نشود، زیاد به آن فکر نمی کنم.

اخراجی ها بهترین فیلم از نگاه مردم شد

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:در برنامه پارک ملت شب گذشته از بینندگان این برنامه خواسته شد نظر خود را درباره بهترین فیلم سینمای ایران ارائه دهند.
بر اساس 300 هزار پیامک ارسال شده بینندگان، فیلم اخراجی ها با فاصله بسیار رتبه نخست را به خود اختصاص داد و در رتبه های بعدی آژانس شیشه ای و طلا و مس قرار گرفتند.
از دیدگاه مردم،دو فیلم اصغر فرهادی،یعنی " درباره الی" و"جدایی نادر از سیمین" در رده های بعدی پس از اخراجیها.آژانس شیشه ای و طلا و مس قرار گرفتند.
در عین حال شهیدی مجری برنامه بارها نسبت به نتایج نظرسنجی ابراز شگفتی کرده و با کنایه از مردم می خواست تا بیشتر دقت کنند!!!

حامد بهداد اعتراف کرد که مِن‌ و مِن‌ها و تپق‌هایم می‌تواندتبلیغاتی برای نمایش و بازاریابی باشد!

 

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:حامد بهداد مهمان ویژه این هفته برنامه هفت بود که با سؤال ابتدایی و بی پرده فریدون جیرانی غافلگیر شد و حدود نیم ساعت اول گفت و گوی آن‌ها به پاسخ بهداد به سؤال جیرانی اختصاص یافت. جیرانی از حامد بهداد خواست تا در مورد مصاحبه هایش که اغلب آن را دیوانگی و تعریف از خود خوانده بودند پاسخ دهد.

بهداد به این پرسش این گونه عکس العمل نشان داد که این حرف‌ها بیشتر شبیه به شعار می‌ماند. برای من هنجارها در شروع کارم حالت پوک و بی معنی داشته است. برایم در ابتدای کار رفتارهای از پیش تعیین شده در جامعه و سنت ها و آداب اجتماعی اهمیت زیادی نداشتند. اجتماع وقتی افراد موفق را می بیند یک احساس گناه به آنها منتقل می کند. من این احساس را نداشتم. جامعه چاکرم مخلصم‌های دروغین دارد و من همیشه از آنها فرار می کردم.این ستاره سینما در ادامه گفت: مِن و مِن ها و تپق هایم در ابتدای برنامه به دلیل این است که هنوز تمرکزم را به دست نیاورده ام. در مورد منم منم کردنهایم باید بگویم که یک بخش این را باید شوخی محسوب کرد. اینها می تواند تبلیغاتی برای نمایش و بازاریابی باشد. اینکه من ازخودم تعریف می کنم چیز با اهمیتی نیست. اینها هیاهوهای کاذب است. به نظرم احتیاجی به جنجال نیست. زمانی فکر می کردم برای ورود احتیاج به جلب توجه دارم. البته این اصالت ندارد. چیزی که اصالت دارد آن است که روی پرده دیده می شود. به نظرم این اصلا سؤال مهمی نیست. اینها در ابتدای کار بوده و خیلی ازش گذشته.

اولین بازیگر زن سینمای ایران

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:صدیقه سامی‌ نژاد معروف به روح‌انگیز (۱۳۷۶ - ۱۲۹۵) نخستین هنرپیشه زن اولین فیلم ناطق ایرانی به نام «دختر لر» است.صدیقه سامی‌نژاد در روز سوم تیر ۱۲۹۵ در شهر بم در استان کرمان متولد شد و در سال ۱۳۰۸ به همراه همسرش دماوندی که در استودیو امپریال فیلم بمبئی به کار اشتغال داشت به هندوستان مهاجرت کرد و پس از ۱۸ سال به ایران بازگشت.
به دلیلی استقبالی که از فیلم «دختر لر» در اکران عمومی صورت گرفت، سامی‌نژاد در فیلم «شیرین و فرهاد» ساخته عبدالحسین سپنتا نیز بازی کرد.تحصیلات وی سیکل اول دبیرستان و پیشه اصلی او پرستاری بود.وی به دلیل بازی در سینما مورد انتقاد شدید خانواده اش قرار گرفت و مجبور شد مدتی را در انزوا بگذراند. سامی‌نژاد در سال ۱۳۴۹ در مستند «سینمای ایران از مشروطه تا سپنتا» ساخته محمد تهامی‌نژاد بخشی از این مصائب را شرح داد و به تلخی گریست.روح‌انگیز سامی‌نژاد در طبقه پایین خانه‌ای دو طبقه واقع در خیابان پاسداران تهران، سروستان ششم زندگی می‌کرد و عصر چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۷۶ در تهران در ۸۱ سالگی درگذشت.او در قطعه ۳۶ ردیف ۴۴ شماره ۴۶ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

پركاري عجيب و غريب و بيم لغزيدن روي سرسره ابتذال!

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:پس از مشخص شدن نتايج نظرسنجي مردمي هفته‌ي گذشته‌ي برنامه‌ي "پارك ملت"، مسعود ده‌نمكي و فيلم‌هايش دوباره به موضوع بحث بسياري از رسانه‌ها تبديل شده‌اند. گروهي او و "اخراجي‌ها"‌يش را به دليل كسب رتبه‌ي نخست در اين نظرسنجي تحسين مي‌كنند و گروه ديگري دقيقاً به همين دليل، او و اين نظرسنجي را مورد بدترين توهين‌ها قرار مي‌دهند و با لطايف الحيلي قصد دارند رأي قاطع مردم را به گونه‌اي تفسير كنند كه سرانجام آنچه آنان مي‌خواهند، از اين نظرسنجي استحصال شود!

