X
تبلیغات
سینماتوگراف
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:حامد بهداد(بازيگر سينما و تلويزيون) درخصوص شايعات مطرح شده پيرامون خود توضيحاتي ارائه كرد و به ايلنا گفت: اين مو ضوع را اساسا تكذيب مي‌كنم. من در تمام طول عمرم به هيچكس اهانت نكردم و هرگز از دايره اخلاق خارج نشده‌ام. لذا اين خبر هم صحت ندارد.
[ پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ] [ 17:50 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:بی سابقه ترین اتفاقات در بیست و نهمین جشنواره سینمایی فجر اتفاق افتاد.
 بخشی از این حاشیه ها با این تیتر ها منتشر شد:
از رقاصی حامیان فتنه روی صحنه تا تقدیر از همسر سابق گوگوش
برگزاری بزرگداشت برای همسر سابق گوگوش و نمایش صحنه هایی از این تقدیر درسیمای ملی!
حضور رنگارنگ فیلمهای حامی فتنه در ویترین سینمای ایران که برخی از آن با حمایت چند صد میلیونی ساخته شده است.
بدحجابی در میان میهمانان جشنواره و بخصوص برندگانی که برای دریافت جایزه روی سن حاضر شدند.
انتخاب فیلم همسر سابق گوگوش به عنوان عصاره سینمای ایران
حذف سینماگران ارزشی از دایره داوری جشنواره سهوا یا عمدا!!!!
اهدا جایزه به طراح صحنه فیلمی که بیشترین گاف های تاریخ سینما را در طراحی فیلم داشته است.
ادای دین جشنواره فجر به سینمای قیصر و چاقو کشی.
عدم حضور عالیترین مقام فرهنگی کشور(وزیر ارشاد)در مراسم پایانی جشنواره
بی ادبی برخی از سینماگران در حین دریافت جایزه (محسن تنابنده) که منجر به تذکر مجری مراسم شد
حمایت از فیلمساز ضد انقلاب در ابتدا و انتهای جشنواره
نشستن سیمرغ های فجر بر شانه های سازندگان فیلمهای حامی فتنه و اهدای بخشی از بیت المال به آنها
انتقاد معاون وزیر ارشاد از جریان فتنه گر در خانه سینما و اهدای جایزه شمقدری از سوی یکی از بازیگران به خانه سینما
[ یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ] [ 11:58 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:صفارهرندی گرفت‌: همان‌آدمی‌که پارسال‌به‌او باج‌داده شد،امسال‌چهره‏‌دیگری‌‌ نشان‌دادمحمد حسین صفار هرندی درباره وضعیت کنونی سینما و همچنین دوران وزارتش، گفت: برخی از مشکلات امروز سینما به دوران اصلاحات و فیلم‌های دختر و پسری که باب شد باز می‏گردد و کار را به جایی رساند که سینما دیگر خانوادگی و متکی بر ارزش‌ها نیست؛ اما حرف ما یک چیز و در عمل سینما یک چیز دیگر است که آن تکیه زدن سینما بر تاریخی یکصدساله است که در آن نقشی نداشته‌ایم و حتی قبل از انقلاب ما بچه مسلمان‌ها سمت سینما هم نمی‏رفتیم.

وی ادامه داد: در سینما هرچه داریم پس از انقلاب است.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: برخی در میانه راه دچار سیاست زدگی شدند و یکی از فیلمسازان که فیلم هایش دلگرمی بچه های جنگ بود امروز دلخوشیش این است تا جناح فلان که پارسال خیابان‌های تهران را کثیف کرده بودند برایش کف بزنند و سوال این است که چرا این بیماری‌ها به دل این‌ها افتاده که بخشی از آن به کم‌توجهی ما بر می‏گردد و امیدوار بودیم جلوگیری‌ها از فیلم‌های در سراشیب افتاده وضعیت بد سیما را درست کند و محصول دوره ما ۱۵ فیلم توقیفی بود.

وی با انتقاد از رفع توقیف فیلم‌های توقیف شده در دولت دهم، تصریح کرد: واقعا جای سوال دارد که چرا فیلم‌هایی که ما توقیف کردیم، رفع توقیف شد؟ مگر دولت عوض شده بود که می‏گوییم این فیلم‌ها را آزاد می‌کنیم تا دل آن‌ها به دست بیاید در صورتی که دل‌ها به دست نمی‏آید و همان آدمی که پارسال این باج به او داده شده امسال آمد و چهره‏ای دیگر از خود نشان داد زیرا با پول خرج هنرپیشه کردن و عکس یادگاری گرفتن کار و سینما درست نمی‏شود و آن‌ها محبت شما به دل‌شان می‏افتد اما محبت انقلاب نه و تنها این‌ها به درد شب انتخابات می‏خورند.
[ یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 ] [ 11:43 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:یکی از پرسنل بیمارستان سجاد در خصوص درگذشت این هنرمند تئاتر، سینما و تلویزیون گفت: ودادیان به دلیل عفونت شدید ریه، بالا‌بودن قند خون و بیماری کلیوی در حالت کما به بیمارستان منتقل شدند که متاسفانه پس از چند روز و به‌رغم تلاش‌های پزشکان ساعت ۱۹ روز گذشته درگذشت.

مهری ودادیان از بازیگران قدیمی تلویزیون، تئاتر و سینما مدت‌هاست که به علت بیماری‌های آلزایمر و پارکینسون در بستر بیماری بود و از اواخر دی به علت شدت یافتن ناراحتی ریوی و کاهش سطح هوشیاری به حالت کما رفته و در بیمارستان سجاد بستری شد.

                  

مهری ودادیان متولد ۱۳۱۵ است و از ۲۰ سالگی (۱۳۳۵) با حضور در تلویزیون با اجرای نمایش‌های زنده، وارد عرصه بازیگری شده و در فیلم ها و مجموعه‌‌های مختلف نقش آفرینی کرد.

ودادیان با ایفای نقش کوتاهی در سال ۱۳۴۶ در فیلم "آشیانه خورشید" و در سال ۱۳۴۷ هم با ایفای نقش اصلی در فیلم "شوهر آهو خانم" به کارگردانی داود ملاپور وارد عرصه سینما شد.

ودادیان افزون بر مجموعه‌های تلویزیونی، در فیلم‌های سینمایی همچون گل های داودی، رابطــه، سیمرغ، صعـود، دلشدگان، افسانه آه، کمیته مجازات، عاشق، و راننده تاکسی، نقش آفرینی کرد.

آخرین مجموعه تلویزیونی که خانم ودادیان در آن بازی کرده نیز سریال "بی‌گناهان" به کارگردانی احمد امینی بوده است.

شبکه ایران درگذشت این هنرمند سینمای ایران را به خانواده آن مرحوم و خانواده سینمای ایران تسلیت می‌گوید.
[ سه شنبه دهم اسفند 1389 ] [ 9:49 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:پیمان عباسی گفت: بهار آینده "توفیق اجباری 2" را کلید خواهیم زد و با آن روی "اخراجی ها 3" را کم می کنیم. عباسی در رابطه با آخرین فعالیت های خود گفت: فیلمنامه "درد سر ناز بودن" را که درباره پشت صحنه زندگی سوپراستار زن است به تازگی به پایان رسانده ام.  "درد سر ناز بودن" یک داستان کمدی است از پشت صحنه زندگی یک سوپراستار زن با توجه به اتفاقاتی که در زندگی برایش رخ می دهد. در واقع شکل دیگری از "توفیق اجباری" را به تصویر می کشد.

وی افزود: دنبال یک کارگردان خوب هستم و یک سوپر استار که بتواند به خوبی از عهده این نقش برآید و انتخاب اولم هم مهناز افشار است.

وی درباره فیلمنامه "بی خداحافظی" که قرار است با کارگردانی کیومرث پوراحمد جلوی دوربین برود اظهار داشت: در مدتی که آقای پور احمد در سفر بود بعضی بخش های فیلمنامه تغییر کرد به همین خاطر قرار است پس فردا جلسه ای با وی داشته باشیم تا در جریان آخرین تغییرات قرار بگیرد.

عباسی درباره محتوای این فیلمنامه توضیح داد: ابتدا قرار بود نیم نگاهی به زندگی رضا صادقی داشته باشیم اما داستان تغییر کرد و به برداشتی کاملا آزاد و تخیلی از زندگی این هنرمند تبدیل شد. با توجه به اینکه رضا صادقی تنها سوپر استار ایرانی و شاید در دنیا باشد که با توجه به شرایط جسمی خود همچنان با انرژی و انگیزه فعالیت می کند.

وی ادامه داد: بسیاری از ما انسان ها با وجود کوچکترین مشکل جسمی بسیاری از خواسته هایمان را نادیده می گیریم و کنار می کشیم اما او با انگیزه و تلاش بالایش به یک سوپر استار تبدیل شده است. برداشت از زندگی چنین افرادی واقعا دراماتیک است.

نویسنده فیلم پرفروش "توفیق اجباری" درباره سایر فعالیت های خود اشاره کرد: قرار است به زودی با همکاری کمال طباطبایی و با حضور محمدرضا گلزار و رضا عطاران "توفیق اجباری 2" را اواخر بهار جلوی دوربین ببریم.

پیمان عباسی افزود: این فیلم تداعی گر و به نوعی ادامه "توفیق اجباری" است به همین خاطر با همین نام تولید خواهد شد. طراحی و سیناپس اولیه کار انجام شده است و می خواهیم با "توفیق اجباری 2" روی "اخراجی های 3" را کم کنیم.

وی که فیلم سینمایی "پرتقال خونی" را به کارگردانی سیروس الوند با بازی نیوشا ضیغمی در جشنواره فیلم فجر داشته است افزود: دو فیلمنامه دیگر هم در برنامه دارم یکی "شیطان شلوار لی می پوشد" که قرار است لیلا اوتادی در آن ایفای نقش کند و دیگر "موجود دوپا" که بر اساس بازی حامد کمیلی نوشته می شود.

عباسی اشاره کرد: "موجود دوپا" قصه ای با ژانر کمدی است که به وقایع پشت صحنه شبکه های ماهواره ای می پردازد. و به تبلیغات و پیام های بازرگانی این شبکه ها اشاره دارد.
[ شنبه هفتم اسفند 1389 ] [ 11:53 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:اين دوره شايد يكي از بهترين دوره‎هايي باشد كه در آن جشنواره فيلم فجر وجود داشته است، اگر تصميم‌گيري‌هاي لحظه‌اي، حجم و كثرت فيلم‌‌ها و مشق كردن دوباره و دوباره درس‌هاي قديمي را از آن كم كنيم، نمره‌اي كه براي اين محصل 29ساله بايد بدهيم، نمره خوبي است. بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر به عنوان مهم‌ترين رويداد هنري كشور به قدم نهايي خود رسيد. اين جشنواره در بخش‌هاي مختلف سينماي ايران (سوداي سيمرغ)، مسابقه بين‌الملل، نگاه نو، خارج از مسابقه، جشنواره جشنواره‌ها، سينماي آسيا، نوعي نگاه برگزار شد و صبح امروز كانديداهايش را نيز معرفي كرد.
جشنواره فيلم فجر كه قرار بود از شانزدهم تا بيست و ششم برگزار شود، در روزهاي مياني و با پايان بخش بين‌الملل با توجه به كثرت فيلم‌هاي حاضر، يك روز اضافه شد و روز بيست‌ و‌ هفتم (فردا) با برگزاري مراسم اختتاميه به پايان مي‌رسد.
در اين دوره، بخش ويدئورسانه براي سومين بار در جشنواره برپا بود و بخش كوتاه، مستند و پويانمايي نيز از جشنواره فجر جدا شد كه با انتقادات و نارضايتي‌هايي روبرو بود.
جشنواره فيلم امسال با حضور كم‎سابقه و تقاضاي حضور بيش از 70 فيلم روبه‎رو بود كه در بخش مسابقه سينماي ايران كه نهايتا 21 يا 22 فيلم را مي‌پذيرفت، 32 فيلم به رقابت پرداختند.
هيئت انتخاب اين دوره را جهانگير الماسي، پوران درخشنده، پژمان لشكري‌پور، حسن نجاريان، بهمن حبشي و سيدعليرضا سجادپور تشكيل دادند كه اين تركيب انتقاداتي را نيز به همراه داشت كه اغلب مديران سينمايي اين هيئت را نشانه گرفت.
يكي از اتفاقات اين دوره اضافه شدن بخش نوعي نگاه بود كه شامل 12 فيلم بود. اين بخش با اعتراض سازندگان و صاحبان فيلم‌هاي قرارگرفته در آن، روبرو شد كه چرا در بخش مسابقه قرار ندارند و آيا اين بخش حاكي از توقيف فيلمشان است يا خير؟
مسعودشاهي دبير جشنواره فيلم فجر، در پاسخ به اين پرسش‌ها، اضافه شدن اين بخش را احترام به فيلمسازان دانست كه به دليل ازدحام فيلم‌هاي بخش مسابقه امكاني براي نمايش آنها در جشنواره فيلم فجر، اين‏گونه فراهم مي‌شود.
عليرضا سجادپور نيز افزودن اين بخش را به مسعودشاهي تبريك گفت. در اين ليست فيلم‌هاي اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، مرهم (عليرضا داودنژاد)، يكي از ما دو نفر (تهمينه ميلاني) و پرتقال خوني (سيروس الوند) به چشم مي‌‌خورد.
نكته جالب توجه در اين دوره انتقاد رضا ميركريمي به هيئت انتخاب و داوري اين دوره بود كه واكنش جهانگير الماسي را برانگيخت و منوچهر محمدي تهيه‌كننده سينما هم يادداشتي در حمايت از ميركريمي نوشت و فاش كرد كه اين فيلمساز جانباز شيميايي بوده است.
حالا كه اين ده روز را مرور مي‌كنيم، اتفاقات ريز و درشتي را كه احتمالا از يادمان رفته، به ياد مي‌آوريم. آغاز آرام جشنواره با احترام به پيشكسوتان سينماي ايران چون مسعود كيميايي، جمشيد هاشم‌پور، شهريار بحراني، مهدي فقيه، پوران درخشنده كه كمتر از آنها ياد شده است، آن هم علي‎رغم حضور هميشگي و پررنگشان در سينما.
درگيري‌هاي كوچك و خانوادگي كه معمولا در جشن‌هاي اين‎چنيني رخ مي‌دهد و همه نشان از علاقه مشترك سينماگران به هنر سينماست. سالن‌هاي هميشه پر و سئانس‌هاي شلوغ سينماهاي شهر كه فارغ از پيش‎فروش بليت‌ها، با صف‌هاي طويل روبرو بود.
نقدها و نظرها در مورد فرزند صبح (بهروز افخمي)، برگزاري بازار بين‌المللي فيلم فجر، شركت 35 فيلم از 5 قاره در جشنواره، حضور سينماگران شناخته شده دنيا در هيئت داوران بخش بين‌الملل، افزايش روز به روز سينماهاي خواستار پيوست به جشنواره، نرسيدن فيلم اخراجي‌هاي 3، پرشدن سالن‌هاي نمايش جدايي سيمين از نادر، نمايش جنجالي فيلم پايان‎نامه و برخورد سنجيده تهيه كننده و كارگردان اين فيلم در برخورد با اهالي رسانه و منتقدان اين فيلم، تنها بخشي از رويدادهاي اين دوره از جشنواره است.
اين دوره شايد يكي از بهترين دوره هايي باشد كه جشنواره فيلم فجر داشته است، اگر تصميم‌گيري‌هاي لحظه‌اي، حجم و كثرت فيلم‌‌ها و مشق كردن دوباره و دوباره درس‌هاي قديمي را از آن كم كنيم، نمره‌اي كه براي اين محصل 29 ساله بايد بدهيم، نمره خوبي است.
جشنواره‌اي كه فيلم‌هايش بزرگترين نقطه قوتش محسوب مي‌شود و بزرگان سينماي ايران در آن نقش مهمي داشته اند.
حضور فيلم‌هايي با مضامين سياسي روز مثل پايان‎نامه و گزارش يك جشن، طرح مسائل اجتماعي در آثار سينمايي چون اينجا بدون من، نمايش فيلم‌هايي با مضامين اسلامي و جهان اسلام مثل آسمان هشتم و سي و سه روز و فيلم‌هاي تاريخي چون راه آبي ابريشم و خاك و آتش تنوع موضوعي اين دوره را تا ميزان زيادي ارتقا بخشيده است.
جشنواره امسال به عنوان كارنامه‌اي از سينمايي متعادل قابل بررسي است و نياز به تحليل‌هاي درست و موشكافانه دارد.
اين دوره از جشنواره كه شايد كمتر از هر دوره‌اي با برخوردهاي غرض‎ورزانه همراه بود، نشانگر آن است كه سينماي ايران در شرايطي كه دوست‎دارانش نگاه منطقي به مسائل داشته باشند، پيشرفت بهتري خواهد داشت.

[ دوشنبه دوم اسفند 1389 ] [ 11:13 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فیلم سینمایی «جرم» به کارگردانی مسعود کیمیایی جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد. مراسم اختتامیه این دوره جشنواره فیلم فجر چهارشنبه شب در سالن همایش‌‌های برج میلاد برگزار و برگزیدگان سه بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول و ویدیوسینما معرفی شدند.

در بخش مسابقه سینمای ایران جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم به «جرم» ساخته مسعود کیمیایی اعطاء شد و جایزه بهترین کارگردانی به اصغر فرهادی برای «جدایی نادر از سیمین» رسید. هر دو فیلم در 12 بخش نامزد دریافت جایزه بودند.

«جرم» کیمیایی بجز جایزه بهترین فیلم در بخش‌های بهترین بازیگر مرد مکمل (حامد بهداد)، موسیقی (کارن همایونفر)، طراحی صحنه و لباس (ایرج رامین‌فر) و صداگذاری (اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق) برنده جایزه شد.

«جدایی نادر از سیمین» هم جوایز بهترین کارگردانی، فیلمنامه (اصغر فرهادی)، فیلمبرداری (محمود کلاری)، صدابرداری (محمود سماک‌باشی) و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را دریافت کرد. 

در بخش مسابقه فیلم‌های اول نیز سفر سرخ» حمید فرخ‌نژاد جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد و دیپلم افتخار بهترین کارگردان این بخش نیز به طور مشترک به فرخ‌نژاد و امیر ثفقی «مرگ کسب و کار من است» اعطاء شد.
 
بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر 16 تا 26 بهمن‌ماه برگزار ‌شد. فهرست کامل برندگان سه بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول و ویدیوسینما به شرح زیر است:

* برگزیدگان بخش مسابقه سینمای ایران

بهترین فیلم: «جرم» مسعود کیمیایی
جایزه ویژه هیئت داوران: «آسمان محبوب» داریوش مهرجویی
دیگر نامزدها: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، «آلزایمر» احمدرضا معتمدی، «33 روز» جمال شورجه

بهترین کارگردانی: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: مسعود کیمیایی «جرم»، داریوش مهرجویی «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، محمد بزرگ‌نیا «راه آبی ابریشم»

بهترین فیلمنامه: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، مسعود کیمیایی «جرم»، نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینه‌های روبرو»، علی رفیعی «آقا یوسف»، علیرضا طالب‌زاده «ندارها».

بهترین بازیگر مرد: مهدی هاشمی «آقا یوسف»
دیگر نامزدها: پرویز پرستویی «سیزده 59»،  فرخ نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، علی مصفا «آسمان محبوب»، پولاد کیمیایی «جرم»، پژمان بازغی «ندارها»، حسین یاری «پاریس تا پاریس»

بهترین بازیگر زن: ویشکا آسایش «ورود آقایان ممنوع»
دیپلم افتخار: مهتاب کرامتی «آلزایمر»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «جدایی نادر از سیمین»، لادن مستوفی «گلچهره»، غزل شاکری «آینه‌های روبرو»، هانیه توسلی «ندارها»، فاطمه معتمدآریا «‌‌اینجا بدون من»

بهترین بازیگر مکمل مرد: حامد بهداد «جرم»
دیپلم افتخار: شهاب حسینی «جدایی نادر از سیمین» و محسن تنابنده «ندارها»
دیگر نامزدها: بهروز بقایی «سیب و سلما»، حسین محب‌اهری «گلچهره»، کامران تفتی «مرگ کسب و کار من است»، شاهرخ فروتنیان «آقا یوسف»

بهترین بازیگر مکمل زن: مهناز افشار «سعادت آباد»
دیپلم افتخار: ساره بیات «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: ریما رامین‌فر «یه حبه قند»، شایسته ایرانی «آینه‌های روبرو»، آنا نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، فریده سپاه منصور «آسمان محبوب»، سارینا فرهادی «جدایی نادر از سیمین»

بهترین فیلمبرداری: محمود کلاری «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: تورج منصوری «جرم»، فرخ مجیدی «آسمان محبوب»، بهرام بدخشانی «راه آبی ابریشم»،  مسعود سلامی «سیزده 59»

بهترین تدوین: واروژ کریم مسیحی «ندارها»
دیگر نامزدها: هایده صفی‌یاری «جدایی نادر از سیمین»، مصطفی خرقه‌پوش «جرم»، حسن حسندوست «آسمان محبوب»، حسین غضنفری «برف روی شیروانی داغ»، نازنین مفخم «گلچهره»، حسن ایوبی «33 روز»

بهترین موسیقی: کارن همایونفر «جرم»
دیگر نامزدها: بهزاد عبدی «فرزند صبح»، علیرضا کهن‌دیری «سیزده 59»، حیدر ساجدی «ورود آقایان ممنوع»، محمدرضا درویشی «باد و مه»

بهترین طراحی صحنه و لباس: ایرج رامین‌فر «جرم»
دیگر نامزدها: پروین صفری «راه آبی ابریشم»، سارا سمیعی «گزارش یک جشن»، بابک پناهی «33 روز»، محسن شاه‌ابراهیمی «یه حبه قند»

بهترین چهره‌پردازی: سعید ملکان «فرزند صبح»
دیگر نامزدها: محمدرضا قومی «جرم»، سعید ملکان «آلزایمر»، مهرداد میرکیانی «جدایی نادر از سیمین»، عبدالله اسکندری «یه حبه قند»

بهترین صدابرداری: محمود سماک‌باشی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: اسحاق خانزادی «جرم»،‌ آرش برومند «گزارش یک جشن»، بهمن اردلان «یه حبه قند»،  طاهر پیشوا «ندارها»

بهترین صداگذاری: اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق «جرم»
دیگر نامزدها: محمدرضا دلپاک «باد و مه»، محمدرضا دلپاک «جدایی نادر از سیمین»، حسین مهدوی «33 روز»،  محمدرضا دلپاک «آسمان محبوب»

بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: امیررضا معتمدی «راه آبی ابریشم»
دیگر نامزدها: امیر سحرخیز، فرخ مجیدی و هادی اسلامی «آسمان محبوب»، امیررضا معتمدی «33 روز»، هدیش بیگدلی شاملو «خیابان‌های آرام»، شهروز وظیفه‌شناس «‌سیزده 59»

بهترین جلوه‌های ویژه میدانی: محسن روزبهانی «33 روز»
دیگر نامزدها: نجف فتاحی «راه آبی ابریشم»، جواد شریفی‌راد، «سیزده 59»، عباس شوقی «خیابان‌های آرام»، داود یوسفیان «پایان‌نامه»

بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی

* برگزیدگان بخش مسابقه فیلم‌های اول

بهترین فیلم: سفر سرخ» حمید فرخ‌نژاد
دیگر نامزدها: «آینه‌های روبرو» فرشته طائرپور، «قلب سیمرغ»

بهترین کارگردان:
دیپلم افتخار: حمید فرخ‌نژاد «سفر سرخ» و امیر ثفقی «مرگ کسب و کار من است»
دیگر نامزدها: فردین صاحب زمانی «چیزهایی هست که نمی‌دانی»

بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینه‌های روبرو»
دیگر نامزدها: حمید فرخ‌نژاد «سفر سرخ»

بهترین بازیگر مرد:
دیپلم افتخار: پژمان بازغی «مرگ کسب و کار من است»
جایزه ویژه: صادق صفایی «سفر سرخ»
دیگر نامزدها: علی مصفا «چیزهایی هست که نمی‌دانی»، امیر آقایی «مرگ کسب و کار من است»، حبیب دهقان نسب «سفر سرخ»

بهترین بازیگر زن:
دیپلم افتخار: غزل شاکری «آینه‌های روبرو»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «چیزهایی هست که نمی‌دانی»، ماه‌چهره خلیلی «پرنده‌باز»، آیلین حسینیان «بی‌انتها»

بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: وحید نصیریان «قلب سیمرغ»

* برگزیدگان بخش مسابقه ویدئوسینما

بهترین فیلم: مهدی کبیری، صدا و سیما مرکز بوشهر برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: مجید اسماعیلی، مجتبی امینی برای فیلم «آفریقا»، مرکز سیما فیلم، کیانوش عیاری برای فیلم «قصه داود و قمری»

دیپلم افتخار به کودک خردسال هلیا خالقی برای ایفای نقش در فیلم «ماجون»

بهترین کارگردان: هومن سیدی برای فیلم «آفریقا»
دیپلم افتخار: آیدا پناهنده برای فیلم «قصه داود و قمری»
دیگر نامزدها: احسان عبدی‌پور برای فیلم «همسنگار»

بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: احمد حامد برای فیلم «فقط بیست»
دیگر نامزدها: پوریا آذربایجانی برای فیلم «عاشقانه‌ای برای سرباز وظیفه رحمت»، آیدا پناهنده و ارسلان امیری برای فیلم «قصه داودو قمری»

بهترین بازیگر نقش اول زن:
دیپلم افتخار: آزاده صمدی برای فیلم «آفریقا»
دیگر نامزدها: هلیا خالقی برای فیلم «ماجون»، حدیث میرامینی برای فیلم «قصه داود و قمری»

بهترین بازیگر نقش اول مرد:
دیپلم افتخار: حمید باغکی برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: احمد مهران‌فر برای فیلم «عاشقانه‌ای برای سرباز وظیفه رحمت»، هومن سیدی برای فیلم «قصه داود وقمری»

بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: اشکان اشکانی، «سربازان اعدام» (تصویربرداری) و حمید سلیمانی، «اشلو» (جلوه‌های ویژه)   
دیگر نامزدها: «همسنگار» (تصویربرداری)، «همسنگار» (طراحی صحنه)، «ماجون» (تصویربرداری)، «همسنگار» (تدوین)

[ پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 ] [ 1:1 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد در مراسم اختتاميه بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به «حامد بهداد» براي فيلم «جرم» اهدا شد.  در مراسم اختتاميه بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد به «حامد بهداد» براي فيلم «جرم» تعلق گرفت.
حامد بهداد در اين مراسم پس از دريافت جايزه خود گفت: چاكر امام رضا(ع) هستم و سپس خطاب به كيميايي گفت: خدا مي‌داند كه چقدر خوشحالم به خاطر فيلم شما سيمرغ گرفتم.
همچنين «شهاب حسيني» براي فيلم «جدايي نادر از سيمين» ديپلم افتخار گرفت كه جايزه خود را به موسسه خيريه امام علي(ع) تقديم كرد.
محسن تنابنده نيز براي فيلم «ندارها» ديپلم افتخار خود را از دستان ابوالقاسم طالبي گرفت.
بنابراين گزارش، از سوي داوران بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ)نامزدهاي اين بخش در رشته بهترين بازيگر مكمل مرد حامد بهداد (جرم)، شهاب حسيني (جدايي نادر از سيمين)، بهروز بقايي (سيب و سلما)، محسن تنابنده (ندارها)،‌ حسين محب‌اهري (گلچهره)، كامران تفتي (مرگ كسب و كار من است) و شاهرخ فروتنيان (آقا يوسف) اعلام شده بودند.
بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از تاريخ 16 تا 26 بهمن‌ماه به دبيري «مهدي مسعودشاهي» در برج ميلاد تهران برگزار ‌شد.
[ چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 ] [ 22:3 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فارس،جوايز بخش ويدئوسينماي جشنواره بيست و نهم به برگزيدگان اين بخش اهدا شد.
بنابراين گزارش، در ادامه مراسم اختتاميه، ژيلا صادقي از داوران بخش مسابقه ويدئو سينما خواست تا روي صحنه بيايند و جوايز اين بخش را اهدا کنند. تهماسب صلح جو، شهاب ملت خواه، عباس رافعي، محمدرضا عباسيان و محمدعلي نجفي به همراه علي نصيريان داوري بخش مسابقه ويدئو سينما جشنواره بيست و نهم فيلم فجر را بر عهده داشتند.
سيمرغ بلورين بهترين دستاورد فني و هنري جشنواره بيست و نهم فيلم فجر اهدا شد.
در اين بخش ديپلم افتخار به اشکان اشکاني (سربازان اعدام ) و حميد سليماني (اشلو) اهدا شد.
نامزدهاي بهترين دستاورد فني و هنري عبارت بودند از: اشلو (جلوه‌هاي ويژه)، سربازان اعدام (تصويربرداري)، همسنگار (تصويربرداري)، همسنگار (طراحي صحنه)، ماجون (تصويربرداري)، همسنگار (تدوين)
ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر به همراه مبلغ 50 ميليون ريال براي فيلم فقط بيست به احمد حامد اهدا شد.
نامزدهاي بهترين فيلمنامه عبارتند بودند از: احمد حامد براي فيلم "فقط بيست "، پوريا آذربايجاني براي فيلم "عاشقانه‌اي براي سرباز وظيفه رحمت "، آيدا پناهنده و ارسلان اميري براي فيلم "قصه داودو قمري "
ديپلم افتخار به همراه مبلغ 50 ميليون ريال به بهترين بازيگر نقش اول زن به آزاده صمدي براي فيلم آفريقا اهدا شد.
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن عبارت بودند از: آزاده صمدي براي فيلم "آفريقا "، هليا خالقي براي فلم "ماجون "، حديث ميراميني براي فيلم "قصه داود و قمري "
ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد به همراه 50 ميليون ريال جشنواره بيست و نهم فيلم فجر به حميد باغکي براي فيلم سينمايي "همسنگار " به کارگرداني اهدا شد.
حميد باغکي که با واکنش‌هاي جالب خود سالن را با شور و حال ديگري همراه ساخت، با ابراز خرسندي به بيت شعري اشاره کرد و گفت: دوش ديدم که ملاک در ميخانه زدند /گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد عبارتند از:احمد مهران‌فر براي فيلم "عاشقانه‌اي براي سرباز وظيفه رحمت "، هومن سيدي براي فيلم "قصه داود وقمري "، حميد باغکي براي فيلم "همسنگار "
ديپلم افتخار بهترين کارگرداني به همراه 50 ميليون ريال به آيدا پناهنده براي فيلم قصه داود و قمري اهدا شد.
سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني به همراه يک دستگاه خودرو پرايد به هومن سيدي براي فيلم آفريقا اهداء گرديد.
نامزدهاي بهترين کارگردان عبارتند از:هومن سيدي فيلم "آفريقا "،احسان عبدي‌پور براي فيلم "همسنگار "،آيدا پناهنده براي فيلم "قصه داود و قمري "
سيمرغ بلورين بهترين فيلم بخش سينما ويدئو به همراه يک خودرو پرايد مهدي کبيري و صدا و سيماي مرکز بوشهر براي فيلم همسنگار اهدا شد.
نامزدهاي بهترين فيلم عبارت بودند از|:مهدي کبيري، صدا و سيما مرکز بوشهر براي فيلم "همسنگار "،مجيد اسماعيلي، مجتبي اميني براي فيلم "آفريقا "، مرکز سيما فيلم، کيانوش عياري براي فيلم "قصه داود و قمري "
ديپلم افتخار و پنج سکه بهار آزادي به کودک خردسال "هليا خالقي " براي ايفاي نقش در فيلم ماجون

[ چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 ] [ 22:0 ] [ مجتبی گروسی ]

 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:شركت بين‌المللي توزيع و پخش فيلميران با 13 فيلم سينمايي براي اكران در سال 90 قرارداد بسته است.  فيلم‌هاي سينمايي جرم، حوالي اتوبان، چيزهايي هست كه نمي‌دانيم، ورود آقايان ممنوع، پرتقال خوني، من مادر هستم، پرستوهاي عاشق، زنان ونوسي مردان مريخي، سعادت آباد، آخرين سرقت، شرط اول، زندگي با چشمان بسته و اسب حيوان نجيبي است عناوين 13 فيلم سينمايي هستند كه قرارداد اكران آنها با فيلميران بسته شده است و پوسترهاي آنها هم اكنون از سوي اين شركت در بازار فيلم ايران ارائه شده است.
بر اساس اين گزارش در طي روزهاي آينده نيز فيلميران قصد دارد مذاكرات خود را با صاحبان فيلم حاضر در جشنواره ادامه دهد و احتمالا قرارداد اكران چند فيلم جديد نيز تا پايان جشنواره از سوي اين شركت امضا خواهد شد.
[ یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ] [ 11:46 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:معاونت امور سينمايي در خصوص نقدهاي وارده به جشنواره امسال گفت: قطعا برخي از اين نقدها دلسوزانه است كه با جان و دل پذيراي آن خواهيم بود اما بخشي از اين نقدها متاسفانه ريشه غرض ورزي‌هاي سياسي دارد.جواد شمقدري؛ معاونت امور سينمايي در جمع خبرنگاران در خصوص انتقاد منتقدان بر كيفيت نازل فيلم‌هاي اكران شده در جشنواره بيان داشت: گرچه نظر منتقدان محترم است اما بايد بگويم فيلم‌ها براي مردم ساخته مي‌شود و استقبال آنها در سالن‌ها سطح كيفي َآثار نشان خواهد داد.
معاونت امور سينمايي:مبني بر اين كه چرا با وجود تنوع بيشتر در جشنواره امسال، برخي عملكرد جشنواره را نقد مي‌كنند گفت: قطعا برخي از اين نقدها دلسوزانه است كه با جان و دل پذيراي آن خواهيم بود اما بخشي از اين نقدها متاسفانه ريشه غرض‌ورزي‌هاي سياسي دارد.
وي خاطر نشان كرد: زماني كه جشنواره‌اي با شاخص‌هاي بالاتري نسبت به سال گذشته برگزار مي‌شود بايد پذيرفت كه اوضاع بهتر شده است و به خاطر داشته باشيم هيچ پديده‌اي در جهان كامل نيست.
شمقدري نتيجه برگزاري هماش «هاليووديسم و سينما» را بسيار مثبت ارزيابي كرد و گفت: مهمانان حاضر در همايش به نوعي همدلي با رويكرهاي انقلاب دست پيدا كردند كه در راستاي آن وحدت رويه‌اي را شاهد خواهيم بود، در حقيقت برگزاري اين همايش مي‌تواند شروعي براي مقاومتي جمعي در برابر هجمه يك سويه غرب محسوب شود.

[ جمعه بیست و دوم بهمن 1389 ] [ 18:52 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف: بيست و نهمين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر درحالي آغاز شد كه نسبت به دوره هاي قبل، گوناگوني و تنوع بيشتري در موضوعات ديده مي شود. يكي از ويژگي هاي پررنگ اين دوره از جشنواره حضور نسل هاي مختلف است.براساس محاسبات انجام شده....


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و دوم بهمن 1389 ] [ 11:25 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:رامبد جوان كارگردان فيلم "ورود آقايان ممنوع " در نشست نقد و بررسي‌ اين اثر گفت:تمام بازيگر هاي من اولين انتخاب من براي بازي در اين فيلم بودند.

 نشست نقد و بررسي فيلم«ورود آقايان ممنوع»  يا حضور رامبد جوان "كارگردان "،علي سر تيپي "تهيه كننده "، داوود اميري "مدير فيلمبرداري "، پيمان قاسم خاني "نويسنده " رضا عطاران "بازيگر "، ويشكا آسايش "بازيگر "، بهاره رهنما "بازيگر " و سحرعصرآزاد "منتقد و كارشناس " در سالن همايش هاي برج ميلاد با حضور اهالي رسانه برگزار شد.
جوان در خصوص همكاري خود با پيمان قاسم خاني گفت: پيمان يكي از بهترين فيلمنامه نويسان ايران است و من با پيمان از فيلم "مكس " كه من درآن فيلم بازي مي كردم همكاري داشتم و با سريال مسافران اين همكاري ادامه پيدا كرد تا به اين فيلم رسيد.
جوان در خصوص كارگرداني اين فيلم گفت: فيلمنامه اين داستان براي ساخت به دست سرتيپي و خانم حكمت رسيد وبراي ساخت نيز قرعه به نام من افتاد.
جوان در پاسخ به اين سوال كه آيا گره‌گشايي در داستان را گم نكرده است، پاسخ داد: اينكه در داستان داشتم چه گره اي را باز مي كردم را قبول ندارم زيرا من گره گشايي نكرده و داستان و قصه اي را روايت مي كنم.
وي در ادامه در خصوص روايت نقش خانم دارابي در فيلم گفت: به اعتقاد من اين نقش يكي از بهترين نقش هاي كمدي زن پس از انقلاب در ايران بوده است و فكر مي كنم اين نقش به بهترين نحو نوشته و بازي شد.
وي در ادامه خاطر نشان كرد: در يك داستان كمدي چه چيزي مي خواهيم؟ آيا جز اين است كه ما مي خواهيم مخاطب احساس حماقت نكند؟ و يا داستان را دوست داشته باشد؟ و من بر اين اعتقاد هستم كه داستاني با اين ويژگي ها كم تر اتفاق مي افتد كه ساخته شود.
جوان درباره روايت شوخي هاي ناب خود در اين فيلم گفت: يكي از فرمول هاي ساخت ژانر كمدي غافلگيري است و فيلمنامه پيمان همه اين موارد را داراست و البته وجود افراد كمدي كار كه كار كمدي را مي شناسند نيز بي تاثير نبوده است و شايان ذكر است كه تمام بازيگر هاي من اولين انتخاب من براي بازي در اين فيلم بودند.  در ادامه اين نشست علي سرتيپي در باره توليد اين فيلم گفت: براي توليد اين فيلم خانم حكمت نيز مثل من بسيار زحمت كشيد و اين در حالي است كه ايشان در اين نشست حضور ندارد و همين جا بايد از ايشان نيز ياد كرد. در ادامه اين نشست عطاران در خصوص قبول بازي در اين فيلم گفت: فيلمنامه اين داستان يكي از متن هايي است كه در اين چند ساله خواندم و بدون قيد و شرط پذيرفتم تا در آن بازي كنم.
وي در ادامه در خصوص بازي زياد خود در اين چند سال اخير گفت: بازي مانند دارو مي ماند و براي من نيز كه در اين چند مدت حال مساعدي ندارم اين دارو را لازم دانستم تا خود را درمان كنم.
در ادامه نشست ويشكا آسايش درباره بازي در اين كار گفت: اين كار اولين كار كمدي من محسوب مي شده است و خوب طبيعي است كه نگران باشم ولي حضور رامبد جوان به عنوان كارگردان و بازي در مقابل رضا عطاران كه براي ديده شدن اين نقش بسيار به من كمك كرد تا بتوانم انرژي ام را صرف كاركنم بسيار مفيد بوده است.
وي در ادامه افزود: كار با رامبد جوان بسيار فوق العاده بود زيرا او از صبح زود و براي آغاز كار به همه انرژي مي داد و اين انرژي بسيار مثبت بود.
در ادامه اين نشست پيمان قاسم خاني در باره فيلمنامه "ورود آقايان ممنوع " گفت: من براي فيلمنامه هايم وقت صرف مي كنم و فيلمنامه هايم را در بيست روز نمي نويسم و اين نشان از سخت گرفتن من بر خودم دارد، فيلمنامه اين داستان را نزديك به 20 بار نوشته و دوباره آن را عوض كردم تا دوستش داشته باشم.
بهاره رهنما درباره بازي در اين نقش كه جزء نقش هاي درجه چندم در فيلم حساب مي شود گفت: در يك زماني آگاهانه انتخاب كردم كه فقط نقش هاي اول بازي كنم ولي چند ماهي است كه تصميم دارم از نقش اول كنار بيايم و نقش هاي ديگري را نيز بازي كنم و خوشحالم كه اين اتفاق با اين فيلم رخ داد.
به گزارش فارس اين نشست حاشيه هايي نيز به همراه داشت كه مي‌توان اينگونه ذكر كرد:
•رامبد جوان دوربين يكي از عكاسان را گرفته و در مقابل عكاسان نشسته و از عكاسان حاضر در اين برنامه عكس گرفت.
•رامبد جوان در خصوص پيمان قاسم خاني گفت: به پيمان گفته ام هر نوشته اي را كه بنويسد مي سازم حتي نوشته هاي روي در يخچال خانه اش!
•جوان پس از آغاز به كار اين نشست زماني كه ديد عكاسان كه جلوي ارتباط خود با مخاطبان را گرفته اند خطاب به عكاسان گفت: اگر قرار است ما با مخاطبان ارتباط برقرار كنيم لازم است شما بنشينيد و اگر نه كه عوامل فيلم خود با خودشان گفت و گو كرده اند و احتياجي به اين نشست نيست پس رعايت كنيد تا ما بتوانيم مخاطبانمان را ببينيم.

[ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ] [ 11:55 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف: فیلم سینمایی «یه حبه قند» محصول حوزه هنری است که در سال جاری تولید و آماده نمایش در بخش مسابقه سینمای ایران بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر است که سومین همکاری مشترک رضا میرکریمی با حوزه هنری محسوب می‌شود. به گزارش حوزه هنری، فیلم سینمایی «یه حبه قند» یکی از محصولات سینمایی حوزه هنری در سال جاری محسوب می‌شود که هم اکنون در بخش مسابقه سینمای ایران بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر روی پرده می‌رود. به این بهانه گزارشی از روند تولید این فیلم از ابتدا تا به آخر تهیه شده است که در ذیل می‌خوانید.

درخواست پروانه ساخت فیلم «یه حبه قند» اواخر سال 1388 داده شد. از اولین کسانی که به پروژه پیوستند، محمد رضا گوهری بود که بر اساس طرح میرکریمی و شادمهر راستین به اتفاق یکدیگر شروع به نوشتن سناریو فیلم کردند. سپس در اسفند ۸۸ محسن شاه ابراهیمی؛ مدیر طراحی نیز به جمع عوامل این فیلم  پیوست که در این زمان بازبینی لوکیشن‌ها با حضور وی انجام شد.

از اواخر سال (بهمن و اسفند ماه) بازبینی  و انتخاب لوکیشن از اطراف تهران آغاز شد که شامل شهرهای دماوند، کرج، شهریار و … بود. در اسفند ماه ۸۸ مسیر تهران به یزد (کاشان، میبد، مهریز) طی شد. نزدیک به ۲۰ مکان مختلف در حاشیه کویر تا یزد و اطراف تهران مورد جستجو قرار گرفت اما باغ  که مورد نظر میرکریمی و بر اساس آنچه در سناریو ذکر شده بود، یافت نشد.

انتخاب بازیگران نیز که تعدادشان بین ۲۰ – ۲۵ نفر بود همزمان با بازنویسی فیلمنامه و جستجوی لوکیشن مورد نظر، صورت گرفت. با تمامی آنها قرار داد بسته شد و تست لباس و گریم از ابتدای تیر ماه آغاز شد.

کار پیش تولید از ۲۲ فروردین ماه ۸۹ آغاز شد. در ایام عید، باغ مورد نظر، در منطقه شهران  تهران پیدا شد و تصمیم بر آن شد که خانه قدیمی ذکر شده در سناریو را در آن ساخته شود. این باغ مساحتی بالغ بر چهل‌ هزار متر داشت که انواع درختان میوه از گردو گرفته تا توت، گیلاس، خرمالو، شاه توت و غیره در آن وجود داشت.

پس از تعطیلات نوروز، از ۱۵ فروردین برای دریافت مجوزهای شهرداری اقدام شد که در ۲۲ فروردین ماه مجوزهای شهرداری گرفته شد و به طور همزمان کارهای نقشه کشی و نقشه برداری توسط  شاه ابراهیمی و گروهش آغاز شد.

ساخت دکور خانه در دو شیفت کاری بصورت شبانه روزی با مسطح کردن خاک باغ شروع و  برای آماده سازی و رساندن سطح باغ به ارتفاع مورد نظر نزدیک به ۲۵۰ کامیون خاک وارد محوطه باغ شدند.

به مدت ۴۵ روز کار ساخت دکور خانه طول کشید. این خانه ۳۵۰ متر زیر بنا داشته که شامل بادگیرها، شاه نشین، اتاق های مختلف، انباری، آشپزخانه و حوض است.

تمام در و پنجره‌های این منزل از یزد و شهرستان‌های اطراف یزد آورده شد. چندین مورد در و پنجره‌ای نیز که در یزد یافت نشد را در کارگاه نجاری واقع در لوکیشن ساختند. همچنین بخش عمده دیگری از کار آماده سازی محوطه باغ  که شامل گل کاری و حرص کردن درختان باغ انجام شد.

بر اساس شرایط خاص میزانسن و دکوپاژ کارگردان و روایت داستان، قرار بر آن شد که از شیوه دوربین روی دست استفاده شود. بنابراین  پس از تحقیقات فراوان و جلسات متعدد، گفتگو‌ها خرید یک دستگاه دوربین ۱۶ میلی متری aaton آغاز شد. به دنبال انتخاب دوربین سوپر ۱۶ میلیمتری برای فیلمبرداری که بعد از ۲ تا ۳ ماه کار تحقیقاتی انجام گرفت، کل مدت زمان سفارش و خرید این دوربین از کشور فرانسه و آوردن آن به ایران در مجموع ۲۰ روز طول کشید و این مدت جدا از مدت زمانی بود که برای سفارش نگاتیو‌های فیلم و خرید جداگانه آن از کشور فروشنده بود که این یکی نیز با کمتر از ۲۰ روز انجام گرفت، و زمان صرف شده برای همه اینها در نوع خود بسیار قابل قبول بوده است. در واقع اگر حمایت‌ها و پشتیبانی مجموعه مدیران حوزه هنری نبود هیچگاه گروه، موفق به انجام این کار نمی‌شدند.

«یه حبه قند» اولین فیلم سینمایی ایرانی است که به طریقه سوپر ۱۶ میلیمتری فیلمبرداری شده است. در این روش، مراحل ظهور فیلم در شرکت فیلمساز انجام می‌شود و بعد از طی مراحل دی آی ( ( Digital intermediate آماده نمایش است.

«یه حبه قند» دوشنبه ۱۴ تیر ماه با حضور بازیگرانی مانند ریما رامین فر، پونه عبدالکریمزاد، نگار عابدی و سهیلا رضوی در شهران کلید خورد و با توجه به نوع دکوپاژ کارگردانی که بر اساس آن در هر روز فیلمبرداری حداقل نیمی از بازیگران جلوی دوربین می‌رفتند، برآورد شده بود که در نیمه مهر ماه کار به اتمام برسد.

در این فیلم رضاکیانیان، سعیدپورصمیمی، نگارجواهریان، فرهاداصلانی، اصغرهمت، هدایت هاشمی، پریوش نظریه، نگارعابدی، ریما رامین‌فر، سهیلارضوی، شمسی‌فضل‌الهی و پونه عبدالکریم‌زاده به ایفای نقش پرداختند. نقش کودکان و نوجوانان «یه حبه قند» نیز برعهده شیدا خلیق، محمد رضا زادسرور، علیرضا کشاورز، آنژلا ملایری، نیوشا گودرزی و پارسا مشیری بود.

داستان این فیلم در خانه باغی قدیمی و سرسبز می‌گذرد.  سکوت خانه باغ قدیمی وسرسبزی با ورود مهمانانی درهم می‌شکند. چهار دختر این خانه همراه همسر و فرزندانشان برای عروسی خواهرکوچکترشان «پسندیده» به یاری مادر شتافتند. این اقامت برای خواهران و باجناق‌ها شاید دردسر باشد ولی برای بچه‌ها یک آرزوی بزرگ است تا اینکه …

فیلمبرداری این فیلم ظهر روز دوشنبه ۲۶ مهر ماه در لوکیشن اصلی کار در منطقه شهران به پایان رسید و یک هفته بعد چند سکانس باقی مانده نیز در شهرستان میبد فیلمبرداری شد.

از آنجا که صحنه‌هایی از فیلم براساس موسیقی شکل می‌گرفت قرار شد ماکتی از موسیقی نهایی فیلم توسط محمدرضا علیقلی تهیه شود. بعد از نشست‌های متعدد بین میرکریمی؛ کارگردان اثر و محمدرضا علیقلی؛ آهنگساز فیلم و دیدن راش‌های فیلم، ماکت اولیه موسیقی آماده شد که برخی از صحنه‌ها براساس آن طراحی شد. با توجه به فضای سنتی حاکم بر فیلم، در موسیقی علیقلی ترکیبی از سازهای ایرانی استفاده شده است.

تدوین فیلم نیز همزمان با فیلمبرداری، در استودیو «روشنا» بوسیله حسن حسن دوست در حال انجام بود.