اما در ميان حجم بالاي اين بحث‌هاي داغ رسانه‌اي، ديروز از سوي خبرگزاري فارس خبري در مورد ده‌نمكي منتشر شد كه كمي تأمل برانگيز به نظر مي‌رسيد. عنوان خبر اين بود "طنز نوروزي شبكه يك به ده‌نمكي رسيد" و ذيل اين عنوان توضيح داده شد كه ده‌نمكي نويسندگي و كارگرداني سريال نوروزي شبكه‌ي اول سيما را با موضوع راهيان نور برعهده گرفته و تا به حال حدود 70 درصد از کارهای مقدماتی ساخت آن هم توسط او و ديگر همكارانش انجام شده است.

شايد در نگاه اول، در اين خبر هيچ نكته‌ي تأمل برانگيز و عجيبي به چشم نخورد؛ چرا كه از سويي مهارت ده‌نمكي در زمينه‌ي نويسندگي و كارگرداني كمدي‌هاي مرتبط با دفاع مقدس بر كسي پوشيده نيست و از سوي ديگر، وي با ساخت سريال "دارا و ندار" در حوزه‌ي سريال‌هاي نوروزي صاحب تجربه است و بر همين مبنا به نظر مي‌رسد كه انتخاب او از سوي شبكه‌ يك، انتخابي معقول و مناسب است. اما اگر فقط كمي به عقب بازگرديم و روند كاري ده‌نمكي و اخبار پيرامونش را از ابتداي سال 89 مورد بررسي قرار دهيم، حتماً متوجه ايراد كار خواهيم شد.

ده‌نمكي در سال 89 پس از فراغت از نوشتن فيلمنامه‌ي "اخراجي‌ها 3"‌ و اخذ مجوزهاي لازم، بلافاصله فيلمبرداري اين فيلم را در نيمه‌ي دوم سال 89 كليد زد تا فيلم به جشنواره برسد. هر چند به دليل همين آغاز ديرهنگام فيلمبرداري و تمام نشدن مراحل فني فيلم در موعد مقرر، اين فيلم نتوانست اكران مناسبي در جشنواره‌ي فيلم فجر داشته باشد و حتي در سالن مطبوعات هم به نمايش درنيامد. پس از اتمام جشنواره، پيگير‌ي‌هاي ده‌نمكي براي اكران فيلمش در نوروز 90 شروع شد.

سال 90 براي ده‌نمكي در شرايطي آغاز شد كه او از يكي دو هفته قبل از آغاز سال، شديداً به عنوان تهيه‌كننده‌ درگير اكران "اخراجي‌ها 3" شده‌بود. مصاحبه‌هاي مطبوعاتي و تلويزيوني پرتعداد او، رسيدگي به وضعيت اكران و تبليغات فيلمش در تهران و شهرستان‌ها، ساماندهي و حضور در اكران‌هاي خصوصي فيلم و مبارزه با قاچاق اينترنتي "اخراجي‌ها 3"، مهم‌ترين مشغله‌هاي ده‌نمكي در دو ماهه‌ي نخست سال 90 به شمار مي‌رفتند. حتماً تأييد مي‌كنيد كه او با اين حجم مشغله‌ي كاري، احتمالاً نمي‌توانسته به كار مهم ديگري همچون نوشتن فيلمنامه بپردازد.

به هر حال، با پايان اكران فيلم در تهران در سوم خرداد ماه سال جاري، از مشغله‌ي فراوان ده‌نمكي كاسته شد تا او بتواند در اين مدت دوباره به فيلمنامه‌نويسي بپردازد؛ اما با اين وجود هنوز اكران "اخراجي‌ها 3" در شهرستان‌ها ادامه داشت و در كنار آن، ده‌نمكي بايد براي ورود اين فيلم به شبكه‌ي خانگي هم برنامه‌ريزي مي‌كرد.
 
در حالي كه ده‌نمكي قبلاً چند باري از احتمال ساخت اخراجي‌هاي 4 خبر داده بود، در اوايل مرداد ماه رسماً اعلام كرد كه در حال نوشتن فيلمنامه‌ي جديدترين كارش با عنوان "رسوايي" يا "اخراجي‌ها 4" است. سرانجام هم در هفدهم مرداد ماه با قرار دان پستي در وبلاگش، از اتمام اين فيلمنامه خبر داد. كمي بعد، در هفتم شهريور ماه اين فيلمنامه مجوز ساخت گرفت تا انتظار علاقه‌مندان به كارهاي ده‌نمكي براي ديدن اثر جديد او خيلي طولاني نشود. چه‌آنكه او در همين ايام در مصاحبه با سايت كافه‌سينما ابراز اميدواري كرده بود كه "رسوايي" به جشنواره‌ي فيلم فجر مي‌رسد!

حالا در شرايطي كه در آخرين روزهاي شهريور 90 قرار داريم، انتشار خبر پذيرفتن نويسندگي و كارگرداني سريال نوروزي شبكه‌ي يك سيما از سوي ده‌نمكي، حكايت از پركاري غيرمتعارف او دارد. جالب آن است كه در خبر فارس اشاره شده كه تا به حال حدود 70 درصد از کارهای مقدماتی ساخت اين مجموعه انجام شده است. اگر اين خبر صحت داشته باشد، در اين صورت بايد از ده‌نمكي پرسيد كه او چگونه مي‌خواهد هم "رسوايي" را به جشنواره‌ي فجر برساند و هم سريال نوروزي شبكه‌ي اول را در همين مدت كليد بزند؟

البته نمي‌توان انكار نمود كه برخي از كارگردان‌هاي سينما و تلويزيون ايران از عهده‌ي چنين پركاري عجيب و غريبي بر مي‌آيند. به طور مثال مي‌توان به سيروس مقدم اشاره كرد كه در سال‌هاي قبل در كارنامه‌ي او ساخت سه سريال در سال هم مشاهده شده است! اما اين حقيقت نيز كه در اثر در پيش گرفتن چنين روندي، هميشه كيفيت كار فدا مي‌شود، غير قابل انكار است. همين سيروس مقدم نيز اخيراً گزيده كار شده است و در اثر همين گزيده‌كاري اوست كه در نوروز 90، سريال موفق و درخشاني همچون "پايتخت" خلق مي‌شود.

مسعود ده‌نمكي هم مطمئناً از اين قاعده مستثنا نيست و  پركاري او قطعاً موجب افت كيفي و محتوايي آثار او خواهد شد. عده‌اي معتقدند همين شتاب او در نوشتن فيلمنامه‌ي "اخراجي‌ها 3"، به وضوح در كيفيت اين فيلم تاثير گذاشته و حتي موجب ايجاد رگه‌هايي از ابتذال در آن شده است.

نمي‌توان انكار كرد كه برخي از شوخي‌هاي موجود در "اخراجي هاي 3"، بعضي از متعصب‌ترين هواداران سينماي ده‌نمكي را هم رنجاند. به طور مثال استفاده‌ي فراوان فيلم از موسيقي‌هاي مبتذل و بازاري و اقتباس از يكي از مبتذل‌ترين موزيك ويدئوهاي اخير، شوخي با روضه‌خواني، شوخي با اصطلاحاتي همچون "لب زدن" و امثال آن، موجب شد تا فيلم نتواند محبوبيت و موفقيت دو شماره‌ي قبلي آن را تكرار كند.

به عقيده‌ي بسياري، پررنگ شدن رگه‌هاي ابتذال در آثار ده‌نمكي بعد از ساخت قسمت اول اخراجي‌ها،‌ ريشه در همين پركاري او دارد و از آنجا نشأت مي‌گيرد كه او وقت كمي براي نوشتن فيلمنامه صرف مي‌كند. اين در حالي است كه او براي نوشتن فيلمنامه‌ي "اخراجي‌ها1" -كه قطعاً موفق‌ترين فيلم در اين سه‌گانه به شمار مي‌رود-  مدت‌ها وقت گذاشته و با چند تن از مطرح‌ترين فيلمنامه‌نويسان سينماي ايران در زمينه‌ي كمدي، مشورت كرد. اما تداوم نداشتن چنين روندي در سري دوم و سوم اخراجي‌ها، موجب شد كه به قول مسعود فراستي به جاي آنكه شوخي‌ها در خلال فيلمنامه‌هاي اين دو فيلم گنجانده شود، خود اين شوخي‌ها محور شده و فيلمنامه بر اساس آنها جلو مي‌رود!

به هر حال، اين روزها به موازات آنكه ده‌نمكي طبق نظرسنجي‌ها به عنوان مردمي‌ترين و محبوب‌ترين كارگردان سينماي پس از انقلاب ايران شناخته مي‌شود، مي‌توان به وضوح شاهد افزايش هشدارهاي دلسوزانه‌‌ي دوستداران و هم‌سنگران ده‌نمكي نيز بود كه جهت جلوگيري از تضعيف آثار او و از دست دادن چنين جايگاهي در آينده صادر مي‌شود. بديهي است كه ماهيت اين انتقادها و هشدارها، با ماهيت خيل نقدهاي ناجوانمردانه‌ و بي‌اساس طيف روشنفكري و سينماگران غربزده كاملاً متفاوت است.

 اما شايد در اين مدت، مهم‌ترين هشدار به ده‌نمكي را، استاد و مراد ده‌نمكي -يوسفعلي مير شكاك- به او داده باشد. آنجا كه در ميان خيل تحسين‌ها و تمجيد‌هايي كه نثار ده‌نمكي مي‌كند، مي‌نويسد:

«سينما لغزاننده است، سينما لغزاننده است، سينما لغزاننده ... باز هم بايد گفت!؟ به ده‌نمكي گفتم لغزيدنت را ديدم، يك فريم يا دو فريم كه هيچ كس آن‌ها را در آن شلوغي و در ميان قهقه‌ي پي‌درپي خنده‌ها نمي‌تواند ببيند. مواظب خودت باش! لب سرسره‌اي! اگر سر خوردي و پايين افتادي يادت نرود كه خواجه‌ي جهان عليه‌ رضوان الله المستعان فرموده است: سزاي ماست بهشت اي خداشناس برو، كه مستحق كرامـت گناهكاراننـــد»

بيانيه انجمن بازيگران در پي موفقيت جهاني اخير «اينجا بدون من»

خبرگزاری فارس: بيانيه انجمن بازيگران در پي موفقيت جهاني اخير «اينجا بدون من»