«یه حبه قند» پس از «خیلی دور، خیلی نزدیک» و «به همین سادگی» سویمن تجربه همکاری رضا میرکریمی با حوزه هنری است. وی علاوه بر این آثار،  فیلم‌های دیگری مانند «کودک و سرباز»، «زیرنورماه» و «اینجا چراغی روشن  است» را نیز کارگردانی کرده است.
عوامل تولید این فیلم عبارتند از: کارگردان؛ سید رضا میرکریمی، فیلمنامه‌نویس؛ سید رضا میرکریمی و محمد رضا گوهری (براساس طرحی  از سیدرضا میرکریمی و شادمهر راستین)، مدیر فیلمبرداری؛ حمید خضوعی ابیانه، مدیر طراحی؛ سید محسن شاه ابراهیمی، طراح چهره‌پردازی؛ عبداله اسکندری، صدابردار؛ بهمن اردلان، تدوین؛ حسن حسندوست، برنامه‌ریز ودستیاراول کارگردان؛ محسن قرایی، انتخاب بازیگر؛ سید افشین هاشمی، جانشین مدیرتولید؛ مسعود فیروزه، مجری طرح؛ محمدرضا منصوری،  منشی صحنه؛ باران کوثری، عکاس؛ علی نیک‌رفتار، مشاور گویش محلی؛ حمیدرضا حاجی محمدزاده، تهیه کننده؛ سیدرضا میرکریمی، محصول حوزه هنری

[ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ] [ 11:40 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:كارگردان «سيزده 59» با بيان اينكه اين فيلم قصه تنهايي آدم‌هاي جنگ است، گفت: اين سعي كردم تضاد آدم‌ها را نشان دهم. عصردیروز نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي «سيزده 59» با حضور«سامان سالور» (كارگردان)، «مسعود سلامي» (مدير فيلمبرداري)، «شاهين امين» (منتقد)، «جواد نوروزبيگي» (تهيه كننده)، «شاهرخ فروتنيان»، «دريا عاشوري» (بازيگران) و «شهروز وظيفه شناس» (مدير جلوه‌هاي ويژه) در سالن سعدي برج ميلاد برگزار شد.

* سالور: «سيزده 59» قصه تنهايي آدم‌هاي جنگ است

بنابراين گزارش، در ابتدا سامان سالور اين فيلم را قصه تنهايي آدم‌هاي جنگ دانست و افزود: جامعه بزرگ شده و جنگ به عنوان يك اتفاق در اجتماع بوده و هست و من در خانواده نامي بزرگ شدم و خودم انتظار پدر و عمويم را سالها كشيده‌ام. من محصول شرايطي هستم به نام جنگ و در اين فيلم سعي كردم تضاد آدم‌ها را نشان دهم.
اين كارگردان ادامه داد: جامعه به سمت مدرنيته به جلو مي‌رود و اين موضوع بدي نيست اما بعضي‌ها از اين جامعه دور افتاده‌اند و در جامعه دچار تضاد هستند و اين تغيير آدم‌ها در اين فيلم برايم جالب بود.
سالور در ادامه به امكانات محدود شهرك دفاع مقدس اعتراض كرد و گفت: ما سه ماه وقت گذاشتيم اما صحنه‌هاي مورد انتظار خود را نتوانستيم بگيريم و البسه و لوازم جنگي خوبي در اختيار ما قرار نگرفت.
سالور در ادامه خاطرنشان كرد: اين فيلم كار بخش خصوصي مستقل است و با 40 هنرور كار كرديم و اين فيلم حاصل يك كار گروهي بود و در مورد 10 دقيقه اول خيلي دلهره داشتم و نگران بودم.
در ادامه سامان سالور در دفاع از بازي اين بازيگر جوان افزود: او پشت دوربين باعث شد چشمانم تر شود و دروربين سلامي را از ياد ببرم و انتخاب ايشان خوب و به جا بود.

* نوروزبيگي: پرستويي در «سيزده 59» حضوري پررنگ داشت

به گزارش فارس، جواد نوروزبيگي نيز به حضور پررنگ پرويز پرستويي اشاره كرد و در مورد امكانات شهرك دفاع مقدس گفت: بالاخره شرايط نظامي است اما آنها در حد بضاعت خود با ما همكاري كرده‌اند و ما هم توقع امكانات آنچناني نداشتيم.
در ادامه دريا عاشوري نيز از حضور پرنگ پرويز پرستويي در اين فيلم و كمك به اشان ياد كرد و افزود: همه كمك كردند و من تلاش كردم اين دو نقش متفاوت شود و مردم با كار ارتباط برقرار كنند و حس كار درباييد.

* سالور: قصه داستانك فرعي داشت اما حذف شد

بنابراين گزارش، سامان سالور از قصه كار دفاع كرد و گفت: چند قصه فرعي هم بود كه در فاين كات حذف شد و قصه همچنان داشت تا ما كار كنيم و در 93 دقيقه مخاطب خسته نشود و در واقع ملودرامي بود كه با بيننده در ارتباط خوبي برقرار كرد.
به گزارش فارس، شاهرخ فروتنيان نيز از اينكه از در اين فيلم بازي كرده ابراز خوشحالي كرد و گفت: دست مسعود سلامي را به گرمي مي فشارم و خوشحالم در اين فيلم سهم كوچكي داشتم.

* سالور: «سيزده 59» بدون حضور پرستويي ساخته نمي‌شد

در اين نشست سامان سالور از تك تك عوامل تشكر كرد به خصوص پرويز پرستويي كه اگر نبود اين فيلم ساخته نمي شد و بدون چشم‌داشت در تمام لحظات با ما بود و با نظم زودتر از ما سر كار مي امد.

* سلامي: صحنه‌هاي جنگ من را ياد «نجات سرباز رايان» انداخت

در ادامه مسعود سلامي در مورد نحوه فيلمبرداري كار، گفت: در صحنه‌هاي جنگ از دوربين روي دست استفاده كردم و دوربين اسكاي - تو - كي بود و حس فيلم «نجات سرباز رايان» را داشتم و براي تمام صحنه‌ها فكر كرديم و نقطه گذاري شد.
اين فيلمبردار ادامه داد: يك ماه روي رنگ كار كردم تا حس صحنه منتقل شود.

[ چهارشنبه بیستم بهمن 1389 ] [ 11:50 ] [ مجتبی گروسی ]

 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:مراسم پاياني بخش بين‌الملل بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر فردا در سالن اصلي مركز همايش‌هاي برج ميلاد و با اجراي «ايرج نوذري» برگزار خواهد شد.

به گزارش  روابط عمومي بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، اين مراسم ساعت 20 فردا سه‌شنبه 19 بهمن ماه با اعلام برندگان و اهداي جوايز بخش‌هاي جام جهان‌نما، جلوه‌گاه شرق، بين‌الاديان و ... برپا خواهد شد.
«ايرج نوذري» اجراي اختتاميه بخش بين‌المللي جشنواره را بر عهده خواهد داشت.
بنا بر اين گزارش، دكورهاي مراسم اختتاميه بخش بين‌المللي جشنواره با اجرايي متفاوت طراحي شده و تلفيقي از نشانه‌هاي ايراني و تايپوگرافي لاتين را به نمايش مي‌گذارد.
بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از تاريخ 16 تا 26 بهمن‌ماه به دبيري مهدي مسعودشاهي در تهران برگزار مي‌شود.

[ دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ] [ 23:0 ] [ مجتبی گروسی ]
عاشقانه‌اي برای سرباز رحمت (پوریا آذربایجانی)، این برادر و خواهر نجیب سینما

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:در جلسه نقد و بررسی این فیلم، کارگردان این اثر جمله ای بر زبان آورد که بسیار شعف انگیز بود. او برای سینمای نجیب و سالم دهه 60 اظهار دلتنگی كرد و گفت به سینمای دهه 60 و اوایل دهه 70 بسیار علاقه‌مند است.

واقعا پوریا آذربایجانی با فیلم عاشقانه‌ای برای سرباز رحمت روایت نجیب و شیرینی را از سینمای شرافتمند ایرانی به تصویر می کشد، ضمن اینکه این برادر و خواهر یعنی نگار آذربایجانی و پوریا آذربایجانی را می توان برادر و خواهر نجیب سینما نام نهاد که با دوری از اغراق های آنچنانی، فیلم‌های ساده و گیرایی می سازند. چهارمین اثر آذربایجانی، عاشقانه ای ایرانی- بومی و کاملاً قابل دفاع است.

آقا یوسف (دکتر علی رفیعی) پدیده روز دوم، هنگام دیدنش احساس گرسنگی خواهید کرد

"آقا یوسف" دومین فیلم سینمایی دکتر علی رفیعی را می توان پدیده روز دوم جشنواره دانست، برای علاقه‌مندان سینما که دلتنگ بازی‌های دلچسب و سینمایی هستند، مهدی هاشمی بازیگر بزرگ سینما و تلویزیون، در فیلم آقا یوسف سنگ تمام گذاشته است.

آقا یوسف اهالی مطبوعات را راضی از سالن سینما بیرون فرستاد، حقیقتا انتظار فیلم چنین جذاب را از دکتر رفیعی نداشتیم، رفیعی سال‌ها در فرانسه زندگی کرده و در این سال‌ها در عرصه تئاتر فعالیت دارد. آقا یوسف یک فیلم مطابق با فرهنگ ایرانی و اثری کاملاً سینمایی است. انتظار این می رفت با اثری کاملاً تئاتری مواجه شویم اما اینگونه نشد و آقا یوسف، اهالی رسانه را مسرور ساخت.

اما به سایر سینما دوستانی که هنوز موفق به دیدن فیلم آقا یوسف در سایر نمایش های خارج از برج میلاد نشده اند، توصیه می کنم هنگام دیدن فیلم‌های دکتر رفیعی حتما با خود طعامی به سالن سینما ببرند. این مساله در مورد فیلم قبلی دکتر رفیعی نیز اتفاق افتاد چرا که هنگام تماشای فیلم، بازیگران در اکثر سکانس ها در حال تناول اطعمه هستند و تماشاگر به خودی خودی احساس گرسنگی می کند.

برف روی شیروانی داغ (دکتر محمد هادی کریمی)

نوزده فیلمنامه نوشتن و سه فیلم سینمایی ساختن دليلي برای اثبات در عرصه سینما به حساب نمی آید. برف روی شیروانی داغ جز بازی گیرا و جذاب شهاب حسینی هیچ جاذبه سینمایی دیگری ندارد. ظاهرا داستان فیلم درباره شاعری روشنفکر است و ظاهرا می خواهد ارائه‌گر اثری غیر متعارف باشد اما مایه های فیلم، همانند سایر فيلم هاي کریمی ملغمه ای نشات گرفته از فیلم فارسی است.

برف روی شیروانی داغ یک دیزی بد طعم با طعم اشعاری شبیه شاملو و روابط دختر و پسری و کلیشه های تألیف شده از جانب خود محمد هادی کریمی است.

جعبه سیاه 11 سپتامبر (محمدرضا اسلاملو)

جعبه سیاه یکی از شیوا ترین و بهترین مستندهای سیاسی فرآورده جشنواره بیست و نهم است. محمدرضا اسلاملو با کمترین امکانات، مستندی را با همکاری تیری میسون محقق فرانسوی خلق کرده که ذهن هر پرسشگری را به مکاشفه ای در اثر خود وا می دارد. اسلاملو با همکاری میسون به تمامی این سئوال‌ها در مورد نظام سلطه پاسخ می دهد، این اثر موفق نشان داد هنر یعنی تعهد و تخصص در کنار یکدیگر وتلاش اسلاملو کاملاً ستودنی است.

 

چشم (جمیل رستمی) گام‌های ناموفق یک فیلم ساز دوست داشتنی

یکی از حسن های جشنواره فیلم فجر، حضور کارگردان‌های مختلف از استان‌ها و شهرهای سراسر کشور است. جمیل رستمی کارگردان بسیار دوست داشتنی "کرد" با فیلم «چشم» نتوانست اهالی رسانه و منتقدان را راضی نگه دارد، البته جمیل فیلمساز خوش قریحه ای است، باید کمی تامل کرد و مجالی برای او قائل شد، فیلم با کمی اصلاح و تدوین دوباره می تواند از شکل فاجعه آمیزش خارج شود اما در مجموع نمره قبولی نخواهد گرفت.

[ دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ] [ 21:40 ] [ مجتبی گروسی ]

 

1- باد ومه (محمد علی طالبی)

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:اگر از فیلم باد و مه آقای طالبی دیالوگ را کاملاً حذف کنید و فیلم را با موسیقی صرف تماشا کنید، به سادگی به اصل روایت پی خواهید برد. سینمای ضد قصه و كارت پستالي که تنها سیکل زمانی قصه‌اش را دست‌خوش تغییر ساخته است، آخرین ساخته طالبی کلاژی ناقص از فیلمهای باشو غریبه ای کوچک است.

2- مرگ کسب و کار من است (امیر حسین ثقفی)

مرگ کسب و کار من است، اولین تجربه امیرحسین ثقفی، در یک سوم ابتدایی‌اش فرم خاص و بدیعی دارد و در سینمایی که این روزها بیشتر تولیداتش به تله فیلم‌های تلویزونی شبیه است، در تمام طول فیلم با دکوپاژها و میزانسن های متفاوتی خودنمایی می کند. اما فیلم از منظرمحتوایی هیچ‌گونه ریشه های بومی در محتوایش ندارد، برای نخستین تجربه کاری یک کارگردان، اثر فوق العاده با بن مایه ساختاری فوق العاده ای است. از طرفی تمامی مولفه های آثار وسترن در این فیلم به وضوح دیده می شود، لوکیشن های اصلی فیلم، هسته اصلی قصه را تشکیل می دهد. اما ریتم و ضرباهنگ اثر که فوق العاده آغاز می شود، محور مشخصی ندارد و یک‌دست نبودن ریتم به فیلم در بخش میانی آن صدمه جدی وارد می سازد.

3- خانه امن است (ناصر رفائی)

اين فيلم، بدترین و ضعیف ترن فیلمی بود که در روز نخست جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و کارگردان رندانه سعی داشت با ارزشی نشان دادن اثرش، جواب صریح و روشنی به سئوال های تخصصی منتقدین و اصحاب رسانه ندهد. متاسفانه ضعف در اجرا و مشکلات اساسی در فیلمنامه این اثر، ساختار کلی آن را از حالت یک فیلم شرافتمندانه سینمایی خارج ساخته و این فیلم را به روایتی تصنعی، ضعیف و به لحاظ فرمی به یک تله فیلم درجه چندم تبديل كرده است. بازیگران نابازیگر این فیلم، ضعیف ترین اجراهای ممکن را از خود به نمایش می گذارند و چون خط داستانی سیر مشخصی با فیلمی مواجه هستیم که از حیث درام پردازی فیلم نازل است.

4 - آینه های روبرو (نگار آذربایجانی)

"آینه های روبرو" نگار آذربایجانی، اثری کاملاً دغدغه مند است، اما برخورد این دو قهرمان اصلی داستان زمینه چینش داستانی‌اش، دارای یک زیربنای قاعده مند داستانی نیست. از برخورد دو زن قصه شکل می گیرد و البته قوام اصلی روایی در بخش دوم این فیلم پنهان شده است. آینه های روبرو به گروه افراد ترنس می پردازد که خواهان عمل جراحی و تغییر جنسیت هستند. طبق قوانین پزشکی تصویب شده در ایران، این عمل امکان پذیر است و فیلم هوشمندانه زوایای شخصتی یکی از این ترنس ها را بررسی می کند.

اگر از منظر استراتژیک به این فیلم نگاه کنیم، نکته بسیار مهمی را درخواهیم یافت. در دوره ای که رسانه های غربی سعی می کنند با نشان دادن تصویری سیاه از ایران، مسئله همجنس‌گرایی را که مغایر با شرع و عرف جامعه ایرانی است، به‌عنوان يك رويكرد ضد حقوق بشری نشان بدهند، در این میان افرادی را هم که مرز جنسيتی مشخصی ندارند، جزو این گروه‌های همنجس‌خواه به حساب می آورند. اگر فیلم آذربایجانی در جشنواره های مختلف اکران بگیرد و در معدود سینماهای اروپا یا آمریکا نمایش داده شود، می تواند یک دستاورد استراتژیک به همراه داشته باشد.

فیلم آذربایجانی با دست‌آویز قرار دادن این مسئله پزشکی در قالب یک درام سینمایی تا حدودی قابل قبول به حساب می آید، موضوع تغییر جنسیت را از منظر قوانین داخلی تحلیل می کند و فیلم کاملا شرافتمندانه ای است، ضمن اینکه بازی فوق العاده شایسته ایرانی در نقش آتیه، بسیار تکنیکی و قابل قبول است.

5- سوت پایان

نکوهش یا ستایش، سیاه‌نمایی یا درشت نمایی، تقدیس و یا تقدیر واقعا نمی دانم فیلم نیکی کریمی را چگونه توصیف کنم اما فیلم در اجرا به‌شدت ضعیف و غیر قابل قبول است و محتوای داستانی‌اش همانند ساير آثار ساخته شده در مورد زنان است که مورد تجاوز قرار می گیرند و زندگی آنها دستخوش تغییرات مهمی می شود.

مشکل سینمای ایران این است که موضوعات یکسان و مشابه به صورت تکراری دست‌مایه فیلم‌های مختلف می شود، زمانی که عصر جمعه مونا زندی حقیقی ساخته شده، ساخت چنین فیلمی به نظرم نوعی به ورطه تکرار افتادن در موضوعات است. موضوعاتی از این دست زمانی که سکان ساختش بر عهده یک زن گذاشته می شود، معمولا قضاوتی که در باب این موضعات فیلم سعی می کند القا کند، اقناع کننده نیست.

[ یکشنبه هفدهم بهمن 1389 ] [ 11:50 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: اسامي فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران پس از ارتقاي 50 درصدي تعداد فيلم‌ها به پيشنهاد معاون امور سينمايي و استقبال هيئت انتخاب جشنواره پس از ساعت‌ها بازبيني و بررسي آثار رسيده به اعلام شد و 5 فيلم «اينجا بدون من»، "پاريس تا پاريس "، "سعادت آباد "، "ندارها " و "سيب و سلما " به فهرستي كه پيش‌تر توسط روابط عمومي جشنواره اعلام شده بود، اضافه شدند.

به فهرست زير، احتمالا يك فيلم ديگر اضافه خواهد شد و هيئت انتخاب پس از بررسي فيلم‌هايي كه شانس حضور در بخش مسابقه را دارند، نام اين فيلم را اعلام خواهد كرد تا فهرست نهايي فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ) در بيست و نهمين دوره جشنواره فيلم فجر تكميل شود.

فهرست 32 فيلم بخش مسابقه سينماي ايران به اين شرح است:
1- اخراجي‌ها3 (مسعود ده‌نمكي)
2- ارتباط خانوادگي (نادر مقدس)
3- مصائب چارلي (عليرضا سعادت‌نيا)
4- فرزند صبح به (بهروز افخمي)
5- آسمان محبوب (داريوش مهرجويي)
6- راه آبي ابريشم (محمدرضا بزرگ‌نيا)
7- 33 روز (جمال شورجه)
8- جدايي نادر از سيمين (اصغر فرهادي)
9- گزارش يك جشن (ابراهيم حاتمي‌كيا)
10- گلوگاه شيطان (حميد بهمني)
11- خاك و آتش(مهدي صباغ‌زاده)
12- آلزايمر (احمدرضا معتمدي)
13- آقايوسف (علي رفيعي)
14- ورود آقايان ممنوع (رامبد جوان)
15- گلچهره (وحيد موسائيان)
16- سيزده 59 (سامان سالور)
17- خيابان‌هاي آرام (كمال تبريزي)
18- پايان‌نامه (حامد كلاهداري)
19- جرم (مسعود كيميايي)
20- يه حبه قند (سيدرضا ميركريمي)
21- اينجا بدون من (بهرام توكلي)
22- پاريس تا پاريس (محمدحسين لطيفي)
23- سعادت آباد (مازيار ميري)
24- ندارها (محمدرضا عرب)
25- سيب و سلما (حبيب‌الله بهمني)
26- خانه امن است (ناصر رفاهي)
27- آينه‌هاي روبرو (نگار آذربايجاني)
28- گلوگاه (محمدابراهيم معيري)
29- برف روي شيرواني داغ (محمدهادي كريمي)
30- آسمان هشتم (حسن نجفي)
31- مرگ كسب و كار من است (امير ثقفي)
32- جعبه سياه 11 سپتامبر (محمدرضا اسلاملو)

[ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 11:58 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:مهدی سلوکی بازیگر جوان سینما و تلویزیون را که سریال جدید او با نام ستایش که از شبکه سوم سیما در حال پخش است به یک باشگاه بدنسازی می بریم تا ببینیم این بازیگر چقدر به ورزش علاقه دارد.مهدی سلوکی برای داشتن اندامی هنری که خیلی به آن اهمیت می دهد در هفته سه روز به مدت سه ساعت ورزش می کند که در این بین بدنسازی از مهم ترین برنامه های ورزشی او است.اما نکته جالب اینجاست که مهدی سلوکی از یک سال پیش ورزش کردن را به صورت جدی آغاز کرده است!
مهدی سلوکی در مورد اینکه چرا ورزش بدنسازی را انتخاب کرده است می گوید:در یکی از سریال هایی که بازی می کردم به پیشنهاد یکی از بازیگران به باشگاه بدنسازی رفتیم.من برای اولین بار به باشگاه بدنسازی می رفتم ولی خوب از قبل برای داشتن اندام مناسب ورزش می کردم ولی بدنسازی را به تازگی تجربه می کنم.ورزش بدنسازی خیلی سنگین هستش بخاطر همین سعی می کنم با وزن های سبک کار کنم(با خنده).
مهدی سلوکی در مورد اینکه بیشتر به کدام باشگاه می رود می گوید:بهتر هستش که نام باشگاهی را ذکر نکنم چون می ترسم دردسر ساز بشود و طرفداران به باشگاه بیایند.

حميد گودرزي: سعی می کنم که هفته ای دو روز به باشگاه بروم.

حمید گودرزی این چند مدت خیلی پرکار شده است و فیلم های خیلی خوبی را در نوبت اکران دارد,حمید در زمان استراحت خود برنامه خیلی جالب ورزشی دارد.حمید وقتی که در زمان استراحت می باشد و بازی در فیلمی را آغاز نکرده است بیشتر به ورزش کردن می پردازد و می توان او در باشگاه های ورزشی شهر تهران دید.
حمید به یک ورزش خاص علاقه ندارد بلکه تمامی ورزش ها را دوست دارد و سعی می کند خیلی از آنها را انجام دهد.
اما در این میان می توان خیلی خوب حس کرد که بدمینتون و بدنسازی از ورزش های مورد علاقه حمید می باشد و سعی می کند این دو ورزش را در کناری هم انجام دهد تا بدنی سالم و ورزشی داشته باشد.
خود حمید در مورد ورزش می گوید:من واقعا تمامی مردم را به ورزش کردن دعوت می کنم حتی خودم تا مدت ها پیش فقط در منزل ورزش می کردم و به خاطر شغلی که داشتم نمی توانستم وارد باشگاه شوم ولی مدتی چند تا از دوستانم که در ورزش فوتبال فعالیت دارند به من نام یک باشگاه را پیشنهاد دادند که هم هنرمندان و هم ورزشکاران در آنجا فعالیت می کردند.وقتی که به باشگاه سر زدم و یک روز در آنجا ورزش کردم احساس خیلی بهتری داشتم و سعی می کنم که هفته ای دو روز به باشگاه بروم.
[ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 11:28 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:برنامه سينمايي «هفت» در ايام برگزاري بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر (16 الي 26 بهمن) به مدت 10 شب، هر شب از شبكه سه سيما پخش مي‌شود. بنابراين گزارش، اين برنامه در دكوري جديد مستقر در برج ميلاد (محل برگزاري جشنواره) به صورت زنده اجرا مي‌شود و گفت‌وگو با فيلمسازان و بازيگران فيلم‌هاي حاضر در جشنواره امسال بخش‌هايي از اين برنامه است. برنامه سينمايي «هفت» با اجراي «فريدون جيراني» جمعه شب‌ها با هدف بررسي مشكلات و موانع موجود در سينماي ايران و همچنين نقد و بررسي فيلم‌هاي روز روي آنتن شبكه سه سيما مي‌رود.

[ سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 ] [ 11:10 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:جواد شمقدری معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پی حواشی و شایعات این روزها درباره عملکرد هیات انتخاب و نظارت فیلم‌های متقاضی حضور در جشنواره، به ابهامات پاسخ داد. شمقدری درباره بخش پر جنجال و خبرسار «نوعی نگاه» گفت: این بخش برای اینکه در جشنواره فیلم بیشتری دیده شودع در نظر گرفته شده است. وی می‌گوید: امسال 96 فیلم به جشنواره فرستاده شد که کار هیات انتخاب را سخت کرد. در سال‌های قبل هم 22 فیلم یا نهایتاً کمی بیشتر برای مسابقه انتخاب می‌شود و بخش نوعی نگاه برای این است که فیلمسازان شانس بیشتری برای ارائه اثارشان در جشنواره داشته باشند.

شمقدری که با روزنامه شرق حرف زده، درباره نام این بخش توضیحی بیشتر از این نداده و گفته در جلسه‌ای با اتحادیه تهیه‌کنندگان گفتم اگر پیشنهاد بهتری برای اسم این بخش دارید اعلام کنید. وی همچنین درباره این شایعه که فیلم‌های این بخش شامل آثار توقیفی ارشاد هستند و قرار نیست نمایش عمومی داشته باشند، گفت: این حرف‌ها واقعیت ندارد. فیلم‌های نوعی نگاه به اندازه بخش مسابقه سالن دارند و بلیت می‌فروشند. شمقدری در پاسخ به این موضوع که سیاست تازه ارشاد این است که فیلمی را توقیف نکندع ولی با بالابردن ممیزی و اصلاحات کاری کند که فیلمسازان از نمایش فیلمشان منصرف شوند، چنین توضیح داد: ما صریح و شفاف نظرات‌مان را می‌گوییم و با کسی تعارف نداریم. اگر فیلمی خطوط قرمز را رد کرده باشد، ابایی نداریم و آن را رد می‌کنیم.

این حرف‌ها تا امروز صریح‌ترین واکنش و پاسخ بالاترین مقام مسوول وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حواشی و حرف و حدیث‌های امسال جشنواره 29 است. ده روز به شروع جشنواره مانده و تا آن روز خیلی چیزها دقیق‌تر و شفاف‌تر خواهد شد. تا این‌جا فقط می‌شود به این نکته اشاره کرد که به نظر می‌رسد جشنواره فجر 29 پر از خبرهای داغ و روزهای پر حاشیه و جذاب و پر تعلیق سپری خواهد شد.
[ یکشنبه دهم بهمن 1389 ] [ 11:5 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف: سري دوم فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران بيست و نهمين دوره جشنواره فيلم فجر با اعلام نام 5 فيلم جديد ايراني مشخص شد. به نقل از روابط عمومي بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تعدادي ديگر از فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ) جشنواره فيلم فجر اعلام شد و اسامي فيلم‌هاي ديگر اين بخش نيز متعاقبا، اعلام خواهد شد.
بر اين اساس، اين 5 فيلم عبارتند از:
1- 1359 (سامان سالور)
2- خيابان‌هاي آرام (كمال تبريزي)
3- پايان‌نامه (حامد كلاهداري)
4- جرم (مسعود كيميايي)
5- يه حبه قند (سيدرضا ميركريمي)
تاكيد بر اين نكته ضروري است كه اين فهرست قرار است تكميل شود و فهرست نهايي به شمار نمي‌آيد. پيش‌تر نيز اسامي 11 فيلم آسمان محبوب، راه آبي ابريشم، 33 روز، جدايي نادر از سيمين، گزارش يك جشن، عمليات سكوت، خاك و آتش، آلزايمر، آقايوسف، ورود آقايان ممنوع و گلچهره به عنوان سري اول فيلم‌هاي بخش مسابقه اعلام شده بود و با فيلم‌هاي اعلام شده جديد، جمع‌ اين فيلم‌ها به 16 فيلم رسيده است.
بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از تاريخ 16 تا 26 بهمن‌ماه به دبيري «مهدي مسعودشاهي» در تهران برگزار مي‌شود.
[ شنبه نهم بهمن 1389 ] [ 11:8 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:کمال تبریزی، رضا میرکریمی، اصغر فرهادی، تهمینه میلانی و رسول صدرعاملی آثاری برای ارائه در این دوره از جشنواره دارند؛ جشنواره‌ای که به گفته مهدی مسعودشاهی دبیر جشنواره امسال از تاریخ ۱۶ تا ۲۶ بهمن ماه برگزار می‌شود. فیلم‌های آماده نمایش و در حال تولید سینمای ایران تصویری از جشنواره فجر پیش رو قرار می‌دهد.

درذیل فیلم هایی که در زمان شمقدری تولید شده و یا آخرین مراحل تولید را پشت سر می گذرانند آمده است:


ادامه مطلب
[ جمعه هشتم بهمن 1389 ] [ 11:21 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: اسامي 4 فيلم ديگر از بخش مسابقه سينماي ايران بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اعلام شد. به گزارش  روابط عمومي جشنواره فيلم فجر، بر اين اساس حضور فيلم‌هاي زير نيز در بخش مسابقه جشنواره (سوداي سيمرغ) اعلام شد:
1- «اخراجي‌ها 3» به كارگرداني مسعود ده‌نمكي
2- «ارتباط خانوادگي» به كارگرداني نادر مقدس
3- «مصائب چارلي» به كارگرداني عليرضا سعادت‌نيا
4- «فرزند صبح» به كارگرداني بهروز افخمي
با احتساب اين آثار، تعداد فيلم‌هاي بخش مسابقه سينماي ايران به 20 رسيد. پيش‌تر نيز اسامي 16 فيلم سينمايي اين بخش از جمله آسمان محبوب (داريوش مهرجويي)، راه آبي ابريشم (محمدرضا بزرگ نيا)، 33 روز (جمال شورجه)، جدايي نادر از سيمين (اصغر فرهادي)، گزارش يك جشن (ابراهيم حاتمي كيا)، گلوگاه شيطان (عمليات سكوت) (حميد بهمني)، خاك و آتش (مهدي صباغ زاده)، آلزايمر (احمدرضا معتمدي)، آقايوسف (علي رفيعي)، ورود آقايان ممنوع (رامبد جوان) ، گلچهره (وحيد موسائيان)، سيزده 59 (سامان سالور)، خيابان‌هاي آرام (كمال تبريزي)، پايان‌نامه (حامد كلاهداري) جرم (مسعود كيميايي) و يه حبه قند (سيدرضا ميركريمي) اعلام شد.
اسامي فيلم‌هاي ديگر بخش مسابقه سينماي ايران متعاقبا اعلام خواهد شد و هنوز فهرست بخش مسابقه قطعي نشده است.
بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از تاريخ 16 تا 26 بهمن‌ماه به دبيري «مهدي مسعودشاهي» در تهران برگزار مي‌شود.

[ جمعه هشتم بهمن 1389 ] [ 11:18 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:اين بازيگر از پنج‌شنبه گذشته ۳۰ دي‌ماه در اين بيمارستان بستري شده و تحت درمان است.
ابوالفضل پورعرب در بيمارستان «بهمن» تهران تحت نظر قرار دارد. اين بازيگر از پنج‌شنبه گذشته ۳۰ دي‌ماه در اين بيمارستان بستري شده و تحت درمان است.

پس از انجام آزمايشات مشكل پور‌عرب مشخص خواهد شد.

اين بازيگر ۴۹ ساله كه بعد از فيلم «عروس» در سال ۶۹ به يكي از چهره‌هاي سينماي ايران تبديل شد، از اواخر دهه‌ي ۷۰ حضور كمرنگي در عرصه‌ي بازيگري سينما داشته است.

«قرباني»،«آواز تهران»، «نرگس»، «مهاجران»، «دو روي سكه»، «نيش»، «چهره»، «دركمال خونسردي»،

«مردي شبيه باران»، «غريبانه»، «مردي از جنس بلور» و «دست‌هاي آلوده» از جمله فيلم‌هاي سينمايي پورعرب هستند.

وي براي فيلم «مردي شبيه باران» در سال ۷۵ موفق به دريافت سيمرغ بلورين نقش اول مرد از جشنواره‌ي فيلم فجر شده است.
[ جمعه یکم بهمن 1389 ] [ 11:34 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگرافسه کمدی پرفروش امسال سینمای ایران حال و هوا و زمینه متفاوتی داشتند. «پوپک و مش‌ماشاءالله»، «پسر آدم، دختر حوا» و «سن‌پطرزبورگ»، کم و بیش از فرمول‌های محبوب کمدی‌های معمول این چند سال دورند. دور از بازیگران تلویزیونی، بدون حرکات موزون و آواز و شهری‌تر. نزدیک‌تر به دغدغه‌های طبقه متوسط.
چند ماهی از سال 1389 گذشته و چیزی به برگزاری جشنواره فیلم فجر باقی نمانده و امسال، سال خوبی برای سینمای ایران نبوده است. اما مادرم این ضرب‌المثل را مدام زیر لب تکرار می‌کند: «خرابی چون که از حد بگذرد آباد می‌گردد». به نظرم– یا حداقل این‌که امیدوارم- صنعت سینمای ایران بعد از این سال پر از کابوس، شامل آرزوی نهفته در این جمله شده باشد. این سالی بود که درس‌های مهمی از آن گرفتیم؛ یک مرحله‌گذار واقعی. سال سینمایی 89 را تجربه کردیم و حالا می‌دانیم که:

درس اول: دوران کمدی‌های سخیف با بازیگران تلویزیونی به پایان رسیده است.

مجله سينمايي 24 در این زمینه می نویسد: داریم صریح قضاوت می‌کنیم و خلاصه اینجا دیگر جایش نیست که از تضارب آرا و این چیزها حرف بزنیم. این‌ کمدی‌‌های ارزان‌قیمت از همان مدلی که پویافیلم ساختش را با «شارلاتان» شروع کرد و چند تهیه‌کننده دیگر سینمای ایران راهش را ادامه دادند، فیلم‌های خیلی بدی بودند که در اغلب موارد، حتی تماشاگر نمی‌توانست به راحتی داستان‌شان را دنبال کند. (طبعا چند محصول قابل قبول‌تر میان این تولیدات وجود دارد). سینمای ایران که به لحاظ فروش، کلا سال بدی را پشت سر گذاشت. اما دود این عدم استقبال بیشتر از همیشه در چشم این کمدی‌های پیش‌پا افتاده رفت.

تهیه‌کننده‌ها فهمیدند که ردیف دندان‌های جواد رضویان و چشم‌های ورقلمبیده رضا شفیعی‌جم و خنده‌های علی صادقی دیگر نمی‌فروشد. اینها البته بازیگران بااستعدادی بودند که در مسیر تولیدات فراوان این‌جور کمدی‌ها به تکرار رسیدند و دل تماشاگرشان را زدند. آخرین میخ به این تابوت را در سالی که متخصصان ساخت این قبیل کمدی‌ها، همه حضور داشتند، اکران فیلم «دردسر بزرگ» حسین فرح‌بخش کوبید. فیلمی که همه تجربه‌های این سال‌ها در ساخت آن جمع شده بود. پرچمدار این قبیل تولیدات، همه دانش و تجربه‌اش را جمع کرد، فرمول‌های امتحان پس‌داده را آورد وسط، و بازیگران و تیپ‌ها و موقعیت‌های آشنا را بازسازی کرد؛ اما کسی به تماشای آن نرفت.

وقتی دردسر بزرگ نفروشد، تکلیف شیر و عسل و چراغ قرمز و یک اشتباه کوچولو و یه جیب پرپول که دیگر مشخص است. سیدمحسن وزیری، آرش معیریان، حسین فرح‌بخش، قدرت‌الله صلح‌میرزایی و دیگر کارگردان‌ها و تهیه‌کننده‌ها و بازیگران این قبیل فیلم‌ها برای سال‌های آینده باید فکری به حال خودشان بکنند. اگر استعداد و هوش بقا داشته باشند که چه بهتر. اما اگر اصرار داشته باشند در این مسیر باقی بمانند، باید با سینمای ایران خداحافظی کنند. کار به جایی رسید که متوجه شدیم نه فقط خود این کمدی‌ها، که نشانه‌های‌شان هم ضدتبلیغ است.

«بعدازظهر سگی سگی» ساخته مصطفی کیایی، کمدی دلپذیر و قابل‌تاملی بود. اما چون از بازیگران این قبیل کمدی‌ها استفاده می‌کرد و در آگهی‌هایش فیلمی از این دسته معرفی می‌شد، دیده نشد و بر باد رفت.

درس دوم: الد فشن‌های سینمای ایران لب مرز قرار دارند.

منتظر اکران فیلم پرتقال خونی سیروس الوند در احتمالا جشنواره فجر و بعد سال آینده‌ام تا ببینم این نسل از سینمای ایران تا چه حد می‌تواند به حرفه‌اش ادامه دهد. دو محصول مهم حاصل کار این گروه، یعنی «افراطی‌ها» ساخته جهانگیر جهانگیری و «فاصله» کامران قدکچیان، دو محصول لب مرزی بودند. افراطی‌ها نشان داد که هنوز گروهی از تماشاگرهای نه فقط شهرستانی، وجود دارند که نشانه‌ها و فضا و ساختار داستانی آن سال‌ها را می‌طلبند و خوش می‌دارند، و از طرف دیگر استقبالی که از فیلم فاصله شد، نشان داد که این فضا و سلیقه، حتی وقتی می‌خواهد خودش را با حال و هوای زمانه هماهنگ کند، باز چنگی به دل نمی‌زند؛ در روزگاری که مخاطبان سینمای ایران در انتظار فضای تازه‌اند.

درس سوم: طبقه متوسط اما به دنبال محصولات باب طبع خودش است: کمدی‌های متوسط فروختند

سه کمدی پرفروش امسال سینمای ایران حال و هوا و زمینه متفاوتی داشتند. «پوپک و مش‌ماشاءالله»، «پسر آدم، دختر حوا» و «سن‌پطرزبورگ»، کم و بیش از فرمول‌های محبوب کمدی‌های معمول این چند سال دورند. دور از بازیگران تلویزیونی، بدون حرکات موزون و آواز و شهری‌تر. نزدیک‌تر به دغدغه‌های طبقه متوسط. امیدوارم با فروش این فیلم‌ها دست‌‌اندرکاران سینمای ایران فهمیده باشند که تماشاگر بخت‌برگشته، همچنان در آرزوی فیلم خوب است تا به سالن برود و به کمی ذوق و چند سکانس خنده‌دار و یک داستان نیم‌بند هم راضی است.

تماشاگر طبقه متوسط، کم‌کم دارد سینمای متوسط موردعلاقه خودش را می‌سازد. این اتفاقی است که درباره محصولات غیر‌کمدی این سینما هم دارد می‌افتد. کمتر کسی انتظار استقبال از «چهل سالگی» علیرضا رئیسیان را داشت؛ فیلمی که در کنار ارزش‌هایش، داستانش را روان تعریف نمی‌کرد و به نظر می‌رسید قرار است سلیقه‌های خاص را جذب کند. اما این یک محصول غیر‌کمدی خوش‌سروشکل بود که باز توسط تماشاگر طبقه متوسط جذب شد. این تماشاگری است که در سال‌های آینده، محصولات شهری اجتماعی بیشتری باب طبع خودش خواهد خواست.

درس چهارم: نقش زن‌ها در این سینما و در این داستان‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود

سال 1389 در این سینما بیشتر از همیشه، زن‌ها از نقش‌های حاشیه‌ای همیشگی بیرون آمده‌اند و نه فقط بخش مهمی از نقش‌های اصلی را اشغال کرده‌اند، که روزبه‌روز بیشتر کاراکتر حامی متمدن‌کننده مرد را به عهده گرفته‌اند. از «پوپک و مش‌‌ماشاءالله» گرفته تا «دختر آدم، پسر حوا» و «تسویه حساب» و «لج و لج‌بازی» و «هفت دقیقه تا پاییز» و «طلا و مس» و «فاصله».

این روند با قدرت گرفتن طبقه متوسط در سینمای ایران ارتباط مستقیم دارد. به این دلیل است که فیلمی مثل افراطی‌ها در میان محصولات سالانه سینمای ایران، چنین ضد‌جریان به نظر می‌رسد و شاید به همین دلیل پرفروش می‌شود. هواداران مدل‌های قدیمی، دیگر فرصت چندانی برای تماشای محصولات موردعلاقه‌شان روی پرده ندارند. همین گرایش روبه‌گسترش است که مهناز افشار را به‌عنوان مهم‌ترین سوپراستار سال 1389 معرفی می‌کند، بالاتر از هنرپیشه‌های مرد سینمای ایران. افشار این نقش را در فیلم‌هایی مثل پوپک... و تسویه حساب و پسر آدم، دختر حوا ایفا کرده و هر سه فیلم در میان پنج محصول پرفروش سال سینمای ایران قرار گرفته‌اند.

درس پنجم: حمایت‌های خارج از صنعت سینما برای بالا بردن فروش فیلم‌ها هنوز کارساز است

یکی دو فیلم از میان محصولات سینمای ایران در سال 1389، به دلیل سرمایه‌گذاری از سوی نهادهایی خاص، از حمایت‌هایی برخوردار شدند که خارج از صنعت سینمای ایران محسوب می‌شدند و این در فروش هر دو فیلم تاثیر داشت. «ملک سلیمان» و «طلا و مس» به دلیل اعمال همین حمایت‌ها در جدول فروش‌ها بالا و بالاتر رفتند. هر چند که در مورد ملک سلیمان، گذشته از این حمایت‌ها، فیلم با اقبال از طرف تماشاگر ایرانی مواجه شد؛ تماشاگری که...

درس ششم: تماشاگر سینمای ایران به دنبال حال‌وهوای تازه است: ملک سلیمان میلیاردی شد

تماشاگر به تنگ آمده از تحمل محصولات کم‌هزینه و هم‌شکل برآمده از اقتصاد فقیر سینمای ایران، که سال‌ها مجبور بود عظمت و تکنولوژی را در فیلم‌های محصول دیگر کشورها ببیند، حالا و با اکران ملک‌سلیمان، این فرصت را یافته تا سری به فضاهای تازه بزند و یک فیلم ایرانی با هیبت تازه را در میان فیلم‌های محصول سینمای کشورش ببیند. این تماشاگری است که فرصت اکران فیلم خارجی در کشورش از او دریغ شده و او باید به دنبال نشانه‌هایی از این سینما میان فیلم‌های داخلی بگردد. فرصتی که هر چند سال یک‌بار نصیبش می‌شود.

درس هفتم: عبور از خطر قرمزها دیگر آن‌قدرها هم جذاب نیست؛ یا: خط قرمزها کیلومترها جلوتر کشیده شده‌اند

دو فیلمی که به دلیل شکستن برخی خطوط قرمز امید فراوانی به فروش‌شان می‌رفت، انتظارها را برآورده نکردند. «به رنگ ارغوان» چند سالی توقیف بود و تا دو سال پیش، تماشای چنین فیلمی می‌توانست تماشاگر سینمای ایران را شوکه کند، به‌خصوص که نام ابراهیم حاتمی‌کیا هم پشتش باشد و تصویر جوان‌ها و ارتباطی که با یک مامور وزارت اطلاعات پیدا می‌کنند. «دموکراسی تو روز روشن» هم محمدعلی زم را در نقش تهیه‌کننده داشت، و محمدرضا گلزار را با لباس ماتریکس که در تبلیغات فیلم کلمه «دموکراسی» روی سینه‌اش نقش بسته بود. به این چیزها اضافه کنید در مورد رئیس‌جمهور را که در تبلیغات تلویزیونی فیلم تکرار هم شد. این چیزها سال‌ها قبل شاید هوادار داشت و خط‌شکن می‌نمود. اما فیلم‌های زم و حاتمی‌کیا، بعد سال اخیر، کیلومترها دور از خط مقدم حوادث جامعه قرار داشتند. خط قرمزهای برانگیزاننده آینده، کیلومترها جلوتر از این خواهد بود. خط‌شکن‌های آینده سینمای ایران چه کسانی هستند؟

درس هشتم: شکوایه تصویب بودجه برای حمایت از یک نوع خاص در سینمای ایران درآمده است

فیلم‌هایی که با بودجه اختصاص داده شده توسط فارابی، یا حوزه هنری یا هر نهاد دیگری، برای حمایت از سینمای کودک و نوجوان یا معناگرا یا دفاع مقدس ساخته می‌شوند، دیگر تماشاگری ندارند. مخاطبی که برای گذراندن اوقات فراغتش با انتخاب‌های گوناگونی مواجه است، دیگر مجبور نیست وقت‌ و پول صرف تماشای پروژه‌هایی کند که مدیرانی برای پیشرفت فرهنگی و پرورش ذهن و رفتار و اخلاقش تصویب کرده‌اند. او به راه خودش می‌رود و محصول فرهنگی موردنظر خودش را برای مصرف انتخاب می‌کند. سینماداران ایرانی و گردانندگان پردیس‌های سینمایی هم تاحدی می‌توانند با فرمول تازه رایج‌شده اختصاص تک‌سانس به این فیلم‌ها، به شکل اجباری از این تولیدات حمایت کنند. پول بدون زحمت نفت برای اختصاص به چنین محصولاتی هم روز به روز دارد کمتر می‌شود. این یعنی عمر گلخانه‌ای این‌جور محصولات هم به پایان رسیده است.

درس نهم: نقش رسانه‌ها و منتقدها در حمایت از محصولات مستقل

از دو محصول مستقل سینمای ایران در سال 1389 یعنی «آل» و «کیفر»، نه در اکران عمومی استقبالی شد و نه از سوی گردانندگان و داوران جشنواره فجر با حمایت چندانی مواجه شدند. اینها فیلم‌هایی بودند که هنگام نمایش عمومی، هیچ حاشیه امنیتی نیافتند. اما این اصحاب رسانه و منتقدان بودند که باعث مطرح‌شدن و ماندن این فیلم‌ها، به‌خصوص «کیفر» شدند. اگر منتقدها نبودند فیلم باارزشی چون کیفر، در سینمای ایران فراموش می‌شد. منتقدان سینمای ایران مسوولیت‌شان را در برابر این قبیل آثار بهتر از همیشه انجام دادند. فیلم‌هایی مثل هیچ، لطفا مزاحم نشوید، باد در علفزار می‌پیچد و عیار 14 را هم می‌شود در همین گروه قرار داد.

درس دهم: اکران فیلم روز خارجی در آینده نزدیک اجتناب‌ناپذیر است

با گفتن همه این حرف‌ها به این نتیجه می‌رسیم که با این سالن‌ها و این تماشاگران، نمی‌توان به اکران محصولات داخلی بسنده کرد. این فیلم‌های برآمده از بودجه‌های دولتی و دیگر نهادها، این کمدی‌های بی‌سروشکل، این محصولات فاقد داستان و جهت و ترکیب، باید در کوران رقابت آب‌دیده شوند. تماشاگرانی هم که مدام فاصله‌شان با محصولات فرهنگی فرنگی از طریق رسانه‌های مختلف کم می‌شود، انتظار دارند تا این فیلم‌ها را روی پرده سالن‌های سینمای کشور خودشان ببینند. این مجموعه‌های سینمایی مجهز، با اکران «یه جیب پرپول» و «نخودی» و «بیداری رویاها» نمی‌چرخد. دولت تا کی می‌تواند به یک سینمای ورشکسته پول نفت ببخشد؟ اصلا دیگر چه انگیزه‌ای باقی مانده است؟ سینمای ایران در سال 1389 بیش از همیشه به این نتیجه رسید که تنها مانده و کم‌کم باید با حقیقت خودش روبه‌رو شود.

[ جمعه یکم بهمن 1389 ] [ 11:16 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: با نزديك شدن به روزهاي ابتدايي بهمن‌ماه و زمان اعلام فهرست نهايي 22 يا 25 فيلم بخش مسابقه سينماي ايران، مي‌توان برخي از فيلم‌ها را به عنوان فيلم‌هاي نزديك بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره قلمداد كرد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در روزهاي آغازين دي‌ماه از سوي ستاد اطلاع‌رساني جشنواره، فهرستي بالغ بر 70 فيلم متقاضي حضور در بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره منتشر شد كه البته اين فهرست همچنان در حال تكميل است به طوري كه روز گذشته محمدرضا شرف‌الدين فرم حضور فرزند صبح را در جشنواره پر كرد و حتي شنيده مي‌شود قرار است فرم حضور «سه و نيم» جديدترين اثر نقي نعمتي نيز به دبيرخانه جشنواره ارائه شود اما با توجه به زمان اندك پيش رو تا اعلام نهايي فهرست فيلم‌هاي بخش مسابقه و همچنين با مروري بر آثاري كه در اين ليست ديده مي‌شوند مي‌توان نام برخي از فيلم‌ها را كه مي‌توانند به طور قطع در جشنواره حضور داشته باشند حدس زد البته در اين ميان چند فيلم ديگر نيز وجود دارند كه يا در آخرين مراحل فني قرار دارند و يا درگيرودار تصميم اداره كل مبني بر تبديل ويدئويي به 35 ميلي‌متري هستند.

* صدرعاملي با دو فيلم/ ميلاني هم مي‌آيد
براساس اين گزارش، «رسول صدرعاملي» يكي از كارگردانان نسل اول سينماي انقلاب اسلامي است كه امسال با دو فيلم «زندگي با چشمان بسته» و «در انتظار معجزه» مي‌تواند در جشنواره فجر شركت كند و پس از او كمال تبريزي قرار دارد كه او نيز دو فيلم را در جشنواره خواهد داشت كه يكي از آنها گنجينه شرق (ماراتن زمين) و ديگري «خيابان‌هاي آرام» خواهد بود. راه آبي آبريشم (محمد بزرگ‌نيا) با توجه به اين كه مراحل فني آن به طول انجاميده و اين روزها نسخه اوليه آن به هيئت انتخاب ارائه شده است و در حال تكميل نسخه قابل نمايش است، يكي ديگر از فيلم‌هايي است كه مي‌توان انتظار حضور آن را در بخش مسابقه سينمايي جشنواره داشت اما يكي ديگر از كارگردانان صاحب‌نام جشنواره امسال، تهمينه ميلاني است كه برخلاف آنچه قبلا عنوان شده بود «پرنسيب» (يا اصول‌گرا) را مي‌خواهد اكران كند، ظاهرا فرم حضور در جشنواره را پر كرده و يكي از شانس‌هاي حضور در بخش مسابقه سينماي ايران است.