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:انجمن بازيگران سينماي ايران در پي موفقيت فيلم سينمايي «اينجا بدون من» ساخته بهرام توكلي بيانيه داد.
در اين بيانيه آمده است: ف معتمد‌آريا بازيگر تواناي سينماي ايران موفق شد در جشنواره مونترال عنوان بهترين بازيگر زن را براي بازي در فيلم ارزنده «اينجا بدون من» به كارگرداني آقاي بهرام توكلي دريافت نمايد.
شوراي مركزي انجمن بازيگران سينماي ايران اين درخشش پرشكوه را به ايشان تبريك عرض كرده و براي تمامي دست‌اندركاران سينماي كشور عزيزمان سربلندي و سرافرازي آرزو مي‌نمايد

 

سینماتوگراف حامی اخراجیها3

سینماتوگراف حامی اخراجیها3

ميلياردها تومان بودجه فرهنگي به امثال هديه تهراني و گلزارها پرداخت شده است

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: سلحشور در پاسخ به سوال محسن رضايي كه گفت: «بنده شنيده‌ام كه دولت گفته 1000 ميليارد تومان براي كار فرهنگي كنار گذاشته‌است»، يادآور شد: اين بودجه ها به امثال گلزار‌ها و هديه‌ تهراني‌ها پرداخت شده است.

به گزارش خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا»، در جلسه خصوصي و صميمانه محسن رضايي و فرج‌الله سلحشور كه در دفتر دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار شد، سلحشور به بيان مشكلات كارگردانان دغدغه‌مند پرداخت كه با پيشنهادها و قول مساعدت‌هايي از سوي محسن رضايي همراه بود.

در اين ديدار سلحشور با بيان اينكه از زماني كه وارد سينما شده در كار مذهبي بوده است، اظهار داشت: غيرمذهبي‌ترين كارهايم آثار مربوط به جبهه است و فعاليت مستقيم بنده كار قرآني است، هرچند كار جبهه‌اي را مذهبي‌تر مي‌دانم.

وي ادامه داد: از زماني كه در مسجد با نمايش فعاليت خود را شروع كردم اين دغدغه را داشتم كه چگونه سينما و تلويزيون مي‌تواند براي ما شود چرا كه فرهنگ، مباني، اصول و فلسفه آن مربوط به فرهنگ‌ ديگري است لذا به‌دنبال ماهيت فيلم‌سازي مذهبي بودم.

سلحشور افزود: بنده كار زيادي انجام نداده‌ام و فقط فكر مي‌كنم در اين فضا چه‌كاري بايد انجام داد؛ حتي تا سال 64 اصلاً كاري در دست نمي‌گرفتم اما متوجه شدم تا زماني كه خود كار ارائه نكنم افراد مي‌گويند حرف شما بي‌پايه است.

*داستان اوليه فيلم حضرت موسي(ع) به اتمام رسيده است

وي بر همين اساس به ساخت فيلم حضرت ايوب(ع)، اصحاب كهف و حضرت موسي(ع) اشاره كرد و ادامه داد: در حال حاضر فيلم حضرت موسي(ع) نوشته شده و در مرحله سينابس قرار دارد يعني خلاصه داستان اوليه به اتمام رسيده است و در اين سينابس تمام گره‌هاي داستان باز مي‌شود.

اين كارگردان با بيان اينكه پروژه فيلم حضرت موسي(ع) در مرحله سناريونويسي قرار دارد، عنوان كرد: در اين فيلم به موضوعات عجيب و غريب و خوبي نيز رسيده‌ام.

وي به فيلم يوسف پيامبر(ع) اشاره كرد و يادآور شد: ما در اين فيلم گره سينماي مذهبي و فيلم‌سازي مذهبي را از قرآن پيدا كرديم و در اين زمينه حدود 3 سال كلاس آموزش گذاشته و افرادي را در اين زمينه تربيت كرده و برخي از افراد مذهبي را نيز اعم از نويسنده و كارگردان جذب كرديم.

سلحشور خاطرنشان كرد: در پايه‌اي كه براي فيلم‌سازي مذهبي تعريف كرديم، ابتدا مباني فيلم‌سازي موجود دنيا را كه از غرب و هاليوود سرچشمه گرفته، تشريح كرديم و سپس متوجه شديم مباني مربوط به فرهنگ خودمان در قرآن تعريف شده است.

* 20 هزار قصه از مباني قرآن پيدا كرده‌ايم

وي ادامه داد: در سه سال گذشته قصه‌هايي با اصول و مباني قرآني پيدا كرديم كه چيزي در حدود 20 هزار قصه است و 100 قصه مربوط به آن اجرا شده، اين 100 قصه قرار است به سناريو تبديل شود هرچند 30 داستان به سناريو تبديل شده و 10 سناريو هم به فيلم مبدل شده است.

اين كارگردان افزود: ما ادعا نداريم كه اين 10 فيلم نمونه نهايي و بهترين است بلكه در مرحله آزمون و خطا و كار آزمايشي قرار دارد بنابراين اگر اين حركت پژوهشي توأم با دقت و تربيت نيرو ادامه پيدا كند، به زودي شاهد حركت افراد سالم سينما كه تعداد كثيري نيز هستند، خواهيم بود.

وي با بيان اينكه بخش سالم سينما كه اگر غيرمذهبي هم باشند به اين سمت خواهند آمد، تصريح كرد: در سينماگران و فيلم‌سازان افراد بسيار خوبي حضور دارند و دليل اين امر ساخت فيلم‌هاي يوسف(ع)، اصحاب كهف و حضرت مريم(س) با همين عوامل فعلي سينما است.

سلحشور خاطرنشان كرد: بنابراين وقتي جريان سالم ايجاد شود مي‌توان روند موجود سينما را اصلاح كرد اما اگر جريان ناسالم حاكم شود جريان‌هاي سالم را هم آلوده مي‌كند و سينماي ما تا امروز چنين عمل كرده است.

وي گفت: هرچه به تلويزيون و سينما نيروهاي مختلف اعم از روحاني، بسيجي و سپاهي تزريق شود بازهم آنها از دست رفته قلمداد مي‌شوند. وي همچنين يادآور شد: كاري كه يك بسيجي در سينما ارائه مي‌دهد خيلي با كار يك طاغوتي متفاوت نيست چرا كه جريان حاكم يك جريان ناسالم است و در واقع ما در زمين آنها بازي مي‌كنيم.

سلحشور ادامه داد: در حال حاضر ما افرادي توانمند را پيدا كرديم و يقين داريم كه به نتيجه مي‌رسيم اما همان‌طور كه هر تحقيق و پژوهش و نمونه‌سازي به بودجه نياز دارد، فعاليت ما نيز نيازمند بودجه خاصي است.

وي با بيان اينكه: "ممكن است ما يك سناريو را تا هفت بار به نويسنده‌اي بدهيم اما در آخر آن را استفاده نكنيم و در عين حال پول آن را نيز پرداخت كنيم "، گفت: علت اين موضوع اين است كه نويسندگان به شيوه جديد ما عادت ندارند.

* به‌دنبال ساخت فيلم‌هاي 45 دقيقه‌اي بر اساس مباني قرآن هستيم

كارگردان فيلم يوسف پيامبر(ع) با اشاره به اينكه: "گاهي فيلمي را مي‌سازيم اما در نهايت‌ آن را دور مي‌اندازيم "، متذكر شد: ما در حال حاضر فيلم‌هاي 45 دقيقه‌اي مي‌سازيم اما مي‌خواهيم از فيلم‌هاي دو دقيقه‌اي تا سينمايي و سريال را با همين مباني جديدي كه از قرآن پيدا كرده‌ايم، توليد كنيم.

وي با تاكيد بر اينكه توان و نيروي لازم براي انجام اين كار وجود دارد در عين حال به آزمون و خطا بودن اين فعاليت اشاره و تصريح كرد: افراد گروه بايد تازه به اين روش عادت كنند هرچند حدود 9 نمونه آن را ساخته و 5 نمونه هم قابل قبول بوده است.

سلحشور خاطرنشان كرد: بنابراين تئوري‌ها در زمينه مباني جديد در زمينه فيلم‌نامه‌نويسي عملياتي شده و ديگر فقط يك امر ذهني نيست و نمونه بزرگ آن فيلم حضرت يوسف(ع) و اصحاب كهف است.

وي با بيان اينكه براساس اين مباني جديد فيلم‌هاي 20 و 45 دقيقه‌اي نيز ساخته شده است، افزود: دليل ساخت اين نمونه‌هاي كوچك براي اين است كه به فيلم‌سازان يادآوري كنيم ساخت فيلم‌هاي بزرگي مثل يوسف(ع) دست نيافتني نيست و با فيلم 45 دقيقه براساس همين قواعد مي‌توان فيلم ساخت.

اين كارگردان ادامه داد: جوّ حاكم مسئولان را مرعوب كرده و در واقع آنها تسليم وضعيت فرهنگي و هنري شده و وضع موجود را پذيرفته‌اند در حالي كه بيش از 30 سال براي انجام كاري خيز برداشته اما موفق عمل نكرده‌اند.

وي گفت: هرچند مسئولان با خلوص درصدد انجام كار بوده‌اند اما به دليل عدم موفقيت به اين نتيجه رسيده‌اند كه نمي‌شود كار كرد بنابراين در حالي كه از آنها براي همكاري استمداد كرده‌ايم، اين افراد ترديد دارند.

سلحشور با اشاره به ادعاي اين افراد متذكر شد: آنها معتقدند كه "سلحشور " با ساخت چند فيلم ادعاي تعريف مباني فيلم‌سازي دارد هرچند حق دارند كه چنين موضوعي را مطرح كنند چرا كه تاكنون چنين فعاليتي انجام نشده است اما بايد توجه كرد كه بنده خود يك مصداق هستم كه اين تئوري را عملي كرده‌ام.

وي اظهار داشت: بنده تاكنون يك نمونه كاري كه از ارائه آن شرم داشته باشم، در كارنامه خود ندارم اما در گذشته فقط از روي اعتقادات مسلماني فيلم مي‌ساختم اما در حال حاضر با اين تفكر كه هر فعاليتي كه انجام دهم نتيجه مي‌گيرم، فيلم سازي مي‌كنم چرا كه فرمول و قاعده مناسب را به دست آورده‌ام.

اين كارگردان در ادامه به استقبال طرح و تئوري جديد قرآني خود توسط برخي اساتيد اشاره كرد و افزود: منصور براهيمي كه استاد ادبيات فيلم‌نامه‌نويسي است و تمام اساتيد كشور در برابر اين فرد خاصع هستند، مباني جديد فيلم‌نامه‌نويسي بنده را تأييد كرد.

* آب‌انبار يك ساختمان ايزوله شده محل فعاليت گروه ماست!

وي گفت: به‌جز براهيمي بايد به شورجه، بحراني، هاشم‌زاده كه داور جشنواره فجر و مشاور حاتمي‌كيا و مجيد مجيدي بوده است اشاره كرد كه جزء گروه ما محسوب مي‌شوند؛ استاد ميرباقري و حجت‌الاسلام خاتمي نيز در اين زمينه به ما كمك مي‌كنند و بنده محوريت ندارم.