* فيلم‌هاي حاتمي‌كيا، مؤتمن، بهمني، اردكاني، كيميايي و ... فرهادي
اما شايد مهمترين فيلمي كه خيلي‌ها در انتظار آن هستند، فيلم سينمايي بانوي شهر ما (گزارش يك جشن) به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا است بر طبق شنيده‌ها اين فيلم قطعا در جشنواره فيلم فجر حضور خواهد داشت مگر آنكه در مرحله فني با مشكل روبرو شود.
ورود آقايان ممنوع (رامبد جوان) كه در نمايش خارج از كشور خود با استقبال روبرو شد، بيداري (فرزاد موتمن) كه يكي از فيلم‌هاي جشنواره با موضوع انقلاب اسلامي خواهد بود. «سيزده 59» فيلم دفاع مقدسي سامان سالور با بازي‌هاي قابل توجه پرويز پرستويي و فرهاد اصلاني، «جرم» بيست و هشتمين فيلم بلند مسعود كيميايي كه با پايان مشكلات فني، روز گذشته فرم حضور آن در جشنواره پر شده است. «انتهاي خيابان هشتم» فيلم قابل تامل عليرضا اميني با مضمون اجتماعي، «شور شيرين» فيلم دفاع مقدسي جواد اردكاني، «گلوگاه شيطان» ساخته حميد بهمني، «روباه و بلوچ» ساخته مهدي صباغ‌زاده، «اخلاقتو خوب كن» ساخته سيدمسعود اطيابي و «سبب‌من» ساخته بهرام بهراميان از ديگر فيلم‌هايي هستند كه طبق شنيده‌ها، حضور آنها از هم‌اكنون در جشنواره فجر مسجل است.
همچنين اصغر فرهادي كه با فيلم «درباره الي...» در جشنواره بيست و هفتم مطرح شد امسال با فيلم «جدايي نادر از سيمين» در جشنواره فجر حاضر خواهد بود. فيلمي كه زماني اولين جايزه جهاني خود را برد كه فيلمبرداري آن هنوز ادامه داشت و فرهادي براي فيلمنامه آن از جشنواره آسيا پاسفيك جايزه گرفت.

* «آسمان محبوب» و «اتوبوس» در بخش مسابقه
اما يكي از ديگر چهره‌هاي جشنواره داريوش مهرجويي است كه به نظر مي‌رسد مسئله صدور پروانه نمايش 35 فيلم «آسمان محبوب» حل شده است و دوست‌داران مهرجويي مي‌توانند اين فيلم را در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر تماشا كنند.
براساس اين گزارش، فيلم‌هاي سينمايي «علفزار» به كارگرداني محمدعلي طالبي و «چشم» به كارگرداني جميل رستمي از ديگر آثار مطرحي هستند كه زمزمه حضور آنها در بخش مسابقه سينمايي ايران جشنواره به گوش مي‌رسد. 
اما جداي از اين نوزده فيلم كه تا حدودي بر طبق شنيده‌ها حضور آنها در جشنواره فجر قطعي شده است آثار ديگري نيز حضور دارند كه مي‌توان به «اتوبوس» جديدترين اثر محمدمهدي عسگرپور اشاره كرد كه اين فيلم همانند «آسمان محبوب» در حال طي كردن پروسه تبديل پروانه نمايش از ويديويي به 35 ميلي‌متري است. «اخراجي‌ها3» به كارگرداني مسعود ده‌نمكي كه اين روزها در مرحله پاياني فيلمبرداري قرار دارد نيز، يك جاي محفوظ در بخش مسابقه سينماي ايران خواهد داشت.
براساس اين گزارش، به هر ترتيب تنها چند روزي بيشتر به اعلام فهرست نهايي فيلم‌ها باقي نمانده است و هيئت انتخاب جشنواره اين روزها به شدت مشغول آثاري هستند كه به نظر مي‌رسد تا روز اعلام اسامي نيز همچنان در حال اضافه شدن هستند

[ سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 ] [ 11:32 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:شهاب حسینی با یک دهه حضور در سینما و تلویزیون حرکتی بطئی و رو به رشد داشته، او این روزها یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران با کارنامه‌ای قابل اعتنا است.  اواخر دهه 70 زمانی که با پخش برنامه ترکیبی "نیمرخ" و محبوبیت آن تولید برنامه‌های ترکیبی در تلویزیون رواج پیدا کرده بود در شبکه دو برنامه‌ای روی آنتن می‌رفت با نام "اکسیژن" که نوجوان‌ها را با مسائل مختلف اجتماعی و خانوادگی آشنا می‌کرد. مجری جوان آن برنامه شهاب حسینی بود که چهره‌ای شرقی و دوست داشتنی داشت، "اکسیژن" به اندازه "نیمرخ" موفق نبود اما سکوی پرتاب برای بازیگر جوانی بود که زمانی سودای فوتبالیست شدن داشت و آن روزها نمی‌دانست به بازیگری شناخته شده در سینمای ایران تبدیل می‌شود.

پخش مجموعه "پلیس جوان" به کارگردانی سیروس مقدم و بازی در نقش اصلی این مجموعه مسیر حضور شهاب حسینی را در سینما باز کرد، حسینی در این مجموعه نقش جوانی را بازی می‌کرد که احساس وظیفه را باید با بحران‌های خانوادگی و محرومیت‌هایی که از کودکی داشته پیوند می‌زند و بر ترس‌ها و تردیدهایش پیروز می‌شد.

یونس (شهاب حسینی) در "پلیس جوان" جوانی آزده دل و عاشق پیشه بود که نشان نمی‌داد بازیگرش استعداد و توانایی دارد و می‌تواند فراتر از دیالوگ‌های پرسوز و گداز مجموعه بگوید. اولین فیلم سینمایی حسینی "رخساره" بود، او در این فیلم باز هم با میترا حجار همبازی بود، بازیگری که در آن مقطع شهرتی بیشتری از حسینی داشت. "رخساره" که با توجه به فضای آن دوران داستانی ویژه را روایت می‌کرد در اکران عمومی موفق نبود و دیده نشد.

"آدمک‌ها" دیگر فیلم حسینی که در آن نقش جوان اول را بازی می‌کرد سرنوشتی بهتر از "رخساره" نداشت و دیده نشدن این فیلم‌ها باعث می‌شد حسینی هم یکی از دهها بازیگر جوانی به نظر برسد که اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 به سینما آمدند و به دلیل آنکه برای بازیگری سینما مناسب نبودند از گردونه بازیگری خارج شدند.

حضور در فیلم سینمایی "واکنش پنجم" در نقشی کوتاه فرصتی بود تا جوان احساساتی "پلیس جوان" خود را به مخاطبان سینما معرفی کند، حسینی در فیلم زنانه تهمینه میلانی نقشی کوتاه بازی می‌کرد اما خوش اقبال بود که در فضای ضد مرد فیلم! او به اندازه بازیگرانی که نقش‌های اصلی را بازی می‌کردند دیده شد. پس از آن او در فیلم سینمایی "زهر عسل" در کنار مهناز افشار و محمدرضا گلزار بازی کرد.

"زهر عسل" جدی گرفته نشد اما بازی حسینی در نقش جوانی بیمار و با اختلال‌های روانی از امتیازهای این فیلم است، "این زن حرف نمی‌زند" درامی اجتماعی با موضوعی ملتهب بود که حسینی در آن نقشی متفاوت بازی می‌کرد، او در این مقطع داشت آهسته آهسته از زیر سایه نقش‌‌های مثبت تک بعدی خارج می‌شد. او نشان می‌داد که می‌تواند در میان انبوهی از بازیگران بیشتر دیده شود و مورد توجه قرار بگیرد.

در "شمعی در باد" حسینی در کنار بهرام رادان قرار گرفت، ستاره‌ای که آن روزها شهرت و محبوبیت فراوان داشت اما بازی روان حسینی در این فیلم دیده شد و زیر سایه درخشش رادان قرار نگرفت. حسینی سهم خود را در فیلم داشت، سهمی که با بازیگر نقش اول این درام جوان‌پسند برابری می‌کرد. از اوایل دهه 80 حسینی به بازیگری پرکار تبدیل شد، بازیگری با چهره‌ و صدای مطلوب که اگر در فضای درست قرار می‌گرفت می‌توانست نقشآفرینی خوبی داشته باشد.

در مسیری که او می‌پیمود البته فراز و فرودهایی وجود داشت، حرفه‌ای شدن باعث می‌شد حسینی از فیلم‌هایی مثل "الهه زیگورات"، "پیشنهاد 50 میلیونی" یا "پرچم‌های قلعه کاوه" سر دربیاورد، اما این تجربه‌ها به او توانایی داد که در فیلم‌های متوسط و ضعیف هم حضوری قابل قبول داشته باشد و گاهی به امتیاز فیلم‌هایی تبدیل شود که ارزش دیدن نداشتند.


شهاب حسینی در این سال‌ها بازی‌های خوبی در "غیرمنتظره"، "قتل آنلاین"، "بچه‌های ابدی" و "محیا" به یادگار گذاشت که بیشتر آنها آن طور که باید دیده نشدند، منتقدان معمولا فیلم‌های متوسط را در ارزیابی‌هایشان جدی نمی‌گیرند و بازیگرانشان را از خاطر می‌برند. در میان انبوهی ستاره خوش سیما و بازیگرانی که انواع تبلیغات و حمایت‌ها را داشتند شهاب حسینی حرکتی بطئی در سینما و تلویزیون داشت و خود استعداد و قابلیتش را اثبات کرد، بی‌آنکه نیاز به جلوه‌گری‌های مرسوم ستارگان سینما داشته باشد. این میل درونی را می‌توان در بازیگری حسینی هم دید، بازی بدون اغراق و تصنع از ویژگی‌های کارنامه او است.

در سال 87 دو اتفاق مهم در کارنامه حسینی افتاد، بازی در فیلم سینمایی "درباره الی" و "سوپراستار" نقطه عطفی در کارنامه این بازیگر بود، حسینی که برای بازی در "محیا" دیپلم افتخار به دست آورده بود برای بازی در این دو فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به دست آورد، اما مهمتر از این جایزه نوع بازی او در این دو فیلم بود.

حسینی در "درباره الی" منطبق با واقع‌گرایی حاکم بر فیلم حرکت کرده و در میان انبوهی بازیگر حرفه‌ای و بازی‌های درخشان حضور خود را اثبات می‌کرد، در "سوپراستار" جنس بازی او منطبق با شخصیت عبوس و تندخوی ستاره‌ای بود که می‌توانست نمادی از بسیاری ستاره‌های بد اخلاق سینمای ایران باشد، حسینی در "سوپراستار" تحول درونی این شخصیت را با عبور از بازی برون‌گرایانه به بازی درونی نشان می‌داد.

حسینی در "آناهیتا" دوباره در کنار میترا حجار قرار گرفت، همکاری سوم آنها مانند تجربه‌های قبلی نبود. هر دو در موقعیت‌هایی فراتر از آنچه در سال 80 داشتند تلاش کردند در فیلمی که تجربه‌ای متفاوت در سینمای ایران بود نقش خود را به درستی ایفا کنند.

انتظارها از حسینی بعد از "درباره الی" بیشتر شد، او یک سال بعد در "پرسه در مه" فراتر از "درباره الی" رفت و نقش هنرمندی جوان در آستانه خلق هنری و فروپاشی را به خوبی بازی کرد، نقشی که مستحق دریافت سیمرغ بلورین هم می‌توانست باشد . حسینی در این فیلم نقشی دشوار را بازی کرد نقشی که می‌توانست با درک اشتباه او به یک کاریکاتور تبدیل شود اما او آن را طوری بازی کرد که رنج و جنون یک هنرمند را به تصویر کشید.

حسینی این قدرت را به دست آورده که در برابر بازیگرانی مثل لیلا حاتمی، مریلا زارعی، ترانه علیدوستی و... توانایی‌های خود را به رخ بکشد، مسیر حرکت حسینی در سینما و زندگی از هم جدا نیست، او ستاره‌ای متواضع و مردمی است. آنهایی که او را از نزدیک می‌شناسند خوب می‌دانند که محبوبیت مردمی او حاصل درخشش در "درباره الی" یا فروش "سوپراستار" نیست. این محبوبیت و شهرت محصول برخورد همراه با فروتنی این بازیگر با مردمی است که ممکن است علاقه‌ای به سینما و بازیگری نداشته باشند.

بازیگری که به واسطه فیزیک و خصوصیات چهره‌اش هم می‌تواند درنقش‌های مثبت دیده شود هم قابلیت بازی در نقش‌های منفی، پیچیده و چند وجهی را هم دارد بازیگری که می‌تواند فراتر از آنچه در کارنامه‌اش دیده‌ایم و درستی مسیرش را نشان می‌دهد حرکت کند اگر فرصت همکاری با کارگردان‌های شاخص این سینما را به دست بیاورد.او این روزها و در حالی که نزدیک به یک دهه از فعالیتش در سینما می‌گذرد به گزینه‌ای قابل اعتماد در سینمای ایران تبدیل شده، انتخابی که هم توانایی و استعداد دارد، هم محبوبیت و هم کارنامه‌ای قابل توجه.

حسینی امسال این فرصت را پیدا کرد تا با کیانوش عیاری در فیلم سینمایی "خانه پدری" همکاری کند که اتفاق خوبی برای یک بازیگر است، نگاه متفاوت عیاری به بازیگری می‌تواند این فرصت را به شهاب حسینی بدهد تا فضایی تازه را در کارش تجربه کند، از سویی دیگر حسینی برای دومین بار بخت همکاری با فرهادی را در "جدایی نادر از سیمین" پیدا کرد.حضور در این دو فیلم و همکاری با دو کارگردان با دو سبک متفاوت می‌تواند نقاط درخشان تازه‌ای به کارنامه حسینی اضافه کند. شاید سیمرغ بلورین جشنواره امسال به شهاب حسینی برسد.

شهاب حسینی با یک دهه حضور در سینما و تلویزیون حرکتی بطئی و رو به رشد داشته، او این روزها یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران با کارنامه‌ای قابل اعتنا است.  اواخر دهه 70 زمانی که با پخش برنامه ترکیبی "نیمرخ" و محبوبیت آن تولید برنامه‌های ترکیبی در تلویزیون رواج پیدا کرده بود در شبکه دو برنامه‌ای روی آنتن می‌رفت با نام "اکسیژن" که نوجوان‌ها را با مسائل مختلف اجتماعی و خانوادگی آشنا می‌کرد. مجری جوان آن برنامه شهاب حسینی بود که چهره‌ای شرقی و دوست داشتنی داشت، "اکسیژن" به اندازه "نیمرخ" موفق نبود اما سکوی پرتاب برای بازیگر جوانی بود که زمانی سودای فوتبالیست شدن داشت و آن روزها نمی‌دانست به بازیگری شناخته شده در سینمای ایران تبدیل می‌شود.

پخش مجموعه "پلیس جوان" به کارگردانی سیروس مقدم و بازی در نقش اصلی این مجموعه مسیر حضور شهاب حسینی را در سینما باز کرد، حسینی در این مجموعه نقش جوانی را بازی می‌کرد که احساس وظیفه را باید با بحران‌های خانوادگی و محرومیت‌هایی که از کودکی داشته پیوند می‌زند و بر ترس‌ها و تردیدهایش پیروز می‌شد.

یونس (شهاب حسینی) در "پلیس جوان" جوانی آزده دل و عاشق پیشه بود که نشان نمی‌داد بازیگرش استعداد و توانایی دارد و می‌تواند فراتر از دیالوگ‌های پرسوز و گداز مجموعه بگوید. اولین فیلم سینمایی حسینی "رخساره" بود، او در این فیلم باز هم با میترا حجار همبازی بود، بازیگری که در آن مقطع شهرتی بیشتری از حسینی داشت. "رخساره" که با توجه به فضای آن دوران داستانی ویژه را روایت می‌کرد در اکران عمومی موفق نبود و دیده نشد.

"آدمک‌ها" دیگر فیلم حسینی که در آن نقش جوان اول را بازی می‌کرد سرنوشتی بهتر از "رخساره" نداشت و دیده نشدن این فیلم‌ها باعث می‌شد حسینی هم یکی از دهها بازیگر جوانی به نظر برسد که اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 به سینما آمدند و به دلیل آنکه برای بازیگری سینما مناسب نبودند از گردونه بازیگری خارج شدند.

حضور در فیلم سینمایی "واکنش پنجم" در نقشی کوتاه فرصتی بود تا جوان احساساتی "پلیس جوان" خود را به مخاطبان سینما معرفی کند، حسینی در فیلم زنانه تهمینه میلانی نقشی کوتاه بازی می‌کرد اما خوش اقبال بود که در فضای ضد مرد فیلم! او به اندازه بازیگرانی که نقش‌های اصلی را بازی می‌کردند دیده شد. پس از آن او در فیلم سینمایی "زهر عسل" در کنار مهناز افشار و محمدرضا گلزار بازی کرد.

"زهر عسل" جدی گرفته نشد اما بازی حسینی در نقش جوانی بیمار و با اختلال‌های روانی از امتیازهای این فیلم است، "این زن حرف نمی‌زند" درامی اجتماعی با موضوعی ملتهب بود که حسینی در آن نقشی متفاوت بازی می‌کرد، او در این مقطع داشت آهسته آهسته از زیر سایه نقش‌‌های مثبت تک بعدی خارج می‌شد. او نشان می‌داد که می‌تواند در میان انبوهی از بازیگران بیشتر دیده شود و مورد توجه قرار بگیرد.

در "شمعی در باد" حسینی در کنار بهرام رادان قرار گرفت، ستاره‌ای که آن روزها شهرت و محبوبیت فراوان داشت اما بازی روان حسینی در این فیلم دیده شد و زیر سایه درخشش رادان قرار نگرفت. حسینی سهم خود را در فیلم داشت، سهمی که با بازیگر نقش اول این درام جوان‌پسند برابری می‌کرد. از اوایل دهه 80 حسینی به بازیگری پرکار تبدیل شد، بازیگری با چهره‌ و صدای مطلوب که اگر در فضای درست قرار می‌گرفت می‌توانست نقشآفرینی خوبی داشته باشد.

در مسیری که او می‌پیمود البته فراز و فرودهایی وجود داشت، حرفه‌ای شدن باعث می‌شد حسینی از فیلم‌هایی مثل "الهه زیگورات"، "پیشنهاد 50 میلیونی" یا "پرچم‌های قلعه کاوه" سر دربیاورد، اما این تجربه‌ها به او توانایی داد که در فیلم‌های متوسط و ضعیف هم حضوری قابل قبول داشته باشد و گاهی به امتیاز فیلم‌هایی تبدیل شود که ارزش دیدن نداشتند.


شهاب حسینی در این سال‌ها بازی‌های خوبی در "غیرمنتظره"، "قتل آنلاین"، "بچه‌های ابدی" و "محیا" به یادگار گذاشت که بیشتر آنها آن طور که باید دیده نشدند، منتقدان معمولا فیلم‌های متوسط را در ارزیابی‌هایشان جدی نمی‌گیرند و بازیگرانشان را از خاطر می‌برند. در میان انبوهی ستاره خوش سیما و بازیگرانی که انواع تبلیغات و حمایت‌ها را داشتند شهاب حسینی حرکتی بطئی در سینما و تلویزیون داشت و خود استعداد و قابلیتش را اثبات کرد، بی‌آنکه نیاز به جلوه‌گری‌های مرسوم ستارگان سینما داشته باشد. این میل درونی را می‌توان در بازیگری حسینی هم دید، بازی بدون اغراق و تصنع از ویژگی‌های کارنامه او است.

در سال 87 دو اتفاق مهم در کارنامه حسینی افتاد، بازی در فیلم سینمایی "درباره الی" و "سوپراستار" نقطه عطفی در کارنامه این بازیگر بود، حسینی که برای بازی در "محیا" دیپلم افتخار به دست آورده بود برای بازی در این دو فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به دست آورد، اما مهمتر از این جایزه نوع بازی او در این دو فیلم بود.

حسینی در "درباره الی" منطبق با واقع‌گرایی حاکم بر فیلم حرکت کرده و در میان انبوهی بازیگر حرفه‌ای و بازی‌های درخشان حضور خود را اثبات می‌کرد، در "سوپراستار" جنس بازی او منطبق با شخصیت عبوس و تندخوی ستاره‌ای بود که می‌توانست نمادی از بسیاری ستاره‌های بد اخلاق سینمای ایران باشد، حسینی در "سوپراستار" تحول درونی این شخصیت را با عبور از بازی برون‌گرایانه به بازی درونی نشان می‌داد.

حسینی در "آناهیتا" دوباره در کنار میترا حجار قرار گرفت، همکاری سوم آنها مانند تجربه‌های قبلی نبود. هر دو در موقعیت‌هایی فراتر از آنچه در سال 80 داشتند تلاش کردند در فیلمی که تجربه‌ای متفاوت در سینمای ایران بود نقش خود را به درستی ایفا کنند.

انتظارها از حسینی بعد از "درباره الی" بیشتر شد، او یک سال بعد در "پرسه در مه" فراتر از "درباره الی" رفت و نقش هنرمندی جوان در آستانه خلق هنری و فروپاشی را به خوبی بازی کرد، نقشی که مستحق دریافت سیمرغ بلورین هم می‌توانست باشد . حسینی در این فیلم نقشی دشوار را بازی کرد نقشی که می‌توانست با درک اشتباه او به یک کاریکاتور تبدیل شود اما او آن را طوری بازی کرد که رنج و جنون یک هنرمند را به تصویر کشید.

حسینی این قدرت را به دست آورده که در برابر بازیگرانی مثل لیلا حاتمی، مریلا زارعی، ترانه علیدوستی و... توانایی‌های خود را به رخ بکشد، مسیر حرکت حسینی در سینما و زندگی از هم جدا نیست، او ستاره‌ای متواضع و مردمی است. آنهایی که او را از نزدیک می‌شناسند خوب می‌دانند که محبوبیت مردمی او حاصل درخشش در "درباره الی" یا فروش "سوپراستار" نیست. این محبوبیت و شهرت محصول برخورد همراه با فروتنی این بازیگر با مردمی است که ممکن است علاقه‌ای به سینما و بازیگری نداشته باشند.

بازیگری که به واسطه فیزیک و خصوصیات چهره‌اش هم می‌تواند درنقش‌های مثبت دیده شود هم قابلیت بازی در نقش‌های منفی، پیچیده و چند وجهی را هم دارد بازیگری که می‌تواند فراتر از آنچه در کارنامه‌اش دیده‌ایم و درستی مسیرش را نشان می‌دهد حرکت کند اگر فرصت همکاری با کارگردان‌های شاخص این سینما را به دست بیاورد.او این روزها و در حالی که نزدیک به یک دهه از فعالیتش در سینما می‌گذرد به گزینه‌ای قابل اعتماد در سینمای ایران تبدیل شده، انتخابی که هم توانایی و استعداد دارد، هم محبوبیت و هم کارنامه‌ای قابل توجه.

حسینی امسال این فرصت را پیدا کرد تا با کیانوش عیاری در فیلم سینمایی "خانه پدری" همکاری کند که اتفاق خوبی برای یک بازیگر است، نگاه متفاوت عیاری به بازیگری می‌تواند این فرصت را به شهاب حسینی بدهد تا فضایی تازه را در کارش تجربه کند، از سویی دیگر حسینی برای دومین بار بخت همکاری با فرهادی را در "جدایی نادر از سیمین" پیدا کرد.حضور در این دو فیلم و همکاری با دو کارگردان با دو سبک متفاوت می‌تواند نقاط درخشان تازه‌ای به کارنامه حسینی اضافه کند. شاید سیمرغ بلورین جشنواره امسال به شهاب حسینی برسد.

[ چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 ] [ 11:25 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:در بيست‌ونهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، گروهي از فيلمسازان پس از چندين سال غيبت فرم شركت در جشنواره را پر كرده‌اند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ستاد خبري جشنواره بيست و نهم فيلم فجر، برخي فيلمسازاني كه بيش از سه سال در جشنواره فيلم فجر غايب بوده‌اند، در صورت تأييد هيئت انتخاب، از شانس حضور در اين دوره جشنواره برخوردارند.
لازم به توضيح است كه معيار تنظيم اين فهرست حضور كارگردانان در جشنواره فيلم فجر بوده و كارهاي فيلمسازاني كه فيلم‌شان بدون حضور در جشنواره راهي اكران عمومي شده، لحاظ نشده است.
از سينماگراني كه در صورت انتخاب آثارشان در بخش‌هاي مسابقه ، خارج از مسابقه يا بخش ويدئو سينما ، پس از مدت‌ها راهي جشنواره مي‌شوند، مي‌توان به سينماگران زير اشاره كرد:

16 سال غيبت
شاپور قريب (اپيزود اول ملاقات 16 سال پس از اشك و لبخند)، اسفنديار شهيدي (همان نور معروف 16 سال پس از مرضيه)

15 سال غيبت
حجت‌الله سيفي (عبور در غبار 15 سال پس از عروس كاغذي)

14 سال غيبت
قاسم جعفري (راز آفرينش، سپيد و سياه 14 سال پس از قاصدك)

13 سال غيبت
علي قوي‌تن (سنجاقك‌هاي بركه سبز 13 سال پس از تنها) ، علي‌اصغر شادروان (زنان سرزمين من 13 سال پس از خفاش)

12 سال غيبت
فريال بهزاد (پرستوهاي عاشق 12 سال پس از شور زندگي)، حبيب‌الله بهمني (سيب و سلما 12 سال پس از تارهاي نامريي)

10 سال غيبت
احمد اميني (خانه‌اي در غبار 10 سال پس از چتري براي دو نفر)

9 سال غيبت
اسماعيل براري (گزارش مريم 9 سال پس از كوير مرگ)


7 سال غيبت
جمال شورجه (جنوب آسمان 7 سال پس از وعده ديدار)

6 سال غيبت
مسعود كيميايي (جرم 6 سال پس از سربازهاي جمعه -فيلم رئيس از جشنواره كنار كشيد-)، كيانوش عياري (خانه پدري 6 سال پس از بيدار شو آرزو)، علي رفيعي (آقا يوسف 6 سال پس از ماهي‌ها عاشق مي‌شوند)، محمد بزرگ‌نيا (راه آبي ابريشم 6 سال پس از جايي براي زندگي)، كامبوزيا پرتوي (بچه طهران 6 سال پس از كافه ترانزيت)، جميل رستمي (چشم 6 سال پس از مرثيه برف)

5 سال غيبت
عليرضا داوودنژاد (مرهم 5 سال پس از هوو)، سامان سالور (سيزده 59 ، پنج سال پس از چند كيلو خرما براي مراسم تدفين) ، ايرج كريمي (اميدهانجواها و خانه روشن 5 سال پس از باغ‌هاي كندلوس)، جواد كاسه‌ساز (نفر دهم 5 سال از پروانه‌اي در مه)، علي عبدالعلي‌زاده (بازگشت به آينده و چگونه ميلياردر شدم؟ 5 سال پس از سرتو بدزد رفيق)، ايرج قادري (شبكه، 5 سال پس از آكواريوم)، مهرداد فريد (ما سه نفر 5 سال پس از آرامش در ميان مردگان)

4سال غيبت
مازيار ميري (سعادت‌آباد 4 سال پس از پاداش سكوت)، احمدرضا معتمدي (آلزايمر 4 سال پس از قاعده بازي)، نادر مقدس (ارتباط خانوادگي - 4 سال پس از ايستگاه بهشت)، ناصر رفايي (خانه امن است 4 سال پس از صبحي ديگر)،فريدون جيراني (قصه پريا 4 سال پس از پارك‌وي)، مهرشاد كارخاني (كوچه ملي 4 سال پس از گناه من)، نيكي كريمي (سوت پايان 4 سال پس از چند روز بعد)، وحيد موسائيان (گل‌چهره 4 سال پس از سرزمين گمشده) ، محمدرضا عرب (4 سال پس از آخرين ملكه زمين)، مسعود آب پرور (برادران عروس 4 سال پس از ساعت 25)، اميرشهاب رضويان (تابستان عزيز 4 سال پس از ميناي شهر خاموش)، بابك شيرين‌صفت (راه رفتن روي پل 4 سال پس از رامي)، حميد بهمني (گلوگاه شيطان 4 سال پس از آن مرد آمد)، محمدحسين لطيفي (عروسك و يلدا 4 سال پس از روز سوم)

3 سال غيبت
محمدعلي طالبي (علفزار و باد و مه 3 سال پس از ديوار)، كمال تبريزي (خيابان‌هاي آرام 3 سال پس از هميشه پاي يك زن در ميان است)، حسن نجفي (آسمان هشتم 3 سال پس از سهم گمشده)، رضا ميركريمي (يه حبه قند 3 سال پس از به همين سادگي)، ماني حقيقي (ديوار 3 سال پس از كنعان)، بهنام بهزادي (يك نفر ديگر 3 سال پس از تنها دوبار زندگي مي‌كنيم)، رسول صدرعاملي (زندگي با چشمان بسته 3 سال پس از شب و هر شب تنهايي).

بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از تاريخ 16 تا 26 بهمن‌ماه به دبيري «مهدي مسعودشاهي» در تهران برگزار مي‌شود.

[ سه شنبه بیست و یکم دی 1389 ] [ 11:48 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:گرچه ساخت طنز های سیاسی در همه جای دنیا مرسوم است اما عده ای بی جنبه کاسه داغ تر از آش شده اند و شوخی با سیاستمداران را اهانت به مقدسات پنداشته و شروع به موج سازی علیه اخراجی ها کرده اند.جالب توجه اعتراض کسانی است که به قول آقای بهروز افخمی زمانی خودشان معترض به خطوط قرمز مصنوعی بودند اما در مقابله با اخراجی ها مدافع خطوط قرمز شده اند.

البته من برخلاف آقای افخمی معتقدم کار طنز اخراجی ها عبور از خطوط قرمز نیست بلکه با ظرافت از کنار آنها می گذرد.اگر این ظرافت ها رعایت نشود باعث سو تفاهم خواهد شد. اتفاقی که بارها قبلا افتاده است.

دوستان آزادی بیان را تا جائی محترم می شمارند که پر آنها را نگیرد یعنی اگر در فیلمها و آثارشان هر چه دلشان بخواهد به جنگ و انقلاب و مقدسات می گویند و اسمش را می گذارند فضای روشنفکری ولی وقتی همین اندیشه های آنها در فیلم های دیگران به نقد کشیده شود جیغ شان به آسمان می رود.

آقایان در فیلمهایشان به اسم طنز به شخصیتهای انقلابی و باور ها توهین می کنند و باکشان نیست و البته دولتمردان ما هم به خاطر اعتقاد و یا پز روشنفکری از کنار این اهانت ها می گذرند ولی وقتی شایعه شوخی با خود آنها وسط می آید پشت مقدسات پنهان می شوند..و از همه جالب تر دعوت مردم به قاچاق اخراجی هاست!سایت های منتسب به حضرات برای لطمه زدن به اخراجی ها به طور غیر مستقیم توسط کاربران خود مردم را دعوت به کپی فیلم می کنند.

حماقت آنها در نمایش چنین پیامی هائی نیت واقعی آنها را آشکار می سازد.اگر حضرات از مضمون فیلم ندیده ناراحت هستند با این کارشان ناخواسته همه ملت را در تماشای فیلم سهیم می کنند و این نکته ای نیست که آنها ندانند.مسئله مسئله اخراجی هاست و عنوانداری آن که تحملش برای آنها سخت است نه محتوا و مضمون فیلم.اعتقاد سیاسی حضرات در این موج آفرینی هیچ نقشی ندارد.

اما این بار در اخراجی های سه با زبان طنز و کنایه با همه کار داریم .از چپ گرفته تا راست - گروه فشار گرفته تا گروه های تحت فشار.از خودمان تا خودتان. مسئله جالب توجه فیلم شوخی با دکتر احمدی نژاد است.وقتی ایشان از فیلم و مراحل آن پرسید به ایشان گفتم حسابی با شما هم شوخی کرده ایم به خصوص در باره مناظرهها.!!امید وارم که ناراحت نشوید..

یکی دیگر از نکته های جالب توجه حضور مردم در سر صحنه های فیلم برداری اخراجی هاست که به واقعی تر شدن صحنه ها خیلی کمک کرده است .از جنوب شهر تا بالای شهر در باز سازی این صحنه ها مشارکت داشته اند صدها و گاه هزاران تن از مردم که در خیابانها با مشارکت خود در مراحل فیلم برداری مارا یاری کردند
[ دوشنبه بیستم دی 1389 ] [ 11:30 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:با پايان مهلت قانوني ارسال نسخه اوليه فيلم‌ها به دبيرخانه جشنواره بيست‌ونهم فيلم فجر، بيش از 60 فيلم فرم حضور در اين دوره جشنواره را پر كردند.،ستاد اطلاع‌رساني مؤسسه امور جشنواره‌هاي فيلم اعلام كرد:بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر امسال شاهد دوره‌اي متفاوت به سبب حضور فيلم‌ها و كارگردانان شاخص خواهد بود به گونه‌اي كه مي‌توان به استقبال سه نسل از فيلمسازان سينماي كشور از آخرين دوره جشنواره فيلم فجر در دهه 80 اشاره كرد.

براساس اين گزارش، در حالي با پايان مهلت قانوني ارائه آثار به دبيرخانه جشنواره فهرست اوليه آثار متقاضي در اختيار اهالي رسانه قرار مي‌گيرد كه با نگاهي به اين فهرست مي‌توان حضور نامهاي شاخصي در سينماي ايران برخورد كرد.

به گزارش ستاد اطلاع‌رساني مؤسسه امور جشنواره‌هاي فيلم، تاكنون آثار بسيار زيادي در بخش‌هاي مسابقه سينماي ايران، مسابقه آثار ويديويي و مسابقه بين‌الملل به دبيرخانه جشنواره ارائه شده‌اند كه از اين ميان 62 فيلم سينمايي فرم حضور در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر را پر كرده‌اند و بر طبق اعلام سازندگان آنها، آخرين مراحل فني را در استوديوها براي حضور در جشنواره سپري مي‌كنند.

در ميان 62 فيلم حاضر نام‌هاي مطرحي ديده مي‌شوند كه فهرست كلي اين فيلم‌ها همراه با نام كارگردانان‌شان به شرح زير است؛

آژانس ازدواج - محمد درمنش، آسمان هشتم - حسن نجفي، آقايوسف- علي رفيعي، آلزايمر - احمدرضا معتمدي، اتوبوس - محمدمهدي عسگرپور، اخراجي‌ها3 - مسعود ده‌نمكي، ارتباط خانوادگي - نادر مقدس، انتهاي خيابان هشتم - عليرضا اميني، اينجا بدون من - بهرام توكلي، باد و مه - محمدعلي طالبي، برزخ - علي توكلي‌نيا، برف روي شيرواني داغ - محمدهادي كريمي، بهشت اينجاست - حميد سليميان، بي‌انتها -اميرحسين جهد‌دوست، پايان دوم - يعقوب غفاري، پايان‌نامه - حامد كلاهداري، پرتقال خوني- سيروس الوند، پرستوهاي عاشق - فريال بهزاد، پرنده‌باز - عطاالله سلمانيان، جنوب آسماني - جمال شورجه، چشم - جميل رستمي، چيزهايي هست كه نمي‌داني - فردين صاحب‌الزماني، خاك و آتش - مهدي صباغ‌زاده، خانه امن است - ناصر رفاهي، خانه پدري - كيانوش عياري، خنده در باران - داريوش فرهنگ، خيابان بيست و چهارم - سعيد اسدي، خيابان‌هاي آرام - كمال تبريزي، دختر شاه پريون - كامران قدكچيان، ديو و دلبر - وحيد نيكخواه‌آزاد، راز آفرينش - قاسم جعفري، راه آبي ابريشم - محمد بزرگ‌نيا، روشن خاموش روشن - حميدرضا چاركچيان، سپيد و سياه - قاسم جعفري، سعادت‌آباد - مازيار ميري، سفر سرخ - حميد فرخ‌نژاد، سنجاقك‌هاي بركه سبز - علي قوي‌تن، سوت پايان - نيكي كريمي، سيب و سلما - حبيب‌الله بهمني، سيزده 59 - سامان سالور، شرط اول - مسعود اطيابي، شش نفر زير باران - علي عطشاني، علفزار - محمدعلي طالبي، قبرستان غيرانتفاعي - محسن دامادي، قبيله من - غلامرضا آزادي، قصه پريا - فريدون جيراني، كوچه ملي - مهرشاد كارخاني، گزارش مريم - اسماعيل براري، گل‌چهره - وحيد موسائيان، گلوگاه - محمدابراهيم معيري، گنجيه شرق - كمال تبريزي، مامان بهروز منو زد - عباس مراديان، مرگ سپيد - مرتضي آتش‌زمزم، مرگ كسب و كار من است - امير ثقفي، مرهم - عليرضا داوودنژاد، مصائب چارلي - عليرضا سعادت‌نيا، مهتاب روي سكو - سيما امامي، ندارها - محمدرضا عرب و ناگهان (بدون اجازه) مرتضي احمدي هرندي، ورود زنده‌ها ممنوع - جواد مزدآبادي، همدان - داريوش مهرجويي، همه چي آرومه - مصطفي منصوريار، هواي تازه - قاسم جعفري و نوروز عباسي و يه حبه قند - رضا ميركريمي.

[ یکشنبه نوزدهم دی 1389 ] [ 11:44 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:امین حیایی در گفت و گویی عنوان کرده است: همه ما باید به صفات خداوندی برسیم. خدا به همه ما به یک چشم نگاه می کند. خدا منبع نوری است که یک نقطه از نورش درون همه ما است.
 وی در ادامه به زندگی ایده‌آل می‌گوید: وقتی خدا همه را به یک چشم نگاه می‌کند چرا ما نکنیم؟ متأسفانه همه ما چسبیدیم به زمین و دل نمی‌کنیم.

حیایی در این گفت و گو ادامه داد: در تلاشیم بیشتر پول در بیاوریم و سر یکدیگر کلاه بگذاریم. آدمها از واقعیت دور شده‌اند. ما کل را ول کرده‌ایم و جزییات را چسبیده‌ایم. هدف اگر خداوند باشد و با عشق زندگی کنیم بقیه چیزها خودشان می‌آیند. من خدا را داشته باشم همه چیز را خواهم داشت.
[ یکشنبه دوازدهم دی 1389 ] [ 11:57 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:رضا رویگری اخبار منتشر شده در برخی رسانه‌ها مبنی بر اینکه قرار است نقش میرحسین موسوی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل را بازی کند، تکذیب کرد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان، او در گفت ‌و گو با فرهنگخانه اخبار منتشر شده در برخی رسانه ها را تکذیب کرد و گفت: «هیچکدام از اخبار منتشر شده، صحت ندارد و تمام اخباری که با تیترهای مختلف در این زمینه به چاپ رسیده، تنها زاییده ذهن خودشان است و بر اساس شنیده‌هایی که هیچ منبع معتبری هم ندارند، تیتر شده‌اند.»

وی در ادامه عنوان کرد: «قصد ما از ساخت «اخراجی‌ها 3» تولید یک کار کمدی است که به یک سری ماجراهای انتخاباتی در فضایی که اصلا مشخص نیست در ارتباط با چه موضوعی است می‌پردازد. حتی زمانی که برای اولین بار در پشت صحنه می‌خواستم فضای این کار را به یک انتخابات مشخص نسبت بدهم، آقای ده‌نمکی عنوان کرد نباید به انتخابات خاصی اشاره کنیم.»

رویگری فضای بخشی از «اخراجی‌ها 3» را که در آن ایفای نقش کرده، اینگونه بیان کرد: «فضای این کار هیچ ارتباطی به ریاست جمهوری ندارد. من حتی از لغاتی که در این سیاست‌بازی‌ها عنوان می‌شود، هیچ اطلاعی ندارم چون اصلا آدم سیاسی نیستم.»

او ادامه داد: «فضای رقابتی این کاندیداها در یک ستاد انتخاباتی به هیچ ارگان، نهاد و هیچ حزب و یا گروه خاصی مربوط نمی‌شود. من در این کار برخلاف اخبار منعکس شده در رسانه ها، کاندیدای ریاست جمهوری نیستم و از هیچ سیاستی برای پیاده کردن این موضوع استفاده نکردم. من نقش شخصیت خاصی را بازی نمی کنم و حتی هیچ اشاره‌ای هم به جریانات سیاسی و انتخابات کاندیدای ریاست جمهوری نداشتم.»

رویگری درباره کاراکتر اکبر دباغ در «اخراجی‌ها 3» گفت: «اکبر دباغ کاراکتر ساده‌ای دارد که هر نامزد انتخابی می تواند در هر موضوعی داشته باشد. این شخصیت با یک شناسنامه و خصوصیات اخلاقی خاص در کار حضور دارد و جزو یکی از کاندیداهای انتخاباتی است، اما باز هم می گویم که این انتخابات هیچ ارتباطی به انتخابات ریاست جمهوری ندارد.»

وی در پایان به احترام متقابل در جامعه انسانی اشاره کرد و گفت: «من به عنوان یک انسان تحت هیچ شرایطی به خودم این اجازه را نمی دهم که بخواهم به کسی توهین کنم. حتی برای کسانی که در این جامعه کار خدماتی می کنند به عنوان یک انسان، ارزش زیادی قائلم، اما برخی از این دوستان با انتشار اخبار ساختگی، به ما بی احترامی می‌کنند. احترام متقابل نیاز جامعه انسانی است که متاسفانه برخی از دوستان به این مسئله بی‌توجه هستند.»
[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 11:29 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: فيلمبرداري سومين قسمت از فيلم سينمايي «اخراجي‌ها» در حالي ادامه دارد كه از هفته گذشته بازي امين حيايي در اين فيلم آغاز شده و وي مقابل دوربين فرشاد گل‌سفيدي قرار گرفته است.

[ پنجشنبه نهم دی 1389 ] [ 11:45 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: مهناز افشار در خصوص شباهتش به یک بازیگر زمان طاغوت با طعنه ای به خود در خصوص اینکه دیوانه است(!) گفت: برخلاف آنچه همه فکر می کنند، من از این مقایسه خیلی هم لذت می بردم برای اینکه اصلا همین مسئله باعث شد به سینما بیایم.

به گزارش پيمانه، وی در گفتگو با یک مجله جوان با بیان این مطلب که هیچگاه به زنان زیبا و بهتر از خودش حسودی نمی کند، درباره حسادت به گ  فراهانی گفت: حسادت من فقط وقتی گل می کند که ببینم به دیگری محبت بیشتری شده تا به من… مثلا هیچ وقت حسادت نمی کنم که چرا گلشیفته فراهانی موقعیتی به دست آورد و در یک فیلم هالیوودی بازی کرد. شاید بگویم خوب بود من هم موقعیت های خوبی بدست می آوردم، اما هیچ وقت به واسطه این مسئله حسادت حرص خورنده ندارم که خودم را زجر بدهم.

این بازیگر سینما در این گفتگوی کاملا صریح و بدون رودربایستی با اذعان به این نکته که در تمام مدت بازیگری اش هیچگاه در جشنواره فیلم فجر دیده نشده است، و در 6سال ابتدای بازیگری عاشق دیده شدن عکسش روی مجلات بوده و حالا سینما برایش مهم است، اظهار کرد: سال پیش فیلمنامه های خوبی به من پیشنهاد شد. وسوسه انگیز بود و نمی توانستم ردشان کنم. با خودم گفتم: مهناز، تو اینهمه فیلم بازی کردی و دیده نشدی. امسال دیگر وقت این است که دیده شوی. پس این کارها را قبول کن. دنبال این بودم که توی جشنواره دیده شوم.

وی با ابراز اینکه گرفتن جایزه از فجر همیشه برایش مهم بوده، عنوان کرده است: برای من جایزه مهم است. جایزه همیشه برای من مهم بوده و اگر فکر کنم می برم و بعد نبرم، خیلی ناراحت می شوم. این بازی های روانی واقعا آسیب پذیرم می کند. برخلاف مهناز افشاری که اینجا می بینید من واقعا روحیه ضعیفی دارم.

افشار همچنین در ادامه گفتگوی خود اشاره ای هم به شباهتش با هنرپیشه زمان طاغوت کرده و گفته است: من واقعا در سینما اذیت شدم. خیلی حرفها زدند. من معتقدم اگر شبیه یک آرتیست بزرگ و تکرار نشدنی هستم نمی توانم او باشم. در صورتی که توی مطبوعات چقدر حرف های جعلی دراین باره نوشتند که توی مطبوعات در مقطعی باعث تنفر مردم از من شد. من با «شور عشق» آمدم و منتقدان به آن فیلم «زرشک زرین» دادند. تنها فیلمی که زرشک زرین گرفت.

وی با ابراز علاقه از لذت بردن از این قیاس می افزاید: برخلاف آنچه همه فکر می کنند، من از این مقایسه خیلی هم لذت می بردم. برای اینکه اصلا همین مسئله باعث شد به سینما بیایم. اما حالا باید قضاوت کنید و ببینید که مهناز افشار توانست از این ابزار استفاده کند و خودش را به عنوان بازیگر تثبیت کند یا نه.

وی در پایان مصاحبه نیز بیان می کند؛ هرکس مصاحبه‌اش را بخواند با خودش می گوید او آدم دیوانه ای است و در مقابل سوال مصاحبه شونده که آیا او دیوانه است(؟) پاسخ مثبت می‌دهد!

او همچنین از اینکه برخی اوقات جواب تلفن را ندهد لذت می برد و در دوران کودکی مادرش رخت خواب او را اتو می کرده تا گرم باشد و او راحت بخوابد. نقطه ضعف این بازیگر سینما هم به گفته خودش «اصالت و محبت و شخصیت» است و اگر کسی روی این نقاط مانور بدهد بد می بیند!

[ پنجشنبه نهم دی 1389 ] [ 11:38 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: فرزاد حسنی به زودی در پروژه سینمایی «آمین خواهم گفت» به کارگردانی و نویسندگی سامان سالور جلوی دوربین می‌رود. این فیلم 23 آذر در لرستان کلید خورده و هم‌اکنون در لوکیشن ایستگاه قطار تنگ‌هفت مشغول گرفتن سکانس‌هایی از کار هستند. 90 درصد سکانس‌های این فیلم خارجی است. «آمین خواهم گفت» به جشنواره فیلم فجر امسال نمی‌رسد.

در این فیلم محمود نظرعلیان، علیرضا مهران، ساناز اسدی، آزاده زارعی، میسا مولوی و محمد فصیحی بازی می‌کنند. سالور امسال با فیلم «سیزده 59» در جشنواره فجر حضور دارد.

[ سه شنبه هفتم دی 1389 ] [ 11:17 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: به نقل از ستاد خبري بيست و نهمين دوره جشنواره فيلم فجر، در حكم «مهدي مسعودشاهي» مديرعامل مؤسسه امور جشنواره‌هاي فيلم و دبير جشنواره بين‌المللي فيلم فجر خطاب به «جعفر گودرزي» آمده است: نظر به اهميت و جايگاه ويژه جشنواره بين‌المللي فيلم فجر و با عنايت به تجارب گرانقدر جنابعالي در اين خصوص، به موجب اين حكم، شما را به‌عنوان مدير روابط عمومي بيست ‌و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر منصوب مي‌نمايم. اميد است با تعامل و همراهي مجدانه شما، گام‌هاي مؤثري به‌منظور تعالي اين رويداد فرهنگي برداشته شود.
«جعفر گودرزي» كه امسال در بيست‌وچهارمين جشنواره فيلم كودك و نوجوان همدان نيز كارنامه موفقي در زمينه مديريت روابط عمومي از خود ارائه داد، نايب رئيس شوراي مركزي انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران است و در چندين جشنواره به عنوان داور، مدير ارتباطات و روابط عمومي و مدير اجرايي فعاليت كرده است.
وي با بيش از 20 سال فعاليت رسانه‌اي، كار خود را از سال 65 با مجله اطلاعات هفتگي آغاز كرد و به عنوان دبير تحريريه و سردبير در عرصه مطبوعات فعاليت داشته است.
وي چند كتاب نيز با موضوع سينما تاليف كرده است.
عضويت همكاري با چندين پروژه سينمايي و تلويزيوني در حوزه‌هاي برنامه‌ريزي و توليد از جمله ديگر فعاليت‌هاي گودرزي به شمار مي‌رود.
سيداحمد ميرعلايي مدير عامل بنياد سينمايي فارابي، از اوايل امسال طي حكمي جعفر گودرزي را به عنوان «مشاور مديرعامل در امور رسانه‌اي» و «مدير روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي» منصوب كرده است.
بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر از تاريخ 16 تا 26 بهمن ماه در تهران برگزار مي‌شود.

[ سه شنبه هفتم دی 1389 ] [ 11:11 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:باخبرشدیم که استادمشایخی بکما رفته!متآسفانه بیماری دیابت پیشرفته امان استاد راگرفته وایشان چندباردربیمارستان بستری شدن برای شفای عاجل ایشان دعا کنید!
[ سه شنبه هفتم دی 1389 ] [ 11:0 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:بهنوش بختیاری بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار دردنامه‌ای از شایعه‌هایی که اخیرا درمورد او منتشر شده، انتقاد کرد. متن کامل این یادداشت را  می‌خوانید:

نمی‌دانم این نوشته را باید چگونه آغاز کنم؟ نمی‌دانم؟! نمی‌دانم باید با اشک شروع کنم یا با بغض یا با فریاد یا ... نمی‌دانم؟! این‌قدر مستاصل و آزرده‌ام که نمی‌دانم چه بگویم. انگار دیگر فقط خداست که صدای ما را می‌شنود. انگار فقط و فقط اوست و همه در گوش‌هایشان پنبه گذاشته‌اند و هرچه می‌خواهند انجام می‌دهند بدون اینکه نگرانی‌ای از عواقبش داشته باشند.