سلحشور يادآور شد: مشكل اصلي در اين زمينه بودجه و مكان است چراكه در حال حاضر جايي كه كنار يكديگر به نوشتن و نقد مشغول هستيم آب‌انبار يك ساختمان است كه براي فعاليت گروه ايزوله كرده‌ايم.

*بودجه 1000 ميلياردي دولت براي كار فرهنگي مربوط به گلزار و هديه تهراني است

سلحشور در پاسخ به سوال محسن رضايي كه گفت: «بنده شنيده‌ام كه دولت گفته 1000 ميليارد تومان براي كار فرهنگي كنار گذاشته‌است»، يادآور شد: اين بودجه ها به امثال گلزار‌ها و هديه‌ تهراني‌ها پرداخت شده است.

وي ادامه داد: شايد مسئولان كشور براي شكم‌هاي گرسنه، پاهاي ترك خورده و خانه‌هاي ويران گريه كرده باشند اما براي افرادي كه به دنبال شيطان‌پرستي و كارهاي كثيف هستند، هيچ كس كاري انجام نداده است.

اين كارگردان با تاكيد بر اينكه مسئله فرهنگي در كشور ما طرفدار و دردمند ندارد، عنوان كرد: اين در حالي است كه برخي برنامه هاي تلويزيون جوانان ما را نابود كرده، حيا را از بين برده، تجمل‌پرستي را ترويج كرده و باعث پاشيده شدن خانواده‌ها شده است.

سلحشور در پاسخ به سوال ديگر رضايي كه پرسيد: «چرا شما كارهايتان را در حالي كه آثار خوبي است در بازار بيروني ارايه نكرديد؟»، اظهار داشت: بنده صاحب‌ كار نيستم و سازنده‌اي هستم كه براي فرد ديگري مي‌سازم هرچند آنها نيز اين آثار را عرضه كرده‌‌اند.

وي اظهار داشت: از آن‌جايي كه ايران جزء اتحاديه «كپي رايت» جهان قرار ندارد، هر كشوري خيلي راحت فيلم‌هاي ما را نمايش مي‌دهد و هيچ نهادي نيز نمي‌‌تواند آن را محاكمه كند.

سلحشور گفت: ما سرمايه‌گذاري آن‌چناني نمي‌خواهيم لذا اگر يك‌پنجم سريال «مختار‌نامه» را كه 40 ميليارد بودجه در بر داشت به ما بدهند، فيلم تهيه مي‌كنيم؛ فيلم يوسف(ع) با هفت ميليارد و اصحاب كهف با 600 ميليون تمام شد و اين به معناي كم گذاشتن در كار نيست.

وي به دلايل پايين بودن بودجه فيلم‌هاي خود اشاره كرد و گفت: عامل اصلي اين امر نظم داشتن در كارهايمان بود يعني ما همواره با سناريو تمام شده سر صحنه مي‌رويم.

وي با بيان اينكه به دليل ساخت فيلم مذهبي بيشتر نهادها كمك مي‌كنند، خاطرنشان كرد: 200 ميليون احمدي نژاد به ما مصالح داد، 300 ميليون هم خاتمي كمك كرد كه با احتساب اين مبالغ مي‌گوييم فيلم يوسف(ع) هفت ميليارد هزينه داشت.

سلحشور افزود: آزمون و خطا كردن در فيلم، كنترل كيفيت و نظرات اساتيد در اين زمينه هزينه در بر دارد اما متاسفانه ما را با فردي كه در يك زيرزمين به صورت فراوان كار توليد مي‌كند، يكسان مي‌بينند.

* ما در صدد نمونه‌سازي هستيم نه سريال‌سازي

وي ادامه داد: ما اصلاً به دنبال سريال‌سازي نيستيم بلكه در صدد نمونه‌سازي هستيم اما تلويزيون هيچ‌گاه چنين مقوله‌اي را در چارت سازماني خود نداشته است.

سلحشور با بيان اينكه: "بنده طرح و پيشنهادات خود را به ضرغامي در چند روز گذشته داده‌ام "، گفت: بنده به وي گفتم كه اگر اين كار صورت گيرد مي‌توانيم اميدوار باشيم كه تلويزيون تكان بخورد و ضرغامي نيز فعلا پذيرفته است.

وي در پاسخ به رضايي كه گفت: «شما ارتباط خوبي با آقاي احمدي‌نژاد داشتيد»، گفت: ما صرفاً در زمان انتخابات احساس تكليف كرديم اما رابطه‌اي با دولت نداشتيم كه خوبي و بدي داشته باشد و شما مطمئن باشيد ما پولي دريافت نكرديم.

سلحشور اظهار داشت: اگر دولت با هنرمندان رابطه دارد، ما آن هنرمندان نيستيم كه آنها ارتباط دارند.

اين كارگردان با تاكيد بر اينكه: "اگر به ما كمك شود از ما كار برمي‌آيد "، يادآور شد: ما حاضر هستيم براي طي شدن اين مسير همه چيز خود را كنار بگذاريم و دنبال پول هم نيستيم و از اول نيز در اين بازي‌ها نبوده‌ايم و علتي كه در حال حاضر دستمان خالي است، همين امر است.

سلحشور گفت: بنده به يك سناريونويس كه بيش از 100 كار براي تلويزيون نوشته است و در اين زمينه استاد محسوب مي‌شود، يك قصه معمولي را دادم اما وي نتوانست آن را فيلم‌نامه كند چرا كه نويسندگان ما قصه‌هايي را كه دروغ در آن راه ندارد و حقيقت در آن نهفته است، نمي‌توانند بپردازند.