ای‌داد و بیداد. ای داد و بیداد از شمایی که هرچه می‌خواهید می‌کنید و کک‌تان هم نمی‌گزد! ای داد و بی داد از شمایی که بارها خواهش من و امثال من را دیده‌اید و باز هم دوست دارید به زندگی خصوصی ‌ما سرک بکشید! ای داد و بیداد از شمایی که وقتی سوژه‌ای ندارید درباره دیگران دروغ‌پردازی می‌کنید و به این هم فکر نمی‌کنید که این دروغی که از سر تفریح و بی‌خبری گفته‌اید شاید زندگی کسی را به خطر بیندازد.

ای داد و بیداد از شمایی که تفریح‌تان شده به لجن کشیدن عده‌ای که فکر می‌کنید به همین راحتی آمده‌اند شاید ستاره‌ای شده‌اند در رسته کاری خودشان! ای داد و بیداد از شمایی که برای خودتان می‌برید و می‌دوزید و... خدایا لااقل تو صدای دردمند مرا در این روزهای عزیز بشنو به حق همان امام بزرگی که جانش را در راه آرمان‌هایش داد تا امثال من امروز بفهمند که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

دریغ از شمایی که خودتان را پیرو حسین(ع) می‌دانید و برایش عزاداری می‌کنید اما در همان مجالس ما را هم نُقل نَقل خودتان می‌کنید که مثلا شنیده‌ای فلانی را در فلان جا گرفته‌اند و... و انگار نمی‌دانید که ای دل غافل ما اصلا که هستیم که بخواهیم در چنین مجالسی درباره‌مان صحبتی پیش بیاید. ای‌داد و بیداد از شما.

چند سال پیش تعدادی از عکس‌های شخصی و خانوادگی من را مثل خیلی دیگر از هنرپیشه‌ها روی اینترنت گذاشتند و برای هم با گوشی‌های موبایل‌شان بولوتوث کردند و مثلا من را در یک میهمانی دیدند. این که چه؟ این به چه کار شما می‌آید؟ پس ماجرای حریم خصوصی و احترامی که دین ما برای دیگران قائل شده چه می‌شود و هزارتا سئوال دیگر از این دست. خدا می‌داند که این اتفاق چه دردسرهایی را برای من بوجود آورد که الان هم که به یادشان می‌افتم ناراحت می‌شوم.

خدا را شکر در همان روزها با همکاری نیروی محترم انتظامی بخشی از مشکلاتم حل شد، اما آنهایی که باید هیچ وقت پیدا نشدند تا بشود مجازاتشان کرد. اصلا اگر هم پیدا می‌شدند مجازاتشان چه فایده‌ای داشت وقتی همه‌مان در این چرخه بیمار مشارکت می‌کنیم.

قبل از هر اظهار نظری لطفا همین الان به حافظه گوشی‌های موبایلتان سری بزنید و ببینید چندتا از این دست فیلم‌ها و عکس‌ها را دارید و بعد سر و صدا راه بیندازید. حالا امروز شایعه درست کرده‌اند که فلانی را به همراه دیگرانی که شاید ورزشکار بوده‌اند در میهمانی‌ای در لواسان آن هم در روزهای نزدیک به ماه محرم گرفته‌اند. با این یکی چه کنم؟ با این تهمتی که خودم هم تا همین چند روز پیش از ماجرایش خبری نداشتم. منی که لااقل به شعائر دینی‌ام در حد و اندازه خودم احترام می‌گذارم آیا باید اینگونه مورد سئوال بروم؟! فکرش را بکنید سر صحنه فیلم جدیدتان هستید و همسرتان هم در مسافرت به سر می‌برد. ناگهان به شما زنگ می‌زند و از آن طرف تلفن تمام ماجرا را تعریف می‌کند که مگر تو سر کار نبودی و این اخبار چیست و... باقی‌اش ماجراهایی است که می‌توانید خودتان حدس بزنید.

چرا باید با اعصاب و روان یک خانواده این طور بازی شود که حتی کار پدر و مادرم به بیمارستان کشیده شود. ای داد و بیداد از شما که ندانسته در مورد دیگران قضاوت می‌کنید. دیگر نمی‌دانم چه باید گفت تنها امیدوارم و تقاضا دارم از هر مسئولی که به این ماجرا رسیدگی کند و البته یک تقاضای بزرگ هم از شما مردم دارم.

اینکه این‌قدر به راحتی با آبروی بقیه بازی نکنید فقط به جرم اینکه مثلا فلانی هنرپیشه است و شما فکر می‌کنید آدم بی دین و ایمانی است. هرچند که بعد از همه این اتفاقات فکر می‌کنم این تقاضا مثل آب در هاون کوبیدن است و بس. و همین می‌شود که تنها برایم یک کار می‌گذارد که داد و بیدادم را پیش خداوند بزرگ ببرم تا شاید او به داد دل امثال چون منی برسد.

[ چهارشنبه یکم دی 1389 ] [ 11:39 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:جعفر پناهي كارگردان سينما به شش سال حبس تعزيري و 20 سال محروميت از ساختن فيلم، نوشتن هر نوع فيلمنامه و مسافرت به خارج از كشور و "محمد رسول‌اف" ديگر كارگردان سينماي ايران نيز به شش سال حبس تعزيري محكوم شد. فريده غيرت، وكيل مدافع جعفر پناهيدر خصوص حكم صادره از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب در مورد جعفر پناهي اظهار كرد: اين حكم روز 27 آذر ماه به من و موكلم ابلاغ شد كه متاسفانه بسيار سنگين در نظر گرفته شده است.

وي افزود: آقاي پناهي به اتهام اجتماع و تباني و تبليغ عليه نظام به شش سال حبس تعزيري و به عنوان تتميم مجازات به 20 سال محروميت از حقوق اجتماعي شامل ساختن فيلم، نوشتن هر نوع فيلمنامه، مسافرت به خارج از كشور و مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلي و خارجي محكوم شده است. فريده غيرت تاكيد كرد: قطعا در مهلت مقرر به حكم صادره اعتراض و تقاضاي تجديدنظر خواهيم كرد. 

هم‌چنين حكم محكوميت «محمد رسول‌اف» مبني بر شش سال حبس تعزيري به اتهام اجتماع و تباني و تبليغ عليه نظام صادر شده است. ميرزازاده وكيل مدافع رسول‌اف نيز با تائيد صدور حكم محكوميت موكلش از سوي دادگاه بدوي  گفت: به راي صادره در مهلت مقرر اعتراض خواهيم كرد.

وي افزود:‌ در حال حاضر آقاي رسول‌اف فيلمي در دست ساخت دارد كه در مرحله اخذ مجوز از وزارت ارشاد است.

[ چهارشنبه یکم دی 1389 ] [ 11:37 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:قضیه مجموعه قهوه تلخ ساخته مهران مدیری (و نه خود او) متأسفانه امروز وجوهی پیدا کرده است که در خور فرهنگ و فضای فرهنگی کشور نیست. گذشته از محتوای آن که در قالب به نقد کشیدن تاریخ ایران و رفتارهای متناقض ایرانیانِ درباری - در ادامة همان مضمونی که در شب­های برره وجود داشت- راه و روش­های موج­سواری و کسب منافع مالی به قیمت تخریب هویت ملی و ترویج بداخلاقی فرهنگی، حاشیه­های آن هم بسیار بد و ناهنجار است و در واقع همین حاشیه­هاست که از آن باید به عنوان بداخلاقی فرهنگی یاد کرد.تحلیل محتوای این مجموعه را باید در موقعیتی دیگر انجام داد و اینجا مجالی برای آن نیست و اساساً چندان ضرورتی هم ندارد. ولی تنها باید به ذکر این نکته و یا هشدار به مخاطبان و بینندگان آن پرداخت که در مواجهه با این مضامین و این گونه محصولات شبه­فرهنگی، نباید موضوعات اصلی­تری را که قربانی می­شوند تا منافعی برای برخی تأمین شود نادیده گرفت. راه گریز از این فریب­خوردگی فرهنگی هم مطالعه و افزایش سطح دانش و سلیقه است وگرنه چنین محصولاتی به هیچ وجه دانشی و سلیقه­ای را در هیچ مخاطبی بالا نمی­برند.

به هر حال، از این مقدمة کوتاه که بگذریم باید به حرف و سخن اصلی بپردازیم که عبارت است از بداخلاقی­هایی که در حواشی این مجموعه و امثال آن بروز می­کنند و الگویی می­شوند برای دیگران و جالب آنکه در حالی که تهیة چنین مجموعه­ای برای به نقد کشیدن رفتارهای ناصواب ایرانیان است، خود مروج رفتارهای نادرستی می­شود که بر رفتارها و عادات بد قدیم افزوده می­گردد! علت العلل چنین پدیده ای، اولویت منافع مادی است بر کار فرهنگی. 

در مورد قهوه تلخ، این موضوع چنین اتفاق می­افتد که از یک سو باید هر چه بیشتر از مردم جامعه به دیدن آن و به عبارت دقیق، خریدن آن ترغیب شوند، چه با وعدة جایزه­ های بزرگ و چه با دامن زدن به حاشیه­های آن و چه حتی با سوار کردن تحلیل­های من در آوردی بر آن و استفاده از فضای فکری و گرایش­های حاکم بر جامعه و حتی تحریک اقشار مختلف، مانند دانشجویان و روحانیان و اصناف و... و خلاصه به هر طریقی که بتوان پول درآورد. و البته این یک رفتار اخلاقی نیست. بسیاری از کسانی که به هر دلیلی تحت تأثیر فضاسازی­های صورت­گرفته، قسمت­های اول این مجموعه را «خریدند» و دیدند، بعداً آن را رها کردند چون انتظار بیشتری داشتند و به فراست دریافتند که این همه هزینة تبلیغات و حاشیه­سازی، برای فروش کالایی باکیفیت نبوده است.

از سوی دیگر، این مجموعه باید حمایت شخصیت­ها و مسئولان فرهنگی را به خود جلب کند. چرا؟ چون از آن ناحیه هم امکان سود وجود دارد و حتی امکان سود مضاعف. به یاد داریم که زمانی گفته شد تعدادی از الواح این مجموعه توسط وزارت ارشاد تهیه و میان ائمه جمعه کشور توزیع شده است. در توجیه این اقدام که معلوم نشد راست یا نه (و چرا وزارت ارشاد با بودجه بیت­المال دست به این کار زده و با چه مجوزی)، باز گفته شد که قرار است ائمه جمعه نظر دهند که محتوای آن قابل قبول است یا نه. بعداً هم هیچ خبر دیگری از اینکه نظر ائمه جمعه چه بوده منتشر نشد. خود به خود، همین یک اقدام کافی بود تا گروه دیگری از مردم که قضاوت روحانیت را صائب می­دانند به «خریدن» این مجموعه ترغیب شوند. باید پنداشت که این اقدام هم در راستای برنامة تبلیغاتی مجموعه صورت گرفته است. یعنی یک دستگاه دولتی عریض و طویل، عامل تبلیغاتی برای توزیع یک مجموعه شده و چنین چیزی بسیار نادر است و نادرست.

در مقطع دیگری از این سناریو، گفته شد که این مجموعه به فلان شخصیت سیاسی خارجی «هدیه» شده است! راست و دروغ این هم به کنار اما چنین موضوعی برای این مطرح شد که «شأن» این مجموعه را چنان بالا ببرد که یک مقام سیاسی خارجی آن را پذیرفته است. انگار که مثلاً یک تخته قالیچة ایرانی است. هیچ توضیحی هم داده نشد که فلان شخصیت خارجی که زبان فارسی را نمی­داند و اگر هم بداند دست و پا شکسته می­داند و شوخی­های زبانی و کوچه بازاری آن را اصلاً نمی­تواند بفهمد و با تاریخ ایران هم نااَشناست، چه فایده­ای از چنین مجموعه­ای می­تواند ببرد و این چه دردی را از این مجموعه دوا می­کند. بی­گمان تنها فایدة این کار هم نوعی فریب افکار عمومی بوده است.

اما یک وجه دیگر ماجرا، به شخصیت­های فرهنگی کشور و مسئولان این حوزه برمی­گردد که به نظر نگارنده بسیار مهم و حساس است. اینکه مثلاً آقای عزت­الله انتظامی بر سر صحنة ضبط آن برده شود، و از ایشان خواسته شود در مدح آن چیزی بگوید، موضوع ساده­ای نیست. آقای انتظامی تا آنجا که به یاد داریم در هر مجلس و همایش و محفلی که می­رود اهل مدح و مجیزگویی نیست و راست و رک و پوست­کنده حرفش را می­زند. اما چرا سر این صحنه چنین نیست؟ آیا مناسبات پنهان سینمایی­ها و «ملاحظات خاص» و رودربایستی باعث این رفتار شده است؟ نمی­دانیم. ولی مشخص است که این روند طبیعی نبوده است.

همین موضوع در خصوص مسئولان فرهنگی کشور هم صدق می­کند. هنگامی که یک مسئول مثلاً از وزارت ارشاد به جایی دعوت می­شود، مشخص است که به واسطة موقعیت و شخصیت حقوقی­اش مورد توجه واقع شده و به همین دلیل موظف است بسیار مراعات کند که مبادا کاری کند و حرفی بزند و وعده­ای بدهد که حق نباشد. اینکه مقام و مسئولیت واگذار شده به افراد، «امانت» است، بسیار مهم است و اگر این ذهنیت در مسئولین باشد، که باید باشد، همواره متوجه هستند که به گونه­ای عمل نکنند و تصمیم نگیرند که به آن امانت خیانت شود. این را به صورت کلی گفتم و انشاءالله در مورد حضور بی­توجیه برخی مسئولین در صحنه­ای که حتی بر روی خبرنگاران هم بسته است و آنان مجبورند با هماهنگی­های عجیب و غریب و پذیرش تعهدات پنهان و نانوشتة سنگین در اطراف آن حضور یابند، مصداق نداشته باشد. اما همان حضور و «خبرساز» شدنش هم جای تأمل دارد.

تقریباً همه می­دانند که مجموعة قهوه تلخ به دلیل عدم توافق مالی میان سرمایه­گذاران و مسئولین سیما، از این رسانه پخش نشد. صداوسیما هم طبق روال قراردادهایش مسئولیتی در قبال هزینه­ های تولید این گروه از تولیدات تلویزیونی ندارد. یعنی اگر به هر دلیل نامربوط به صداوسیما، از این رسانه پخش نشود، مسئولیت هزینه­ ها بر عهدة سازندگان و سرمایه­ گذاران است. تقریباً همة تلویزیون­های دنیا همین گونه عمل می­کنند. پس از عدم توافق میان تهیه­ کنندگان قهوة تلخ و صداوسیما، این امکان برای آنها مهیا شد که تولید خود را مانند محصولات فرهنگی دیگر در شبکة خانگی عرضه کنند تا به هر ترتیب متضرر نشوند. این امکان هم از طریق وزارت ارشاد و در چهارچوب حمایت از محصولات فرهنگی تولید داخل و کمک به تهیه­ کنندگان فراهم گردید که تا مدتی مطابق روال معمول این عرضه ادامه یافت. اما در کنار این روند، برخی مسائل حاشیه­ای هم در رابطه با این مجموعه دامن زده شد که در جای دیگر قابل بررسی و تحلیل است که چرا در حوزة فرهنگ این گونه رفتارهای ناصواب باب شده و یا باب می­شود و آن هم برای منافع شخصی.

از جملة این حاشیه­ها، چنان که اشاره شد، استفاده از نام و آوازه و موقعیت اشخاص بوده است که می­توان آن را به «تأمین اعتبار معنوی» (در کنار تأمین اعتبار مادی که به طرق دیگر دنبال می­شود) تعبیر کرد. شاید نتوان به صاحبان این کالا ایراد گرفت که چرا چنین می­کنند اما به افراد هدف، و مخصوصاً آنان که در دستگاه­های فرهنگی مانند وزارت ارشاد صاحب موقعیت هستند، می­تواند تذکر شدید داد که آیا رواست اعتباری که از سوی نظام جمهوری اسلامی نزد آنان امانت گذاشته شده، به راحتی در هر جایی عرضه شود و صرف وجهه­پردازی دیگران گردد؟

به نظر می­رسد جریانی خاص با اهداف و مقاصد و منافع مشکوک در پی سوء استفاده از امکانات فرهنگی و مادی و استعدادهای کشور برآمده و از هر امکانی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می­کند و در این مسیر فضای فرهنگی کشور را به انواع رفتارهای نادرست و فسادآور می­ آلاید. در برابر این جریان که مروج «نفاق فرهنگی» است که باید ایستاد و بسیار هوشیار بود که فریب اغواها و ترفندهای زیرکانة آن را نخورد.

[ سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 ] [ 11:7 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:« وقتي از گوشه و كنار خبر شديم كه بازيگر نقش«خاله قزي» در سريال پرطرفدار «خوش نشين‌ها» مادر شهيد است، به فكر افتاديم كه براي مصاحبه برويم سر وقتش.شب جمعه ، سوم محرم مطابق قرار قبلي به منزل خانم سعيدي ، واقع در يكي از محلات جنوب شهر تهران رفتيم.. .


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 ] [ 11:22 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:«زندانی» به کارگردانی محمدسام قریبیان و با بازی فرامرز قریبیان به زودی جلوی دوربین خواهد رفت.

به گزارش شبکه ایران، آنها که کمدی «شکار خاموش» ساخته کیومرث پوراحمد را دیده‌اند حتما به یاد دارند که در این فیلم یک پسربچه شیطان و پرشروشور به نقش‌آفرینی می‌پرداخت؛ همان پسرکی که مهدی هاشمی نقش پدر او را ایفا می‌کرد.

پسرخردسال آن روزگار که اکنون به جوانی باتجربه‌تر در حوزه فیلم تبدیل شده، کسی نبود به جز محمدسام قریبیان یعنی فرزند فرامرز قریبیان و مینا خیامی.

محمدسام قریبیان که به جز «شکار خاموش» در آثاری نظیر «گردباد»، «جدال در تاسوکی» و «ترانزیت» ایفای نقش کرده‌ و سالها بود که در ایران حضور نداشت، به تازگی به وطن بازگشته و در تازه‌ترین برنامه پیش‌رویش تصمیم گرفته فیلمی با عنوان «زندانی» را کارگردانی کند.

مراحل پیش تولید این فیلم سینمایی در دفتر جوزان فیلم در حال سپری شدن است و قرار است با مهیا شدن شرایط، فیلمبرداری آن در تهران آغاز شود. هنوز بازیگران اصلی «زندانی» مشخص نشده‌اند اما به احتمال زیاد فرامرز قریبیان نیز در این فیلم مقابل دوربین ظاهر خواهد شد.

 

[ سه شنبه شانزدهم آذر 1389 ] [ 11:12 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:بازیگرنقش غول برره که نقشی به یادماندنی در اخراجیهای 2 داشت، در مصاحبه با خبرنگار جهان از سالهای فعالیتش در هالیوود، بالیوود و سینمای ایران گفت.

"احمد ایراندوست" که پس از سالها فعالیت در خارج از کشور، زندگی در ایران را انتخاب کرده در مورد نحوه انتخابش بعنوان غول برره گفت: در زمان تولید سریال شبهای برره از طریق آقای حسن شکوهی و محسن چگینی به آقای مدیری معرفی شدم و ایشان هم این نقش را با توجه به جثه ام به من دادند، این اتفاق ورود من به سینمای ایران بود.

وی در گفت وگوئی افزود: بعد از آن در سریالهای دیگری حضور داشتم از جمله در چشم باد، دیدار، سریال مسافران و مختار نامه، همچنین در فیلم تلویزیونی جاسم به جبهه می رود نقش افسر عراقی را داشتم. 

ایراندوست در تشریح نقش خود در سریال مختارنامه خاطرنشان کرد: در این سریال من نقش هارون نعل بند را دارم که جزو یاران مختار است و ماموریت کشتن عمر سعد را دارد، اما در جنگ با نیروهای عمر به شهادت می رسد.

وی که حدود 10 سال در امارات زندگی کرده و بعنوان بادیگارد شیوخ عرب فعالیت داشته در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: در سریال سالهای مشروطه بود که با آقای شریفی نیا آشنا شدم و ایشان برای بازی در اخراجیها مرا به آقای ده نمکی معرفی کرد. من در اخراجیهای 1 نقش فرمانده نظامیان را داشتم که بدلیل طولانی شدن فیلم نقش من و خانم مریلا زارعی حذف شد، با این حال آقای ده نمکی قول داد که در اخرجیهای 2 این موضوع را جبران کند و در این فیلم ایشان نقش فرمانده اردوگاه اسرا را به من دادند.

این بازیگر عظیم الجثه ایرانی اظهار داشت: در زمان سکونت در امارات برای یک شرکت بادیگارد سرویس کار می کردم که از این طریق به هالیوود رفتم، حدود 13 سال نیز در آمریکا ساکن بوده و بعنوان بادیگارد شخصیتهای معروف فعالیت داشتم.وی افزود افزود: در هالیوود بادیگارد شخصیتهایی مثل "جنیفر لوپز" و "نیکلاس کیج" بودم، بعدها بادیگارد "ماریا کری" و "ویتنی هیستون" خوانندگان آمریکایی شدم.

به گفته وی قراردادهای حفاظت از شخصیتهای معروف برای دوره های 5 ساله بسته می شده ولی محافظان بصورت ساعتی دستمزد می گرفته اند. 

ایراندوست با بیان اینکه سابقه فعالیت در سینمای بالیوود را نیز دارد افزود: در فیلم "آن" (ANN) با شرکت جکی شوروف و آکشی کومار و نیز فیلم "دلدار" با شرکت آمیتا باچان و آشواریا رای حضور داشتم.
 
وی در تشریح علت بازگشتش به ایران خاطرنشان کرد: پس از ازدواج با همسرم که خواهر دو شهید است، به این نتیجه رسیدیم که زندگی در شرایط آنجا با روحیات و عقایدمان سازگار نیست، این بود که تصمیم گرفتیم به ایران بازگردیم. 

ایراندوست تفاوت سینمای ایران و آمریکا را در امکانات پیشرفته و تفاوت در میزان سرمایه گذاریها و حرفه ای گری در این دو سینما دانسته و تاکید کرد: من با توجه به ویژگی فیزیکی ام بیشتر به نقشهای اکشن و پلیسی علاقه دارم و امیدوارم که بتوانم بازی در چنین نقشهایی را نیز تجربه کنم.

[ پنجشنبه یازدهم آذر 1389 ] [ 11:18 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:روابط عمومی سریال «مختارنامه» بعد از پخش صحنه‌های عاشورا در قسمت نهم شایعه سانسور بخش‌های مربوط به قیام کربلا در این مجموعه را تکذیب کرد. در ابتدای این متن آمده است: «در پی پخش صحنه‌هایی از واقعه جانسوز عاشورا در دقایق ابتدایی سریال «مختارنامه»، گروه زیادی از مخاطبان و علاقه‌مندان این سریال طی تماس‌های تلفنی با دست‌اندرکاران و نیز ارسال ایمیل برای سایت «مختارنامه» در خصوص چند و چون این صحنه‌ها سئوال کردند. برخی نیز به تصور اینکه این صحنه‌ها از سریال «مختارنامه» حذف شده و سکانس‌های مربوط به عاشورا اصطلاحا قیچی خورده خواستار توضیح در این زمینه شدند.

در ادامه این متن می‌خوانیم: «به اطلاع کلیه مخاطبان سریال «مختارنامه» می‌رساند همانگونه که در خبر هفته گذشته نیز اعلام شد، در قسمت نهم اولین بخش از صحنه‌های کربلا در مجموعه «مختارنامه» به تصویر کشیده شده است. در همان خبر تاکید شده بود که با توجه به این نکته که سریال «مختارنامه» روایت زندگی و قیام مختار ثقفی است، به دلیل ارتباط بخش‌هایی از زندگی این شخصیت با واقعه کربلا، کارگردان در مسیر روایت قصه اصلی خود با چند تصویر وارد کربلا شده و به شکل بسیار هنرمندانه‌ای به این رویداد پرداخته است.از نظر شکل روایی داستان نیز، این تصاویر در حالی در قسمت نهم سریال پخش شد که در این مقطع از داستان، مختار به زندان افتاده و درست زمانی که او در زندان عبیدالله بن زیاد است، واقعه کربلا رخ می‌دهد. البته پخش این صحنه‌ها در ادامه سیر طبیعی قصه است و روال فعلی روایت داستان با پخش این تصاویر قطع نخواهد شد.»

روابط عمومی مجموعه «مختارنامه» در پایان این یادداشت‌ آورده است: «با تاکید مجدد بر این نکته اعلام می‌کنیم ادامه صحنه‌های کربلا در قسمت‌های آینده سریال «مختارنامه» به تصویر کشیده خواهد شد که پیش از پخش هر یک از این قسمت‌ها، اطلاع رسانی درخصوص آن صورت خواهد گرفت.»

[ چهارشنبه دهم آذر 1389 ] [ 11:58 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:چندی بعد بود که حضور یک بازیگر تغییر جنسیت یافته در این فیلم، شایعات دیگری را برای این فیلم رقم زد تا کنجکاوی بیشتری برای دیدن این فرد آنهم با جنسیت تغییر یافته که برای اولین بار تصاویرش منتشر می شود شکل بگیرد.در حالی فیلم سینمایی “آناهیتا” چهارشنبه این هفته به روی پرده سینماها می رود که این همچنان با حاشیه هایی همراه است. حاشیه های این فیلم که با حضور میترا حجار در یک فیلم “لس آنجلسی” آغاز شد کار را تا جایی پیش برد که برخی خبر از عدم اکران این فیلم داده بودند.اما “میترا حجار” بعد از مشکلات پیش آمده بدلیل پوشش نامناسب در “لس آنجلس”!، در جشنواره برلین با یک لباس کاملا ایرانی و پوشیده ظاهر شد تا حرکت قبلی خود را جبران نماید.بعد از پایان حاشیه پیش آمده برای حجار و فیلم آناهیتا، شایعه سانسور 15 دقیقه ای این فیلم منتشر شد که “عزیز الله حمید نژاد” کارگردان فیلم مذکور، این خبر را تایید و یا تکذیب نکرد و همه اما و اگر ها را به زمان اکران فیلم منتهی کرد.اما چندی بعد بود که حضور یک بازیگر تغییر جنسیت یافته در این فیلم، شایعات دیگری را برای این فیلم رقم زد تا کنجکاوی بیشتری برای دیدن این فرد آنهم با جنسیت تغییر یافته که برای اولین بار تصاویرش منتشر می شود شکل بگیرد.اما همه این شایعات موضوع اصلی فیلم را که برای اولین بار در قالب تصویر و با درامی سرگرم کننده به نمایش در می آید را تحت الشعاع قرار داد تا تاثیر الفاظ و دعاها بر مولکولهای آب به موضوع حاشیه این فیلم بدل شود.
[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 11:59 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:او در زمان ساخت فیلم «اشک سرما» قصد استفاده از محمدرضا شریفی‌نیا را داشت ولی مسئولان به او می‌گویند شریفی‌نیا ممنوع‌الکار است. حمیدنژاد حرف مسئولان آن دوره را گوش کرده و از شریفی‌نیا استفاده نمی‌کند؛ اما کمی بعد همزمان با فیلم او شریفی‌نیا در فیلم دیگری مقابل دوربین می‌رود.فیلم «آناهیتا» آخرین ساخته عزیزالله حمیدنژاد و جدیدترین فیلم میترا حجار در مقام بازیگر قرار است به زودی در سینماهای ایران اکران شود. شهاب حسینی و پوریا پورسرخ دیگر ستارگان مطرح فیلم هستند وانتظار می‌رود فیلم با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شود.

میترا حجار از هالیوود تا آناهیتا
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر جهان، پارس توریسم گفت:با توجه به حواشی که پیش از این به خاطر حضور گلشیفته فراهانی در هالیوود به وجود آمد انتظار می‌رود چنین حاشیه‌هایی در انتظار بازیگری چون میترا حجار نیز باشد، همچنانکه حضور او در یک سریال که هم اکنون در حال پخش از تلویزیون است با واکنش تند روزنامه‌ای چون جمهوری اسلامی مواجه شده است.


آناهیتا از گلشیفته تا حجار
اما نکته مهمی که می‌توان به آن اشاره کرد ماجرای جالب و عجیب بازی میترا حجار در فیلم «آناهیتا» است. چند سال پیش که قرار بود فیلم «آناهیتا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد ساخته شود گلشیفته فراهانی کاندیدای اصلی بازی دراین فیلم بود و حتی تا پای قرارداد با گلشیفته نیز می‌روند ولی به دلیل حضور وی در یک فیلم هالیوودی این امکان منتفی می‌شود. البته مسئولان اداره نظارت وقت یعنی محمود اربابی به کارگردان فیلم تذکر می‌دهند که از گلشیفته استفاده نکند و ...

در ادامه میترا حجار که به تازگی از آمریکا به ایران برگشته کاندیدای بازی دراین فیلم می‌شود و صحبت‌هایی برای حضور در این فیلم با او می‌شود که نهایتاً وی بازی در «آناهیتا» را قبول می کند. اما وقتی مدتی از فیلمبرداری با بازی میترا حجار می‌گذرد مسئولان معاونت سینمایی به حمیدنژاد فیلم می‌گویند میترا حجار ممنوع‌الکار است و باید او را کنار بگذارد، ولی حمیدنژاد به هیچ وجه زیر بار این دستور نمی‌رود.

تجربه جالب کارگردان آناهیتا از برخوردهای سلیقه‌ای
اما چرا حمیدنژاد چنین واکنشی از خود نشان داد؟ برای اینکه او تجربه چندان خوبی از این برخوردهای سلیقه‌ای مسئولان در زمان فیلم‌های قبلی‌اش نداشت. او در زمان ساخت فیلم «اشک سرما» قصد استفاده از محمدرضا شریفی‌نیا را داشت ولی مسئولان به او می‌گویند شریفی‌نیا ممنوع‌الکار است. حمیدنژاد حرف مسئولان آن دوره را گوش کرده و از شریفی‌نیا استفاده نمی‌کند؛ اما کمی بعد همزمان با فیلم او شریفی‌نیا در فیلم دیگری مقابل دوربین می‌رود.

حمیدنژاد پس از این واقعه عملا به این نتیجه می‌رسد که دیگر به این برخوردهای سلیقه‌ای توجه نداشته باشد و به همین خاطر زیر بار فشارهای مسئولان برای طرد حجار از پروژه نمی‌رود!
[ پنجشنبه چهارم آذر 1389 ] [ 11:55 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:بهزاد فراهانی بازیگر مطرح سینما وتلویزیون وتئاتر به تازگی در گفت وگویی با محبوبه شعاعی درروز نامه تهران امروز از مشکلاتی که به خاطر دخترش  برای او در تلویزیون به وجود آمده است سخن گفته است . متن کامل مصاحبه با بهزاد فراهانی که به بهانه سریال گمشده انجام شده  به شرح زیر است : 

شما هميشه جزو بازيگران پركار بوده‌ايد اما مدتي است كه كمتر در تلويزيون و سينما خبري از شما مي‌شنويم. كارتان كمتر شده، چرا؟


ادامه مطلب
[ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 11:28 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:واما در هفته گذشته خبرهای داغی بگوش رسیداولی مربوط به مهناز افشاروافتضاح ایشان در استکهلم بودایشان که برای دریافت جایزه برای فیلم تصفیه حساب به سوئد رفته بودن اقدام ناشایستی کردن که ..این جایزه از طرف گروههای نافرمانی مدنی زیر نظرآمریکا باعنوان یاری{لینک سایت این انجمن ضدایرانی}به فیلمهای شاعرزباله ها تصفیه حساب وتردیداهدا شد!

خبردوم مربوط به جناب حامد کمیلی است بازیگر تازه بدوران رسیده که قصد دارد برای فارسی وان فیلم بسازد!«پيمان عباسي» فيلمنامه‌نويس سينماي ايران از نگارش فيلمنامه‌اي با نام «موجود دوپا» خبر داد كه قرار است با سرمايه‌گذاري «حامد كميلي» ساخته شود و پشت‌پرده شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي‌زبان از جمله فارسي‌وان را به تصوير بكشد.اين فيلمنامه‌نويس و سينماگر درباره فعاليت‌هاي تازه خود گفت: فيلمنامه فيلم سينمايي «نت» را آماده كرده‌ام كه «مازيار فلاحي» كار آهنگسازي و بازيگري آن را انجام مي‌دهد و قرار است در دي ماه كليد بخورد. 

وي ادامه داد: يك قرارداد با «حامد كميلي» به عنوان سرمايه‌گذار بسته‌ام و قرار است فيلمنامه‌اي با نام «موجود دوپا» را راجع به ليدرهايي كه پشت شبكه‌هاي ماهواره‌اي صهیونیستی فارسي‌زبان مثل فارسي‌وان و ديگر شبكه‌ها هستند، بنويسم.

خبرسوم:درباره موج سوم وپگاه آهنگرانی بازیگر جوان فیلمهای فلسفی!!!اوکه با فیلم دختری باکفشهای کتانیمشهورشد اخیرآدرخارج کشوردر مصاحبه با یک تلویزیون ضدایرانی بزبان انگلیسی مصاحبه کرد البته تآسف بار بودن ماجرا به این بود که دراین مصاحبه گیلاس مشروبش را کنار نگذاشت! وگاهی جرعه ای مینوشید!!البته این مسآله شخصیه! وبما مربوط نیست!کلیب کذایی موجود است.

خبرآخرهمین چندروزپیش بود که در یک پارتی خانم{ب ب!}نیمه عریان با ۲فوتبالیست محبوب!!درحالت مستی دستگیر شد:در حوالی منطقه لواسان در پارتی شبانه «مختلط نیمه عریان» یک بازیگرمعروف فوتبال و یک بازیگر زن سینما دستگیر شدند

 بازیکن معروف فوتبال به نام (ش.ر) به همراه بازیگر زن سینما به نام(ب.ب)دیشب در مراسم پارتی شبانه مختلط در لواسان دستگیر شدند

گزارشی به پلیس مبنی بر برگزاری پارتی های شبانه در باغی در منطقه لواسان و تحقیق عوامل محترم پلیس طی هماهنگی های انجام شده با مرجع قضایی در محل پارتی مذکور حاضر شده و افراد حاضر در آن مکان را که به صورت نیمه عریان و در حال مصرف مشروبات و اعمال منافی عفت دستگیر کردند.

در این میان چهره بعضی افراد برای نیروی پلیس هویدا شد.

گفته می شود برگزاری پارتی های شبانه در باغ های حاشیه شهرها افزایش یافته و برگزار کنندگان این پارتی ها در اینگونه باغها احساس امنیت بیشتری دارند.

به همین دلیل پارتی های شبانه از شهرها در حال انتقال به باغ های حاشیه ای است

نکته:دوستان عزیز لطفآمقالات اینجانب را بدون اجازه بازنشریاچاپ نفرماییدباتشکر مجتبی گروسی

[ یکشنبه سی ام آبان 1389 ] [ 11:2 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:«ب. ر» بازيگر سينما و تلويزيون در حالي كه به دليل بي احتياطي و عدم توجه به حق تقدم، با خودرويي تصادف كرده بود پيش از رسيدن نيروهاي انتظامي از محل وقوع تصادف گريخت.
 اين هنرپيشه زن، كه همسر يكي از طنزنويسان تلويزيوني هم هست، در يكي از پمپ بنزين هاي تهران، با وجود تاكيد ناظران مبني بر تخلف وي در صحنه تصادف، پيش از رسيدن ماموران انتظامي به نحوي كاملا بارز از صحنه مربوطه گريخت.

«فرامرز. ح» شهروند تهرانی كه خودرويش به دليل بي احتياطي و عدم توجه به حق تقدم توسط هنرپيشه ياد شده دچار خسارات جدي شده است، با ابراز گلايه از اين نوع رفتارها كه در جامعه بازتاب نامناسبي دارد، گفت: از كسي كه به هر حال بنا به امكاني كه كشورمان در اختيارش قرار داده تا در بين عموم مطرح شود، اين نوع رفتارها به هيچ وجه شايسته نيست.

وي افزود: از طرف ديگر، اين رفتار ناشايست در حالي توسط اين بازيگر مشاهده شد كه معمولا اين گروه از مردم خودشان را الگوي جامعه مي دانند؛ بنابراين ترديدي نيست كه امثال او بايد مراقب رفتارهايشان باشند و از سايرين بيشتر به قانون و حقوق عمومي احترام بگذارند.

او همچنين گفت: با اعلام اين مطلب به رسانه ها قصد دارد مانع گسترش اين نوع برخوردهاي ناخوشايند شده و تلنگري به امثال اين فرد خاطي بزند.

این شهروند تهرانی در پایان اضافه کرد: با استشهادي كه در محل وقوع حادثه و بنا به شهادت ناظران تهيه شده است از اين فرد خاطي به مراجع قضايي شكايت كرده و پيگير است تا حداقل اين فرد متنبه شده و دريابد كه بي احترامي به قانون به هر شيوه و در هر موقعيتي پسنديده نيست.
[ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ] [ 11:55 ] [ مجتبی گروسی ]

 از نظر شرعی و قلبی دیگر راضی نیستم زن‌ام بازیگری کند
مجتبی گروسی-سینماتوگراف: "مهران الف" در یادداشتی تاسف انگیز با بیان جزئیاتی از زندگی شخصی خود، اینگونه از همسر بازیگرش سخن گفته است. بخشی از این یادداشت به این شرح است: 5 سال است خانم *"س .ق" همسر قانونی من است. همیشه به نیکی از من یاد کرده و در چند مصاحبه اش در نشریات مختلف گفته" اگر همسرم اراده کند یا اجازه ندهد دیگر بازی نمی کنم و هنرپیشگی را تا جایی ادامه می دهم که به زندگی شخصی ام لطمه وارد نشود. همسرم همواره مشوق و پشتیبانش بوده ! "

اما اکنون دیگر من موافق بازیگری همسرم نیستم. پس از پخش سریالی از شبکه سه که باعث شهرتش شد رفتارش تغییر کرد و اکنون شش ماه است که من از ایشان خبری ندارم!

به دادگاه حمایت از خانواده هم مراجعه کردم و از او شکایت کردم اما چون من مشوق ایشان بوده ام و به او اجازه کار داده ام تقاضای من برای ممنوع الکار شدن زنم رد شد. با این حال از نظر شرعی و قلبی دیگر راضی نیستم زنم بازیگری کند.

اکثر تهیه کننده ها وقتی در جریان این موضوع قرار گرفتند با من همکاری کردند و از همسرم در سریال ها و فیلم ها استفاده نکردند به غیر از تهیه کننده فیلم "د" که با من برخورد بدی هم داشت.  جالب اینکه همسرم در مصاحبه هایش می گوید دیپلم دارد. به من بگویید او از کدام دبیرستان دیپلم گرفته است؟

در حال حاضر تصمیم گرفته ام از همسر هنرپیشه ام جدا شوم و او را طلاق خواهم داد و در این مدت نیز حضور در دادگاههای مختلف وقتی به او نمی داد که مصاحبه کند.
نامه ام را با این جمله به پایان میبرم که "پروانه ها فراموش می کنند روزی کرم بوده اند." *
س ق
[ سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389 ] [ 11:42 ] [ مجتبی گروسی ]

www.cinematogeraf.tkسایت سینماتوگراف مجتبی گروسی

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:بنابه اعلام وزارت ارشاداخبار مبنی بر اعزام هنرمندان به سفر حج تمتع، رسانه ها از اعزام فوق العاده الناز شاکردوست به این سفر خبر داده اندبنابرگزارشهاوی فبلآتقاظای خودرا به ریاست جمهورداده بود که باموافقت دکتر احمدی نژاد به مکه اعزام میشود
عده ای از هنرمندان با تایید تلویحی این خبرگفتند: قرار است وی با پروازی فوق العاده و ویژه عازم سفر حج شوند و مقدمات این سفر آماده شده است. این درحالیست که هدیه تهرانی بخاطر ممنوع الخروج بودن نتوانست بحج برود!!

[ شنبه بیست و دوم آبان 1389 ] [ 11:26 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:ملک سلیمان و سن پطرزبورگ این روزها شاخص‌ترین فیلم‌های روی پرده‌ی سینمای ایران هستند که بیش از دیگر فیلم‌ها مورد توجه سینما دوستان ایرانی واقع شده‌اند. آمار فروش سینماها هم حاکی از آن است که ملک سلیمان صدرنشین جدول فروش است و پس از آن، سن‌پطرزبورگ با فاصله‌ی نسبتا زیادی قرار دارد. اما اگر به رسانه‌های سینمایی کشور به خصوص در حوزه‌ی نشریات و مجلات سینمایی توجه کنیم، درمی‌یابیم که بر خلاف استقبال خوب مردم از فیلم ملک سلیمان، این رسانه‌ها چندان توجهی به این فیلم نشان نداده‌اند؛ اما در عواض تیتر یک بسیاری از این مجلات و عکس روی جلد آنها، به فیلم سن‌پطرزبورگ اختصاص یافته است. موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که این مجلات سینمایی را ورق بزنید و نگاهی به مطالب داخل آن‌ها بیاندازید. آنچه در این تورق کوتاه نگاه شما را به خود جلب می‌کند، تعدد نقدهای مثبتی است که بر سن‌پطرزبورگ نوشته شده و در مقابل، سیل انتقاداتی است که نثار فیلم ملک سلیمان شده است.

البته بسیار دیده شده که نظر منتقدین سینمایی با نظر مردم متفاوت باشد و اصولا دلیلی وجود ندارد که فیلم اول گیشه، انتخاب اول منتقدان نیز باشد. چه آنکه فیلم ملک سلیمان فیلم کم اشکالی هم نیست و از حیث فیلمنامه آشکارا ضعف دارد؛ اما آنچه که کمی مشکوک به نظر می‌رسد، ترجیح فیلمی با مختصات سن‌پطرزبورگ بر ملک سلیمان است. به عبارت دیگر، قصد از نگارش این مطلب این نیست که ملک سلیمان را فیلمی ایده‌آل جلوه دهیم و به خاطر نقد آن، منتقدان را متهم کنیم؛ بلکه می‌خواهیم بگوییم که ملک سلیمان در برابر فیلم سن‌پطرزبورگ فیلم بهتر و البته به شدت آبرومندتری است و بر همین اساس، دلیل این همه تعریف و تمجید از آخرین فیلم بهروز افخمی توسط سینمایی نویسان را نمی‌فهمیم.

سن‌پطرزبورگ، آخرین ساخته‌ی بهروز افخمی است که در ژانر کمدی قرار دارد. این فیلم از همان روزهای نخست آغاز به کار و حتی پیش از آن -در مرحله‌ی انتخاب کارگردان- اثر پر سر و صدایی بود. حواشی این فیلم تا آخرین روزهای تدوین کار نیز ادامه داشت؛ تا جایی که افخمی در روزهای پایانی کار، اعلام کرد که با تهیه‌کننده‌ی فیلم به اختلافاتی برخورده است و قصد ندارد که اجازه دهد نامش در تیتراژ فیلم به عنوان کارگردان درج شود.

اگرچه بالاخره این مشکل حل شد و افخمی از خواسته‌ی خود کوتاه آمد، اما به‌وضوح مشخص است که افخمی خیلی از نتیجه‌ی کار خود راضی نبوده است که قصد حذف نامش از تیتراژ فیلم را داشته است. البته نتیجه‌ی کار روی پرده هم چندان مخالف برداشت خود افخمی نیست. چه آنکه فیلم حتی در بازبینی‌های اولیه‌ی داوران، حتی در لیست فیلم‌های حاضر در جشنواره هم انتخاب نشد. خیلی از کسانی که سن‌پطرزبورگ را دیده‌اند، تایید می‌کنند که فیلم گرچه در خنداندن مخاطب موفق است، اما اصلا شایسته‌ی تعریف و تمجید هم نیست.

در واقع، سن‌پطرزبورگ از حیث فیلمنامه به شدت مولفه‌های کمدی این روزهای سینمای ایران نزدیک است و در بسیاری از سکانس‌ها، تکه‌پرانی‌های دو کاراکتر اصلی متکی بر دیالوگ‌های مبتذل و غیراخلاقی است و درصد زیادی از بار کمدی فیلم را همین شوخی‌های کلامی به دوش می‌کشند. البته از حیث اجرا، نمی‌توان انکار کرد که فیلم یک سر وگردن از دیگر فیلم های کمدی سینمای ایران بالاتر است؛ اما آیا با وجود کارگردان کارکشته‌ای مانند افخمی، انتظاری جز این از سن‌پطرزبورگ می‌رفت؟ آیا اصولا مقایسه‌ی این فیلم با کمدی‌های سخیف فعلی، می‌تواند بهانه ای باشد بر این همه تعریف و تمجید؟ پس چگونه است که عده‌ای سخت معتقدند که این فیلم در کنار کمدی‌های درخشانی همچون اجاره نشین‌ها از بهترین کمدی‌های سینمای ایران است؟ حتی اگر بپذیریم که کارگردانی خوب و سطح مناسب بازی‌های فیلم، در حد بهترین‌های سینماست، چگونه باید قبول کنیم که فیلمنامه‌ی ضعیف قاسم‌خانی در حد یک شاهکار سینمایی است؟

به زعم نگارنده، قاسم‌خانی فقط می‌تواند ادعا کند که با نوشتن فیلمنامه‌ی سن‌پطرزبورگ، یک فیلمنامه‌ی خنده‌دار نوشته است و بس. او در این فیلم هیچ تیپ جدیدی خلق نمی‌کند. پسر علاف و دروغگویی که خود را دکتر جراح معرفی می‌کند و به راحتی با دختران پولدار دوست می‌شود، جوان اهل پایین شهر و زندان رفته‌ای که به شدت غیرتی است و بعضی از کلمات را هم اشتباه می‌گوید و دختر ثروتمندی که به راحتی فریب دروغ‌های یک دکتر قلابی را می‌خورد. این معرفی کوتاهی از سه کاراکتر اصلی فیلم است که تا حدی شخصیت پردازی شده‌اند و اگرنه، دیگر کاراکترهای فیلم به شدت دارای ضعف پردازشند و به سختی می‌توان تعریفی از شخصیت آنها ارائه کرد. حال، با کمی انصاف، آیا با چنین کاراکترهای کلیشه‌ای می‌توان یک کمدی در حد اجاره‌نشین‌ها ساخت؟ استفاده از کلیشه‌ها به همین جا ختم نمی‌شود. در بسیاری از اتفاقات پیش برنده‌ی فیلم هم از روش های کلیشه‌ای فیلمنامه نویسی استفاده شده است. مثلاً، فیلمنامه‌نویس برای هموار کردن مسیر فرشاد و کریم برای داخل شدن به خانه‌ای که عقاب دوسر در آنجاست، ساده‌ترین و کلیشه‌ای ترین روش ممکن را برمی‌گزیند. او کاراکتر کتی را وارد فیلمنامه می‌کند تا فرشاد با زبان چرب و نرمش و دروغ‌هایی به شدت کلیشه‌ایش با او ارتباط بگیرد و از طریق آشنایی با او، پای این دو نفر به این خانه باز ‌شود. و این همان چیزی است که باعث می‌شود فیلمنامه‌ی قاسم‌خانی را ضعیف ارزیابی کنیم. چرا که مشابه بسیاری از اتفاقاتی را که او نوشته، بارها و بارها در بسیاری از فیلم‌های این سینما دیده‌ایم؛ مثلاً در کلاهی برای باران هم عطاران دقیقاً شخصیتی مشابه با کاراکتر فرشاد دارد که همچون او، با چرب‌زبانی به دختر پولدار نزدیک می‌شود و از او در جهت رسیدن به اهدافش کمک می‌گیرد. حتی نوع دروغ‌هایی که قاسم‌خانی می‌گوید (که معمولا خود را به عنوان یک دکتر معرفی می‌کند) به شدت کلیشه‌ای است که در بسیاری از فیلم‌های کمدی گیشه‌ای، می‌توان رد امثال آن را گرفت.

و یقیناً عطاران و کلاهی برای باران هم تنها قرینه‌های چنین تیپ‌هایی نیستند. چه آنکه می توان به جرئت ادعا کرد که در تمام فیلم‌های کمدی گیشه‌ای، چنین شخصیت‌هایی با چنین مختصاتی وجود دارند. در مورد کریم و کتی هم به همین نحو، می‌توان به سادگی تحلیل کرد که به شدت از لحاظ تیپیکال، کلیشه‌ای هستند. تنها تفاوت این کاراکترها در سن‌پطرزبورگ با کاراکترهای مشابه در کمدی‌های دیگر، در بازی قوی بازیگران آن (تنابنده و قاسم‌خانی) است که با نوع بازی کمدین های عموماً تلویزیونی این فیلم‌ها -که مخاطب دیگر از دیدن آنها روی پرده خسته شده است- اختلاف فاحشی دارد.

همه‌ی اینها از آن جهت گفته شد که رفتار منتقدان در برابر بعضی از فیلم ها واکاوی شود. اینکه فیلم پرخرجی و عظیمی چون ملک سلیمان –که تولید بسیار سختی هم داشته است- با روایت یک داستان دینی و دوری از ترفندهای رایج فتح گیشه در سینمای ایران، توانسته است به موفقیت در گیشه برسد و برای اکران آن در خارج از کشور، مشتریانی پیدا شده است، نکات ناچیزی در مختصات سینمای ایران نیستند. گرچه پیش از آن هم اشاره‌ای داشتیم به فیلمنامه‌ی نه چندان مناسب ملک سلیمان که به نظر می‌رسد در حد پروداکشن عظیم فیلم نیست؛ اما آیا به راستی این فیلم در مقایسه با سن‌پطرزبورگ، فیلم ضعیف‌تری است؟ البته نمی‌توان از این حقیقت گذشت که مقوله‌ی نقد سلیقه‌ای است، اما گاهی هماهنگی سلیقه‌ی منتقدان ایرانی در ستایش از یک فیلم کاملا ًمتوسط، ما را با این سوال مواجه می‌کند که آیا در نوشته شدن این نقدها، فقط مسائل سینمایی و فنی مطرح بوده است یا اینکه...

این اولین بار نیست که یک فیلم مذهبی توسط منتقدان سینما ایران تحریم می‌شود و اولین بار هم نیست که فیلم یک کارگردان یا تهیه‌کننده‌ی مشهور (که اتفاقاً سن‌پطرزبورگ هر دو را داراست) فارغ از ضعف اثر، تیتر اول همه‌ی مجلات سینمایی می شود! گرچه این فیلم مذهبی ممکن است که  از استانداردهای سینمای ایران از لحاظ کارگردانی، فیلم‌برداری و جلوه‌های ویژه، چندین گام جلوتر باشد و آن فیلم دیگر، فقط یک کمدی عامه پسند باشد و بس! به هر حال به نظر می‌رسد که سینمای ایران این روزها در کنار مافیای اکران و تولید و پخش، در حال تجربه‌ی نوع جدیدی از مافیا هم هست. مافیای نقد!

[ جمعه بیست و یکم آبان 1389 ] [ 11:24 ] [ مجتبی گروسی ]

سینماتوگراف مجتبی گروسی سیدشهاب الدین حسینی www.cinematogeraf.tk

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: شهاب حسینی که این روزها دوره پرکاری را در عرصه سینما می‌گذراند به تازگی اعلام کرده از بازیگری دلزده شده و می‌خواهد مدتی خودش را بازنشسته کند.«من دو سال تعهدات کاری دارم و وقتی این‌ها تمام شود مسلما وقفه‌ای خواهم داشت.به این وقفه نیاز دارم تا به رفت‌وروب و تمیز کردن بایگانی مغزم بپردازم.»

منتظرند من بازیگر در یک نمای دو نفره در یک کافی‌شاپ معجزه کنم

وی دلیل سرخوردگی‌اش را موقعیت اجتماعی بازیگر و جایگاه سینمای ایران در مجامع بین‌المللی اعلام کرده و گفته است: فرق ما این است که در آنجا آن آقای بازیگر سوار بر همه دستاوردهای تکنولوژیک سینماست، همه چیز از فیلمنامه تا موسیقی تا کارگردانی و اسپشیال‌افکت دارد کمک می‌کند تا راسل کرو بشود گلادیاتور ولی اینجا برعکس است، همه دردسرها سر من بازیگر ریخته می‌شود. همه چیز ناقص است و آن وقت یک دفعه همه منتظرند من بازیگر بنشینم در یک نمای دو نفره در یک کافی‌شاپ معجزه کنم و چشم‌ها را خیره کنم! این اتفاق شاید یک بار هم رخ بدهد ولی با این وضعیت آخرش کف‌گیر آدم می‌خورد ته دیگ. نوجوانی که نقش هری‌پاتر را بازی کرد امروز در دنیا اعتبار دارد. همه این اعتبار را به خاطر بازیگری‌اش به دست آورده؟ نه سوار بر بال خاطره‌انگیز سینما شده. ما اینجا مثل مزرعه داری شده‌ایم که فقط برای مصرف خودش می‌کارد و درو می‌کند. این سینما برای من اقناع کننده نیست.

نمی‌توانیم مرتب از همین سینما شکایت کنیم، خود ما مقصریم

حسینی در عین حال ضمن اشاره به گلایه سینماگران در جشن خانه سینما یادآور شده است: در طول برگزاری جشن داشتم به این فکر می‌کردم که همه وقتی می‌روند روی صحنه گله و شکایتی از چیزی دارند؛ اما هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که این فیلم‌های روی پرده محصول خود ماست. چرا به عملکرد خودمان نگاه نمی‌کنیم ببینیم ما به عنوان آن جامعه فرهنگی که قرار است ایده بدهیم و فکرهای خوب داشته باشیم کجای کاریم؟ وقتی ما چنین فیلم‌هایی تولید می‌کنیم نمی‌توانیم بیاییم مرتب از همین سینما شکایت کنیم. خود ما مقصریم.

واقعا من بهترین بازیگر مرد این سرزمینم؟ نه!

حسینی که تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد را از این جشن دریافت کرده، متذکر شده است: من به عنوان بهترین بازیگر مرد انتخاب شدم ولی مگر واقعا من بهترین بازیگر مرد این سرزمینم؟ نه! من روی صحنه از بسیاری از بازیگران تئاتر ضعیف‌ترم. آقای مهدی هاشمی خیلی از من بهتر است. خیلی‌ها از من بهترند.

این کت چقدر بهم می‌آید، قربان خودم بروم

بازیگر فیلم "سوپر استار" در بخش‌های دیگری از این مصاحبه در خصوص مبنای رضایتش از بازی خود گفته است: مبنایش این است که وقتی نشستم تماشایش کردم یادم برود این شهاب حسینی است، خودم را نبینم روی پرده. در فیلمی که موقع تماشایش از خودم خوشم بیاید و بگویم به‌به اینجا عجب نگاهی داده‌ام، این کت چقدر بهم می‌آید، قربان خودم بروم، از این فیلم بدم می‌آید.

بازیگری ابزاری برای ارضای امپراطوری شصت-هفتاد روزه یک فیلمساز

بازیگر فیلم "در باره الی" در پاسخ به معیار پذیرش یک نقش نکته جالبی را بیان کرده است: باید ببینم هدف آدمی که نقش را به من پیشنهاد می‌دهد از فیلمسازی چیست. پیشنهاد کسی را که از روی شکم‌سیری همین‌جور آمده و می‌خواهد فیلمی بسازد نمی‌پذیرم. چون چنین آدمی فقط می‌خواهد یک امپراطوری شصت-هفتاد روزه تشکیل بدهد و بنشیند آن بالا دستور بدهد و ما به او احترام بگذاریم تا ارضاء شود. بله در بهترین حالت ابزار او می‌شوی برای لذت شخصی‌اش.

به دنبال یک لقمه معرفت

وی در ادامه صحبت‌های خود آورده است: حقیقتش این است که دیگر دنبال یک لقمه معرفت برای خودم می‌گردم.اگر فیلمی به من چیزی یاد داد، آدم‌ترم کرد، با واقعیت‌های بزرگ‌تری آشنایم کرد، می‌روم و کار می‌کنم.

از طلاسازی و فوتبال و آرایشگری تا دنیای بازیگری

حسینی در بخش دیگری از این مصاحبه از علت ورود به عرصه بازیگر صحبت کرده است. وی می‌گوید: کنار درس خواندن می‌رفتم دنبال مشاغل مختلف. دو سال رفتم در طلاسازی کار کردم! در حالی که پدرم دبیر بود؛ می‌گفت من دارم به بچه‌های مردم درس می‌دهم ولی تو را نتوانستم آدم کنم! مدتی رفتم فوتبالیست شدم؛ در باشگاه نوجوانان پاس بازی می‌کردم. مدتی رفتم آموزش آرایشگری دیدم. همه جور کاری کردم. دنبال کاراکتر می‌گشتم برای خودم. تا یک موقعی به این نتیجه رسیدم این کارکتر را در بازیگری پیدا کنم. به این خاطر آمدم سراغ سینما.

اگر از اول می‌دانستم بازیگری قرار است این باشد...

بازیگر "محیا" رسیدن به شکوه انسانی را علت علاقمندی خود به دنیای بازیگری عنوان کرده و افزوده است: زمانی که تئاترهای دانشجویی کار می‌کردیم خیلی لذت‌بخش بود. دو سال برای یک تئاتر تمرین می‌کردیم تا در یک جشنواره دانشجویی دو نوبت اجرا داشته باشیم! غذایمان از صبح تا شب بیسکویت و چای بود. این‌ها را تحمل می‌کردم تا یک روز همان آدم باشکوهه بشوم. تا این‌که بزرگ شدم و فهمیدم دنیا جور دیگر است . آن شکوه گاهی اوقات در لابلای همین روابط اجتماعی به دست می‌آید. صادقانه و روشن بگویم اگر از اول می‌دانستم بازیگری قرار است این باشد قطعا می‌رفتم دنبال عشق اصلی‌ام موسیقی. من عاشق شنیدن هستم.

اعتراف می‌کنم؛نمی‌ارزد آدم همه چیز را فدای سینما کند

حسینی بازیگر خانواده‌دوستی است و معتقد است سینما آن‌قدر ارزش ندارد که آدم همه‌چیزش را فدای آن کند: من نزدیک به 15 سال است همه‌چیز را فدای کارم کرده‌ام. خانواده‌ام، پدر و مادرم، همسرم ... بچه‌ام هفت سالش شد . من نفهمیدم چه جور هفت ساله شد... اعتراف می‌کنم سینما حداقل در ایران این‌قدر ارزش ندارد. نمی‌ارزد آدم همه چیز را فدای سینما کند.

هنر تا به تالیف نرسد پیشه آدم است

وی همچنین از قصد پیوستن خود به جرگه کارگردانان خبر داده و خاطرنشان کرده است: هنر تا به تالیف نرسد پیشه آدم است. من تا وقتی که به تالیف در کار خود نرسم هنرپیشه‌ام، بعد از رسیدن به تالیف است که هنرمند می‌شوم؛ کسی که صاحبنظر و صاحب‌فکر است؛ در اندازه‌های خودم. الان به این نتیجه رسیده‌ام که با بازیگری اقناع نمی‌شوم. یا باید رها کنم و بروم سراغ موسیقی، یا بروم پشت دوربین.

[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 11:47 ] [ مجتبی گروسی ]

www.cinematogeraf.tk مجتبی گروسی الناز شاکردوست آخرین سکانس ازمابهترون

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:متاسفانه در سکانس پایانی فیلم "از ما بهترون"، نسیم مونولوگ‌های بسیار زیبایی دارد که در حال حاضر حذف شده و من از این اتفاق شوکه شده‌ام و ناراحتم...

[ شنبه پانزدهم آبان 1389 ] [ 11:54 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:در جدول دستمزدهاي بازيگران سينما در سال 88 ، امين حيايي و محمدرضا شريفي‌نيا رتبه نخست را به خود اختصاص داده‌اند.در رتبه‌هاي بعدی بالاترین دستمزدها، جواد رضويان، اكبر عبدي، مريلا زارعي، نيكي‌كريمي، رضا عطاران، الناز شاكر‌دوست، شهاب‌حسيني و رضا شفيعي‌جم در سال 88 قرار داشتند. 

گفتنی است محمد‌رضا گلزار و پرويز پرستويي نيز بيرون از اين جدول از جمله بالاترين‌ دستمزدها را داشته‌اند.

[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 11:8 ] [ مجتبی گروسی ]
 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:در مراسم معرفي برترين هاي جشنواره تئاتر ماه، سروش طاهري بازيگر مشهدي نمايش «فانوس هاي  کور» از تهران به عنوان بازيگر اول مرد معرفي شد.امير بشيري کارگردان نمايش «پدرانه» از مشهد که در بخش رقابت اين جشنواره به روي صحنه رفت، در گفت وگو با خراسان افزود: علاوه بر «پدرانه» نمايش «تکه هاي گمشده از گفتار ماندانا» نيز از مشهد در اين جشنواره به رقابت پرداخت.
[ دوشنبه دهم آبان 1389 ] [ 11:55 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:استعداد ذاتی، به علاوه موقعیت خوب و آموزش‌های حرفه ای، منهای پارتی و پول و پدر این کاره، مساوی است با بازیگر شدن! این همان معادله ای است که بازیگرهای سینما در جواب سوال کلیشه‌ای "چه شد سر از سینما درآوردید" تحویلتان می‌دهند. این که هر یک از ستاره‌های سینما چه طوری سر از سینما درآورده اند، خیلی حساب و کتاب ندارد؛ این که محمدرضا فروتن، کی و چه طور، محمدرضا فروتن شد و بهرام رادان از کی و در چه شرایطی روی سردر سینماها جا خوش کرد و...


ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 11:47 ] [ مجتبی گروسی ]

حامدبهداد -مجتبی گروسی-سینماتوگرافwww.cinematogeraf.tk

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:حامد بهداد در فیلم سینمایی "لطفا مزاحم نشوید" سیمایی تازه از خود و تصویری تاثیرگذار از توانایی‌هایش ارائه داده است.حامد بهداد در این سال‌ها تنها یکی از مهمترین بازیگران سینمای ایران نبوده، موضع‌گیری‌های تند و تیز و غیرمتعارف و رفتارهای گاه غریبش از او سیمایی ساخته که برای عده‌ای محبوب است و برای گروهی دیگر آزاردهنده. در جامعه‌ای که فروتنی و تواضع امتیاز است اعتماد به نفس بیش از اندازه حامد بهداد سرمنشاء ماجراها و حاشیه‌های بسیار بوده است.

اما بهداد فارغ از این موضع‌گیری‌ها همچنان بر مداری می‌چرخد که خود می‌خواهد، از سویی به دلبستگی‌هایش در حوزه موسیقی و عکاسی می‌پردازد و از طرفی در فیلم‌هایی بازی می‌کند که گاه ارتباط مستقیم با هم ندارند، چگونه می‌توان توجیه کرد بازیگر "نیمه پنهان"یا "تسویه حساب" در "محاکمه در خیابان" بازی کند یا سر از "کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره" در بیاورد؟ نبوغ انکار ناپذیر او در بازیگری است که با وجود اخلاق غریبش این اعتماد را در کارگردان‌هایی مثل عباس کیارستمی و مسعود کیمیایی به وجود می‌آورد که تجربه همکاری با بهداد را از دست ندهند.

حامد بهداد مثل هر بازیگر باهوشی نیاز به همراهی و همفکری کارگردانی درجه یک دارد، زمانی که تصمیم می‌گیرد تجربه‌گرایی را از سر بگذراند نتیجه این می‌شود که نام و اعتبارش را در فیلم‌هایی هزینه می‌کند که نه تنها به کارنامه حرفه‌ای اش نکته‌ای اضافه می‌کنند بلکه توانایی‌هایش را هم نشان نمی‌دهند. بهداد که از بازیگری لذت می‌برد هنوز آن قدر سخت‌گیر نشده که لذت تجربه نقش‌ کوتاه را به بازی در نقش‌ اول واگذار کند اما باید حد و مرزی برای این تجربه کردن قائل باشد.

این روزها می‌توان بازی متفاوت حامد بهداد را در اپیزودی از فیلم سینمایی "لطفا مزاحم نشوید" به کارگردانی محسن عبدالوهاب دید، بازی در فضایی واقع‌گرا و مستندگون باعث شده آنچه از بازی بهداد در ذهن داریم کنار بگذاریم و شاهد این باشیم که او چه خوب در دل فضای واقع‌گرای فیلم جای گرفته است. او که متهم می‌شود به اغراق در بازی، در این نقش کوتاه فرصت داشته تا در قالب مردی جوان و شکست خورده ظاهر شود. مردی که تکه‌ای از پازلی است که تصویر کلی شهر تهران و ساکنانش را مقابل دیدگان مخاطب ترسیم می‌کند. حامد بهداد که معمولا تصویری از عصیان و ناآرامی را در بازی‌هایش متبلور کرده این بار بازی در سکوت را به خوبی نشانمان می‌دهد.

حرکات، نوع دیالوگ‌گویی، حتی فیزیک و گریم بهداد در این فیلم متناسب با سیمای تازه‌ای است که کارگردان از این بازیگر ارائه می‌دهد، بهداد با هوشمندی رفتارهای آشنای خود را حذف و به قالب شخصیت نزدیک می‌شود. یکی از امتیازهای بازی بهداد در این فیلم استفاده درست از میمیک است. رنج و استیصال مرد را نه فقط در موقعیت سختی که در آن گرفتار شده که در چهره و چشمهای بهداد می‌توان دید.

بازیگری که در فیلم‌های "روز سوم"، "کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره"، "هفت دقیقه تا پائیز" و نمونه‌هایی از این دست نشان داده که رمز و راز برون‌گرایی در بازی را خوب می‌داند و در "لطفا مزاحم نشوید" مانند "هر شب تنهایی" با حذف نشانه‌های بیرونی تبحرش در بازی درون‌گرا را نشان می‌دهد. حامد بهداد را می‌توان مهمترین بازیگر دهه 80 سینمای ایران دانست. بازیگری که ویژگی‌های ظاهری ستاره‌های این سینما را ندارد اما با ممارست در حرفه‌اش به محبوبیت رسیده است.

بازیگری که با وجود اخلاق متفاوت و تعلق نداشتن به گروه و باند خاص هوادار دارد، توانایی‌اش را به کارگردان‌های این سینما ثابت کرده و تعداد قابل توجهی نقش ماندگار از خود به یادگار گذاشته است. کدام بازیگر جوان به اندازه بهداد نقش خاطره‌انگیز در کارنامه دارد؟ کدام بازیگر به اندازه او در جشنواره فیلم فجر بی‌مهری دیده اما از سوی تماشاگران و منتقدان دیده و تحسین شده است.

دهه 80 دوران افول ستاره‌های چشم روشنی است که می‌خواستند گیشه‌ها را تصاحب کنند، ستاره‌هایی که با وجود ادعاهایشان یا از سینما و بازیگری فاصله گرفته‌اند، یا درگیر پروژه‌هایی شده‌اند که فقط برای فروش ساخته شده‌اند. حامد بهداد در کمتر از یک دهه تعدادی از بهترین تجربه‌های بازیگری سینمای ایران را به نام خود ثبت کرده و این برای یک بازیگر امتیاز بزرگی است

 

[ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 11:57 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:پس ازثبت طرح 119 صفحه‌اي «زندگاني كوروش» توسط محمد درمنش و انسيه تاجيك، نگارش فيلمنامه آن همزمان در قالب دو ورسيون سينمائي و همچنين سريال تلويزيوني توسط يك تيم نگارش به سرپرستي انسيه تاجيك آغاز شد.

 نويسندگان فيلمنامه مذكور كه نگارش آن توسط بخش خصوصي به انجام مي‌رسد، بنا دارند تمام پروسه زندگي اين شخصيت تاريخ كهن ايران زمين را از آغاز تولد، سير تكامل و شكل‌گيري شخصيت وي، نقاط عطف و اوج و فرودهاي مختلف زندگاني‌اش من‌جمله ازدواج ويژه وي، چگونگي به حكومت رسيدن و گسترش امپراطوري و بالاخص مبارزات و جنگ‌هاي دوره كوروش و نهايتا چگونگي وداع با حيات دنيوي اين سردار پارسي را مورد كندوكاو قرار دهند و فيلمنامه‌اي در خور را تدارك ببينند.

در پي انتشار اين خبر و با توجه به انتشار اخبار مشابه در ماه‌هاي گذشته پيرامون توليد دو پروژه توسط «عزيزالله حميدنژاد» و «مسعود جعفري‌جوزاني - علي معلم»، «محمد درمنش» در اين زمينه به فارس گفت: نگارش هم‌زمان فيلمنامه‌هاي مشابه درباره كورش نه تنها مشكلي براي هيچ‌كس ايجاد نمي‌كند بلكه به تعبيري حسن نيز محسوب شده چرا كه در گستره وسيع هستي براي به تصوير كشيدن ابعاد وجودي چنين شخصيت الگوئي نه فقط يك فيلم پاسخگو است، نه امكان رقابت سالم خدشه‌دار خواهد شد و نه اساسا اين شخصيت قابل مصادره كردن است!

به گفته اين فيلمساز، اصلي‌ترين علت انتخاب اين سوژه براي نگارش فيلمنامه «زندگاني كوروش» در اين مقطع از زمان و مكان توسط تيم نگارنده ويژگي‌هاي منحصربه‌فرد زندگاني كوروش است كه به فيلمساز و جامعه پيرامون امكان مي‌دهد تا بار ديگر درباره اين شخصيت بينديشند.
[ چهارشنبه پنجم آبان 1389 ] [ 11:4 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:اصلا نقد نوشتن درباره فیلمی به نام بعدازظهر سگی وقت تلف کردن است ،برای این سخن یک دلیل کاملا مشخص دارم . به تماشای فیلمی رفتم  سراسر هجو ولودگی  ،اما اتفاقی در سانس اول تماشای فیلم افتاد که به صرافت تهیه یادداشتی و حداقل ماندن دو سانس دیگر در سالن سینما، تا مبادا ترک بردارد تحقیقات میدانی ام در سالن سینما ....

[ یکشنبه دوم آبان 1389 ] [ 11:2 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:گزارش وضعیت تولید سینمای ایران تا اول آبان ماه سال 89، توسط واحد پشتیبانی تولید بنیاد سینمایی فارابی اعلام شد.
به گزارش سی نت و به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، واحد پشتیبانی تولید این بنیاد اعلام کرد؛ تا اول آبان ماه جاری، 35 فیلم آماده نمایش (اکران نشده) ، 9 فیلم در مرحله صداگذاری ، 15 فیلم در مرحله تدوین، 22فیلم در مرحله فیلمبرداری و 80 فیلم در مرحله پیش تولید قرار دارند . همچنین 7 فیلم از تولیدات امسال نیز اکران شده است.

فیلم های آماده نمایش:
آسمان هشتم (حسن نجفی)
بخشگی شانس (کاظم راست گفتار)
برف روی شیروانی داغ (محمدهادی کریمی)
بستنی یخی (داماد خجالتی) (آرش معیریان)
بسوی آفتاب (فریال بهزاد)
پایان دوم (یعقوب غفاری)
پرنده باز (عطا ا... سلمانیان)
پرنسیب (تهمینه میلانی)
پیتزا مخلوط (حسین قاسمی جامی)
چگونه میلیاردر شدم (علی عبدالعلی زاده)
خانه امن است (ناصر رفایی)
در انتهای تاریکی (رضا قهرمانی)
در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی)
دلقک ماهی (عباس مرادیان)
دنیای پرامید (هوشنگ درویش پور)
دوباره پرواز کن (محمدعلی طالبی)
راز موفقیت (عباس مرادیان)
راند هفتم (روشن خاموش روشن) (حمیدرضا چارکچیان)
روانخانه (عباس خواجوند)
زندگی با چشمان بسته (رسول صدرعاملی)
ساقیات باحالات (فرش قرمز) (محسن دامادی)
سفید و سیاه (قاسم جعفری)
سنجاقک های برکه سبز (علی قوی تن)
سه درجه تب (حمیدرضا صلاحمند)
سه نفر روی یک خط (خسرو ملکان)
سهم من از زندگی (حجت اله سیفی)
عروسک (تکخال) (ابراهیم وحیدزاده)
قصه پریا (فریدون جیرانی)
کنسرت روی آب (جهانگیر جهانگیری)
مرهم (مواد) (علیرضا داودنژاد)
نزدیک تر از آشنا (رضا سرکانیان)
دیو و دلبر (وحید نیکخواه آزاد)
ورود آقایان ممنوع (رامبد جوان)
ورود زنده ها ممنوع (جواد مزدآبادی)
مسلخ عاشقان (کریم آتشی)

فیلم های در مرحله صداگذاری:
زمان معکوس (انورا بلوچ)
راه آبی ابریشم (محمد بزرگ نیا)
حقه باز دم دراز (پرویز صبری)
سیزده و پنجاه و نه (سامان سالور)
مرگ کسب و کار من است (امیر حسین ثقفی)
آقا یوسف (علی رفیعی)
چشم (جمیل رستمی)
همه چی آرومه (مصطفی منصوریار)
روایت (نیکی کریمی)

فیلم های در مرحله تدوین:
جرم (مسعود کیمیایی)
در انتظار معجزه (رسول صدرعاملی)
سعادت آباد (راویولی) (مازیار میری)
تهران 1500 (بهرام عظیمی)
خنده باران (معجون سحرآمیز) (بهرام کاظمی)
مصائب چارلی (علیرضا سعادت نیا)
انتهای خیابان هشتم (علیرضا امینی)
بیداری (فرزاد موتمن)
اخلاقتو خوب کن (مسعود اطیابی)
پرتقال خونی (سیروس الوند)
آژانس ازدواج (محمد درمنش)
نسیان (آلزایمر) (احمدرضا معتمدی)
سیب و سلما (حبیب ا... بهمنی)
یه حبه قند (رضا میرکریمی)

فیلم های در مرحله فیلمبرداری:
جنوب آسمان (جمال شورجه)
قفس طلایی (محمد زرین دست)
لالایی (منیژه حکمت)
اینجا تاریک نیست (محمدرضا خاکی)
بن بست (ایرج قادری)
روز رستاخیز (احمدرضا درویش)
جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)
خانه پدری (کیانوش عیاری)
راز آفرینش (قاسم جعفری)
خاک و آتش (مهدی صباغ زاده)
سبب من (بهرام بهرامیان)
و ناگهان(مرتضی احمدی هرندی)
گلوگاه (محمد ابراهیم معیری)
بانوی شهر ما (ابراهیم حاتمی کیا)
در جستجوی کرایس (عباس رافعی)
ما سه نفر (مهرداد فرید)
بهشت اینجاست (حمید سلیمیان)
شور شیرین (جواد اردکانی)
گلوگاه شیطان (حمید بهمنی)
خیابان های آرام (کمال تبریزی)
قبیله من (غلامرضا آزادی)

بر پایه این گزارش 80 فیلم در مرحله پیش از تولید به سر می برند که از این میان 20 پروژه بیش از 50 درصد مرحله پیش تولید را گذرانده اند. همچنین فیلم های ازداوج در وقت اضافه، از ما بهترون، بعد از ظهر سگی سگی، دردسر بزرگ، سن پطرزبورگ، یک جیب پر پول و هرچی خدا بخواد از میان تولیدات سال سینمایی جاری اکران شده است.

 

[ شنبه یکم آبان 1389 ] [ 11:10 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:ظاهرا این بار هم این موقتا اختلافات معاونت سینمایی و خانه سینما پایان یافته ولی مسلما تا وقتی که این تیم مدیریتی و این نگاه سیاسی بر خانه سینما حاکم باشد نه مشکلات صنفی سینماگران قابل حل است، نه سوء استفاده‌ی سیاسی از هنرمندان پایانی دارد، نه گوش شنوایی برای شنیدن انتقادات هنرمندان وجود دارد و نه مشکلات خانه سینما و معاونت سینمایی مرتفع خواهد شد. بعد از اتفاقاتی که در جشن خانه سینمای امسال افتاد و جار و جنجال و حواشی پیرامونش، بسیاری از رسانه‌ها اختلافات بین خانه‌ی سینما و معاونت سینمایی و همچنین رد و بدل شدن پیاپی بیانیه بین این دو را بازتاب دادند و این موضوع برای چند روز به مهم‌ترین خبر سایتها و نشریات و همچنین صدا و سیما تبدیل شد، ولی در این بین بسیاری به غلط اینطور گمان کردند که حرف‌های اصغر فرهادی در جشن باعث تیره شدن روابط بین خانه سینما و معاونت سینمایی شده است درصورتیکه اختلافات گروه جدید معاونت سینمایی و مدیران خانه سینما به قبل از آمدنشان به وزارت ارشاد برمی‌گردد. کسی مثل علیرضا سجاپور همان زمان هم که در هیئت اسلامی هنرمندان بود به سیاست‌های اتخاذی محمدمهدی عسگرپور مدیر خانه سینما انتقادات زیادی داشت.

به گزارش سرويس فرهنگي رجانيوز، باید گفت عسگرپور از همان ابتدای مدیریتش در خانه سینما با وارد کردن رویکردهای جناحی، باعث شد علاوه بر اینکه خانه سینما در حل کردن بسیاری از مشکلات صنفی تشکل‌های مختلفش ناکام بماند، بلکه حتی انتقادات زیادی را هم به دلیل رویکردهای سیاسی خانه سینما در دوره‌‌ی مدیریتش برانگیزد. در این گزارش سعی بر آن است تا برخی از مهمترین مشکلات صنفی و همچنین اقدامات سیاسی خانه سینما را در دوره‌ی مدیریت عسگرپور مرور کنیم تا شاید روشنگر بسیاری از ابهامات در خصوص روابط بین خانه سینما و معاونت سینمایی باشد.

سکوت خانه سینما در آشوب‌های پس از انتخابات و یادداشت سجادپور

اولین جرقه‌های مخالفت با سیاست‌های مدیران خانه‌ی سینما شاید برگردد به وقایع بعد از انتخابات 88. در آن دوران و در اوج آشوب‌های خیابانی، موضع‌گیری به موقع هنرمندان و در راس آنها خانه سینما می‌توانست در فروکش کردن التهاب جامعه بسیار موثر باشد. ولی خانه سینما در آن دوران نه‌تنها نقش موثری بازی نکرد که حتی مدتی طولانی تن به سکوتی معنادار داد تا جایی که علیرضا سجادپور که در آن زمان رئیس هیئت اسلامی هنرمندان بود در یادداشتی به محمدمهدی عسگرپور اعتراض خود را به این روند خانه سینما نشان داد. سجادپور در يادداشت خود چنين آورده بود: «به عنوان يك سينماگر از همكارانم در عرصه هنر سينما انتظار دارم با اعلام حمايت خود از نتيجه انتخابات و تبريك به برنده اين رقابت كه منتخب مردم است، در حد توان خود به آرامش جامعه كمك كرده و الگويي براي ديگران باشند.» انتقادات سجادپور همين جا پايان نيافت. او چند روز بعد و در مصاحبه با خبرگزاری فارس به انتقاد از عملکرد غلط خانه سینما در حوادث بعد از انتخابات پرداخت. سجادپور در مصاحبه اش با فارس چنين گفت: «خانه سينما بايد رسماً اعلام كند كه هيچ كدام از هنرمندانش ربطي به اين آشوب ها ندارند و اگر كسي با رسانه هاي خارجي صحبت كرده، او را از اين صنف اخراج كند. من علت سكوت عجيب و مرگ آور در خانه سينما را نمي فهمم.»

اما عسگرپور در مقابل این یادداشت سجادپور سکوتش را شکست و با ادبیاتی تند برای وی نوشت: «آقاي سجادپور، «سكوت مرگبار خانه سينما» به همان ميزان عدم سكوتش هم مي تواند براي امثال شما نفع داشته باشد چرا كه اظهارنظرش مي تواند در دوره تفتيش عقايدي كه بناي راه اندازي آن را داريد باعث ويراني اش شود و سكوتش هم مي تواند انگيزه شما و همكاران تان را در راه اندازي پادگان سينما به جاي خانه سينما بيشتر كند، چون فتح فيزيكي خانه سينما چندان دشوار نيست»

عسگرپور ادبيات سجادپور را به ادبيات نظامي تشبيه كرد و در ادامه چنين نوشت: «اينجانب به عنوان كسي كه بيش از 25 سال سابقه كار اجرايي دارم مي گويم كه نگران نباشيد، بودجه هاي صدا و سيما و ارشاد در انتظار و در اختيار شما و دوستان تان خواهد بود و نيازي به پوشاندن اين نيت تحت لواي مقدسات و اركان جمهوري اسلامي ايران نيست. پس بگذاريد دست كم شما را كمتر سياسي و بيشتر فرهنگي بدانند.» مديرعامل خانه سينما همچنین آورده بود: «اين را هم بدانيد كه با شيوه تفتيش عقايد آن هم پس از عزم عمومي براي آرامش بخشي فقط در كوتاه مدت، تكرار مي كنم در كوتاه مدت، موفق به حذف هنرمندان برجسته و جايگزين كردن دوستان كم هنر خواهيد شد. يعني همان نقشه يي كه سال ها در سر شما و دوستان تان بود اما زمينه اجرايش فراهم نشده بود و حتماً در تاريخ از شما همان گونه ياد مي شود كه از مك كارتي و ليست سياه معروفش.»

البته این نوع ادبیات همراه با توهین عسگرپور به بهانه‌های دیگر هم ادامه پیدا کرد و این آخرین باری نبود که وی در مقابل انتقادات اینچنین عنان از کف می‌داد، نمونه‌اش هم پاسخ وی به وزیر ارشاد در مورد وقایع اخیر خانه سینما که در ادامه خواهد آمد.

کنفرانس خبری عسگرپور و انتقادات شدید نسبت به مدیریت دولتی سینما

اولین کنفرانس خبری هیئت مدیره‌ی خانه سینما بازهم به اختلافات خانه سینما و معاونت سینمایی دامن زد. عسگرپور در این جلسه انتقادات زیادی را نسبت به مدیریت دولتی در حوزه‌ی سینما وارد کرد و اینطور بیان کرد که معاونت سینمایی قصد دارد با اعمال قدرت تمام بخش‌های سینمایی را به کنترل خود درآورد. داستان انتقادات عسگرپور به اعمال قدرت معاونت سینمایی از این قرار بود که بعد از انتصاب سجادپور به ریاست اداره نظارت و ارزشیابی و تشکیل دوره جدید جلسات شورای پروانه ساخت، عبدالحسین برزیده یکی از نمایندگان خانه سینما در شورای پروانه ساخت به دلیل انتقاداتی که به سجادپور داشت از این سمت استعفا داد. بعد از چند وقت شاهسواری نماینده‌ی دیگر خانه‌ی سینما هم اعلام کرد که به دلیل دستور مدیریت خانه سینما دیگر نباید در جلسات شورای صدور پروانه شرکت کند. بعد از این قضیه معاونت سینمایی اعلام کرد که چون با استعفای این دو تن شورای صدور پروانه از حدنصاب افتاده و به دلیل حجم گسترده‌ی درخواست‌ها نمی‌تواند این جلسات را تا اعلام نمایندگان جدید خانه سینما تعطیل کند، خودش دوتن را جایگزین نمایندگان خانه سینما کرد.

  عسگرپور در کنفرانس خبریش این داستان را اینطور بیان نمود: «اگر همان موقع می‌گفتند كه لازم نیست نماینده‌ای از خانه سینما در این جلسات حضور داشته باشد، شاید همه چیز بهتر بود و حداقل ما می‌فهمیدیم كه مدیران جدید می‌خواهند همه چیز را كنترل كنند، اما باید توجه داشته باشیم كه هر شیوه و استراتژی یك دولت نیازمند به راهكارهای قانونی دارد و برای عمل كردن آن لازم است كه مسایل قانونی هم مورد توجه قرار گیرند. در این زمینه هم لازم بود كه ابتدا اساسنامه را تصحیح كنند، البته این شیوه پسندیده و بزرگ‌منشانه‌ای نیست و قطعاً هم در تاریخ باقی خواهد ماند.»

 روابط عمومی معاونت سینمایی هم فردای روز کنفرانس خبری در جوابیه‌ای که به این ادعای عسگرپور ارائه داد نوشته است: « پس از انتصاب مدیر كل جدید اداره ارزشیابی و نظارت و آغاز مجدد فعالیت شورای پروانه ساخت بعد از مدتی وقفه، جناب آقای برزیده یكی از نمایندگان خانه سینما در این شورا پس از حضور در یكی از جلسات اعلام استعفا نمود. حدود 5 هفته بعد ایشان در یك مصاحبه استعفای خود و دلایل آن را اعلام داشت سپس هفته بعد از آن مصاحبه جناب آقای شاهسواری نماینده دیگر خانه سینما اعلام كرد كه به دلیل دستور هیأت مدیره خانه سینما نباید دیگر در جلسات شورا حضور یابد. از آنجا كه عدم حضور این دو فرد به تعطیلی شورا منجر می‌شد، طبق آئین‌نامه شورای پروانه ساخت مصوب هیئت وزیران به تاریخ 20/3/77 ماده(2) تبصره ذیل ماده كه تصریح دارد (در غیاب نمایندگان خانه سینما دو نفر به انتخاب معاون سینمایی جایگزین می‌شود)، 2 عضو جدید دقیقاً با عنوان تهیه كننده و كارگردان جایگزین 2 نماینده خانه سینما كه تهیه كننده و كارگردان بودند، شدند تا با عنایت به كثرت درخواست‌ها وقفه‌ای در فیلم‌سازی پدید نیاید. بدیهی است در دوره آتی تشكیل شورای پروانه ساخت از نمایندگان خانه سینما مجدداً دعوت به عمل خواهد آمد.»

البته خانه سینما در این داستان انتقاد دیگری هم به معاونت سینمایی داشت و آن اینکه بعد از استعفای برزیده آنها نماینده‌ی جدید خانه سینما را معرفی کرده‌اند ولی معاونت سینمایی توجهی به این موضوع نکرده.

  بحران در کانون کارگردانان

در ابتدای بحث گفتیم که سیاسی‌بازیهای خانه سینما در این دوره باعث شده که مدیران آن نسبت به انجام وظایف اصلیشان که حل مشکلات صنفی تشکل‌های مختلف سینمایی‌ست غافل و ناتوان باشند. متاسفانه در این دوره شاهد چندپاره شدن کانون تهیه‌کنندگان و همچنین بروز اختلاف در کانون کارگردانان بودیم که دو گروه مهم سینمایی کشور هستند، ولی با وجود این خانه سینما در این دو مورد نتوانست نقش تاثیرگذاری را ایفا کند.

  اوج بروز و ظهور اختلافات کانون کارگردانان را قطعا باید در برکناری غیرمنتظره‌ی علیرضا رئیسیان از ریاست شورای مرکزی این کانون در 29فروردین89 دانست. در مورد این برکناری ابهامات زیادی وجود دارد، اینکه چرا باید رئیسیانی که 8 سال رئیس کانون کارگردانان بوده به یکباره و در زمانی که فقط یک هفته به تشکیل مجمع عمومی باقی‌مانده توسط شورای مرکزی کانون برکنار شود. مگر چه اتفاقی افتاده بود که اعضای شورای مرکزی این یک هفته را هم نمی‌توانستند صبر کنند تا رای‌گیری صورت گیرد.

در این مورد بسیاری بر این عقیده‌اند که سیاسی عمل نکردن رئیسیان و وارد نشدن او به جریان‌های حمایتی برخی احزاب خاص باعث برکناریش شده. رئیسیان در همان روزها درباره‌ی این موضوع گفته بود: «من همواره به دور از جریان‌های سیاسی بودم و بر استقلال تاکید داشتم، اما می‌بینم اقدامی که صورت گرفته از سوی برخی افراد وابسته بوده است، اما نتایج منفی این اقدام متوجه خانه سینما خواهد شد زیرا در این دوره یکبار صنف تهیه‌کنندگان چندپاره شد و حالا این اتفاق در مورد کانون کارگردانان رخ خواهد داد.»

درگیری‌های کانون کارگردانان اما به اینجا ختم نشد. هنوز چند ماهی از تشکیل مجمع عمومی و تشکیل شورای مرکزی جدید به ریاست سیروس الوند نگذشته بود که اعضای این شورا تصمیم به استعفا گرفتند.

بنابراین، کامبوزیا پرتوی نایب‌رئیس، سعید سهیلی رئیس شورای صنفی نمایش و مهدی کرم‌پور سخنگو شورای مرکزی کانون کارگردانان سینمای ایران در نامه‌ای ضمن اعلام استعفای خود، خواستار تشکیل مجمع عمومی فوق‌العاده برای انتخابات مجدد شدند. در نامه‌ی استعفای این سه تن از شورای مرکزی کانون آمده است: « اکنون و پس از گذشت پنج‌ماه از تشکیل شورای مرکزی جدید متأسفانه به‌دلیل ضعف مدیریت، نبود انگیزه‌ قوی برای کار صنفی و غیبت‌های مکرر برخی اعضا، چنان شده که حتی تشکیل جلسات نیز مختل گشته و کانون عملاً هیچ خروجی و موضع‌گیری شفاف و مناسبی در قبال مسائل کلان سینما در مجامع تصمیم‌گیرنده و مدیریت و پشتیبانی مؤثر از حضور نمایندگانش در مجامع صنفی و استراتژی مشخصی برای حمایت از اعضایش ندارد؛ و تنها شبحی‌ست از آنی که باید باشد و در قلیل اقدامات و موضع‌گیری‌هایش نیز دچار خرده‌گیری‌ها و فشارهای عوامل بیرونی می‌شود که گویی خود قیم و کانون را تیولی خود می‌دانند که چرا منافع‌شان لحاظ نشده است.»

بعد از این استعفا سیروس الوند رئیس جدید کانون کارگردانان در مصاحبه‌ای ادعا کرد که عده‌ای قصد کودتا علیه شورای مرکزی کانون کارگردانان دارند. که این خود بیانگر اوج بحران در کانون کارگردانان است.

کانون کارگردانان و مشکلاتش فقط نمونه‌ای بود از صدها مشکل صنفی تشکل‌های مختلف سینمایی کشور که مدیریت خانه سینما نه‌تنها نتوانسته بلکه حتی دغدغه‌ی حلشان را هم نداشته است، وظیفه‌ای که خانه سینما از ابتدا به خاطر انجام آن تشکیل شده است و اگر خانه سینما روزی اعلام کند که قدرت حل این مشکلات را ندارد دیگر وجود خودش نیز محلی از اعراب نخواهد داشت.

امنیت شغلی، بازی سیاسی دیگری از خانه سینما

سوم مردادماه 1389 امين تارخ دبير کمپين گردهمايي امنيت شغلي و سخنگوي خانه سينما در نشستي رسانه‌اي برنامه‌هاي خانه سينما براي برگزاري مراسمي را اعلام کرد که قرار بود از امنيت شغلي و حرفه‌اي اهالي سينما حمايت کند. اواخر سال 88 نیز محمدمهدي عسگرپور از تلاش اين تشکل صنفي براي حل مشکلات معيشتي اهالي سينما صحبت کرده بود. وي پيشتر هم در گفتگوهاي مختلف بيان کرده بود که سينماگران ايراني نيازمند برنامه‌هاي حمايتي بيشتري براي تامين دغدغه‌هاي مالي‌شان هستند.

هیئت رئیسه‌ی خانه سینما در گفت‌و‌گوهایشان سعی بر این داشتند که این تجمع را فقط در راستای اهداف صنفی جلوه دهند ولی از ابتدا هم روشن بود که مسئله‌ای مانند امنیت شغلی را با چنین تجمعاتی نمی‌توان حل کرد و قصد گردانندگان آن چیز دیگری است. جواد شمقدري معاون سينمايي وزارت ارشاد در حالي که دو روز به برگزاري مراسم باقي مانده بود، چنين گفت: «تصور من اين است که اين موضوع باز دستاويز رفتارهاي سياسي بعضي آقايان شده که بايد عزيزان و همکاران ما هوشيار باشند. موضوع امنيت شغلي با يک گردهمائي حل نمي‌شود بلکه حداقل کار تشکيل کارگروههاي کارشناسي است تا نسبت به نحوه عملي شدن آن به راه حلها بينديشند و گروهي هم پيگيري کند تا اين موضوعات از طريق مجلس، دستگاههاي دولتي ذيربط به سرانجام خود برسد.»

ابوالقاسم طالبي کارگردان سينما و تلويزيون هم يکي از کساني بود که از خانه سينما انتقاد کرد: «خانه سينما بيش از 4000 نفر عضو دارد. چند نفري در خانه سينما هستند که ممکن است از جريان برانداز به حساب آيند که با آنها برخورد نشده است و توانسته‌اند به عنوان حزب در خانه سينما فعاليت کنند. ولي اکثر اعضاي آن‌ طرفدار کشور هستند. اين چند نفر حسابشان از خانه سينما جدا است.»

انتقادات سینماگران فقط به طالبی محدود نماند و علی اکبری تهیه‌کننده‌ی سینما نیز چنین موضع گیری کرد: «: اینکه خانه سینما قصد داشت چنین همایش اعتراضی را دقیقا همزمان با تشویق رسانه های لس آنجلسی و استکباری برگزار کند، معنایی جز همراهی با آنها را به ذهن نمی رساند. چنین حرکت هایی نفعی برای بدنه سینما ندارد و حتی بدنه سینما با این حرکت ها مخالف است زیرا چنین همایش هایی برای کسانی است که هیچ مشکل کاری، معیشتی، رفاهی و بیمه ای ندارند و حتی از روی سیری این حرف ها را زده و هیاهو می کنند.»

سرانجام يکروز مانده به برگزاري مراسم، شوراي مرکزي اتحاديه تهيه‌کنندگان در بيانيه‌اي آشکارا مخالفت خود را با برگزاري مراسم اعلام کرد:«اهل سينما مي‌دانند که شرايط کنوني سينما چيست. تعجب شوراي مرکزي اتحاديه برخورد غيرحرفه‌اي و احساسي ارکان اصلي خانه سينما است. چه شده است که هيئت‌ مديره خانه سينما دغدغه امنيت شغلي و شعار بيمه را مي‌دهد آيا در اين شرايط حساس جامعه که بايد خانه سينما در جهت تعامل و يکپارچگي و به هم پيوستن خانه سينما و مجموعه مديران تلاش کند چه شده که اين همه تلاش و امکانات بيت‌المال را صرف اختلاف و نفاق مي‌کند»

در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است:«اعضاي شوراي مرکزي اتحاديه بر اين باورند که خانه سينما در هماهنگ کردن صنوف و يکپارچه کردن آنان ناتوان است و اين ناتواني را مي‌خواهد با جلساتي اينچنيني لاپوش بگذارد آيا مي‌دانيد آب در آسياب دشمن ريختن جرمش در مقابل مردم هنردوست نابخشودني است؟! آيا مي‌دانيد جمع کردن تعدادي از اعضاي سينما در يک محل کوچک و بوق کردن اين جلسه براي مردم که دوستدار هنرمندان هستند چه عواقبي دارد؟».

مشکلات معیشتی تعداد زیادی از اهالی سینما همچنان به قوت خود باقی است اما متاسفانه خانه سینما در این مدت نشان داده که هیچ دغدغه‌ای برای حل این مشکلات ندارد و از این مشکلات فقط به عنوان بهانه‌ای برای نیل به اهداف شخصی مدیران خود بهره می‌برد.

جشن خانه سینما، آخرین و مهمترین میتینگ سیاسی این تشکل صنفی!

جشن خانه سینما در واقع یک گردهمایی بزرگ برای فعالین سینمایی کشور است که هر ساله توسط مدیران خانه سینما برپا می‌شود و در آن از بهترین‌های سال گذشته تقدیر می‌شود، درست مثل جشنواره فجر. اما چه شد که امسال بر خلاف رویه‌ی سالهای گذشته این مراسم اینقدر جار و جنجال رسانه‌ای برپا کرد؟ اگر سیر اتفاقات خانه سینما در دوره‌ی مدیریت عسگرپور را – که در بندهای قبل به چند مورد آن اشاره شد- پیگیری کرده باشید قطعا از اینهمه حواشی جشن امسال خانه سینما متعجب نخواهید بود، از اینکه بگویند جشن امسال یک میتینگ سیاسی بود تا یک جشن صنفی. اما در جشن خانه سینما چه گذشت:

ماجرا از این صحبت‌های اصغر فرهادی آغاز شد: « اميدوارم وضع مملكت طوري شود كه گلشيفته بتواند برگردد، اميدوارم بهرام بيضايي برگردد. امير نادري بتواند در ايران فيلم بسازد و اميدوارم جعفر پناهي هم بتوان در ايران فيلم بسازد و اميدوارم سال‌هاي آينده مجبور نباشيم اعلام كنيم كه ما عضوي از خانه سينما هستيم و به زودي وضع، وضع بهترين باشد.»

ولی این تنها اتفاق جشن سینما نبود، جشن وقتی کاملا رنگ و بوی سیاسی گرفت که رخشان بنی اعتماد و دخترش باران کوثری با شال و دستبند سبز بر روی سن حاضر شدند و جشن را تماما به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند.

محمدمهدی عسگرپور هم باز انتقادات خود را نسبت به معاونت سینمایی مطرح کرد: « زحماتی كه ایشان(فرهاد توحیدی) كشیدند خیلی روشن است. او از هیچ جا دستور نگرفته بود و نه به قیافه ما می‌خورد كه برانداز باشیم. مدیران فرهنگی لطف كردند كه ما را در محاصره‌ اقتصادی قرار دادند، چون كم‌كم داریم یاد می‌گیریم كه بدون حمایت دولت زندگی كنیم. »

اما حواشی این جشن وقتی داغ‌تر شد که شمقدری دستور توقف تولید فیلم درحال ساخت اصغر فرهادی را به علت حرف‌هایش در جشن خانه سینما داد و در بیانیه‌ای اینطور نوشت: « من از خانواده شهدا عذر می‌خواهم، من از شهدای عزیز که خون مقدسشان برای رویش و نهال انقلاب اسلامی ریخته شد تا به درخت تناور و پر برکتی تبدیل شود عذر می‌خواهم، من از ایثارگران و جانبازان که سال‌هاست درد و رنج ناشی از زخم‌های جراحت را به عشق رشد و شکوفائی نظام جمهوری اسلامی صبورانه تحمل می‌کنند عذر می‌خواهم، من از ملت بزرگ و قهرمان ایران که با بزرگواری زخم زبان جاهلان را که به اسلام و انقلاب طعنه می‌زنند و آن را نشنیده می‌گیرند عذر می‌خواهم، من از محضر رهبر بزرگ انقلاب اسلامی عذر می‌خواهم. من در درگاه الهی و در پیشگاه امام حاضر مهدی موعود طلب عفو و بخشش می‌نمایم.

اینکه در مراسمی بنام جشن خانه سینما با هلهله و شادی بی‌خبران و غافلان پایان نظام جمهوری اسلامی ایران را آرزو می‌کنند چه باید کرد!

کسی که از روی غرور جاهلانه و شاید هم غفلت چنین سخنانی بر زبان می‌راند چه پاسخی دارد؟! کسانی که شنیدند و سکوت کردند، کسانی که تشویق کردند و هلهله سر دادند، به راستی می‌دانند کجا ایستاده‌اند می‌دانند پا گذاشتن روی میراث بزرگ امام و رهبر کبیر انقلاب اسلامی و پایمال کردن خون ده‌ها هزار شهید چه جفای بزرگی است؟

حتماً نمی‌دانند. والاّ فرزندان این آب و خاک مثل همه آحاد ملت بزرگ و قهرمان ایران در هر شرایطی حاضر نیستند از انقلاب و نظام خود فاصله بگیرند.