وي اظهار داشت: همان‌طور كه ترك گناه و دست برداشتن از دروغگويي زحمت دارد، سناريونويسي بر مبناي حقيقت نيز دقيقاً همين‌گونه است و هيچ تفاوتي ندارد بنابراين بايد ابتدا در خود جوهره و قابليت لازم را ايجاد كرده سپس به دنبال كار ارزشي برويم.

سلحشور با بيان اينكه طي اين روند نياز به آزمون و خطا و آموزش و تعليم دارد، گفت: مسئولان اجرايي كشور متاسفانه اين اصل را متوجه نيستند چرا كه كار ساده و شدني است و ما با انجام آن جواب گرفتيم اما حركت لاك‌پشتي در خور اين نياز گسترده نيست به همين خاطر ما مي‌گوييم امكانات بدهيد تا با سرعت بالاتر، نيروي بيشتر جذب كنيم.

وي ادامه داد: در حال حاضر پروژه‌هايي كه در دست داريم «قصه‌هاي خدا» كه واقعي و عبرت‌آموز محسوب مي‌شود، حضرت موسي(ع) و اصحاب اخدود است.

سلحشور گفت: متن سريال يوسف(ع) كامل‌ترين متني است كه در داستان آن پيامبر در تاريخ آمده است و تمام آن از روي تفاسير بود لذا متن آن را براي چاپ داده‌ايم.

وي با تاكيد بر اينكه با تكيه بر قرآن و فرهنگ اهل بيت‌ مي‌توان وضع فرهنگ كنوني را درست كرد، بيان داشت: هنر خود يك معجزه و عنايت الهي است.

*براي فروش خوب فيلم‌هاي مذهبي دولت بايد از پشت بازار فرهنگ كنار رود

سلحشور با بيان اينكه مردم تشنه توليدات مذهبي هستند، اضافه كرد: اگر در اين زمينه توليد داشته باشيم مي‌توانيم آن را بفروشيم اما فقط كافي است كه دولت از پشت بازار فرهنگ دست خود را بردارد چراكه در اين وضعيت افرادي كه در ارگان دولتي هستند دلشان براي اين موضوع نمي‌سوزد.

وي ادامه داد: بنابراين اگر بازار دست خودمان باشد، به خوبي مي‌توانيم آثار خود را بفروشيم.

اين كارگردان تصريح كرد: ما با بسياري از كشورهاي دنيا ارتباط داريم كه فقط به خاطر همين چند اثر مذهبي با ما رابطه برقرار كردند اما فقط كافي است دولت بگويد شما به عنوان صاحب‌كار فروش آثارتان را انجام دهيد و سود آن نيز متعلق به شما باشد.

وي با اشاره به ايجاد نهادي با عنوان «فروش فيلم» در تلويزيون خاطرنشان كرد: اين نهاد چون دولتي است در آن دلسوزي براي هنر وجود ندارد اما اگر اين بخش دست خودمان باشد به دليل تعصبي كه در كارمان داريم و حتي به‌دليل سود آن تلاش خود را انجام مي‌دهيم.

می گویند سیزده پنجاه و نه، فیلم دفاع مقدس است

می گویند سیزده پنجاه و نه، فیلم دفاع مقدس است. در انتها نیز فیلم را تقدیم می کنند به آنان که مردانه جنگیده اند. و البته این شاید تمام ماجرا نباشد!

سردار برومند (با بازی پرویز پرستویی) پس از بیست و چند سال از حالت کما خارج می شود و کارگردان قصد دارد بگوید این دنیای جدید به دلایل مختلف سنخیتی با باورهای او ندارد.

اما کدام باورها، کدام دنیا و البته کدام دفاع مقدس...؟!کارگردان فیلم از سردار برومند یا همان شخصیت اصلی فیلمش، که به نوعی قرار است یک یادگار دفاع مقدس برای مخاطب تلقی شود، چه شخصیتی را نشان می دهد؟
شخصیتی که در ابتدای فیلم مشغول مار بازی است. و شخصیتی که در بحبوحه حمله دشمن قصد دارد تصویر سطوت و مردانگی یک فرمانده کارکشته را که در ذهن کارگردان (سامان سالور) شکل گرفته را در حالت های نمایشی تهدید همسنگران و زیر دستانش به مرگ و کشتن اجرا کند.

سربازان و همسنگرانی که با سردار در آن خط مشغول جنگ اند به هر دلیلی با ظاهری که در ذهن ما از رزمندگان دفاع مقدس وجود دارد شباهتی ندارند. 
عینک های ته استکانی، کلاه های آهنی با تور استتار، پانچو در شرایطی که هیچ بارانی در کار نیست و ... همگی، بیشتر، ما را به سمت فیلم نجات سرباز رایان سوق می دهد نه دفاع مقدس خودمان.
در سیزده پنجاه و نه گویا حقایق و اهداف دفاع مقدس فراموش می شود. که به طور مثال یکی از آنها به دست آوردن سربلندی و اعتلا و امنیت برای ایران اسلامی است. سردار! پس از چشم باز کردن به روی دنیای جدید، بگونه ای رفتار می کند که اصلا مشخص نمی شود آیا برایش مهم هست که از پس آن همه خون و شهادت و سال های سخت، اینک این ایران اسلامی است که عظمت و امنیتش سر به آسمان می ساید یا نه؟
او به عنوان یک نماد هنوز هم دنبال آدمهای خودش در سال های جنگ می گردد. و به هر قیمتی هم می رود پیدایشان می کند. گویا اصلا به اینکه چه اتفاقاتی در طول این سالها رخ داده حتی فکر هم نمی کند. این، آن چیزی نیست که ما از فرهنگ بسیجی سراغ داریم. 