این آفت شاه‌نشینان در سینماست که گاهی گرفتار هیجان و گاهی لجبازی و گاهی غفلت و سرخوشی می‌شوند. امیدوارم خداوند از این لغزش‌ها بگذرد و بر بیچارگی ما این خطاها را ببخشاید و رحم نماید. مباد که در روز جزا در پیشگاه صالحان و اولیاء و شهدا سرافکنده باشیم.»

بعد از بیانیه‌ی تند و تیز شمقدری این بار نوبت سیدمحمد حسینی، وزیر ارشاد، بود که در برابر اتفاقات این جشن موضع‌گیری کند: «اینکه بعد از گذشت یکسال و خُرده‌ای از داستان انتخابات یکی بیاید و با دستبند سبز برود بالای سن درست نیست. سال گذشته که این اتفاقات در مورد بعضی از هنرمندان افتاد گفتیم اینها به هر حال روح لطیفی دارند و شاید به طور عمیق وارد مباحث سیاسی نشده‌اند اما الان دیگر اگر کسی بخواهد جنبش مُرده سبز را زنده کند معنی ندارد.»

«البته خود آقای فرهادی هم متوجه شده که حرفهایش در جشن خانه سینما نامناسب بوده است. اینکه کسی آرزو کند که فردی ضد انقلاب مثل محسن مخملباف و خانواده‌اش برگردد به ایران و انتظار هم داشته باشد که ما برایش فرش قرمز پهن کنیم نشان می‌دهد که مسئله دیگر صنفی و سینمایی نیست.»

«ما با هیچ شخصی از جمله آقای فرهادی و یا دیگرانی که تحت تاثیر هیجانات حرفهایی زده‌اند بحثی نداریم حرف ما با حلقه گردانان این محافل است. قضیه ایشان (فرهادی) مسئله ما نیست مسئله ما کسانی است که به صورت سازماندهی شده دارند ارزشهای اسلامی را زیر پا می‌گذارند.»

عسگرپور هم در مقابل این انتقاد تند حسینی نسبت به «حلقه گردانان اصلی این محافل» سکوت نکرد و بار دیگر نامه‌ای پر از توهین به وزیر ارشاد نوشت: «خداوند را بسيار شاكرم كه بعد از گذشت يك سال از مسووليت‌تان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي غير از مباحث كلي كه گفتن‌شان چندان پيش زمينه و تجربه خاصي لازم ندارد بالاخره سخني در خصوص مسائل صنفي سينما گفتيد و به قاعده "تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد" عيب و هنرتان را نمايانديد.

اينجانب و برخي از اهالي سينما به خوبي مي‌دانند جنابعالي چه دوره‌ي سختي را در اين منصب پشت سر مي‌گذاريد. سختي نه به لحاظ كار تخصصي فراوان و مثلا تعامل با اهل فرهنگ و هنر كه در اين زمينه كارنامه يك سال‌تان به وضوح بيانگر ناكامي است؛ بلكه به لحاظ عدم تمايل ورود به مباحث جدي و تخصصي و عدم امكان براي مراقبت از فعاليت معاونيني كه افكار عمومي حتي انتصاب آنها را نيز مربوط به شما نمي‌دانند.»

«مگر امثال ما از كجا آمده بودند؟ مگر شما از كجا آمده‌ايد؟ مايليد سوابقمان را حداقل از تاريخ ‌‌١٢/١١/٥٧ تاكنون با هم مقايسه كنيم؟» «امسال اكثريت مخاطبان و علاقمندان سينما با سليقه‌ها و گرايش‌هاي مختلف معتقد بودند كه مجموعاً يكي از بهترين جشن‌هاي سينماي ايران در طول چند سال گذشته را تجربه كرده‌اند. تا اينكه بيانيه هيستريك معاونت امور سينمايي‌تان كه با هدف برهم زدن تمركز مديران و دست اندركاران نسبت به ناكامي‌هاي پي در پي اخيرشان و عدم توانايي در جذب سينماگران شاخص منتشر شد. بيانيه‌اي كه به زعم خيلي‌ها برگرفته از رفتار رئيس جمهور پيشين آمريكا بود كه براي حمله به يك سرزمين، خوب است بهانه‌اي پيدا كني، آن‌را بزرگ كني، با دروغ آميخته‌اش كني، از هجمه رسانه‌اي هم بهره گيري و به آن سرزمين حمله كرده و آن را اشغال كني!»

و خب البته این بار نوبت شمقدری بود که جواب نامه‌ی عسگر پور را بدهد: «روز گذشته نامه‌اي خطاب به وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شد که درهتاکي و بي‌ادبي به يک مسئول انقلابي و مؤمن و متعهد، درطول سالهاي پس از انقلاب اسلامي کمتر مشابه آن را سراغ داريم. مگر در سالهاي اول انقلاب آن هم درقلم و زبان گروهکي که امروز به عنوان منافقين شناخته مي‌شوند.
در اين نامه ادبياتي از توده مسلک‌هاي سابق و ليبرال منش‌هاي امروز ديده مي‌شود که سعي مي‌کنند خشم و عصبانيت ناشي از عدم موفقيت‌هاي سياسي‌شان را جبران کنند. هم صدائي و استقبال رسانه‌هاي بيگانه از اين اقدام نيز خود قابل تأمل بود! خدا را شکر در جمهوري اسلامي آن قدر آزادي بيان هست که حتي هتاکان و بي‌ادبان هم به نامه‌پراکني بپردازند.

از آنجاکه پاسخ هتاکان در نزد عاقلان خاموشي است در مقام پاسخگويي برنمي‌آئيم. فقط جهت روشنگري چند مطلب ذکر مي‌شود 

1-ترديدي نيست که تقريباً همه خانواده سينما و صنوف آن لحن و بيان اين نامه را تأييد نمي‌کنند و بر اين هتاکي و بي‌ادبي صحه نمي‌گذارند و بر مدار اين خشم و عصبانيت نابخردانه گام بر نمي‌دارند.

2-اينکه فردي به اتکا چند نفر به خود اجازه مي‌دهد به نمايندگي فيلمسازان که بالغ بر پنج هزار نفر هستند بدون رأي و نظر و موافقت آنان هر آنچه که بر قلمش جاري مي‌شود بنام اين جمع بر کاغذ براند خودش نوعي خيانت در امانت است که پيگيري حقوقي دارد و خلاف اخلاق و عرف و انسانيت است.

3-درک بالاي وزير محترم که ريشه اصلي انشقاق در خانه سينما و مشکلات اين مجمع صنفي را به خوبي شناختند و بشرح آن پرداختند ،ظاهراً باعث عصبانيت بعضي گشته است آنجا که وزير محترم درشرح اتفاقات ناخوشايند جشن خانه سينما ابراز مي‌کنند « ما با خطاي يک فيلمساز و يک فرد روبرو نيستيم بلکه مسئول اين خطاها و لغزش‌ها را بايد در صحنه گردانان جشن خانه سينما جستجو کرد.» همين ديدگاه باعث شد ساخت فيلم آقاي فرهادي ادامه يابد.

4-طي ماهها و روزهاي گذشته شاهد تشديد اختلافات و تشتت بين صنوف سينمايي و اعضا، آن شده‌ايم. تهيه کنندگان به چهار گروه تقسيم شده‌اند، کانون کارگردانان سينماي ايران نيز که اخيراً قوام يافته بود امروز شاهد هستيم که رئيس کانون کارگردانان از کودتاي جديد در اين صنف نام مي‌برد که هدفش از هم پاشيدن اين ساماندهي جديد است.از طرفي هر روز شاهد نامه‌ها و مصاحبه‌هاي شديد الحن بين افراد و اعضاء صنوف سينما هستيم.که همه اين آشفتگي‌ها و تشتت‌ها ذيل مديريت فعلي خانه سينما رخ مي‌دهد خانه سينمايي که بايد هدفش انسجام و ساماندهي و آرامش اهالي سينما باشد.

5-موضوع امنيت شغلي با همه مؤلفه‌هاي آن که به حق يک مطالبه جدي اهالي سينماست توسط کساني که در طول مديريت بيست ساله‌شان بر مديريت‌هاي مختلف سينمايي کشور هيچگاه ساماندهي نشد و براي آن اقدام جدي نکردند دستاويز تحرکات سياسي و ايجاد اغتشاش شده است.

6-مديريت فعلي خانه سينما، دفتر مدير عامل را به اتاق جنگ براي تحقق خواسته‌هاي جناحي و ترميم شکست‌هاي سياسي باندي که به آن وابسته است قرار داده است.امور صنفي و رفاهي و معيشتي اهالي سينما که در چارچوب امنيت شغلي مي‌توان به آن اشاره کرد مطالباتي نيست که دولت و نظام خود را نسبت به تحقق آن متعهد نداند. اگر چه در طول همه سالهاي گذشته زير ساخت‌ها و روش‌هاي اجرائي تحقق اين امر از سوي مديران سينمايي جدي گرفته نشده است.

آیا اختلافات پایان یافته است؟

بعد از جوابیه‌ی شمقدری به نامه‌ی عسگرپور و ادامه‌ی ساخت فیلم فرهادی، ظاهرا این بار هم این موقتا اختلافات معاونت سینمایی و خانه سینما پایان یافته ولی مسلما تا وقتی که این تیم مدیریتی و این نگاه سیاسی بر خانه سینما حاکم باشد نه مشکلات صنفی سینماگران قابل حل است، نه سوء استفاده‌ی سیاسی از هنرمندان پایانی دارد، نه گوش شنوایی برای شنیدن انتقادات هنرمندان وجود دارد و نه مشکلات خانه سینما و معاونت سینمایی مرتفع خواهد شد. تا چند وقت دیگر انتخابات خانه سینما برای تعیین هیئت رئیسه‌ی جدید است و باید منتظر ماند تا معلوم شود مدیران آینده‌ی خانه سینما چه کسانی خواهند بود.

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 11:55 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:اکبر عبدی هنرپیشه نام آشنای سینما و تلویزیون کشور پس از یک هفته بستری شدن در بیمارستان بعدازظهر دوشنبه به خانه برگشت.
رضا حسین مردی هماهنگ کننده امور بستری و درمان اکبر عبدی گفت: در یک هفته گذشته عبدی تحت درمان پزشکان بیمارستان آتیه بود و هم اکنون قند و فشار خون او تحت کنترل است.
وی با اشاره به رفع لختگی خون پای عبدی افزود: پزشکان توانستند با تجویز دارو نسبت به رفع این لختگی اقدام کنند و در حال حاضر مشکلی از این بابت ندارد.
حسین مردی در خصوص هزینه های بستری و درمان عبدی در این مدت گفت: حدود پنج میلیون تومان هزینه بستری و درمان عبدی در مدت بستری در کلینیک سعادت آباد و بیمارستان آتیه بوده است که این هزینه را مهندس پناهی مدیر کلینیک سعادت آباد تقبل کرده است.
وی افزود: با توجه به اینکه عبدی برای کنترل قند خود انسولین تزریق می کند، پزشکان نسبت به کنترل فشار خون او توصیه های لازم را انجام داده اند.
اکبر عبدی ضمن تشکر از تمامی کسانی که در این مدت به صورت تلفنی و حضوری جویای حال او بودند گفت: در این مدت اغلب بازیگران سینما و تلویزیون و سایر هنرمندان به صورت تلفنی و حضوری بنده را مورد لطف قرار دادند که کمال تشکر و سپاس را دارم.
وی از حضور آقای هاتفی به نمایندگی از مهندس ضرغامی برای عیادت تشکر کرد و افزود: از پرسنل درمانی کلینیک سعادت آباد و بیمارستان آتیه نیز که در این مدت به بنده خدمت کردند تشکر می کنم. ضمن اینکه تشکر ویژه ای از مهندس پناهی مدیر کلینیک سعادت آباد دارم که هزینه های بستری و درمان بنده را تقبل کردند و آقای حسین مردی که در این مدت پیگیر امور درمانی بنده بودند تشکر می کنم.
عبدی در عین حال از برخی تهیه کنندگان سینما به خاطر خلف وعده ای که در پرداخت دستمزد او دارند گلایه کرد و گفت: متاسفانه برخی از این افراد نه تنها حقوق مادی هنرپیشگان را تضییع می کنند بلکه حقوق معنوی این قشر زحمتکش سینما و تلویزیون را نادیده می گیرند.
این هنرپیشه نام آشنای سینما و تلویزیون کشور با عنوان این مطلب که هنوز 70 درصد دستمزدم را بابت یکی از فیلمهای ساخته شده نگرفته ام افزود: متاسفانه هیئت داوری خانه سینما نیز تاکنون نتوانسته حقوق تضییع شده بازیگران را از تهیه کنندگان بگیرد و من می خواهم شکایت خود را از طریق دادگستری پیگیری کنم اما اجازه نمی دهند.
عبدی گفت: هنوز بابت فیلم پرفروش افراطی ها و سریال سالهای مشروطه طلبکارم اما آنها را پرداخت
نمی کنند.

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 11:43 ] [ مجتبی گروسی ]
 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:مهری ودادیان بازیگر سینما و تلویزیون ایران که این روزها به دلیل ابتلا به آلزایمر و پارکینسون، شرایط جسمی سختی را می گذراند؛ سه شنبه گذشته چند تن از بازیگران با وی ملاقات داشتند.

داریوش اسدی، علیرضا خمسه، مریلا زارعی، فریبا کوثری، علی دهکردی، کامران تفتی از هنرمندانی بودند که با این بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون دیدار کردند.

اما نکته جالب اینکه تمام این بازگران با کفش وارد منزل ودادیان شدند در صورتی که مطابق با عکسی که از این دیدار منتشر شده است، خود ودادیان پابرهنه است!

این در حالی است که این در مصاحبه ای که از مهری ودادیان منتشر شده است وی در مورد سن تکلیف و نماز صبح می گوید: «خانواده ام به من گفته بودند هر کس 40 روز قبل از اذان صبح درب خانه اش را آب و جارو کند و بعد نماز بخواند حضرت خضر را می بیند، من این کار را انجام دادم و با همین روش نماز خوان شدم.»

گفتنی است باران کوثری نیز در سکانسی از فیلم روز سوم؛ خطاب به عراقیهایی که برای غارت وسایل منزل وی آمده اند می گوید: «با کفش نرین رو فرشمون، زندیگمونو نجس کردید.»





























[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 11:29 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:مسعود کیمیایی از فیلمسازانی است که همیشه اظهارنظرهایی عجیب دارد. او جزو معدود کارگردانان پیش از انقلاب است که توانست بعد از انقلاب اسلامی نیز فعالیت هنری خود را ادامه داده و حداقل هر دو سال یک بار فیلمی را ساخته و روانه پرده کند. هرچند بخش عمده‌ای از این امتداد ناشی از توانایی‌های فنی وی به عنوان فیلمساز است اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که بخش زیادی از پیشرفت هنری هر هنرمندی ناشی از شرایطی است که جامعه و به دنبال آن دولت برای وی ایجاد کرده‌است. شاهد مثال هم فیلمسازان مستعد بسیاری است که تا هنگام حضور در ایران، آثاری نسبتا خوب را به مخاطبان عرضه می‌داشتند اما پس از خروج از کشور حتی نتوانستند بخش کوچکی از خلاقیت هنری خود را نیز ارائه دهند. کیمیایی که به تازگی در برنامه‌ای ضبط شده در برابر دوربین برنامه «هفت» قرار گرفته و نظرات خاصی را که پیرامون نحوه تفکرش نسبت به سینما دارد بر زبان آورده بود، اخیرا طی یادداشتی انتقادی برای روزنامه‌ای که خودش آن را بهترین روزنامه وطنی خطاب کرده به جیرانی تاخته که چرا آنچه وی در برابر دوربین گفته را به طور کامل پخش نکرده است!

همه آنچه کیمیایی در یادداشت مسجع خود نوشته یک طرف و این جمله که " آقای جیرانی، شما دستور قطع موضوعات یا جمله‌ها را می‌دهید یا بزرگ‌تر برنامه‌هایتان؟" از نکات جالب گفته‌های اوست. البته اگر یک هنرمند جوانتر که سابقه زیادی هم در عرصه سینما ندارد با چنین لحنی، جیرانی را خطاب قرار می‌داد آن‌قدرها هم تعجب نداشت اما اینکه کسی مثل کیمیایی که سالهاست در متن جریان فیلمسازی ایران قرار داشته و زیروبم آن را به خوبی می‌شناسد، این‌گونه حرف می‌زند قدری عجیب است!

آقای کیمیایی! طبیعی است که هر برنامه‌ای سیاستگذار خاص خودش را دارد و کسی که به عنوان لیدر جرات دعوت از کیمیایی برای نشست ویژه روز سینما را می‌کند باید کمی هم محتاط بوده و به گونه‌ای رفتار نکند که پخش سخنان تردیدآمیز شما، اساس برنامه را زیرسوال برده و دیگر از هفته آینده برنامه‌ای به نام «هفت» وجود نداشته باشد تا شما و همکاران‌تان بتوانید به نقد آن بپردازید.

آقای کیمیایی چرا به این موضوع اشاره نمی‌کنید که گفته‌هایتان با کمترین حذفی از شبکه سوم سیما پخش شد و به این‌گونه توانستید حداقل برای دقایقی هم که شده از طریق پرمخاطب‌ترین رسانه وطنی با مخاطبان آثارتان سخن بگویید.

شما در بخشی از یادداشت‌تان از بهروز وثوقی نام بردید و اینکه او یکی از بااستعدادترین بازیگران ایرانی بوده است اما به این نکته اشاره نکردید استعدادی که در خدمت جامعه نباشد به چه کار می‌آید؟ جالب اینجا است که ادعا دارید بازیگر فوق یکی از بهترین دوستان شما است اما همین دوست در تازه‌ترین گفتگوی خود با یکی از شبکه‌های فارسی‌زبان بیگانه، به این مساله اشاره کرد که هنوز پس از گذشت سال‌ها، خاطره بدی از شما در ذهن دارد آن هم به‌خاطر اینکه چرا در پوستر یکی از فیلم‌های مشترک‌تان، اسم شما بالاتر از اسم ایشان آمده است؟ همه اینها را که کنار بگذاریم اینکه گفته‌اید برای بهترین روزنامه کشور یادداشت نوشته‌اید، اسباب شگفتی دارد؛ آخر هیچ می‌دانید کاهش تیراژ این بهترین روزنامه و فراتر از آن کاهش مخاطبان آن طی ماه‌های اخیر کاملا محسوس بوده و بدتر از آن اینکه حق التحریرهای روزنامه‌نگاران این جریده هر شش ماه یک بار آن هم با هزار خواهش و تمنا پرداخت می‌شود.

آقای کیمیایی شما را کارگردان حرفه ای می دانیم اما نه به خاطر آثاری که طی سالهای اخیر عرضه کرده‌اید که بیشتر به واسطه درخشش آثاری مثل «سرب» و «دندان مار» که سالها است از تولید آنها می‌گذرد.

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 11:17 ] [ مجتبی گروسی ]

 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فيلم سينمايي «ملك سليمان» به‎كارگرداني شهريار بحراني از هفتم مهرماه در گروه سينمايي استقلال به‏روي پرده مي‌رود.

به گزارش روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، اين فيلم از هفتم مهرماه طبق قرارداد جايگزين فيلم سينمايي «كارناوال مرگ» در گروه سينمايي استقلال مي‌شود. تبليغات اين فيلم از نمايشگاه قرآن كريم آغاز شده و هم اكنون سي‎دي پشت صحنه فيلم به همراه تيزر و آنونس آن به مدت 20 دقيقه در سينماهاي تهران توزيع مي‌شود.
بنابراين گزارش، پروژه تاريخي «ملك سليمان» كه محصول بنياد سينمايي فارابي است بخشي از رويدادهاي زندگي حضرت سليمان (ع) را بر اساس قرآن كريم روايت مي‌كند. اين فيلم 14 تير 86 در سالروز ولادت حضرت زهرا (س) كليد خورد و پس از 9 ماه فيلمبرداري آن به پايان رسيد.
امين زندگاني، محمود پاك‌نيت، حسين محجوب، مهدي فقيه، ارژنگ اميرفضلي، الهام حميدي و ... بازيگران، مجتبي فرآورده تهيه كننده، حميد خضوعي ابيانه: مدير فيلمبرداري، حميد قديريان: مدير هنري، سعيد ملكان: طراح گريم و مجيد صباغ ‌بهروز: عكاس «ملك سليمان» هستند.

[ سه شنبه ششم مهر 1389 ] [ 11:47 ] [ مجتبی گروسی ]

 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:برنامه «هفت» با اجراي فريدون جيراني اين هفته به استقبال سينماي دفاع مقدس مي‌رود.برنامه هفت اين هفته دوم مهر ماه قصد دارد برنامه‌اي ويژه به مناسبت هفته دفاع مقدس روي آنتن بفرستد.
بنابراين گزارش، همچنين مصاحبه «حامد بهداد» با «چنگيز جليلوند» و گزارش ويژه‌اي كه از سينماهاي طهران قديم تهيه شده بود هم به دليل كمبود وقت روي آنتن نرفت و قرار شد در هفته‌هاي آتي به مرور پخش شود.
بنابراين گزارش، برنامه سينمايي «هفت» جمعه شب‌ها با هدف بررسي مشكلات و موانع موجود در سينماي ايران و همچنين نقد و بررسي فيلم‌هاي روز روي آنتن شبكه سه سيما مي‌رود.
[ جمعه دوم مهر 1389 ] [ 11:4 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:جدیدترین فیلم اصغر فرهادی بعلت ارائه چهره نامناسب از ایران توقیف شد این فیلم تا۲۰٪فیلبرداری شده بودالبته گمانه زنیها وشایعات دیگری هم بود که بزودی در سایت نگاشته میشود

[ پنجشنبه یکم مهر 1389 ] [ 23:1 ] [ مجتبی گروسی ]




مجتبی گروسی-سینماتوگراف:

"باد در علفزار می پیچد" در 9 سالن سینما اکران شد

 اکران عمومی "باد در علفزار می پیچد" خسرو معصومی از امروز در 9 سینمای تهران آغاز شد. این فیلم از امروز در سینماهای تهران به روی پرده رفت. البته تیزرهای آن نیز از امشب در تلویزیون پخش می شود ولی بیلبوردهای خیابانی ندارد.

باد در علفزار می‌پیچد" سومین قسمت از سه‌گانه معصومی است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد. فیلم داستان دختری جوان به نام شوکاست که به علت فقر خانواده مجبور می‌شود به ازدواج با پسری عقب‌افتاده تن دهد. الناز شاکردوست، رضا ناجی، حسین عابدینی، مائده طهماسبی، مهران رجبی و جمال اجلالی در فیلم بازی می‌کنند.

لازم به ذکر است که در حال حاضر پنج فیلم با بازی الناز شاکردوست روی پرده سینماهاست: فاصله، از ما بهترون، ناسپاس، کارناوال مرگ و باد در علفزار می‌پیچد.

[ چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 ] [ 11:30 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فیلم "بدرود بغداد" به کارگردانی مهدی نادری از سوی ایران به آکادمی علوم و فنون سینمایی آمریکا برای شرکت در مراسم جایزه اسکار انتخاب شد.  در پی بررسی های انجام شده برای انتخاب فیلم ایرانی مراسم اسکار و مطرح شدن چند فیلم به عنوان نامزدهای انتخاب نهایی ، به دلیل سفر معاونت سینمایی به همراه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به نیویورک و همچنین سفر مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی به خارج از کشور ، طی نامه ای به تاریخ 23شهریور از سوی جواد شمقدری پیگیری این مورد به عهده سید علیرضا سجاد پور مدیر کل اداره ارزشیابی و نظارت حرفه ای گذاشته شد.
علیرضا سجاد پور طی تماسها و مشورت‌های متعدد با دست اندرکاران و اهالی سینما از بین گزینه‌های موجود سرانجام فیلم "بدرود بغداد" ساخته مهدی نادری و به تهیه کنندگی مرکز سینمای مستند و تجربی انتخاب شد. بخشی از دلایل انتخاب این فیلم مضمون ضد اشغال فیلم است که به حوادث اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی می‌پردازد وبا وجود فضای مخالفت با حضور نظامیان آمریکایی در کشورعراق که در افکار عمومی جهان موجود است به نظر می رسد این انتخاب توجیه مناسبی دارد.

این انتخاب بر مبنای مشورتهای گسترده با صنوف مختلف سینما صورت گرفته و گرچه گزینه های دیگری نیز موافقانی داشتند اما "بدرود بغداد" با فاصله بیشتری آراء مثبت را به خود اختصاص داد.

[ یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 ] [ 11:7 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:  مسعود ده‌نمكي در مطلبي كه درباره اكبر عبدي نوشته، آورده است:‌اكبر عبدي حقش در سينماي ايران هيچ وقت ادا نشد و باندبازي و چيزهاي ديگر نگذاشت جز در نظر مردم جلوه كند.

 مسعود ده‌نمكي كه در ساخت فيلم‌هاي سينمايي «اخراجي‌ها 1» و «اخراجي‌ها 2» با اكبر عبدي همكاري داشته است، پس از بستري شدن او در بيمارستان مطلبي نوشته كه متن كامل آن در ادامه مي‌آيد:


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ] [ 11:56 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:  اكبر عبدي به دنبال وخامت حالش به بيمارستان آتيه منتقل شد و در حال حاضر در شرايط روحي مناسبي به سر نمي‌برد.

پرستار ويژه اكبر عبدي در گفت‌وگو با  فارس گفت: ايشان امروز به بيمارستان آتيه منتقل شده و در يك اتاق خصوصي بستري است.
وي ادامه داد: رگ‌هاي عمقي پاي راست آقاي عبدي لخته خون توليد مي‌كند كه در حال حاضر تحت نظر پزشك در حال رفع اين مشكل ايشان هستيم.
وي اظهارداشت: آقاي عبدي به خاطر ابتلا به بيماري ديابت تحت نظر قسمت قلب و همچنين غدد بيمارستان نيز هست و در حال حاضر در وضعيت بي‌هوش و هوشيار به سر مي‌برد.
پرستار اكبر عبدي در بيمارستان آتيه تهران، نداشتن روحيه را مشكل اصلي اكبر عبدي دانست و تصريح كرد:‌ ارتباط ايشان با اطراف خوب است و فقط حالت خواب و بيدار دارد، مشكل اصلي اين هنرمند كه عمري ديگران را خندانده اين است كه از روحيه پاييني برخوردار است و ترجيح مي‌دهد تنها در اتاقش باشد تا اينكه با ديگران ارتباط برقرار كند. مشكل ايشان به اصطلاح دپرسي است.

[ جمعه بیست و ششم شهریور 1389 ] [ 11:41 ] [ مجتبی گروسی ]



مجتبی گروسی-سینماتوگراف:ساخت فيلم کوتاه «چه زود دير مي شود» به کارگرداني محمد جودي و تهيه کنندگي حميد ساران در مشهد به پايان رسيد.
اين فيلم 35 دقيقه اي در قطع HP با هدف شرکت در شبکه هاي سيما و جشنواره هاي داخلي و خارجي با حضور 10 بازيگر ساخته شد.اين داستان شکاف بين انسانها و خانواده ها و اينکه آدمها چقدر از هم دورند، به تصوير مي کشد و مربوط به خانواده اي است که پس از فوت پدرشان متوجه شده اند به او در طول زنده بودن محبتي نکردند و از اين باب پشيمانند. گفتني است، ساخت اين فيلم با حضور عوامل مشهدي و به مدت يک هفته به طول انجاميده است. در اين فيلم کوتاه شيدا صبوري فر، يونس زرگر، محمد بوري، جواد اخوي زاده، فرزانه حسن زاده، حميد ساربان، مهدي باوقار، سمانه خاني، جواد دواري و رضا حسيني بازي مي کنند. مشاور کارگردان «چه زود دير مي شود» داوود آتش افروز و مدير فيلمبرداري اين فيلم حسن رجبي است.
[ دوشنبه یکم شهریور 1389 ] [ 11:22 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: کارگردان "نسل جادویی" که به تازگی فیلمش پس از چند سال توقیف و بدون اکران، روانه شبکه ویدیویی شده است درباره همکاری با "هدیه تهرانی" در این فیلم می گوید: همکاری با خانم تهرانی دوگانه بود. ایشان واقعاً بازیگر فوق‌العاده‌ای است نیازی هم به گفتن ندارد. برداشت‌های خوبی از نقش می‌کند و ارائه می‌دهد. مسلط و با اعتماد به نفس است و نقش را درونی می‌کند...
درباره مشکلاتی که در حین کار پیش آمد، بخشی از این مشکل اصلاً به من ربطی نداشت. برخورد تند و سخت‌گیرانه هدیه تهرانی با برخی همکاران قطعاً باعث آزار من هم می‌شد.
البته هر شب تماس می‌گرفت و عذرخواهی می‌کرد اما این روند ادامه داشت. تیم ما حرفه‌ای بود اما این رفتار خانم تهرانی با عوامل پشت صحنه مثلاً منشی صحنه و یا صدابردار و... باعث دلخوری می‌شد. حالا برخی مثلاً با آقای کلاری دوستی و همکاری قدیمی داشتند ولی گاهی دوستان قدیمی‌شان هم صبر و طاقت‌شان را از دست می‌دادند.
"ایرج کریمی" ادامه داد: مشکلی که به نظر من خانم تهرانی با خودشان سرصحنه می‌آورد و خودشان هم زیاد متوجه‌اش نیستند این است که می‌خواهند با دوربین یک کارگردان دیگر فیلم خودشان را بسازند.  وی  ادامه داد: همکاری با هدیه تهرانی در جاهایی ثمربخش بود اما خاطره خوبی از آن به جا نماند.بازیگران باهوش می‌دانند که کلیت کار دست کارگردان است.
حداکثر کاری که یک بازیگر می‌تواند انجام دهد این است که شیرازه یک کار را از هم بپاشاند اما در رأس کارگردان است. اما وقتی این روحیه خانم تهرانی را دیدم فکر کردم از خودشان بپرسم. از ایشان می‌پرسیدم شما می‌خواهید ژاله چه بگوید، شما می‌خواهید در این لحظه او چه کار کند و مانند یک روانکاو تحلیل می‌کردم.
از این نظر می‌گویم این فیلم مستندی درباره هدیه تهرانی است. نه اینکه براساس زندگی ایشان ساخته شده باشد منظورم این است که نوعی مستند درباره روح و روان یک بازیگر است.
کارگردان "نسل جادویی" ادامه داد: به نظرم خانم تهرانی از روند عادی و متعارف سینما فراتر رفته است. روال این است که بازیگر یک کلماتی را تغییر ‌می‌دهد یا جمله‌هایی را به بیان خود درمی‌آورد اما نه اینطور.

[ دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 ] [ 11:34 ] [ مجتبی گروسی ]

 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:حنان ترك بازيگر محجبه سينماي مصر كه چندي پيش حجاب اختيار كرده است، گفت: وقتي زنان ايراني را در سينما ديدم كه با پوشش در سينما نقش بازي مي‏كنند، فهميدم كه مي‏توان هم دين‌دار بود و هم هنرمند. «حنان ترك» بازيگر مصري با اشاره به هفت سال تفكر براي انتخاب حجاب، گفته بود: اين دوران، دوران زيانباري بود و اي كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودم.
اين بازيگر در پاسخ به اين سؤال كه با حجابت به كجا مي‌خواهي برسي، گفته بود: مدتي ستاره اهل زمين بودم و از خدا مي‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبديل كند.
وي گفت: با الگو گرفتن از زنان ايراني با حجاب شدم. وقتي زنان ايراني را در سينما ديدم كه با پوشش در سينما نقش بازي مي‏كنند، فهميدم كه مي‏توان هم دين دار بود و هم هنرمند!
حنان ترك بازيگر مشهور سينماي مصر خبرهاي منتشر شده درباره پوشيدن و نپوشيدن كلاه‌گيس در يكي از فيلم‌هاي پيش روي خود را تكذيب كرد.
وي كه قرار است به زودي در سريال مصري «گربه‌هاي كور» بازي كند بر التزامش به حجاب خود تأكيد كرد و گفت: التزام من به حجاب مانعي بر اجراي نقش‌هاي متفاوت در سينما نيست.
حنان ترك با ابراز تعجب از آنچه درباره او منتشر شده گفت: محمود كامل، كارگردان سريال «گربه‌هاي كور» با من درباره پوشيدن كلاه گيس صحبتي نكرده است.
وي در پاسخ به سؤالي درباره اين كه كارگردانان معتقدند استفاده از حجاب در خانه‌ها براي بيننده قانع كننده نيست، گفت: من با بسياري از مردم مصر در رابطه‌ام و نظر آنان به اين شكل نيست.
ترك همچنين گفت: من قلبا با پوشيدن كلاه‌گيس و يا موي مصنوعي موافق نيستم اما ترجيح مي‌دهم در اين باره صحبت نكنم.
[ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 ] [ 19:15 ] [ مجتبی گروسی ]
خشت اول

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: هنوز چند روزی از اسفند سال 1388 نگذشته بود که افتتاحیه جشنواره ای با عنوان "جشنواره جوان ایرانی" با مدیریت سازمان ملی جوانان سروصدای زیادی برپا کرد. موضوع اخبار هم بیشتر حول حاشیه های برگزاری افتتاحیه، حضور و غیبت برخی افراد در این مراسم و همچنین ابراز شگفتی از تعیین دبیران بخش های این جشنواره و به‌ويژه سخنگوی آن، (خانم شبنم قلی خانی- بازیگر) بود. هفت داور این جشنواره که با هدف شناسایی و معرفی جوانان موفق ایرانی از عمق روستاهای کشور تا مرکز پایتخت ایران در 13 رشته برگزار شد، چهره‌هاي تلویزیونی بودند. دبیر بخش قرآن فرزاد جمشیدی، حمید گودرزی در بخش فیلم، علی سلیمانی دبیر بخش هنر نمایشی، بخش موسیقی روزبه نعمت اللهی، امیر حسین مدرس دبیری بخش ادبیات و طنز، بخش رسانه محمد رضا حسینیان و همچنین الهام حمیدی داوری جوان بخش جوان ایرانی خارج از کشور را برعهده گرفت.

انتخاب دبیران به روش مشهور بودن و چهره بودن افراد نکته ای است که باعث می شود تبلیغاتی بودن جشنواره و انجام برای بیلان کار بیش از پیش به ذهن بیآید. همچنین گسترده نبودن داوران و انتخاب اکثریت آنها از میان هنرمندان تلویزیون موجب شده تا فعالان و آگاهان نسبت به مسایل جوانان از نتیجه این جشنواره متناسب با اهداف جشنواره ابراز نگرانی کنند.

نکته قابل توجه اینکه ورود ضرب الاجلی به این جشنواره که با هدف جایگزینی و ارتقای جشنواره "حضرت علی اکبر(ع)" بود، موجب شد تا داوری و اجرای بخش های مختلف آن شاهد کاستی ها و ناهنجاری هایی باشد.


اختتامیه ها تایید کننده نگرانی منتقدین به افتتاحیه


اختتامیه بخش های مختلف این جشنواره هم با حضور شخصیت های گوناگون سیاسی و در مدلی تبلیغاتی برگزار شد که فضای ذهنی برخی منتقدین نسبت به وجود کار تبلیغاتی با مایه ضعیف را تقویت می کرد.

برگزاری اختتامیه ها در هتل المپیک، مرکز همایش های برج میلاد، کاخ موزه نیاوران، اریکه ایرانیان، کاخ موزه گلستان و با حضور افراد سرشناس و شاخص مانند آیت الله صدیقی امام جمعه موقت تهران، آیت الله مقتدایی رییس مرکز حوزه‌های علمیه، حدادعادل رییس کمیسیون فرهنگی، رحیمی معاون اول رییس جمهور، ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما، دارابی قائم مقام سازمان صداوسیما و عضو جمعيت ايثارگران انقلاب، وزرای ارشاد، کار، تعاون و دفاع و دوبار حضور اسفندیار رحیم مشایی هرچند می تواند به عنوان یک نقطه مثبت برای این جشنواره تلقی شود، اما بیش از هر چیز جمله حدادعادل را با قرائتی نو در ذهن تداعی می کند که "بذرپاش در حال بذر پاشیدن برای آینده است".

در مورد داوران جشنواره هم نگرانی ها تایید می شود و در طول نزدیک به پنج ماه برگزاری جشنواره، تنها در هفته های آخر شاهد حضور پررنگ امثال خانم شبنم قلی خانی در تبیین جشنواره جوان ایرانی داشتیم که خود مهر تاییدی بر بی تجربه بودن این افراد و استفاده تبلیغاتی از آنان بود.

هرچند کار برخی از این داوران چهره مانند حمید گودرزی به منزل آخر هم نرسید و همان ابتدای کار با وساطتت برخی افراد تاثیرگذار روی بذرپاش مانند مسئول دفتر سابق وی، گذاشته شد.

گودرزی در همان زمان ضمن ابراز شگفتی از این مسئله می گوید: "ما را به اتاقي بردند. من فكر مي‌كردم الان اتاقي را آماده مي‌كنند تا ما به سئوالات جواب بدهيم. يك دفعه آمدند و گفتند كار تعطيل است. گفتم براي چي؟ گفتند يك آقاي آشتياني نامي گفتند. به يكي از دوستاني كه پيش من بود، گفتم برويد و بگوييد كه ما جلسه را تعطيل نكرده‌ايم. آ‌ن‌ها گفتند نمي‌خواهد شما بگوييد، ما خودمان اين كار را انجام مي‌دهيم."


حاشیه هایی پررنگ تر از متن


هر چند در تأثیرگذاری کلیت جشنواره جوان ایرانی بر ایجاد انگیزه و شور و تحرک در اقشار مختلف جوانان شکی نیست، اما نبود مدیریت منسجم و نظارت کیفی و کمی ضعیف روی جشنواره، موجب شد تا با ايجاد برخي حاشیه ها، این جشنواره نیازمند بازنگری اساسی باشد.

تک خوانی خانم معلول درجشنواره جوان با توانایی خاص، حضور خواننده غیر مجاز(شهرام شکوهی) در اختتامیه هنرهای تجسمی، حضور میترا حجار بازیگر ایرانی که در خارج از کشور چند فیلم بدون حجاب بازی کرده است و مجددا به کشور بازگشته، در جشنواره جوان ایرانی خارج از کشور، و هیجان افراطی و بی بند و باری و همهمه در سخنرانی بذرپاش در اختتامیه جشنواره موسیقی، که حتی به حذف برخی از عکس های این مراسم از خبرگزاری ها منجر شد، گوشه ای از حاشیه های این جشنواره بوده است.

اما در بخش هنرهای نمایشی از آنجا كه اين جشنواره با تبليغات وسيع در سطح كشور فعاليت خود را آغاز كرد و يكي از شعارهاي اساسي آن جوان و كشف استعدادهاي جوان به خصوص استعدادهاي شهرستاني بود و اميد آن مي رفت كه در اين جشنواره ملي، حضور شهرستان ها پر رنگ تر باشد اما متاسفانه اين اميد با اعلام متون پذيرفته شده در بخش هنرهاي نمايش كه 29 اثر از 50 اثر را شهر تهران به خود اختصاص مي داد، از بين رفت.

در بخش رسانه هم که با داوری افرادی همچون محکی رییس موسسه همشهری (ارگان مطبوعاتی شهرداري تهران) از خبرنگاران اصلاح طلب همشهری جوان، همشهری ماه، اعتماد، روزنامه خبر، همشهری، خبرگزاری مهر و چند روزنامه دست چندمی اصلاح طلب شهرستان ها تقدیر و تشکر شد تا از این پس خبرنگاران متعهد و دلسوز و انقلابی به فرموده سازمان ملی جوانان، خبرنگاران اصلاح طلب را آیینه فعالیت خود قرار دهند!

در بخش سرباز جوان، وحیدی وزیردفاع و فرمانده نیروی زمینی ارتش در مصاحبه هایی تاکید می کنند که خوب است جوان ها تا قبل سربازی ازدواج نکنند و دخترشان را هم به جوانی که سربازی نرفته باشد، نمی دهند! البته با حساب این مصاحبه ها جوانان تا قبل از 25 سالگی در صورت اخذ لیسانس و 28 سالگی در صورت اخذ فوق لیسانس کلا قید اجرای دستور دین و سفارش پیامبر را بزنند!


حرف آخر


مطمئنا جملات بالا تاکید بر دقت بیشتر در نحوه برگزاری و چگونگی مدیریت برنامه های این جشنواره دارد تا ایرادهایی همچون موارد یاد شده، اصل این جشنواره ملی را زیر سئوال نبرد. امید است دست اندرکاران سازمان ملی جوانان با استماع نقد منصفانه رسانه ها به رفع کاستی ها بپردازند تا در کشوری که جوانان نمونه آن مانند شهید باقری یا قهرمان کتاب دا الگوی خود را فرزند رشید اباعبدالله الحسین، حضرت علی اکبر علیهم اسلام و حضرت زینب سلام الله علیها قرار دادند، عده ای نتوانند الگوهاي ديگري را به خورد جامعه جوان ايراني بدهند.
 

 

[ سه شنبه پنجم مرداد 1389 ] [ 11:10 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:«امين حيايي» در برنامه شب گذشته «هفت» با بيان اينكه تهيه‌كننده‌ها يك جاهايي تيشه به ريشه خودشان مي‌زنند، گفت: خيلي مواقع تهيه‌كننده خصوصي دو سه بازيگر مي‌‌آورد و مابقي را از دوستان و آشنايان‌شان مي‌گذارد و ما بايد آن‌ها را هم راه بيندازيم. «امين حيايي» بازيگر فيلم سينمايي «بيداري روياها» ساخته محمدعلي باشه‌آهنگر شب گذشته در برنامه سينمايي «هفت» در مصاحبه با «فريدون جيراني» گفت: «بيداري روياها» را در جشنواره ديدم و بسياري واقعي و خوب شده بود. در اين فيلم يك محيط بازي وجود داشت و آقاي آهنگر هم به ما اعتماد داشتند.
وي در ادامه در پاسخ به اين سئوال كه بازيگري در نقش‌هاي متفاوت به ارزش بازيگري شما مي‌افزايد يا از آن مي‌كاهد، افزود: هر كدام يك تجربه است و در هر تجربه هم چيز جديدي به دست مي‌آوريم. من به دنبال اين كه خودم را در فيلم مطرح كنم، نبوده‌‌ام. من بيشتر دوست دارم فيلم موفق و مطرح شود.
حيايي ادامه داد: با يكسري نقش‌ها مثل «اخراجي‌ها»، «كما» و «مهمان مامان» خو گرفتم. اين نقش‌‌ها 30 درصد آن نوشته شده بود و مابقي را خودم اضافه كردم ولي در «بيداري روياها» فيلمنامه كامل بود.
اين بازيگر سينما در خصوص عدم استقبال مردم از فيلم سينمايي «بيداري روياها»، اضافه كرد: «بيداري روياها» فيلم جشنواره‌اي و تلخ است. اين فيلم تماشاگر خاص را مي‌طلبد. مردم عام دوست دارند در دو ساعتي كه فيلم نگاه مي‌كنند، تفريح كنند. يا بخندند و يا گريه كنند كه البته خنديدن را بيشتر ترجيح مي‌دهند.
وي در ادامه تصريح كرد: مردم خنديدن را دوست دارند. سرمايه‌گذاران هم در اين زمينه سرمايه‌گذاري مي‌كنند و فيلمنامه‌نويسان را مجبور مي‌كنند در اين زمينه بنويسند. ما هم مجبوريم در اين خط‌ها بازي كنيم.
«امين حيايي» در پاسخ به اين سئوال كه آيا قبول داري فيلم‌هاي كمدي حال حاضر سطح نازلي دارد و تو نبايد به رشد اين فيلم كمك كني؟، اظهار داشت: مسلما من سعي مي‌‌كنم هر موقع در فيلمي حضور پيدا كردم، به ارتقاي سطح آن كمك كنم تا فيلم ضعيف نشود. مثلا در فيلم «مهمان» كه به نوعي بازسازي يك فيلم قديمي بود، با آقاي فرح‌بخش صحبت كردم و گفتم اگر اين فيلم در فضاي طنز ساخته شود، قشنگ خواهد شد.
وي تصريح كرد: يك جاهايي هست كه كارگردان به كارش واقف است و فيلمنامه هم به قدري قوي است كه بازيگر فقط مي‌آيد جلوي دوربين قرار مي‌گيرد و مي‌رود. ولي بعضي مواقع كار بايد سريع پيش برود، تهيه‌كننده به كارگردان مي‌گويد مي‌خواهم اين كار را در يك ماه جمع كني. كارگردان هم كه نمي‌تواند در اين مدت‌زمان به همه افراد برسد، يك ديد باز به كار مي‌دهد.
حيايي در ادامه افزود: در بخش خصوصي بايد سريعا كار پيش برود تا براي تهيه‌كننده صرف داشته باشد. خودشان مي‌گويند ما آنقدر سرمايه نداريم كه روزي 10 ميليون تومان خرج عوامل كنيم. مثلا آقاي «فرح‌بخش» به ما مي‌‌گويد من پول دو ماه را به شما مي‌دهم ولي شما كار را در يك ماه جمع كنيد. اين به نفعش است كه يك ماهه كار تمام شود.
وي اضافه كرد: در «اخراجي‌‌ها» ميدان بخش بازيگري، باز بود و همه بچه‌ها نظرات‌شان را مي‌دادند و در نهايت تصويب مي‌شد.
وي در رابطه با صحبت هفته گذشته «حامد بهداد» مبني بر اين كه اگر من پول زياد مي‌گيرم، حقم است و بايد بيشتر هم بگيرم، گفت: من هميشه به اندازه زحمتي كه كشيدم، توقع داشتم دستمزد بگيرم. هيچ وقت بيشتر نگرفتم. فيلمي كه بدانم ارزش هنري، كارگردان و فيلمنامه خوبي دارد، مسلما خيلي تخفيف مي‌دهم تا فيلمي كه نمي‌شناسم و بايد انرژي بگذارم تا كار جمع شود. در نتيجه قيمت بالا مي‌رود چون انرژي زيادي صرف مي‌شود.
«امين حيايي» در ادامه گفت‌وگوي خود با «فريدون جيراني» بيان داشت: خيلي مواقع تهيه‌كننده خصوصي دو سه بازيگر مي‌‌آورد و مابقي را از دوستان و آشنايان‌شان مي‌گذارد و ما بايد آن‌ها را هم راه بيندازيم. الان بسياري از بازيگران ما بيكار شده‌اند و از طرف ديگر آشناها و فاميل‌‌هاي افراد بايد جلوي من بازي كنند و انرژي من را بگيرند. اين كار اشتباه است. تهيه‌كننده‌ها يك جاهايي تيشه به ريشه خودشان مي‌زنند.
وي در ادامه در خصوص وضعيت سينماي امروز و پايين آمدن استقبال مردم از تماشاي فيلم‌هاي سينمايي، افزود: كمبود تيم‌ورك‌هاي خوب دليل اين موضوع است. من نبايد در سينما خودم را بالا ببينم و بايد كمك كنم كه همه بالا بيايند و رشد كنند و در واقع بايد ايراني‌ها را نشان بدهيم.
[ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 11:34 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف: محمدرضا گلزار" از هنرپیشه های سینمای ایران که سال گذشته برای 3 روز بازی در فیلم "دموکراسی تو روز روشن" 90 میلیون تومان دستمزد گرفته بود،در آخرین پیشنهادش برای بازی در یک فیلم دستمزد های 150 تا 200 میلیونی پیشنهاد داده است و این در حالی است که هفته نامه سینما، همچنان بحث رفع ممنوع التصویر بودن وی را از سال گذشته تا کنون در هاله ای از ابهام عنوان کرده است!

این افزایش دستمزد گلزار در شرایطی عنوان می شود، که اعلام دستمزد 70 میلیونی وی برای بازی در فیلم "دو خواهر" در سال گذشته، منجر به افزایش نجومی دستمزد سایر هنرپیشه های سینما گردید تا جایی که میزان افزایش دستمزدها در آن مقطع بین 3 تا 4 برابر افزایش داشته است.

یکی از دلایل هزینه های تولید فیلم در ایران،دستمزدهای هنرپیشه ها می باشد، بگونه ای که گاه 40 و یا حتی 50 درصد هزینه تولید یک فیلم، مربوط به دستمزدهای هنرپیشه های آن فیلم است و در نهایت تهیه کنندگان، به منظور کاهش احتمال نفروختن فیلم و ورشکستگی، مجبور به تولید هر اثر مبتذل و سطحی می شوند
[ چهارشنبه سی ام تیر 1389 ] [ 12:43 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:سلامی دیگر" عنوان فیلمی است که سالها پیش جلوی دوربین رفته اما پس از یک دهه به نمایش عمومی در آمده است. این فیلم که شرح داستانی دیدار خسرو شکیبایی و بهروز وثوقی دو بازیگر افسانه ای سینمای قبل و بعد از انقلاب ایران در آمریکاست، توسط حسین خندان ساخته شده است. به همین بهانه با وی همکلام شدیم تا از فیلم او و دلیل انتظار ده ساله ی مخاطبانش بیشتر بدانیم.

موضوع فیلم را حتی با خانواده ی شکیبایی هم در میان نگذاشتید؟

چرا، این کار را کردم. با خانواده ایشان تماس گرفتم تا هر زمان را برای نمایش فیلم، مناسب دیدند، مطلعم كنند و آنها قریب ۶ ماه بعد تر اطلاع دادند كه نمایش فیلم مانعی ندارد... برگردیم به ادامه ی پرسش قبلی، بعد از اعلام موافقت خنواده ی شکیبایی با پخش فیلم، چه اتفاقی رخ داد؟ بله، گفتم که وقتی موافقت خانواده ی شکیبایی را دریافت کردم، زمان زیادی تا نخستین جشنواره در راه برایم باقی نمانده بود. بنابراین با توجه به مدت بسیار كمی كه تا برپایی سومین جشنواره فیلم نور در لوس آنجلس باقی مانده بود و علیرغم اینكه مهلت ارسال فیلم نیزاز مدتها قبل سپری شده بود، فیلم را تدوینی كاملا متفاوت از نسخه اولیه كردم كه یكی از تبعات آن كوتاه كردن فیلم بود، نسخه فعلی فیلم ۵۴ دقیقه است و علاوه بر سومین دوره جشنواره" نور"، در بیستمین دوره جشنواره " فیلمهایی از ایران" در شیكاگو هم به نمایش در آمد.

بله، گفتم که وقتی موافقت خانواده ی شکیبایی را دریافت کردم، زمان زیادی تا نخستین جشنواره در راه برایم باقی نمانده بود. بنابراین با توجه به مدت بسیار كمی كه تا برپایی سومین جشنواره فیلم نور در لوس آنجلس باقی مانده بود و علیرغم اینكه مهلت ارسال فیلم نیزاز مدتها قبل سپری شده بود، فیلم را تدوینی كاملا متفاوت از نسخه اولیه كردم كه یكی از تبعات آن كوتاه كردن فیلم بود، نسخه فعلی فیلم ۵۴ دقیقه است و علاوه بر سومین دوره جشنواره" نور"، در بیستمین دوره جشنواره " فیلمهایی از ایران" در شیكاگو هم به نمایش در آمد

اگر موافقید، کمی هم از مخاطبان بگوییم، برخورد مردم با این فیلم چگونه بوده؟ ببینید، جشنواره فیلم نور، جشنواره ای رقابتی است با داورانی اكثرا بین المللی كه طبعا فیلم و ساختار خاص آن را فهم نكردند. چون، " سلامی دیگر" مخاطبی می طلبد كه نه تنها این دو ابر بازیگر سینمای ایران را بشناسد، بلكه بایستی فیلمهای كارنامه هنری بهروز وثوقی را هم به خوبی تماشا كرده باشد. بر این مبنا، تماشاگران عام ایرانی فیلم را بسیار پسندیدند و همین طور تماشاگران خاصی همچون رضا بدیعی که خود پیش تر یكی از داوران جشنواره نور بوده است. او فیلم " سلامی دیگر " را نه تنها یکی از بهترین فیلم ها ی جشنواره توصیف کرد، بلکه آن را " نامه ای بسیار عاشقانه و شاعرانه " لقب داد. و هم او بود که كدورتی كه بهروز وثوقی از من بابت عدم ارسال فیلم در سالها قبل داشت را زدود و پس از آن من به دیدن بهروز در سانفرانسیكو شتافتم و نسخه فعلی فیلم را تقدیمش كردم و خوشبختانه این فیلم بسیار به دلشان نشست تا آنجا كه وقتی از او پرسیدم كه اگر پیشنهادی برای هرگونه تغییری در فیلم دارد، بگوید، بلافاصله گفت كه دست به نسخه فعلی فیلم نزنم كه بسیار خوب است.

ببینید، جشنواره فیلم نور، جشنواره ای رقابتی است با داورانی اكثرا بین المللی كه طبعا فیلم و ساختار خاص آن را فهم نكردند. چون، " سلامی دیگر" مخاطبی می طلبد كه نه تنها این دو ابر بازیگر سینمای ایران را بشناسد، بلكه بایستی فیلمهای كارنامه هنری بهروز وثوقی را هم به خوبی تماشا كرده باشد. بر این مبنا، تماشاگران عام ایرانی فیلم را بسیار پسندیدند و همین طور تماشاگران خاصی همچون رضا بدیعی که خود پیش تر یكی از داوران جشنواره نور بوده است. او فیلم " سلامی دیگر " را نه تنها یکی از بهترین فیلم ها ی جشنواره توصیف کرد، بلکه آن را " نامه ای بسیار عاشقانه و شاعرانه " لقب داد. و هم او بود که كدورتی كه بهروز وثوقی از من بابت عدم ارسال فیلم در سالها قبل داشت را زدود و پس از آن من به دیدن بهروز در سانفرانسیكو شتافتم و نسخه فعلی فیلم را تقدیمش كردم و خوشبختانه این فیلم بسیار به دلشان نشست تا آنجا كه وقتی از او پرسیدم كه اگر پیشنهادی برای هرگونه تغییری در فیلم دارد، بگوید، بلافاصله گفت كه دست به نسخه فعلی فیلم نزنم كه بسیار خوب است

برگردیم به مراحل ساخت فیلم و از پیشنهاد اولیه ی شما به این دو هنر پیشه بزرگ شروع کنیم، می خواستم ببینم عکس العمل هر یک از این دو در برابر پیشنهاد شما چه بوده؟ خب، من اول ایده ی ساخت فیلم را با خسرو شکیبایی در میان گذاشتم. وقتی به او گفتم که چه فکری در سر دارم، اول یک مکث بلندی کرد و بعد گفت عالیه. خیلی خوبه. اما حسین جون، می خوای ما رو بیکار کنی؟ گفتم، نه خسرو جان. تو خودت می دانی که من حاضر نیستم تو ذره ای به زحمت بیفتی. گفت پس می خواهی چه کار کنی؟ گفتم که ما این فیلم را می سازیم. اما جایی نشان نمی دهیم تا تو به من بگویی. گفت، قول؟ گفتم، قول. گفت پس تنها یک شرط دارد وآن اینکه تو تمام این صحنه ها را از قبل بنویسی. البته این کار یک مستند داستانی است و من از قبل دوست داشتم که کمی هم روی بداهه گویی خسرو حساب کنم. اما او این شرط را گذاشت و من هم قبول کردم. حالا روند فیلم جوری بود که ما می خواستیم فیلم پیش برود و آقای وثوقی به صورت غافلگیرانه در فیلم شرکت داده شود. در نتیجه طبیعی بود که من با ایشان در این باره صحبت نکنم. بنا بر این بر همان منوال کار را ادامه دادیم و وقتی که نیمی از فیلم را در شیکاگو فیلمبرداری کردیم، به همراه خسرو به سمت سانفرانسیسکو پرواز کردیم. در آنجا بنا داشتیم بهروز را غافلگیر کنیم. گفتیم، همان طور برویم پشت در خانه اش و در بزنیم. بهروز در را باز کند و خسرو را ببیند. من هم همان صحنه زنده را فیلم بگیرم اما متاسفانه این طرح به هم خورد و عملی نشد.

خب، من اول ایده ی ساخت فیلم را با خسرو شکیبایی در میان گذاشتم. وقتی به او گفتم که چه فکری در سر دارم، اول یک مکث بلندی کرد و بعد گفت عالیه. خیلی خوبه. اما حسین جون، می خوای ما رو بیکار کنی؟ گفتم، نه خسرو جان. تو خودت می دانی که من حاضر نیستم تو ذره ای به زحمت بیفتی. گفت پس می خواهی چه کار کنی؟ گفتم که ما این فیلم را می سازیم. اما جایی نشان نمی دهیم تا تو به من بگویی. گفت، قول؟ گفتم، قول. گفت پس تنها یک شرط دارد وآن اینکه تو تمام این صحنه ها را از قبل بنویسی. البته این کار یک مستند داستانی است و من از قبل دوست داشتم که کمی هم روی بداهه گویی خسرو حساب کنم. اما او این شرط را گذاشت و من هم قبول کردم. حالا روند فیلم جوری بود که ما می خواستیم فیلم پیش برود و آقای وثوقی به صورت غافلگیرانه در فیلم شرکت داده شود. در نتیجه طبیعی بود که من با ایشان در این باره صحبت نکنم. بنا بر این بر همان منوال کار را ادامه دادیم و وقتی که نیمی از فیلم را در شیکاگو فیلمبرداری کردیم، به همراه خسرو به سمت سانفرانسیسکو پرواز کردیم. در آنجا بنا داشتیم بهروز را غافلگیر کنیم. گفتیم، همان طور برویم پشت در خانه اش و در بزنیم. بهروز در را باز کند و خسرو را ببیند. من هم همان صحنه زنده را فیلم بگیرم اما متاسفانه این طرح به هم خورد و عملی نشد

چرا؟ اگر می شود برایمان تعریف کنید، برای من و خواننده های ما جالب است که چرایش را بدانیم... حالا البته هم تقصیر من بود و هم تقصیر خسرو که آنچه در سر داشتیم عملی نشود. چرا که شب آخری که در شیکاگو بودیم هر دو از هیجان تا صبح نخوابیدیم. همان شد که من آدرس خانه ی بهروز را در شیکاگو جا گذشتم. همسر آمریکایی من هم نتوانست آدرس را در خانه پیدا کند. برای همین من مجبور شدم از هتل محل اقامتمان با بهروز تماس بگیرم و بگویم که در سانفرانسیسکو هستم و می خواهم او را ببینم. اما آنجا خسرو دیگر تاب نیاورد، گوشی را از دست من گرفت و شروع کرد با بهروز صحبت کردن و قربان صدقه ی او رفتن. خلاصه، به دلیل همین اشتباه ساده، متاسفانه طرح من عملی نشد. اما با این وجود صحنه ی برخورد این دو همچنان هیجان انگیز است و انگیزاننده. اما خوب، من به ضروریت های سینمایی نتوانستم آن صحنه را در فیلم بگنجانم. اما آن را حتماً در جایی دیگر، مثلاً پشت صحنه ی فیلم در نسخه ی " DVD" کار خواهم کرد.

حالا البته هم تقصیر من بود و هم تقصیر خسرو که آنچه در سر داشتیم عملی نشود. چرا که شب آخری که در شیکاگو بودیم هر دو از هیجان تا صبح نخوابیدیم. همان شد که من آدرس خانه ی بهروز را در شیکاگو جا گذشتم. همسر آمریکایی من هم نتوانست آدرس را در خانه پیدا کند. برای همین من مجبور شدم از هتل محل اقامتمان با بهروز تماس بگیرم و بگویم که در سانفرانسیسکو هستم و می خواهم او را ببینم. اما آنجا خسرو دیگر تاب نیاورد، گوشی را از دست من گرفت و شروع کرد با بهروز صحبت کردن و قربان صدقه ی او رفتن. خلاصه، به دلیل همین اشتباه ساده، متاسفانه طرح من عملی نشد. اما با این وجود صحنه ی برخورد این دو همچنان هیجان انگیز است و انگیزاننده. اما خوب، من به ضروریت های سینمایی نتوانستم آن صحنه را در فیلم بگنجانم. اما آن را حتماً در جایی دیگر، مثلاً پشت صحنه ی فیلم در نسخه یکار خواهم کرد

فکری هم برای پخش فیلم در ایران کرده اید؟ به نظرتان مخاطبین ایرانی می توانند این فیلم را در سینماهای ایران ببیننند؟

بله، اتفاقاً اقای وثوقی هم عقیده داشتند که تماشاگر این فیلم در ایران است و به من می گفتند که بهتر است تا این فیلم را فعلاً به جای دیگری نفرستم. می گفت که سعی کن تا مناسبات پخش این فیلم در ایران را فراهم کنی. به هر حال ما امیدواریم که روزی این امکان فراهم شود. امید که روزی این فیلم در در سینماهای ایران نمایش داده شود و مخاطبین اصلی فیلم به تماشایش بنشینند.

[ یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 ] [ 11:8 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: حامد بهداد شب گذشته در برنامه تلويزيوني هفت با بيان اين كه من سطح فرهنگ بازيگري را بالا بردم و بازيگري را در نسل جوان خودم، به مرحله بعدي بردم و نيم نمره به آن اضافه كردم، گفت: «خسرو شكيبايي» داد نزد كه بازيگر خوبي است ولي من داد مي‌زنم. شب گذشته در برنامه سينمايي «هفت»، گفت‌وگوي «حامد بهداد» بازيگر فيلم سينمايي «هفت دقيقه تا پاييز» با «احسان ظلي‌پور» پخش شد.
اين بازيگر سينما در پاسخ به سوال خبرنگار هفت مبني بر اينكه قبول داري بازيگر تنبلي هستي و نقش‌هاي كوتاه ايفا مي‌كني و پول خوب مي‌گيري، بيان داشت: من پول خوب مي‌گيرم، چون حق من است. چون يكي از بهترين‌ بازيگرهاي اين مملكت هستم. من نقش كوتاه را طوري بازي مي‌كنم كه قيمت پيدا كند. دستمزد ما بازيگرها به مراتب از دستمزد خيلي خيلي از ورزشكارها كمتر است.
وي اضافه كرد: چه كسي مي‌تواند روي بازي هنري من قيمت بگذارد؟ مگر من سر بازي در «روز سوم» چقدر پول گرفتم. مي‌‌توان روي اين بازي قيمت گذاشت؟ مگر «خسرو شكيبايي» در فيلم هامون چقدر پول گرفته است؟ آيا گوهري كه در خاطرات مردم جاودانه مي‌شود، قيمت دارد؟ آيا من جلوي دوربين رقصيدم؟ آيا من آواز خواندم و دلقك بازي كردم؟ آيا من در سينماي مبتذل شركت كردم؟ من سطح فرهنگ بازيگري را بالا بردم. من بازيگري را در نسل جوان خودم، به مرحله بعدي بردم و نيم نمره به آن اضافه كردم. چون من يك جوانم و مي‌گويم من خوبم و اعتماد به نفس دارم با مذمت و شماتت روبرو مي‌شوم. «خسرو شكيبايي» داد نزد كه من خوبم ولي من مي‌گويم.
حامد بهداد اضافه كرد: سوپراستارهاي كذايي كه فقط به خاطر فروش‌ فيلم‌ها حاضر مي‌شوند، ميليون ميليون پول مي‌گيرند ولي من كه تماشاگر را از خانه‌اش بيرون مي‌آورم و او را دچار هيجان مي‌كنم، نبايد پول نخواهم.
وي ادامه داد: آيا دستمزد من با دستمزد بازيگرهايي كه تكرار سوپراستارهاي قبل از انقلاب هستند، برابري مي‌كند؟ اگر دستمزد من زياد است بايد بياييم راجع به پول تهيه‌كننده‌ها، سرمايه‌گذارها و علي‌الخصوص كساني كه در پخش اين سينما فعاليت مي‌كنند، حرف بزنيم. بياييد اين موضوع را علني كنيم تا ببينيم چه كسي پول به جيب مي‌زند. كساني كه سينما را يك سال اجاره مي‌‌كنند تا هر فيلمي را كه دل‌شان خواست پخش كنند و هر فيلمي را كه نخواستند، پخش نكنند. اين‌ها پول دارند و به ما زور مي‌گويند.
اين بازيگر در ادامه تصريح كرد: من تنبل نيستم. من بي‌انگيزه‌ام. من هميشه حقم به ناحق خورده شد. يكي از آن‌ها هم در همين فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» بود.
وي در اين برنامه درخصوص اختلافش با هديه تهراني گفت: من هيچ اختلافي با خانم هديه تهراني نداشتم، ندارم و نخواهم داشت.
وي افزود: ما بازيگريم، ما همكاريم، ما آرتيستيم. ما بحث مي‌كنيم و حرف مي‌زنيم. دعوا مي‌كنيم ولي سر يك چيزي كه اسمش را مي‌گذاريم «اصل». ما سر فيلم‌هاي «آب‌دوغ‌خياري» كه سينما را به امروز كشانده، حرف نزديم. ما بحث مي‌كنيم براي اينكه خروجي خوبي داشته باشيم. من بحث مي‌كنم، نه سر فيلم‌هاي كشك و مبتذل، سر يك فيلم فرهنگي.
بهداد ادامه داد: من اگر با يك كارگردان بحث مي‌كنم، به خاطر اين است كه او يك استاد است مثل مسعود كيميايي، ناصر تقوايي، عباس كيارستمي، بهرام بيضايي و داريوش مهرجويي. اين‌‌ها سينماي صحيح را براي ما آوردند. من دانشجوي اين سينما هستم. من دانشجوي سينماي «نصف مال من، نصف مال تو» نيستم. من از اين سينما متنفرم. اين سينما به سينماي مملكت ما صدمه زده است.

لینک دانلود(حامد بهداد در برنامه هفت)

[ شنبه بیست و ششم تیر 1389 ] [ 11:25 ] [ مجتبی گروسی ]

بزرگداشت خسرو شکيبايي در ايوان شمس

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:  شامگاه يكشنبه 20 تير ماه طي مراسمي از كتاب مرحوم «خسرو شكيبايي» در ايوان شمس رونمايي شد و هنرمندان ياد و خاطره‌اش را گرامي داشتند. بنابر اين گزارش، مراسم راس ساعت 18 با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد و پخش سرود ملي جمهوري اسلامي ايران آغاز شد و در ادامه اين برنامه، صداي زنده ياد «خسرو شكيبايي» براي حضار در سالن پخش شد.
به گزارش فارس، در ادامه «رضا رشيدپور» (مجري) اين برنامه روي سن آمد، به حضار در سالن خير مقدم عرض كرد و از «جمشيد مشايخي» دعوت كرد تا روي سن بيايد و چند كلامي براي حضار در سالن قرائت كند.

سخنراني جمشيد مشايخي در مراسم بزرگداشت خسرو شکيبايي

* مشايخي: يك هنرمند حرفهايش را با آثاري كه خلق مي‌كند، ارائه مي‌دهد
به گزارش فارس، مشايخي روي سن آمد و سخنانش را چنين آغاز كرد: به نام خداوند جان خرد، كزين برتر انديشه بر نگذرد. خوشحالم كه در جمع شما عزيزان هستم، اكثر شما عزيزان ميهمان نيستيد بلكه ميزبانيد.
در ادامه «جمشيد مشايخي» يك بيت از حافظ را براي حضار در سالن قرائت كرد و گفت: گر در سرت هواي وصال است ، بايد كه در گه اهل هنر شوي
اين پيشكسوت عرصه بازيگري ادامه داد: با تشكر از سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، به سهم خودم از آقاي «هادي منبتي» كه طرفدار هنر ايران زمين است، تشكر مي‌كنم و با افتخار به وجود نازنين معلم بزرگوارم «حميد سمندريان». به او نمي‌گويم استاد چرا كه ايشان من را به حقيقت رساند و او سمتي بالاتر استادي دارد. با تشكر ويژه از دلسوزاني كه زحمت كشيدند و اين كتاب را تهيه كردند و به هيچ وجه، قصد، نيت و چشمداشت مالي نداشتند بلكه اينها عاشق هنرمندان هستند.
مشايخي در پايان كلامش نيز افزود: مي‌دانم شما اهل شنيدن نيستيد بلكه يك هنرمند حرف‌هايش را با آثاري كه خلق مي‌كند، ارائه مي‌دهد. به گزارش فارس، در ادامه اين مراسم تصاويري از درگذشتگان سال 1389 با عنوان كليپ «ياد ياران» ساخته «فرامرز اميني» براي حضار در سالن به نمايش درآمد.

گفت و گوي شهاب حسيني با همسر خسرو شکيبايي


* شهاب حسيني: شادروان «خسرو شكيبايي» تجسم عينيت يافته خلوص بازيگري بود
در ادامه اين برنامه «شهاب حسيني» به روي سن آمد و در وصف شادروان «خسرو شكيبايي» سخن گفت. او سخنانش را چنين آغاز كرد: با عرض سلام و ادب و احترام به محضر استادان در سالن به خصوص استاد «حميد سمندريان» كه مفتخرم زير سايه حمايت ايشان وارد دنياي بازيگري شده‌ام و استاد «جمشيد مشايخي» هم نسبت به اين بنده حقير لطف دارند.
حسيني در ادامه افزود: در محضر شما سخن گفتن كمي دشوار است اما از روح بلند زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» مدد مي‌گيرم تا چند كلامي را بگوييم. در يك كلام مي‌توان در مورد اين عزيز سفر كرده بگوييم كه زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» تجسم عينيت يافته خلوص بازيگري بود.

* كرامتي: يادم هست روزي، روزگاري... 
در ادامه اين برنامه كليپ «پرتره صورت بي‌نقاب» از آثار شادروان «خسرو شكيبايي» براي حضار در سالن به نمايش درآمد و «مهتاب كرامتي» روي سن آمد و در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي» سخن گفت.
وي اظهار داشت: يادم هست روزي، روزگاري زندگي آكنده بود از عشق و عشق توانايي به اميد رسيدن، يافتن، لحظه‌ها را ساختن، دشمني‌ها را بدور انداختن. دلم مي‌خواست درد سينه را مرهمي باشم براي سينه چاكان، من عاشق شدم به خانه پروين، ولي بي‌پروا بگوييم، عاشقانه نمي‌گويم، باورها را بشكن، آري عاشق مرده، اما من هنوز عاشقم، عاشق يك خوشه پروين.

* نجفيان: مرحوم «خسرو شكيبايي» با مردم خالص و فروتنانه رفتار كرد
در ادامه اين برنامه «رسول نجفيان» روي سن آمد و براي حضار در سالن به اجرا برنامه پرداخت و گفت:
خيز و در كاسه زر آب طربناك انداز
پيشتر زان كه شود كاسه سر خاك انداز
ملك اين مزرعه داني كه ثباتي ندهد
آتشي از جگر جام در املاك انداز
عاقبت منزل ما وادي خاموشان است
حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز
چشم آلوده‌نظر از رخ جانان دور است
بر رخ او نظر از آينه پاك انداز
غسل در اشك زدم كاهل طريقت گويند
پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز
نجفيان در ادامه افزود: درود مي‌فرستم برخانواده و مردم هنر دوست و ياد مرحوم «خسرو شكيبايي» را به سهم خود گرامي مي‌دارم.
در ادامه «رسول نجفيان»، دو اثر خود «رسم زمونه» و «چوپان خراساني» را براي حضار در سالن اجرا كرد.
وي در ادامه طي سخناني گفت: زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» با مردم خالصانه زندگي كرد و وقتي جواني از او تقاضاي عكس و امضا مي‌كرد، او با فروتني هر چه تمام با اين جوانان برخورد مهربانانه داشت.
هنگامي كه رسول نجفيان «رسم زمونه» را مي‌خواند، همسر زنده‌ياد «خسرو شكيايي» به ياد او اشك مي‌ريخت.

* مجيد جعفري: بخش عمده كار زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» با خانواده‌اش بود
به گزارش فارس، در ادامه اين برنامه «مجيد جعفري» روي سن آمد و در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي»، خاطرنشان كرد: صحبت كردن در مورد اين مرد بزرگ كمي دشوار است اما من به‌دور از احساسات مي‌خواهم در وصف او سخن بگوييم كه فكر مي‌كنم بخش‌هايي از اين كلام شنيدني باشد. بخش مهم زندگي «خسرو شكيبايي» با خانواده‌اش بود، او زندگي جداگانه از كارش نداشت، همسرش هم از قديم يكي از دوستانش بود و نتيجه اولين ازدواج او فرزندي بود به نام «پوپك» اما رسم زمانه در سزرمين ما اين طور رقم مي‌خورد كه بزرگان هرگز آسودگي نمي‌بينند و نخبه‌كشي از رسوم ديرينه ما است كه از نمونه آن مي‌توان به ذكرياي رازي، فردوسي و .. اشاره كرد كه آن بزرگواران هم در روزگار سختي زندگي كردند. به هر حال زندگي اول مرحوم «خسرو شكيبايي» به جدايي افتاد و زندگي دومي آغاز شد و حاصل زندگي دوم فرزند ارزشمندي بود به نام «پوريا»، همچنين همسرش «پروين كوشيار» هم تا آخر عمر اين مرحوم همراه و همدل او بود.

سخنراني شهاب حسيني در بزرگداشت خسرو شکيبايي


وي اظهار داشت: زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» هرگز زندگي را جدا از كارش نمي‌ديد و اين كار را سخت مي‌كرد اما همسرش با تمام استقامت و عشق او را حمايت كرد تا او به موفقيت‌هاي پياپي دست پيدا كند.
وي در ادامه افزود: همگان مي‌دانند كه زندگي اول مرحوم «خسرو شكيبايي» هم با عشق و محبت به وجود آمد و روزي كه به اتمام رسيد، همه ما حسرت خورديم اما شرايط، سختي‌ها و دشواري‌ها باعث اين جدايي شد.
او گفت: به نظر من مرحوم «خسرو شكيبايي» خوب معرفي نشد و من از اين كار همواره ناراحت بودم اما شادروان «خسرو شكيبايي» تمام زندگي‌اش را به پاي هنر ريخت و عمق نگاه بسيار وسيعي داشت. در بازيگري از تئاتر آغاز كرد و براي خود تعريف مشخصي از بازيگري داشت. او مي‌گفت: بازيگري فعلي است مركب از سه تركيب حس، صدا و حركت و هر سه اين آيتم‌ها را معني مي‌كرد. او عنصر خلاقيت، نويسندگي، كارگرداني و بازيگري را با هم داشت و من افتخار اين را داشتم كه در 9 اثر تئاتر كنار اين عزيز از دست رفته باشم.

بزرگداشت خسرو شکيبايي


* صادقي: حضور زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» را در اين مراسم احساس مي‌كنم
به گزارش فارس در ادامه اين برنامه «ژيلا صادقي» مجري هم در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي»، گفت: ماه مبارك رمضان سال 1385 افتخار همكاري با اين عزيز را داشتم و در آن مقطع خيلي نتواستم با او صحبت كنم، اما امروز او را در اين جمع حس مي‌كنم و دوست دارم به او بگويم كه چه آرام خفته‌اي و دوست دارم بار ديگر تو را بيينم.
بنابراين گزارش، در ادامه «فاضل جمشيدي» به همراه نوازندگي «پريچهر خواجه» به مدت 15 دقيقه ترانه‌اي براي حضار در سالن قرائت كرد.

مهران مديري در مراسم بزرگداشت خسرو شکيبايي


*مديري: از دست‌نوشته‌هاي مرحوم «خسرو شكيبايي» چيزي نماند جزء غم و اندوه 
در ادامه اين برنامه «مهران مديري» به روي سن آمد و در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي»، خاطرنشان كرد: با عرض سلام خدمت حضار در سالن، روح مرحوم «خسرو شكيبايي» شاد و خداوند استاد «جمشيد مشايخي» را براي ما حفظ كند چرا كه او معرفت آن نسل را به ما آموخت.
مديري ادامه داد: هنگامي كه وارد سالن شدم دست‌نوشته‌اي از مرحوم «خسرو شكيبايي» به من دادند تا يكي از آنها را براي شما قرائت كنم اما وقتي آنها را مي‌خواندم، يك چيز مشترك ميان آنها وجود داشت و آن هم غم و اندوه بود و اين سوال به ذهنم آمد كه چرا ما خوشحال نيستيم.
كارگردان «شب‌هاي بربره» تصريح كرد: ما عمدتا مشهوريم، پولداريم و ...اما خوشحال نيستيم، جمله‌اي به ذهنم آمد كه يكي از زيباترين كلام‌هاي تاريخ ايران است كه در فيلم «كمال الملك» ساخته شادروان «علي حاتمي» عنوان شد و در آن كلام استاد «جمشيد مشايخي» درخشان ظاهر شده‌اند. جايي كه «كمال الملك» به «مظفرالدين شاه»، گفت: در ممالك ديگر فراوان هنرمند مثل من وجود دارد و يكي را بيش از ديگري ارج مي‌نهند اما من در اينجا يك تنم و شما با اين يك تن چه كرديد.

* آغداشلو: مرحوم «خسرو شكيبايي» نازنين، با محبت و بي‌آزار بود
به گزارش فارس، در ادامه اين جلسه «آيدين آغداشلو» روي سن آمد و در مورد زنده‌ياد «خسرو شكيبايي»، گفت: با سلام، من اينجا هستم به خاطر اين كه وقتي بزرگي از ميانه مي‌رود، از هر جمعي و جماعتي فرقه‌اي به ياد او جمع مي‌شوند و هر كس به فراخور حال خود هديه‌اي را به ميان مي‌آورد.
آغداشلو ادامه داد: زياد حرفي نيست كه پيش‌تر ناگفته باشد. آخرين ديدار من و مرحوم «خسرو شكيبايي» بر مي‌گردد به زماني كه براي استاد «جمشيد مشايخي» گراميداشتي برگزار شد و قرار نبود او سخن بگويد اما درخواست كردند و او آمد روي سن و زود هم رفت و من فكر نمي‌كردم كه ديگر او را نخواهم ديد.
او ادامه داد: او را از قديم مي‌‌شناختم و هميشه او را دوست داشتم. او نازنيني بود به تمام معنا و هر چه اساتيد از او بگويند درست است، چرا او سراسر مهر بود و از همه مهم‌تر اين كه او آزاري نداشت و از اين امر ثمره‌هاي فراواني برد. در فيلم‌هايي از او كه پخش شد، ديدم كه چقدر جوان، رشيد و قد بلند بود.
وي در پايان خاطرنشان كرد: يكبار با دخترم «تارا» در رستوراني مشغول صرف غذا بوديم كه شادروان «خسرو شكيبايي» با جمعي از دوستانش وارد آن رستوران شد و در ميز ديگري نشست و بعد از لحظه‌اي من را ديد، ايستاد و به من سلام كرد. از آن لحظه بود كه احترام دختر من به من صد چندان شد. او چه زود رفت و رفتنش ساده نبود.

حميد سمندريان و جمشيد مشايخي در مراسم بزرگداشت خسرو شکيبايي  


* سمندريان: خاطرات، هنر را زنده نگه مي‌دارد
به گزارش فارس، در ادامه «حميد سمندريان» به روي سن آمد و گفت: خاطره‌اي ندارم و اما در طول سال اتفاق‌هايي است كه ذهن انسان را پر مي‌كند و اين ايام سپري مي‌شود و به فراخور زمان خاطره‌ها از ميان مي‌روند و چيزي ديگري وارد ذهن مي‌شود و اين كار خوشايند است.
او گفت: خاطره‌ها مي‌توانند يك قاب عكس باشند و يا يك فيلم كه اذهان را پر كند اما اين شاخصه هنر است كه زندگي را ادامه مي‌دهد. امروزه «جمشيد مشايخي» را ديدم كه صدايش مي‌لزرد اما اين صدا، خاطره محبت‌هاي گذشته او است و اين ديدارها است كه خاطرات را زنده نگه مي‌دارد.

*خمسه: با شادوران «خسرو شكيبايي» فضاي شادي داشتم
به گزارش فارس، در ادامه «عليرضا خمسه» به روي سن آمد و گفت: امشب شب شادي است اما هر كس كه مي‌آيد، غمگين مي‌شود.
وي در ادامه افزود: از «خسرو شكيبايي» گفتن همين قدر كه وقتي با او بودم، فضاي شادي داشتم و هميشه صداي خنده‌اش در گوشم وجود دارد، حال سئوال اين جا است كه چرا ما اين قدر مرحوم «خسرو شكيبايي» را دوست داريم.
خمسه با اشاره به اين كه من هميشه شكيبايي را دوست دارم، ادامه داد: او براي من حكم يك جويبار را دارد و اين يك واقعيت است. يادم مي‌آيد او روزي به من گفت: چه دندان‌هاي زيبايي داري...

* رونمايي از كتاب شادروان «خسرو شكيبايي»
به گزارش فارس، درادامه اين مراسم از كتاب شادروان «خسرو شكيبايي» رونمايي شد و به صورت تصويري از عواملي كه در تهيه اين كتاب نقش داستند، مصاحبه‌اي تنظيم شد كه براي حضار در سالن به نمايش درآمد و در ادامه مجري از آقايان «جمشيد مشايخي»، «حميد سمندريان» و «پروين كوشيار» درخواست كرد تا روي سن بيايند و جوايز كساني كه در تهيه اين كتاب نقش داشتند، اهدا كنند كه اسامي اين عزيزان به شرح زير است:
اكبر عالمي، جلال‌الدين معيريان، هادي منبتي، الهام قره‌خاني،ناصر ميرباقري، امير مهرتاش مهدوي، محمد زمانيان، عليرضا داد، احسان ميرباقري، رضا رشيدپور،اسرافيل شيرچي، سام مشايخي، فاضل جمشيدي، بابك ماني، محمد رضا قوام‌پور، جواد مير هاشمي، مونا ميرباقري، فخرالدين ميرباقري، فريدون خسرويان، بهرام گوهري، علي ظهوري‌راد، شراره ايراني، جميد پوركرباسي، محمد حسين فردوسي، حميد جواهري، حسام حاجي‌عباسي، اميد مردان بيگي، جواد ميرهاشمي.
در ادامه لوج تقديري توسط «حميد سمندريان» به استاد «جمشيد مشايخي» اهدا شد.

*طهمورث: مرحوم «خسرو شكيبايي» هميشه اسطوره بود و هست
به گزارش فارس، در ادامه «سياوش طهمورث» روي سن آمد و گفت: در اين مراسم همه در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي» گفتند تا او را اسطوره كنند اما من مي‌گويم كه او اسطوره بود. با او ايام خوبي داشتم اما متأسفانه نتوانستم با او هم‌بازي شوم و از اين بابت خيلي حسرت مي‌خورم.

*توكلي: مرحوم «خسرو شكيبايي» مسئول مشغول بود
به گزارش فارس، در بخش پاياني اين مراسم «هوشنگ توكلي» روي سن آمد و گفت: در حوزه روانشناختي يك مطلبي خواندم كه به دلم نشست. در اين مطلب يك تقسيم‌بندي صورت گرفته بود و انسان را به دو دسته مشغول و مسئول تقسيم بندي كرد. اما مرحوم «خسرو شكيبايي» مسئول مشغول بود. او سياست را خوب مي‌شناخت اما جزو هيچ فرقه‌اي نبود. او سالم و سلامت زندگي كرد. 

مهرداد صديقيان در بزرگداشت خسرو شکيبايي


 به جز سخنرانان و تقديرشدگان، از ديگر حضار در اين نشست مي‌توان به: محمدرضا جعفري‌جلوه، هوشنگ گلمكاني، اكرم محمدي، هارون يشايايي، داريوش اسدزاده، امير سيدزاده، ميكائيل شهرستاني، رضا بنفشه‌خواه، فرزين محدث، رضا فياضي، آناهيتا همتي، صدرالدين حجازي، محمد متوسلاني، جعفر پناهي، مسعود رايگان، نظام‌الدين كيايي، حبيب رضايي، امير زند، حسين خاني‌بيگ، حبيب ايل‌بيگي، احمدرضا اسعدي، رحمان مقدم، محمد زرين‌دست، بهاره رهنما، فرهاد بشارتي، هائده حائري، حميدرضا افشار، اصغر بيچاره، رضا استادي، اميرمحمد زند، جليل فرجاد، مازيار رضاخاني، مهرداد صديقيان، مهرداد فلاحتگر و ... اشاره كرد.
مصطفي كرمي تصويردار مصدوم سينما هم مهمان ويژه اين جشن بود.

عليرضا عصار در بزرگداشت خسرو شکيبايي

«عليرضا عصار» نيز در پايان اين مراسم قطعاتي را اجرا كرد.

[ دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 ] [ 8:40 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: محمود بهرامي بازيگر سينما و تئاتر ايران در 73 سالگي درگذشت. محمود بهرامي كه در بيمارستان لبافي‌نژاد بستري بود به دليل عارضه ريوي دارفاني را وداع گفت.
بنا بر اين گزارش، «محمود بهرامي» كه سابقه بيماري كليوي داشت ، به خاطر عفونت ريه سه هفته در بخش‌هاي عمومي بيمارستان شهيد لبافي‌نژاد تحت درمان بوده و ده روز نيز در بخش مراقب‌هاي ويژه اين بيمارستان بستري بود.
مرحوم بهرامي، در سال 1316 در شهر تويسركان متولد شد. آغاز فعاليت هنري وي از سال 1334 با قصه نويسي در نشريات مختلف بود. همچنين بازي در سينما را از سال 1350 شروع كرد.
ازدواج در وقت اضافه آخرين كار وي بود كه اخيرا در سينماها اكران شد.
آقاي هفت رنگ، اگه مي توني منو بگير، راننده تاكسي، چند مي‌گيري گريه كني، قلقلك، اسپاگتي در هشت دقيقه، بله برون، سيزده گربه روي شيرواني، گاهي به آسمان نگاه كن، بازيگر، شهردار مدرسه، ماه پيشوني، من زمين را دوست دارم، جيب‌برها به بهشت نمي‌روند، مخترع 2001 ، رنو تهران ـ 29 ، بازي تمام شد، دستمزد، سال‌هاي خاكستري، خارج از محدوده، مسافران مهتاب، مدار بسته، پيك جنگل از كارهاي اين بازيگر در فيلم‌هاي پس از انقلاب به شمار مي‌آيند.
از آخرين فعاليت‌هاي تلويزيوني مي‌توان به تله‌فيلم «جفت پوچ» و سريال‌‌هاي «زن‌بابا»،«متهم گريخت»،«تعطيلات نوروزي» و «بزنگاه» اشاره كرد.
مراسم تشييع پيكر اين بازيگر پنج‌شنبه 17 تير از ساختمان شماره 2 خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.

[ سه شنبه پانزدهم تیر 1389 ] [ 22:37 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: «فريده سپاه‌منصور» كه از روز گذشته در بيمارستان بستري است، به دليل عفونت دور قلب، 72 ساعت بحراني را طي مي‌كند.

فرزند «فريده سپاه‌منصور» در گفت‌و‌گوئی درباره وضعيت جسماني اين بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر اظهار داشت: ايشان تحت نظر هستند و 72 ساعت بحراني‌شان را مي‌گذرانند و هنوز جواب روشني به ما نداده‌اند.
وي افزود: فعلا تحت مراقبت‌هاي ويژه قرار دارند، تا بدنشان به داروها جواب بدهد و آزمايشات لازم انجام شود.
توكلي گفت: مشكل ايشان، رماتيسمي است كه دارند و همان بيماري قلبي كه پزشكان به آن مشكوك هستند. به گفته پزشك معالج‌شان عفونت دور بافت قلب‌شان را گرفته و وضع بحراني دارند و بايد تحت نظر باشند.
فرزند اين بازيگر درباره وضعيت فعلي وي، گفت: ايشان خوشبختانه به هوش هستند و فقط تب دارند. از مردم خوب كشورمان مي‌خواهم كه براي طي كردن اين 72 ساعت بحراني براي مادرم دعا كنند.
براساس اين گزارش، «فريده سپاه‌منصور» صبح روز گذشته به دليل ناراحتي قلبي در بيمارستان شهيد چمران در بخش سي‌سي‌يو بستري شد.
از آخرين فعاليت‌هاي بازيگري اين بازيگر 63 ساله تئاتر، سينما و تلويزيون مي‌توان به فيلم‌هاي سينمايي طهران تهران، ده رقمي، كتاب قانون، قاعده بازي و مهمان مامان اشاره كرد.

[ یکشنبه ششم تیر 1389 ] [ 22:24 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فيلم سينمايي «سوپراستار» ساخته تهمينه ميلاني جايزه بهترين فيلم جشنواره آسيايي رنگين كمان را كه در شهر لندن برگزار مي‌شود، كسب كرد. در اين رويداد سالانه سينمايي كه به همت مجمع فيلم رنگين كمان و با كمك برخي از منتقدان صاحب نام (از جمله درك ملكوم) و دبيران جشنواره هاي سينمايي برگزار مي‌شود، «سوپراستار» ساخته تهمينه ميلاني توانست جايزه بهترين فيلم را به خود اختصاص دهد.
همچنين در اين جشنواره كه به منظور توسعه آموزش عمومي در زمينه دانش و درك و تحليل فيلم از 7 تا 13 خرداد ماه جاري در شهر لندن كشور انگليس برگزار شد، سيزده فيلم از 6 كشور آسيايي به نمايش درآمد.
سوپراستار پيش از اين نيز در جشنواره داكا جوايز بهترين بازيگر زن و بهترين فيلمبردار را كسب كرده بود.
[ شنبه پنجم تیر 1389 ] [ 11:21 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: 12 سال پيش در چنين روزهايي، گروهي از تهيه‌كنندگاني كه به درجه‌بندي فيلم‌هاي‌شان معترض بودند با انتشار نامه‌اي خطاب به وزير ارشاد دولت وقت، خواستار تغيير رويه معاونت سينمايي شدند. 12 سال پيش در چنين روزهايي، گروهي از تهيه‌كنندگاني كه به درجه‌بندي فيلم‌هاي‌شان معترض بودند با انتشار نامه‌اي خطاب به وزير ارشاد دولت اصلاحات، خواستار تغيير رويه معاونت سينمايي وقت شدند.
بنا بر اين گزارش، در آن زمان بر عكس دوره فعلي معاونت سينمايي كه رويه بر تعامل با صاحبان فيلم‌ها است و نظارت نه بر فيلم‌هاي ساخته شده قبلي كه بر فيلم‌هاي ساخته نشده قرار است اتفاق بيفتد، قرار شد تا فيلم‌هاي بازاري (با درجه ج) با محدوديت در اكران و تهيه‌كنندگان اين فيلم‌ها با محدوديت در فعاليت روبه‌رو شوند اما اين اقدام، به چند تجمع مشهور از سوي صاحبان اين دست فيلم‌ها در ساختمان معاونت سينمايي وقت انجاميد.
در اين نامه كه به امضاي حسن كفاش عراقي، علي كفاش عراقي، حميد قدكچيان، ناصر محمدي، يوسفي، احمد حسني‌مقدم، ستار هريس، منصور مزيناني، سيدمحمد قاضي، داود موثقي، ابوالحسن سنماري، حسين فرح‌بخش، محسن مسافرچي، محسن شايانفر، جهانگير جهانگيري، هاشم سبوكي، عبدالحميد انزابي، سيدمحمد برقعي، عبدالله عليخاني، علي غفاري رسيده بود، آمده است: اينجانبان بخشي از تهيه‌كنندگان و كارگردانان فيلم‌هاي توليد شده در سال جاري، ضمن اعتراض نسبت به درجه‌بندي كيفي فيلم‌هايمان كه توسط اداره كل نظارت و ارزشيابي به اين جمع ابلاغ گرديده و مراتب اعتراض را كتباً به مديريت محترم اداره فوق‌الذكر اعلام داشته‌ايم، اما تاكنون هيچ‌گونه اقدامي صورت نپذيرفته است.
جناب آقاي وزير! صادقانه عرض مي‌كنيم با نگاهي به شيوه (ج) به فيلم‌هاي‌مان براي ما، به منزله اعدام بي‌صدا بود! چرا كه پس از ماه‌ها تلاش و صرف هزينه‌اي، بالغ بر يك ميليارد تومان در شيوه درجه بندي جديد مي‌بايد محصولات فرهنگي ما در انبارها توقيف بماند و يا با شرايطي كه امسال براي نمايش آنها به وجود آوردند اين در حقيقت آغاز ورشكستگي بخشي از تهيه‌كنندگان و حذف آنان از صحنه فعاليت آينده است كه اين عمل نه قانوني، نه اسلامي و نه انساني است. بدين جهت از آنجا كه شك و شبهه، براي اين جمع در نحوه درجه‌بندي به وجود آمده تقاضامند است دستور فرماييد اداره محترم نظارت و ارزشيابي پاسخ نكات مبهم ذيل را به اينجانبان كتباً اعلام نمايند:
1- آيا درجه‌بندي فيلم‌هاي توليد شده جنبه قانوني دارد؟
اگر چنين است به استناد كدام ماده و تبصره و آيين‌نامه هيئت محترم دولت و شوراي عالي انقلاب فرهنگي است؟
تا آنجا كه اينجانبان اطلاع داريم، به استناد بند نهم از آيين‌نامه سالن‌هاي نمايش فيلم و همچنين بند 18 از ماده دوم قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، درجه‌بندي و نرخ‌گذاري فقط شامل سالن‌هاي عمومي نمايش (سينماها) تأسيسات و خدمات، ايرانگردي و جهانگردي (هتل‌ها) است و آن هم جهت نرخ‌گذاري.
2- چنانچه درجه‌بندي بر فيلم‌هاي توليد شده جنبه قانوني داشته باشد، آيا بند ششم از دفترچه قانوني داشته باشد، آيا بند ششم از دفترچه سياست‌گذاري سال 1377 كه در آن اعلام شده است، فيلم‌هاي با درجه (ج) حق نمايش در سينماهاي ممتاز و درجه يك سراسر كشور را ندارد، برخلاف ماده پانزدهم آيين‌نامه نظارت بر فيلم و صدور پروانه نمايش، نيست كه در آن قيد گرديده است، پروانه نمايش فيلم‌ براي تمام نقاط كشور معتبر خواهد بو به استنثاء نقاطي كه در پروانه نمايش قيد مي‌شود؟
جناب آقاي وزير! به راستي گناه ما چيست؟ اينكه فيلم‌هاي سياه و يأس‌آلود، كه قالب مورد توجه جشنواره‌‌هاي خارجي است، توليد نكرده‌ايم! اين كه فيلم‌هاي بي‌غرض عرضه نموده‌ايم! و يا اين كه چون سرمايه خويش را در طبق اخلاص نهاده تا خوني تازه، در رگ‌هاي اقتصادي سينماي نوپاي بعد از انقلاب اسلامي جاري سازد و مردم گريزان، از فيلم‌هاي كم مخاطب را، به سالن‌هاي سينما بكشاند!
جناب آقاي وزير! اعتقاد ما بر اين است كه سينماي ما، همانند سينماي جهان نياز به توليد فيلم‌هاي مخاطب خاص و عام دارد و فراموش نكنيم كه سينما، علاوه بر نقش فرهنگي، بازار عرضه و تقاضاست و در چارچوب ضوابط قانون مي‌باشد. نبايد به گونه‌اي قيم معابانه مردم كشورمان را از ديدن تعداد زيادي فيلم در سينماهاي مطلوب، محروم سازيم و براين باوريم كه هميشه و همه جاي دنيا، درجه‌بندي كيفي، بر هر نوع كالا، به منزله بالا بودن سطح كيفي و نرخ آن، بر ديگر كالاهاي مشابه است، نه براي ممنوعيت ديگر كالاها و معتقد هستيم كه فيلم‌هاي‌مان از نظر تكنيك و هنري از ارزش نازلي برخوردار نبوده در غير اين صورت طبق بند 14 از ماده سوم آيين‌نامه نظارت بر نمايش فيلم موفق به دريافت پروانه نمايش، نمي‌شدند. حال با توجه به عرايض‌مان ضمن آرزوي توفيق روز افزون براي آن مقام محترم، خواستار رسيدگي هرچه سريع‌تر و دستورات مقتضي به اداره مربوطه هستيم.
به گزارش فارس، در آن زمان (ارديبهشت 77)، به دنبال اعتراض عده‌اي از تهيه‌كنندگان و كارگردانان سينماي ايران در مورد غيرقانوني بودن سيستم درجه‌بندي كيفي فيلم‌ها و بي‌پاسخ ماندن نامه‌هاي قبلي، تحصن ديگري نيز تشكيل شده و در اين مورد نامه‌اي خطاب به رياست جمهوري به امضا رسيد.
گزيده‌اي از نقطه‌نظرات تهيه‌كنندگان فيلم‌هاي سينمايي در آن زمان، در مواجهه با درجه‌بندي‌ها كه آن سال‌، در هفته‌نامه سينماويدئو منتشر شد، به شرح زير است:

*هاشم سبوكي - تهيه‌كننده فيلم «ياغي»:
در زمانه‌اي كه هر رشته ديگري سودآورتر از سنيماست، عده‌اي چون ما با گردآوري سرمايه چند خانواده «فيلم» توليد كرده‌ايم و آگاهي داريم كه در رشته‌هاي ديگري مي‌توانستيم سودي چند برابر اين رشته را كسب كنيم. با نگاهي به قوانين و مقررات متوجه مي‌شويم كه سيستم درجه‌بندي فقط در مورد «سالن‌هاي سينما» و «هتل‌ها و مراكز جهانگردي» سنديت دارد و هيچ قانوني وجود ندارد كه به موجب آن بتوان يك محصول فرهنگي مثلا، «فيلم سينمايي» را درجه‌بندي كرد...
... رويداد تازه‌‌اي كه در اين زمينه اتفاق افتاده اين است، شخصي خيرخواه كه مورد اعتماد اهالي و مسئولان سينماست پا پيش گذاشتند تا غائله را ختم كنند. ايشان توسط دوستاني اعلام كردند كه آقاي «داد» نيز با پيشنهاد شما (مبني بر ارتقاي درجه كيفي فيلم‌ها) موافقت دارند ولي بايد بدانيد كه درجه‌بندي به نفع كل سينماي ماست. ايشان توصيه كردند كه طي نامه‌اي اعلام كنيم كه «درجه‌بندي» به نفع سينماست. ولي در اين مورد خاص بايد در مورد فيلم‌هاي امسال احقاق حق بشود. اين آيين‌نامه ممكن است براي سال آينده مفيد باشد زيرا فيلمسازان پيشاپيش تكليف خود را روشن شده مي‌بينند.
چيزي كه ما را دور هم جمع كرده، شيطنت مدير يكي از نشريات سينمايي است او كه اخيراً فيلمي به سبك فيلم‌هاي قبل از انقلاب تهيه نموده و انتظار دارد درجه كيفي بالايي به فيلم عنايت نمايند با دستاويز قراردادن اين نامه، نظرهاي نادرستي را القا كرده است.

*حسين فرحبخش - تهيه‌كننده فيلم «زخمي»:
ما عليرغم ميل باطني، براي آرام كردن اوضاع و جلوگيري از تشنج، «نامه دوم» را امضا كرديم و اين، از الطاف الهي است زيرا باعث شد دست كساني «رو» شود كه به ظاهر چيزي مي‌گويند و در باطن اعتقاد ديگري دارند. ما حسن نيت خود را نشان داديم اما مــتأسفانه از اين حسن نيت در جهت عكس بهره‌برداري شد.