بسیجی به قول شهید آوینی برای رضای خدا کار می کند نه برای علاقه اش. و متاسفانه آنچه که سامان سالور در این فیلم به ما نشان می دهد بیشتر علایق و صفات آدمهای جنگ است نه عمق اخلاص و کارشان برای خدا.

نسل های جدید هم در فیلم سالور نسبتی با جنگ ندارند. در واقع نسبتشان با جنگ را یا عشق سببی مشخص می کند یا روابط پدر و فرزندی. آنها انگار هیچ از جنگ و دفاعی که طی ۸ سال در مقابل ۴۰ کشور جهان انجام دادیم، نمی دانند و احساسی به آن ندارند.
و البته نکته جالب تر آنکه مثلاً مشخص هم نیست اینکه آیا پیراهن سبز رنگ نامزد دختر قهرمان داستان در سکانس های پایانی نیز از روی عمد انتخاب شده یا اینکه از روی سهو است که او باید پیراهنی با رنگ سبز داشته باشد...!!!
 
سیزده پنجاه و نه همچنین از این باب که فراموشی ایثارگری ها و جان برکفی های رزمندگان در طول ۸ سال دفاع مقدس را نیز نکوهش می کند بسیار قابل تقدیر است. 
نکوهشی که اگرچه شاید به زعم نگارنده در قالب هایی غلط عنوان می شود ولی امریست مطلوب که در این فضای بی تفاوتی نسبت به سینمای جنگ و دفاع مقدس بسیار جای تحسین دارد.

در واقع سامان سالور همانند دیگر همقطارانش به صحنه نیامده تا با یک روایت معمولی از جنگ، به طومار فیلم های ساخته شده با موضوع دفاع مقدس بیفزاید بلکه با پر رنگ کردن قصه ای که اهمیت مفهوم آن به مراتب در روزگار کنونی از سایر موضوعات پیرامونی دفاع مقدس بیشتر است، آنهم در این وانفسای مهجوریت سینمای دفاع مقدس، اقدام بسیار مطلوبی انجام داده است.

دفاع نیوشا ضیغمی از دستمزد میلیاردی گلزار:او خدمت کرده است

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:این آدم آمده و برای دفتری سینمایی چند میلیارد سرمایه برده است. این آیا به سینما کمک می کند یا نمی کند؟ یک بازیگر زن سینما اخیراً در نشستی که در محل فرهنگسرای رسانه برگزار شد، طی سخنانی از دستمزد میلیاردی اخذ شده توسط محمدرضا گلزار دفاع کرد.نیوشا ضیغمی در این نشست گفت: این آدم (گلزار) به اقتصاد سینمای ایران کمک کرده است.ضیغمی افزود: این آدم آمده و برای دفتری سینمایی چند میلیارد سرمایه برده است. این آیا به سینما کمک می کند یا نمی کند؟این بازیگر زن سینمای ایران ادامه داد: او حالا آمده از این طرف برای چند پروژه هم قرارداد میلیاردی بسته.ضیغمی همچنین با بیان اینکه اگر این بازیگر سه سال ممنوع الکار! شود و بنشیند توی خانه آیا کسی از او احوالش را جویا می شود یا نه؟ خاطرنشان کرد: چرا ما همه چیز را از یک طرف دیگر می بینیم؟اظهارات این بازیگر زن سینمای ایران درباره اخباری است که اخیراً پیرامون امضای قرارداد محمدرضا گلزار با دفتر تولید سریال ویدئویی قهوه تلخ و برادران آقاگلیان منتشر شد.گلزار در این قرارداد، مابه ازای دریافت یک میلیارد تومان، متعهد شد که در قسمت هایی از سریال قهوه تلخ و دو فیلم سینمایی بازی کند.او همچنین یک اسپانسر ۳ میلیارد تومانی را نیز برای سریال قهوه تلخ با خود به ارمغان آورده بود.همین بازیگر در فیلم سینمایی "دموکراسی تو روز روشن" نیز برای فقط ۳ روز بازی، مبلغ ۹۰ میلیون تومان به عنوان دستمزد دریافت کرد.اقدامی که حتی توسط عوامل ساخت این فیلم نیز مورد دفاع قرار گرفت و رسما اعلام شد که بخاطر پرداخت این مطلب، هیچ نارضایتی وجود ندارد.

ورود رضا صادقی به عرصه بازیگری

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فیلم سینمایی «بی‌خداحافظی» به کارگردانی احمد امینی و تهیه‌کنندگی محمد نشاط اوایل مرداد در تهران کلید می‌خورد. این فیلم داستان زندگی رضا صادقی است که با عزیمتش از بندرعباس به تهران شروع می‎شود.براساس این گزارش در فیلم «بی خداحافظی» رضا صادقی، محمدرضا فروتن، افشین هاشمی، پیام دهکردی و ... به ایفای نقش خواهند پرداخت. پیش از این کیومرث پوراحمد قرار بود فیلمی درباره زندگی این خواننده ایرانی بسازد که ساخت آن منتفی شد.احمد امینی فیلم‌های سینمایی «سایه‌های هجوم»، «غریبانه»، «چتری برای دو نفر» و این زن حرف نمی‌زند را در کارنامه هنری خود دارد.