*علي كفاش عراقي - تهيه كننده فيلم «يورش»:
من معتقد درجه‌بندي اثر هنري كار درستي نيست. همانگونه كه در قانون هم اين مورد پيش بيني نشده است. ارزش‌گذاري روي فيلم‌ها بستگي نام به سليقه اظهار نظر كننده دارد. به عنوان مثال در دوره قبلي فيلمي توقيف شده و فيلم ديگري درجه كيفي «ج» گرفته است. در حاليكه در دوران جديد همان فيلم توقيف شده، با درجه «الف» و فيلم «ج» با درجه جديد «ب» پروانه نمايش گرفته است.
در يكي از نشريات مصاحبه معاونت امور سينمايي چاپ شده بود ايشان اشاره كرده بودند كه فيلم‌هايي درجه «ج» گرفته‌اند كه از نظر محتوايي ضعيف بوده‌اند. اگر اين نظر صحيح باشد، چنين فيلمي اصلاً نبايد پروانه نمايش بگيرد. معتقدم كه فيلم‌هاي ما از نظر تكنيك و محتوا ضعيف نيست و از سليقه مسئولان صدمه ديده است. آقاي «داد» خواسته‌اند كه اگر راه‌كار قانوني وجود دارد به ايشان پيشنهاد كنيم. من پيشنهاد مي‌كنم كه براي اجراي كامل قانون از «بي‌قانوني» بپرهيزند.

*ناصر محمدي - سرمايه‌گذار و كارگردان فيلم «فرار بزرگ»:
وقتي قرار است درباره «درجه‌بندي» روي كالاي فرهنگي صحبتي بشود بهتر است ابتدا راجع به «قانون» حرف بزنيم. آيا اين محصولات فرهنگي نيازي به قانون دارند يا خير؟ اگر قانون نباشد هرج و مرج به وجود مي‌آيد. به همين دليل قانون صراحتاً براي همه كساني كه كار فرهنگي مي‌كنند تكليف روشن كرده است. در مجموعه قوانين مربوط به فيلم و سينما كه توسط وزارت ارشاد منتشر شده، صراحتاً اعلام گرديده فيلم‌هايي كه از نظر نمايش بلامانع تشخيص داده مي‌شود، هيچ منعي براي نمايش آنها در هيج نقطه ايران و هيچ سالن نمايشي وجود ندارد. و گرنه درست مثل اين است كه كتابي اجازه انتشار بگيرد و بعد اعلام كنند اين كتاب در فلان شهر و فلان كتابفروشي حق نشر ندارد. اين حركت «خلاف قانون» است.
دفترچه سياست‌گذاري «قانون» نيست. كما اينكه دفترچه سياست‌گذاري مديريت قبلي نيز «قانون» نبود. اساساً به همين دليل مديريت جديد دفترچه قبلي را نديده گرفته و دفترچه جديد را ارايه داده است. معاونت محترم سينمايي اشاره به اين دارد كه تهيه كنندگاني كه فيلم‌هايشان با درجه كيفي «ج» ارزشيابي شده است، خودشان بروند. بگردند و يك محمل قانوني براي تغيير درجه كيفي پيدا كنند. بهترين راهنمايي براي ايشان اين است كه براي اجراي سياست‌هاي قانوني، خود به قانون مراجعه كنند. اگر همه مطابق قوانين مصوب انجام وظيفه نماينده طبيعي است كه مشكلي پيش نمي‌آيد.

*عبدالله عليخاني - تهيه كننده و پخش كننده فيلم «زخمي»:
سيستم درجه‌بندي ابزاري شده در دست مسئولان كه بنا به سليقه شخصي به هر كس مي‌خواهند «عزت» يا «ذلت» بدهند. اين فيلم‌ها مثل آن است كه معلمي ديكته‌اي گفته باشد و كس ديگري با سليقه ديگري آن را تصحيح كند.
ديدگاه مسئولان متأسفانه اين است كه «تماشاگر» فقط كسي است كه در سينماي «آزادي» يا «عصر جديد» فيلم را مي‌بيند. ايشان شايد نمي‌دانند كه عمده تماشاگران ما كساني هستند كه در اقصي نقاط كشور و شهرستان‌ها با علاقه به تماشاي فيلم مي‌نشينند. فيلم بايد بتواند سليقه تماشاگر بيشتري را تأمين كند. ما بايد فيلمي بسازيم كه مخاطب عام داشته باشد. مخاطباني كه فيلم‌هاي «خاص» ارضاء نمي‌شوند. ما فيلم براي «مرفهين بي‌درد» نمي‌سازيم. آيا مسئول سينماي ما كه خود پيش از اين فيلم‌هايي چون «هي‌جو» و «گربه آوازه خوان» را ساخته است اين موضوع را نمي‌داند؟
شايد فيلم ما با مقررات قبلي درجه «الف» مي‌گرفت اما اختلاف سليقه به حدي است كه امروز ما را دچار سرگرداني كرده است.

*«محسن محسني نسب» - كارگردان فيلم «ياس‌هاي وحشي» و «يورش»:
من اعتقاد دارم كه درجه‌بندي آثار هنري و هنرمند و نگاه كردن به هنر به عنوان يك كالاي مصرفي،‌ توهين بزرگي به جامعه هنري كشور است. از آنجا كه در طول تاريخ اختلاف نظرها و سليقه‌هاي مختلف باعث رشد كيفي آثار هنرمندان شده اين درجه‌بندي سليقه‌اي و يك سويه كردن سينماي كشور در مسيري كه با مديريت‌هاي مختلف طبيعتاً همسو با سليقه‌هاي مختلف تغيير خواهد كرد، جلوي رشد كيفي هنر سينما در كشور را خواهد گرفت. قوانين دست و پا گيري كه معاونت سينمايي براي اين كار قايل شده اگر در دوراني كه ايشان فيلم «زيرباران» را ساخت توسط معاونت سينمايي وقت اعمال مي‌شد طبيعتاً ايشان هرگز نمي‌توانست فيلم «بازمانده» را بسازد. اين اختلاف نظر و سليقه در طول تاريخ همواره در بين هنرمندان جهان بوده و هست. همين اختلاف نظر هم باعث رشد و تعالي هنر در جهان شده است

[ جمعه چهارم تیر 1389 ] [ 11:14 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:در سه ماهه اول امسال فيلم‌هاي سينمايي پوپك و مش ‌ماشاءالله، تسويه ‌حساب،‌ به ‌رنگ ارغوان و دموكراسي تو روز روشن بيشترين آمار فروش در مقايسه با فيلم‌هاي ديگر را به خودشان اختصاص دادند. آمار فروش فيلم‌هاي سينمايي روي پرده سه ماهه اول امسال به شرح زير است:

* فروش بالاي 500 ميليون؛
1- «پوپك و مش ماشاءالله» (فرزاد موتمن): 907 ميليون تومان در 67 روز؛
2- «تسويه حساب» (تهمينه ميلاني): 727 ميليون تومان در 68 روز؛
3- «به رنگ ارغوان» (ابرهيم حاتمي‌كيا): 581 ميليون تومان در 62 روز؛
4- «دموكراسي تو روز روشن» (علي عطشاني): 535 ميليون تومان در 35 روز (ادامه دارد)؛

* فروش زير 500 ميليون؛

5- «طلا و مس» (همايون اسعديان): 383 ميليون تومان در 35 روز؛
6- «سلام بر عشق» (اصغر نعيمي): 342 ميليون تومان در 48 روز؛
7- «شير و عسل» (آرش معيريان): 314 ميليون تومان در 42 روز؛
8- «طهران، تهران» (داريوش مهرجويي- مهدي كرم‌پور): 258 ميليون تومان در 55 روز؛
9- «هيچ» (عبدالرضا كاهاني): 256 ميليون تومان در 68 روز؛
10- «آل» (بهرام بهراميان): 223 ميليون تومان در 45 روز؛
11- «ازدواج در وقت اضافه» (سعيد سهيلي): 176 ميليون تومان با 18 سينما در 22 روز (ادامه دارد)؛
12- «عيار 14» (پرويز شهبازي): 155 ميليون تومان در 43 روز؛

* فروش زير 100 ميليون؛
13- «كيفر» (حسن فتحي): 51 ميليون در 11 روز با 19 سينما (ادامه دارد)؛
14- «چشم»: 16 ميليون تومان در 77 روز (فيلم خارجي)؛
15- «موج سوم» (آرش سجادي‌حسيني): 3 ميليون و 400 هزار تومان در 11 روز (ادامه دارد)؛
16- «كودك و فرشته» (مسعود نقاش‌زاده): 2 ميليون و 360 هزار تومان در 29 روز؛
17- «دختران» (قاسم جعفري): 793 هزار تومان در 26 روز؛
18- «بچه‌هاي نابغه» 700 هزار تومان در 20 روز (فيلم خارجي).
توضيح: فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» جزو اكران بهاري محسوب نشده است

[ سه شنبه یکم تیر 1389 ] [ 11:1 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف: شايد خاصيت بزرگ فيلم هايي مانند طلا و مس آن باشد كه باعث مي شود از آدم هاي جامعه واطرافمان به راحتي و بدون هيچ دغدغه اي گذر نكنيم و نگاهمان معطوف به مشكلات افراد جامعه باشد.

داستان فيلم ساده و بي ادعاي همايون اسعديان درباره "سيد رضا" طلبه جواني است كه براي بهتر درس خواندن از نيشابور به تهران آمده و به شوق يافتن استاد اخلاقي كه وصف او را بسيار شنيده، تلاش هاي بسياري مي كند... همه چيز روبه راه است تا اينكه آقاسيدرضا -اسمي كه همسر طلبه او را اينگونه صدا مي زند- متوجه بيماري خاص همسرش -زهرا سادات- مي شود و به ناچار براي تأمين هزينه درمان او تغييراتي در شيوه زندگي اش مي دهد...

"طلا و مس" را نبايد از دست داد كه شديدا در اين بحران سينمايي كشور ارزشمند است و ديدني... شايد اين شعري كه استاد اخلاق در درسش براي طلاب مي خواند، كمي داستان فيلم را برايتان بازتر كند:

از كيمياي مهر تو زر گشت روي من
آري به يمن لطف شما، خاك زر شود

در این دوره و زمانه که از سینمای دینی گاهی فقط نامی بیشتر باقی نمانده است، آثاری‎ ‎سینمایی که در این حوزه ساخته می‌شوند، به‌طور معمول پیام زیادی برای عرضه ندارند و این‎ ‎پیام‌ها و شعارها هستند که بر تکنیک‌های روایی و ساختاری سایه می‌افکنند و نتیجه‌اش‎ ‎هم این می‌شود که تماشاگران از آثار تولید شده در این ژانر استقبال چندانی‎ ‎نمی‌کنند.‏ ‏"طلا و مس" اثری است که در ژانر سینمای دینی- میهنی ساخته شده و کوشیده است تا ایدئولوژی‌های مورد نظر کارگردان را با زبانی نسبتاً جـذاب‌تر بیان کند و بتواند دل عامه مخاطبان را به‌دست آورد.‎

در فیلم «طلا و مس»، همایون اسعدیان با خلق شخصیت‌هایی جذاب توانسته به موقعیت‌های دراماتیک قهرمان‌هایش حس‌و حالی تازه ببخشد. در میان این شخصیت‌ها، ‎2 کاراکتر اصلی روایت نقش مهمی در دراماتیزه کردن روایت دارند و به همین دلیل تاثیرگذاری آنها بر بستر روایت غیرقابل انکار است و هر 2 شخصیت اصلی با کنش‌های خود روایت را پیش می‌برند.‏ تیپ‌ـ کاراکترها و ساختار روایی که در طلا و مس می‌بینیم، عطش تماشاگر سینمای دینی را برآورده می‌کند. اسلوب روایت هم به گونه‌ای است که با آنچه امروز در سینمای به اصطلاح معناگرا دیده بودیم، متفاوت است و تماشاگر با قهرمان‌های قصه کاملاً همذات‌پنداری می‌کند ضمن اینکه طبق اسلوب سینمای دینی، خبری از تحولات درونی آنی نیست و فييم از این منظر شرافتمندانه است. باید‏‎ ‎پذیرفت در زمانه‌ای که سینما به اوج روایت‌پردازی رسیده و تماشاگران در مواردی هیچ پنداشته می‌شوند تا فیلم‌های "تیر و تخته‌ایگ ببینند، طلا و مس روایتی آبرومند از عشق و دینداری در چارچوب روابط زناشویی است.

یکی از ویژگی‌های موفق این فیلم، تأکید بر جنبه‌های عمومی زندگی است که به صورتی کاملاً بصری و نزدیک به واقعیت به تصویر کشیده می‌شود و کارگردان، جهان قائم به ذاتی خلق می‌کند که قوانین و آدم‌های خودش و حتی فیزیک خودش را دارد. تماشاگر نیز می‎‌‎تواند در این جهان فراگیر واقعی گم شود.‏


از دلایل ديگر موفقیت فیلم طلا و مس، رسیدن به ذات آدم‌هاست که فیلم را به معانی عمیق‌تری پیوند می‌زند. در زندگی یک روحانی همه چیز به تصویر کشیده می‌شود و ما شاهد هستیم که در زندگی زناشویی یک روحانی نیز نوری آسمانی تجلی می‌کند تا الگویی شود همچون فرش در حال بافت فیلم برای دیگران.‏ طلا و مس از طریقه زندگی یک روحانی تصویری بنیادین از عشق نمایش می‌دهد تا تبديل به آموزه‌ای استوار حتی برای سينماي جهان شود.

مهدی وزیریان در باب طلاو مس می نویسد: طلا و مس حکایت طلبه جوانی ست که برای آموختن علم اخلاق به تهران می آید و در نهایت چیزی غیر از آنچه نوشته بر جزوات است (و در حقیقت همان ها را) می آموزد.

اخلاق چیست؟ رسم بهتر بودن؟ روش سلوک تعالی؟ راه زندگی برتر؟ خب همه این ها هست، اما مصادیق آن در چه چیزهایی یافت می شوند؟ اصولاً این بحث نسبی بودن اخلاق تا چه حد صحیح است؟ اصلاً مگر اخلاق تئوری دارد؟ اگر دارد پس این ندای درون چیست؟ پس این "فَالهَمَها فُجورَها وَ تَقواها" چیست؟ اصلاً مگر آن درس نخوانده روستایی بیشتر از این دکترا دار شهر نشین ادب و اخلاق دارد؟ این بحث ها برای چیست؟ به نظر من این ها فراری ست ناخودآگاه برای وارد عمل شدن.

"طلا و مس" حکایت طلبه ای است (طلبه به معنای کسی که می جوید و می کاود و در طلب است، طلب بهتر بودن) در جستجوی دروس اساتید اخلاق، و در عین حال طلبه ای برای زمان حال، با آن همه گرفتاری های زمانه ای و مردمی. نگاه های منفی بسیاری را باید بپذیرد و مشکلات را ببیند و چشم را بر ناهنجاری هایی که به چالش می کشند همه دین و ایمانش را ببندد و... خود را از این منجلاب به سلامت بیرون بکشد.

فیلم در دام خوش واقع گرایی ست، نه از سیّد فرشته می سازد و نه از همسرش ایده آل ترین و نه از جامعه و مشکلاتش چشم می پوشد. آنجا که به دختر صاحبخانه با سندرم داونش اشاره می کند و سید را در مقطعی دچار خشم بروز داده نشان می دهد -و همسرش را نیز- و همدرس های سید را که حسرت همسر پولدار را می خورند. پارتی بازی پزشک بیمارستان با بیمار آشنای دکتر صالحی را می گوید و نحوه برخورد پزشک و انترن ها در بیمارستان با بیمار را نکوهش می کند (چه صحنه غم انگیز و تاثیرگذاری است با همه واقعی بودنش آن جا که پزشک زهرا سادات به همراه دانشجویانش بالای سر اوست و دست و پای او را بالا می برد و رها می کند، انگار که مرده ای است که جان و روح و احساس ندارد) در حقیقت سیاه یا سفید نبودن شخصیت ها و واقعیات دارد به عادت رایج سینمای ما تبدیل می شود که امری بسیار مبارک است.

سید نماد یک انسان معتقد واقعی است که چالش هایش با دنیا او را از انجام تکالیفش باز نمی دارد، اگر پرستار به او کنایه می زند پاسخ نمی دهد، در قبال دخترش تا حد امکان با سعه صدر برخورد می کند، در نبود همسرش جای خالی او را در احساس پر نمی کند و وفادار می ماند و در جای جای حرام و حلال زندگی، از بازگرداندن سریع قرضش گرفته تا کشیدن دائم پرده برای جلوگیری از نگاه حرام، سعی خود را به کار می بندد و می ماند. اما او معصوم هم نیست و در قبال سختی های زندگی و اعمال ظاهراً دیوانه وار همسرش بر سر او داد می زند تا ببینیم که ظرفیت انسانی او ماوراء تصور هم نیست.

همسر او اما یک زن نمونه است؛ همسری وفادار و مادری مهربان و همسایه ای دلسوز. اوست که دختر صاحبخانه را تنها برای رضای خدا به خانه می آورد و به او که دائم در حال گوش کردن به آهنگ های غنايی است، قرآن می آموزد و برای دخترش که دارد در خانه ای با آموزه های دینی بزرگ می شود، می رقصد و در این راه، تعادل را برای دنیای کودکانه هر دو بازمی گرداند. او در عین حال زن است، با همان احساسات متلاطم و هم اوست که دختر صاحبخانه و مادربزرگش را وقتی از بیماری اش رنج می کشد، از خانه بیرون می کند و بی جهت به تقلا می پردازد و خانه را به هم می ریزد. و در عین این ها وقتی به سید زن دیگری را برای جانشینی خود معرفی می کند و با شوخی به ظاهر جدی سید در قبال این امر بر می خورد، آشفته می شود.

سینا حبیبی یکی دیگر از منتقدان سینما در تحلیل طلاو مس مي‌نويسد: نكته‌اي كه پيش از اين و براي اولين بار در فيلم «زير نور ماه» هم ديده بوديم. با وجود اين مشكلات اين طلبه جوان بايد ريسمان زندگي‌اش را خود ببافد و آن را سر و سامان دهد و اين جاست كه بافتن آن فرش مي‌تواند استعاره‌اي باشد براي سر و سامان دادن به زندگي‌اش و مي‌بينيم كه با بافتن آن قالي بار ديگر زندگي‌اش بهتر مي‌شود و او خود را پيدا مي‌كند. قصه ساده و پر معناي اسعديان در همين نكات و جزيياتش نهفته است.

"طلا و مس" از اين جهت فيلم خوبي است كه ادعايي ندارد، پيام اخلاقي و شعار نمي‌دهد فقط داستانش را روايت مي‌كند. داستاني كه تا حد امكان بي‌طرف است و بيننده را به درون زندگي ساده اين طلبه مي‌برد.

"طلا و مس" يك درام خانوادگي است كه درون مايه‌اي مذهبي دارد. اين موضوع بيشترين كاركردش را در پايان فيلم نشان مي‌دهد. زماني كه طلبه جوان به سخنان استادش درباره عشق در زندگي گوش مي‌دهد و اينجاست كه مي‌بينيم اين طلبه اين آموزه‌ها را نه در كلاس درس بلكه در داخل همين زندگي‌ روزمره‌اش مي‌آموزد. زندگي كه بر پايه حجب و حيا تشكيل شده و هرچه مي‌گذرد، عمق آن بيشتر مي‌شود كه آن را مي‌توان تلفيقي از زندگي اسلامي ايراني دانست.

در اينجا بايد اشاره كرد "طلا و مس" داستان خودش را دارد. يعني قرار نيست صرفاً به خاطر دست گذاشتن روي روحانيت، آن‌ها را به چالش بكشد وبا شوخي با خط قرمز‌ها براي خود هوادار جمع كند.

بلكه داراي يك داستان عاشقانه است كه فقط شخصيت اصلي آن يك روحاني جوان است براي همين «طلا و مس» را مي‌توان يك اثر شريف دانست.

با توجه به داستان سر راست و روان آن و موضوع عاشقانه‌اي كه در فيلم نهفته است، مي‌توان انتظار داشت كه اين فيلم همان طور كه مورد توجه منتقدان قرار گرفت، مورد توجه مردم نيز قرار گيرد.

محمد مهدي خالقي نيز در خصوص طلا و مس می نویسد: نکته مثبت طلا و مس برخلاف بيشتر آثار جشنواره هاي ايران، ترسيم خانواده اي با شخصيت و باهويت و بسيار نزديک به بيشتر خانواده هاي ايراني است. آنچه درآثار سال‌هاي اخير سينماي ايران ديده ايم، خانواده هايي پراختلاف و در حال پاشيدن يا ازهم پاشيده و سست پايه‌اي است که مشکلي کوچک مثل فقر، بيماري، و... آنها را درمعرض ازهم پاشيدن قرار مي دهد. حتي در فيلم خواب‌هاي دنباله دار خانم درخشنده که گويا خانواده اصلي مشکلي ندارند، در سکانس مجتمع آپارتماني و با صداي خارج از قاب، به زور سروصداي يک دعواي خانوادگي به خورد تماشاگر داده مي شود. اما در طلا و مس رابطه سيد و زهرا و آنها و بچه ها آنقدر عادي و طبيعي است که مثل يک موسيقي -فيلم خوب اصلاً به چشم نمي آيد.

بازي بسيار خوب جواهريان که بيشتر انتخاب هاي بازيگري‌اش ازقضا در نقش‌هاي بيمار است نيز، به ترسيم موقعيت‌‌‌‌هاي مختلف اين رابطه عاشقانه و گرم کمک مي کند. از يک نقش خارق العاده و شايد کم ديده شده در اين فيلم هم نبايد به سادگي گذشت. بازي حاجي فرش فروش بسيار واقعي، طبيعي و درخشان به نظر مي رسد.

[ شنبه بیست و دوم خرداد 1389 ] [ 11:13 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: پروژه سينمايي آسمان هشتم در مراسمي با حضور معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و جمعي از هنرمندان در مشهد آغاز به كار كرد.  نويسنده و كارگردان فيلم پنج‌شنبه شب در اين مراسم، با اشاره به ضرورت توسعه سينماي ديني در كشور گفت: همه ما بايد براي بازگشت به سينمايي كه همراه با خانواده به‌راحتي به توان آن را مشاهده كرد، تلاش كنيم.
حسن نجفي كه آسمان هشتم نخستين تجربه كارگرداني وي است، تصريح كرد: اگر كارگردان لايه پوچ ظاهري را كنار نگذارد، با مشاهده فيلم اتفاقي در بيننده مي‌افتد.
وي با بيان اين كه متاسفانه امروز شاهد مرسوم شدن نمايش فقر و بدبختي در سينماي ايران هستيم، خاطرنشان كرد: در اين فيلم تلاش مي‌شود اميد و ايمان به نمايش گذاشته شود.
تهيه كننده اين فيلم نيز عنوان كرد: در ادامه روند حمايت تهيه‌كنندگان مطرح سينماي ايران از توليد فيلم‌هاي ارزشي، امروز همزمان با ولادت حضرت فاطمه (س) تصويربرداري فيلم سينمايي آسمان هشتم در مشهدالرضا(ع) آغاز مي‌شود.
جمال شورجه با تقدير از پيشتيباني و حمايت آستان قدس رضوي و شهرداري مشهد در ساخت اين فيلم، از شفيع ‌آقامحمديان و روح‌الله برداري به عنوان ديگر تهيه‌كنندگان اين اثر نام برد.
وي با اشاره به انتخاب بازيگران اصلي اين فيلم از كشور آذربايجان، دوزبانه بودن فيلم و استفاده از زيرنويس، اظهار اميدواري كرد كه اين فيلم به تواند با اتمام مراحل توليد، در جشنواره فجر 89 حضور يابد.
همچنين معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين مراسم گفت: در راستاي حمايت از كارگرداناني كه براي نخستين بار اقدام به فيلمسازي مي‌كنند، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي ايران نخستين قرارداد خود را با اين فيلم منعقد كرده است.
جواد شمقدري با اشاره نزديكي و همزادپنداري عوامل اين فيلم با يكديگر، از مسئولان استاني خراسان رضوي كه ساخت اين فيلم را مورد حمايت قرار داده‌اند، قدرداني كرد.
مراحل تصويربرداري اين فيلم در دو شهر باكو كشور آذربايجان و شهر مشهد صورت گرفته و شاخص‌ترين بازيگران ايراني اين فيلم محمد كاسبي، هادي قميشي و رحيم نوروزي هستند.
[ یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 ] [ 11:51 ] [ مجتبی گروسی ]

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:«محمدرضا اعلامي» نويسنده و كارگردان سينماي ايران شب گذشته در سن 54 سالگي دار فاني را وداع گفت.

«آرش اعلامي» فرزند اين مرحوم در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس با تائيد اين مطلب گفت: شب گذشته پدرم بسيار ناگهاني دچار حمله قلبي شد و درد شديدي را در دستش احساس كرد و تنها در عرض يك ربع و قبل از آن كه به بيمارستان منتقل شود درگذشت.
وي ادامه داد: هنوز هيچ چيز از جزئيات مراسم خاك‌سپاري و تشييع پيكر پدرم مشخص نيست.
بر اساس اين گزارش، محمدرضا اعلامي كارگرداني فيلم‌هاي سينمايي رازها (1383)، ساقي (1380)، آشوبگران (1377)، آن سوي آينه (1376)، افعي (1371)، عشق و مرگ (1369)، شناسايي (1366)، ترنج (1365) و نقطه ضعف (1362) را در كارنامه هنري خود دارد.
وي مدت‌ها بود كه مشغول تدارك ساخت فيلم سينمايي «ماشاءالله خان دربارگاه هارون رشيد» به تهيه‌كنندگي «مرتضي شايسته» بود كه قرار بود تا يك‌ماه آنيده در شهرك سينمايي كليد بخورد اما درگذشت ناگهاني وي مانع ساخت دهمين فيلم بلند سينمايي‌اش شد.
«محمدرضا اعلامي» چندي پيش با استفعاي «مهدي كرم‌پور» از شوراي صنفي نمايش به عنوان نماينده كانون كارگردانان در شوراي صنفي انتخاب شده بود كه قرار بود به عنوان رئيس نيز در جلسه هفته آينده انتخاب شود. 
سینماتوگراف در گذشت ناگهاني اين هنرمند را به خانواده وي و خانواده سينماي ايران تسليت مي‌گويد.

[ جمعه هفتم خرداد 1389 ] [ 20:38 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:  گزارش ديشب برنامه «7» درباره ابتذال در سينماي كمدي و حرف‌هاي غافلگيركننده ميهمانان برنامه آنقدر روشنگر بود كه توانست در مدت زماني كوتاه و مفيد، مؤثرتر از ده‌ها نشست و گفت‌وگو و نقد و اظهارنظري كه در چند ماه اخير در رسانه‌ها منعكس شد، عمل كند.

برنامه آقاي جيراني به‌تدريج قواره درست خود را پيدا مي‌كند و اين براي سينماي ايران مي‌تواند مغتنم و البته جريان‌ساز و با نگاهي آرماني، هويت‌ساز باشد.
برنامه ديشب «7» كه با عنوان «شماره يك مجله» معرفي شد، نقائص متنوع 4 برنامه قبلي را نداشت و خوشبختانه شيوه اجراي برنامه زنده خبري- تحليلي با موضوع سينما (از جمله رفتار مجري با كارشناس و خبرنگار برنامه) اين بار درست رعايت شده بود.
«7» ديشب ويژگي‌هاي ديگري هم داشت كه آن را به «90» محبوب نزديك‌ مي‌ساخت.
يكي از بخش‌هاي غافلگيركننده اين برنامه، بخش گزارشي اين برنامه با حضور بازيگران سينما است كه از نگاه تيزبين و ژورناليستي آقاي جيراني مي‌آيد. همان نگاهي كه قبل‌تر در «هفته نامه سينما» آن را سراغ داشتيم. گزارش ديشب «7» درباره ابتذال در سينماي كمدي (كه مجري با احتياط اين عنوان را ادا مي‌كرد) و حرف‌هاي غافلگيركننده «رضا شفيعي‌جم» و «امير جعفري» ميهمانان برنامه و نيز اظهارات «عليرضا خمسه»‌ و به‌ويژه «جواد رضويان» در گفت‌وگوهاي ضبط شده برنامه، آنقدر روشنگر بود كه توانست در مدت زماني كوتاه و مفيد، از ده‌ها نشست و گفت‌وگو و نقد و اظهارنظري كه در چند ماه اخير در رسانه‌ها و در اين زمينه مؤثرتر عمل كند.
سخنان رضا شفيعي‌جم درباره نقش پررنگ بازيگران طنز در پروسه توليد فيلم‌هاي كمدي (كه شايد كارشناسان و منتقدان سينمايي از كنار اين واقعيت راحت گذر مي‌كردند) يك افشاگري لازم و به موقع بود. توصيفات شفيعي‌جم درباره خنديدن و روده‌بر شدن كارگردان يك فيلم از همه كارهاي بداهه او (وحتي لوس‌بازي‌هايش!) آنقدر تكان‌دهنده بود كه مي‌توانست همه نگاه‌ها را درباره سينماي كمدي حال حاضر ايران تغيير دهد و بر واقعيت موجود در آن متمركز كند يا حرف‌هاي او درباره افسردگي‌اش پس از خواندن 50 فيلمنامه مشابه و كم‌كاري‌اش و اين كه بازيگر سينماي طنز و كمدي در جشنواره‌هاي فيلم فجر تاكنون جايگاهي نداشته و سيمرغ بازيگري به بازيگراني داده شده كه يا خوب گريه مي‌كنند يا نقش معلول و معتاد بازي‌ مي‌كنند و...
شنيدن اين حرف‌ها همان‌قدر براي مخاطب سينماي ايران، اهالي سينما و رسانه‌ها و مسئولان سينما و متوليان فرهنگي لازم بود كه حرف‌هاي مشابه «جواد رضويان» درباره نقش او در شكل‌گيري فيلم‌هاي پرفروش كمدي، نحوه تعاملش با كارگردان‌هاي اين دست فيلم‌ها، ساخته شدن فيلم‌ سوپرماركتي و زيرشانه تخم‌مرغي (!) توسط او ...
«7» با ادامه روند فعلي، با حضور همه چيز سر جاي خودش، با حضور مؤثر «مسعود فراستي»، با حذف زوائد و بهره‌گيري از افزودني‌هاي مجاز، مي‌رود تا به «90» برسد و بتواند حتي آن را هم پشت سر بگذارد. خوشبختانه سازندگان برنامه «7» عزم خود را جزم كرده‌اند تا حالا كه بعد از سال‌ها، سينماي ايران قرار است به يك برنامه سازنده خبري-تحليلي در تلويزيون دست يابد، اين موقعيت را هدر ندهند.

[ چهارشنبه پنجم خرداد 1389 ] [ 11:50 ] [ مجتبی گروسی ]

 

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:  متن كامل دفترچه سياست‌هاي سينماي ايران منتشر شد. متن كامل دفترچه سياست‌هاي سينماي ايران با عنوان «سياست‌هاي سينمايي، مباني،‌ رويكردها، شيوه‌هاي اجرايي، حمايت‌ها، زيرساخت‌ها و بايسته‌ها» كه از سوي معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شده به شرح زير است....


ادامه مطلب
[ جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389 ] [ 11:27 ] [ مجتبی گروسی ]

سینماتوگراف: رضا عطاران و مجید صالحی دو دوست بسیار صمیمی هستند که رفاقتشان زبانزد است. همیشه می توان سراغ آن ها را از هم گرفت و از حال یکی از آن ها که با خبر شوی، انگار با هر دو نفر حرف زده ای. علی صادقی هم بازیگر شاد و همیشه خندان سریال هایشان رابطه بسیار خوبی با آنها دارد و از رفاقت آن ها سال های زیادی می گذرد. سال هایی که با هم خوبی و....


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 ] [ 11:57 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف: مهين شهابي بازيگر پيشکسوت سينماي ايران در بخش مراقبت هاي ويژه يكي از بيمارستان هاي تهران همچنان به کما سر مي برد.

 داود رشيدي رئيس انجمن بازيگران روز شنبه با تاييد اين خبر گفت:مهین شهابی هم اکنون در بخش مراقبت هاي ويژه يکي از بيمارستان هاي تهران در کما به سر مي برد.به نظر مي رسد بايد براي بازيگران پيشکسوت کاري کرد و از آنان حمايت کرد.

 

مهین شهابی

اين بازيگر سينما خاطرنشان کرد: اميدوارم با طرح موضوع بازيگران پيشکسوت در شوراي مرکزي سينما ، تصميمي مناسب در اين باره اتخاذ شود.

مهين شهابي در خانواده اي ارتشي به دنيا آمد. وي بازيگري را در گروه اسکوئي ها که تازه به ايران آمده بودند فراگرفت و سپس به دعوت دکتر فروغ رئيس اداره دراماتيک به آنجا رفت که بعد از بازي در چند نمايشنامه استخدام رسمي وزارت فرهنگ – هنر آن زمان شد و بعد از آن هنر تئاتر و سينما و تلويزيون تواما حرفه او شد البته او در صدها پيش صحنه در تئاتر سنگلج و تلويزيون بازي کرد و در فیلم هاي «گاو» ، «سازش» ، «قيامت عشق» ، «بيتا» ، پيش از انقلاب نيز به عنوان بازيگر حضور داشت و بعد از به ثمر رسيدن انقلاب نيز در فيلم هاي بسياري همچون: «شيلات» ، «مزدوران» ، «مأموريت» ، «پنجره» ، «روز ديدار» ، «شهر لاجوردي» ، «بگذار زندگي کنم» و «گل مريم» ايفاي نقش نمود.

وي مدتي هم گوينده راديو بود.

[ پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 ] [ 14:28 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:حکم رسمی سوپراستارسینمای ایران بهرام رادان به عنوان  سفیر سازمان ملل در مبارزه علیه گرسنگی، اعطا شد. در مراسمی که صبح امروز، دوشنبه ششم اردیبهشت در مقر سازمان ملل متحد در تهران برگزار شد، این حکم سینمای ما هم به بهرام رادان اعطا شد.
[ دوشنبه ششم اردیبهشت 1389 ] [ 22:21 ] [ مجتبی گروسی ]

حمیده خیر آبادی

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:حمیده خیرآبادی بازیگر سینما و تلویزیون بامداد سه شنبه در 86 سالگی درگذشت. این بازیگر سینما و تلویزیون که سال 1303 در شهرستان رشت متولد شد در سالهای اخیر مقابل دوربین نمی‌رفت.او 31 فروردین ساعت 2 بامداد درگذشت . پیکرخیرآبادی سه شنبه 31 فروردین‌ماه در بهشت زهرا به خاک سپرده می‌شود. در حال حاضر پس از انتقال پيكر متوفي از غسالخانه ،خانواده‌اش در حال تشييع و خاكسپاري پيكر وي در بهشت زهرا(س) هستند.

«حميده خيرآبادي» متولد 1303 در شهرستان رشت بود و در 86 سالگي دارفاني را وداع گفت. زنده یاد خیرآبادی در سالهای فعالیت سینمایی‌اش در 150 فیلم و تعدادی مجموعه مقابل دوربین رفت. خیرآبادی آخرین بار در فیلم سینمایی "سرود تولد" (۱۳۸۳) مقابل دوربین رفت و در این سال‌ها به جز نمایی در فیلم "شیرین" به کارگردانی عباس کیارستمی تصویری از او ثبت نشد.
تعدادی از فیلمهای این بازیگر عبارتند از : " توکیو بدون توقف" (۱۳۸۱)، " بازیگر" (۱۳۷۸)، "روزی که خواستگار آمد" (۱۳۷۵)، " پاکباخته" (۱۳۷۴)، "سلام به انتظار" (۱۳۷۴)، "ماه مهربان" (۱۳۷۴)، "تحفه هند" (۱۳۷۳)، "روز واقعه" (۱۳۷۳)، "سفر بخیر" (۱۳۷۳)، "کلاه قرمزی و پسرخاله" (۱۳۷۳)،"تماس شیطانی" (۱۳۷۱)، "راز گل سرخ" (۱۳۷۱)، "عیالوار" (۱۳۷۱)، "مریم و می تیل" (۱۳۷۱)، "هنرپیشه" (۱۳۷۱)، "یک مرد یک خرس" (۱۳۷۱)،" بانو" (۱۳۷۰) "جیب برها به بهشت نمی روند" (۱۳۷۰)

"راز چشمه سرخ" (۱۳۷۰)، "گرگهای گرسنه" (۱۳۷۰)،"جستجو در جزیره" (۱۳۶۹)، "در آرزوی ازدواج" (۱۳۶۹)، "سایه خیال" (۱۳۶۹)،"علی و غول جنگل" (۱۳۶۹)،"بچه های طلاق" (۱۳۶۸)، "ریحانه" (۱۳۶۸)، "شب بیست و نهم" (۱۳۶۸)
"مادر" (۱۳۶۸)،" زرد قناری" (۱۳۶۷)، "هی جو" (۱۳۶۷)، "سایه های غم" (۱۳۶۶)، "اجاره نشین ها" (۱۳۶۵)
"خانه ابری" (۱۳۶۵)، "مدرک جرم" (۱۳۶۴)، "پیراک" (۱۳۶۳)، "شب شکن" (۱۳۶۳)، "مفسدین" (۱۳۵۹)، "با عشق مردن" (۱۳۵۷)، "پرستش" (۱۳۵۷)، "تشنه باران" (۱۳۵۷)، "خیابانی ها" (۱۳۵۷)،" تازه عروس" (۱۳۵۶)، "خاتون" (۱۳۵۶)، "خدا قوت" (۱۳۵۶)،"زن" (۱۳۵۶)، "شب آفتابی" (۱۳۵۶)، "مشکل آقای اعتماد" (۱۳۵۶)، "پیش کسوت" (۱۳۵۵)، "رابطه جوانی" (۱۳۵۵)، "شادیهای زندگی" (۱۳۵۵)،"ماه عسل" (۱۳۵۵)، "میهمان" (۱۳۵۵)، "پاشنه طلا" (۱۳۵۴)، "پلنگ در شب" (۱۳۵۴)، "تعصب" (۱۳۵۴)، "دو آقای با شخصیت" (۱۳۵۴)، "شاهرگ" (۱۳۵۴)، "همسفر" (۱۳۵۴)،"اوستا کریم نوکرتیم" (۱۳۵۳)، "بزن بریم دزدی" (۱۳۵۳)، "تهمت" (۱۳۵۳)، "صلات ظهر" (۱۳۵۳)، "عروس پابرهنه" (۱۳۵۳)، "فرار از بهشت" (۱۳۵۳)، "ماجراجویان خشن" (۱۳۵۳)"مهدی فرنگی" (۱۳۵۳)، "باجناق" (۱۳۵۲)، "تیغ آفتاب" (۱۳۵۲)، "در آخرین لحظه" (۱۳۵۲)، "قصه شب" (۱۳۵۲)، "محبوب بچه ها" (۱۳۵۲)،" شهر آفتاب" (۱۳۵۱)،" شیر توشیر" (۱۳۵۱)، "بابا شمل" (۱۳۵۰)، "دلقک ها" (۱۳۵۰)، "کاکو" (۱۳۵۰) "حسن کچل" (۱۳۴۹)، "دزد و پاسبان" (۱۳۴۹)، طوقی (۱۳۴۹)، "علی بی غم" (۱۳۴۹)، "الماس 33"(1346)، "میهن پرست" (۱۳۳۲)و ...

[ سه شنبه سی و یکم فروردین 1389 ] [ 23:10 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فيلم سينمايي "هيچ" به كارگرداني عبدالرضا كاهاني در ايام نوروز به نمايش درآمد. اين فيلم كه با بهره گیری از رئاليسم جادويي در داستان، بيانگر رسوخ پوچي درطبقات فرودست جامعه ايراني است. اگرچه باید به قوت دراماتیک فیلمنامه و بازي هاي خوب بازیگران اذعان کرد اما بايد گفت اینکه همه اینها دست آخر در خدمت سرنوشتی سیاه و پوچ قرار می گیرد.

شخصیتهای اين فيلم در انتهاي خود به نوعی "نيست انگاري" دچار مي شوند كه غايت اندیشه و زندگی روشنفكران غرب زده است. خودکشی، هرزگی، طلاق و از هم پاشیدن کانون یک خانواده، همچون سرنوشتی محتوم در انتظار اعضای خانواده ای است که به دنبال هوس ها واغراض شخصی اند و از آغاز هم یک زندگی سیاه و ادبیاتی نسبتا رکیک و البته با ته مایه ای از طنز دارند. پايان فيلم عبدالرضا كاهاني پايان يك جامعه نيست. در حقيقت پايان دردناك اين فيلم، پاياني بر نحوه نگرش خرده روشنفكران ایرانی است. اگرچه سینما باید به سوی نمایش حقیقت حرکت کند و از انتزاعات روشنفکرانه یا شعار دادن بپرهیزد اما نمایش "حقیقت"، نباید با هرزه درایی و نیست انگاری اشتباه شود.

درونمایه نیهیلیستی فیلمنامه البته بر مبنای داستانی به پیش می رود که از رئاليسم جادويي پیروی می کند، در حالیکه اين مكتب ادبي در غرب در ساختار خاصي مورد توجه قرار مي گيرد.

اما اين مكتب ادبي چيست كه فيلمساز جوان ایرانی، آگاهانه یا ناآگاهانه از آن پيروي کرده است؟ مکتبی ادبی رئالیسم جادویی یا Majic realism در قرن اخیر مورد توجه گروهی از نویسندگان واقع شده است. رئالیسم جادویی در قصه بدین معناست که همه عناصر داستان طبیعی است و تنها یک عنصر جادویی و غیر طبیعی در بافت قصه وجود دارد.

می‌توان گفت که رئالیسم جادویی محصول رویارویی تمدن غرب و سنت‌های کشورهای جهان سوم است. پیش از آنکه از اروپاییان، کشورهای امریکای لاتین را مستعمره خود کنند. مردم این مناطق که فاصله زیادی با تمدن و فرهنگ غرب داشتند، در سایه عادات، افکار و عقاید خود روزگار می‌گذراندند. آنچه که از نظر انسان متمدن امروز، خرافات به نظر می‌رسد، بخش عمده‌ای از زندگی مردم این مناطق را تشکیل می‌داد. آنها به شدت به اجرای مناسک مذهبی و آداب و رسوم خود پای‌بند بودند و اسطوره‌ها را بسیار بهتر از مردم سرزمین‌های غربی درک می‌کردند. با حضور اروپاییان در این کشورها و ورود صنعت و فرهنگ غرب به آنجا مردم این کشورها در تضاد بین سنت و تجدد گرفتار آمدند. این تضاد در آثار هنری به ویژه ادبیات نیز تاثیرگذار بود. اما اين حكايت هنگامي كه درساختار جغرافياي شرق قرار مي گيرد بي معنا وشايد بيشتر كمدي به نظر آيد.

در فیلم سینمایی "هیچ"، داستان مردي كه به صورت بسيار عجيبي ميل به خوردن دارد و بدنش اين توانايی را دارد تا به صورت عجيبي كليه توليد كند، همچون يك عنصر جادويي در داستان رئال "هیچ" جلوه گري مي كند. "نادر" اين انسان عجيب است كه درهمين تهران درميان طبقه فرودست جامعه ما زندگي مي كند.

كل فيلم دردو اپيزود به نمايش درمي آيد: در اپيزود اول نادر، فرد مفلوكي است كه عفت به خاطر توصيه عمه نادر حاضر مي شود به عنوان همسرش در آيد. اما در ادامه عفت متوجه مي شود كه نادر مريضي عجيبی دارد و به شکل مفرطی پرخور است. او بعد از چندين كش وقوس نادر را از خانه بيرون مي اندازند.

در اپيزود دوم خانواده عفت متوجه مي شوند بدن نادر توانايي توليد چندين كليه در سال دارد وخوب مي توانند با فروش كليه ها به وضع نا بسامان اقتصادي سر و ساماني دهند و ادامه داستان ... .

کارگردان تمام تلاش خود را مي كند تا كل فيلم را دريك فضاي رئال به نمايش درآورد. به همين خاطر حتي دوربين تا خصوصي ترين روابط اجتماعي افراد – یعنی اتاق خواب - به پيش مي رود و سعی می کند به مدد نورپردازي مناسب فيلم را از وضعيت فيلمفارسي نجات دهد.

اما سوال اساسي دراينجا طرح مي شود که اساسا در جامعه ما چنين نگاهي به چه ميزان كاربرد اجتماعي دارد؟ آيا رئاليسم جادويي مي تواند مابه‎ازايی در زيست جهان انسان ایرانی داشته باشد؟ جامعه اي كه هنوز با راز و معنويت و دینداری زيست مي كند و مردمي كه هنوز به معجزه ايمان دارند، چگونه مي توانند با اين مكتب فكري ارتباط برقرار كنند؟

متاسفانه بايد گفت نويسنده اين اثر نه تنها فهم درستي از جامعه خود ندارد بلکه سعي مي كند تا با بزرگنمایی برخی زشت‏خویی‎ها جامعه خود را در سطح فحاشي هاي كودكانه تقليل دهد. اگر اين مبنای نقد را بپذیریم که مولف هر اثر، در مرتبه اي تفسير از خود است شاید بايد گفت كاهاني خود را در آينه جامعه ملاحظه كرده.

به غير از بازي هاي قوي بايد گفت اين فيلم در انتهاي خود به نيست انگاري دچار مي شود كه غايت تمام مكاتب فكري و روشنفكران غرب زده است. نهيليسم در حقيقت ذات هر گونه نگاه غربي به عالم است؛ خواه رئاليسم؛ خواه ايده اليسم وخواه رئالیسم جادويي. اين پوچي نمايانگر ذات فكر غربي است. به همين دليل مخاطب ايراني با اين فيلم به صورت كمدي برخورد مي كند براي مخاطب ايراني نقش هاي ليلا، يكتا، بيك، محترم، عادل، نيما و... بيشتركمدي به نظر مي آيند. نکته اصلی در تمایز کمدی با پوچی، آن است که مخاطب ايراني با افرادي بي غيرت كه حاضر مي شوند مادر وخواهرشان به هر کار و شغلی دست بزنند، ارتباطي برقرار نمي كند.

به هر ترتيب فيلمسازان ايراني به جای توجه به مشکلات قشر محروم و آسیب شناسی آن، واقعي جلوه دادن فيلم های خود را در گرو به نمايش درآوردن روابط خصوصي افراد و فحاشي هاي بي پرده درنظر آورده اند؛ این درحالیست که فیلمسازان ما قدري هم باید در پس ذهن خود نگران فرهنگ عمومي جامعه باشند.

[ سه شنبه سی و یکم فروردین 1389 ] [ 11:19 ] [ مجتبی گروسی ]
مجتبی گروسی-سینماتوگراف:«محمدرضا سرشار» نویسنده، در سايت شخصي خود نوشته است: حدود دو سال پيش، در سفري به مشهد با «آقاي رضا ميركريمي» ـ نويسنده و كارگردان سينما ـ همراه شديم. در راه، صحبت از ساده زيستي رهبر انقلاب - حضرت آيت‌الله خامنه‌اي - شد. آقاي ميركريمي خاطره‌اي از رهبر معظم انقلاب تعريف كرد كه بسيار جالب و روشنگر بود. او مي‌گفت:
هر وقت در جريان كار و زندگي، زياد به من فشار [رواني] وارد مي‌آيد، در هر مرحله‌اي كه باشم، همه چيز را رها مي‌كنم و - گاهي از همان سر كار - تلفني به خانه مي‌زنم و يك راست به فرودگاه مي‌روم. همان جا بليطي تهيه مي‌كنم و عازم مشهد مي‌شوم. آنجا زيارتي [و درد دلي] با امام رضا (ع) مي‌كنم و آرام مي‌شوم، و برمي‌گردم.

يك بار - در يكي از همين سفرها - توي هواپيما نشسته بودم و در خودم بودم كه ديدم در قسمت جلو هواپيما انگار وضعيت متفاوتي است. به اين معني كه، كساني را مي‌ديدم كه از جاهاي مختلف هواپيما، يكي يكي به قسمت جلو مي‌رفتند. آنجا كنار يكي از صندلي‌ها مي‌نشستند. با شخصي كه روي آن صندلي نشسته بود چيزهايي مي‌گفتند و مي‌شنيدند. بعد، خوشحال و راضي، برمي‌گشتند و سر جايشان مي‌نشستند.

كنجكاو شدم بدانم قضيه چيست. از يكي از كساني كه از آنجا برمي‌گشت، موضوع را پرسيدم. گفت: «كسي كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبري است».

هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردي كه معلوم بود محافظ است پرسيدم: «مي‌شود رفت، با آقا صحبت كرد؟» گفت: «بله. قدري صبر كن تا كسي كه پهلوي آقاست، صحبتش تمام شود».

از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: «چرا آقا با پرواز عمومي به مشهد مي‌روند؟!» گفت: «آقا فقط سفرهاي رسمي دولتي را با پرواز اختصاصي مي‌روند. سفرهاي شخصي [كه عمدتا هم سفر زيارتي به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهاي عمومي مي‌روند». پرسيدم: «يعني مي‌روید برايشان بليط هم مي‌خريد؟!» گفت: «بله. مثل همه مسافرهاي معمولي، برايشان بليط مي‌خرند. بدون اطلاع يا تشريفات خاص، مي‌آيند سوار هواپيما مي‌شوند و راهي مي شوند. تازه توي هواپيماست كه خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ايشان مي‌شوند».

صبر كردم تا صحبت نفر قبلي تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفي كردم و ....

[ یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 ] [ 11:8 ] [ مجتبی گروسی ]
درباره وبلاگ

خبرنگار آزادم -اين وب سايت مخصوص سينماي ايران است در اين سايت شما از آخرين اخبار- عكسهاي فيلمهاي در حال ساخت-نقد فيلم-وحاشيه هاي سينماي وطن با خبر ميشويد منتظر نظرات زيبايتان هستيم -لطفآ براي اطلاع از جديدترين خبرهاي به موضوع مورد نظرتان مراجعه كنيد
وبرای نظر دادن به انتهای سایت مراجعه کنید
موضوعات وب
امکانات وب